تبليغاتX
اندیشه

اندیشه

دریچه ای به دنیای دانش

.::به وبلاگ آموزشی اندیشه خوش آمدید::.

+ نوشته شده در  شنبه 1390/12/27ساعت 16:58  توسط حسین شمس  | 

پژواک

پدري همراه پسرش در جنگلي مي رفتند. ناگهان پسرك زمين خورد و درد شديدي احساس كرد.او فرياد كشيد آه... در همين حال صدايي از كوه شنيد كه گفت: آه... پسرك با كنجكاوي فرياد زد «تو كي هستي؟» اما جوابي جز اين نشنيد «تو كي هستي؟» اين موضوع او را عصباني كرد.
       پس داد زد «تو ترسويي!» و صدا جواب داد «تو ترسويي!» به پدرش نگاه كرد و پرسيد:«پدر چه اتفاقي دارد مي افتد؟» پدر فرياد زد «من تو را تحسين مي كنم» صدا پاسخ داد «من تو را تحسين مي كنم»  پدر دوباره فرياد كشيد «تو شگفت انگيزي» و آن آوا پاسخ داد «تو شگفت انگيزي». پسرك متعجب بود ولي هنوز نفهميده بود چه خبر است.

      پدر اين اتفاق را برايش اينگونه توضيح داد: مردم اين پديده را «پژواك» مي نامند. اما در حقيقت اين «زندگي» است. زندگي هر چه را بدهي به تو برمي گرداند. زندگي آينه اعمال و كارهاي نيك و بد توست. اگر عشق بيشتري مي خواهي، عشق بيشتري بده. اگر مهرباني بيشتري مي خواهي، بيشتر مهربان باش. اگر احترام و بزرگداشت را طالبي، درك كن و احترام بگذار. اگر مي خواهي مردم نسبت به تو صبور و مؤدب باشند، صبر و ادب داشته باش!

    اين قانون طبيعت است و در هر جنبه اي از زندگي ما اعمال مي شود. زندگي هر چه را كه بدهي به تو برميگرداند. به هر كس خوبي كني، در حق تو خوبي خواهد شد و به هر كس كه بدي كني، بدي هم خواهي ديد. زندگي تو حاصل يك تصادف نيست. بلكه آينه اي است كه انعكاس كارهاي خودت را به تو بر مي گرداند.

 پس هرگز يادمان نرود «كه با هر دستي كه بدهيم، با همان دست مي گيريم و با هر دستي بزنيم، با همان دست هم مي خوريم»

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/02/27ساعت 16:29  توسط فاطمه شفيعي لو  | 

کدامیک ازما....

مردی متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنواییش کم شده است. به نظرش رسید که همسرش باید سمعک بگذارد ولی نمی دانست این موضوع را چگونه با او در میان بگذارد . بدین خاطر ، نزد دکتر خانوادگی شان رفت و مشکل را با او در میان گذاشت. 
دکتر گفت : برای این که بتوانی دقیق تر به من بگویی که میزان ناشنوایی همسرت چقدر است آزمایش ساده ای وجود دارد . ابتدا در فاصله 4 متری او بایست و با صدای معمولی مطلبی را به او بگو.اگر نشنید همین کار را در فاصله 3 متری تکرار کن. بعد در 2 متری و به همین ترتیب تا بالاخره جواب دهد. این کار را انجام بده و جوابش را به من بگو. 
آن شب ، همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهیه شام بود و خود او در اتاق تلویزیون نشسته بود. مرد به خودش گفت الان فاصله ما حدود 4 متر است بگذار امتحان کنم . سپس با صدای معمولی از همسرش پرسید : عزیزم شام چی داریم ؟ 
جوابی نشنید . بعد بلند شد و یک متر جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و دوباره پرسید : عزیزم شام چی داریم ؟ 
باز هم پاسخی نیامد . باز هم جلوتر رفت و از وسط هال که تقریبا 2 متر با آشپزخانه و همسرش فاصله داشت گفت : عزیزم شام چی داریم ؟ 
باز هم جوابی نشنید. باز هم جلوتر رفت و به در آشپزخانه رسید . سوالش را تکرار کرد و باز هم جوابی نیامد. این بار جلوتر رفت و درست از پشت سر همسرش گفت : عزیزم شام چی داریم ؟ 
همسرش گفت : مگه کری ؟ برای پنجمین بار میگم : خوراک مرغ ! 
مشکل ممکن است آنطور که ما همیشه فکر می کنیم در دیگران نباشد و شاید در خود ما باشد. 
گرفتاری این دنیا در اینست که نادان از کار خود اطمینان دارد و دانا از کار خود مطمئن نیست.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/02/27ساعت 16:24  توسط فاطمه شفيعي لو  | 

میلاد حضرت فاطمه زهرا (س) و روز مادر بر همه زنان و مادران عزیز مبارک باد.

مدت‌ها بود كه زنان عرب از خدیجه همسر گرامی رسول خدا صلی الله علیه و آله به خاطر ازدواج با آن حضرت، فاصله گرفته بودند.

هاله‌ای از غم و اندوه او را گرفته بود و در خانه هیچ مونسی نداشت تا در نبود پیامبر صلی الله علیه و آله با او انس بگیرد كه ناگه سكوت مطلق شكسته شده و جنین با مادر خود سخن گفته و دلداریش می‌دهد. این بماند كه در این مدت با مادر خود چه می‌گفت و چه می‌شنید زیرا تاریخ به درستی از این گفتگوهای اسرارآمیز پرده بر نداشته چرا كه مادر مؤ منان آن را در هاله‌ای از ابهام گذارد. راستی این جنین كیست و حقیقت او چیست كه ماهها با مادر سخن می‌گوید و او آنها را از پیامبر صلی الله علیه و آله كتمان می‌كند.

نوشته‌اند روزی پیامبر صلی الله علیه و آله وارد خانه شد شنید كه خدیجه با كسی سخن می‌گوید! از روی تعجب پرسید: ای خدیجه! با كه سخن می‌گویی؟!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1391/02/23ساعت 17:39  توسط حسین شمس  | 

تو را به چه مانند کنم ؟

دل دریاییت لبریز از آرامش است .همچون کوه استوار از حوادث روزگار ایستاده ای و همچون ابر، باران پر

شکوه معرفت بر چمن های دشت دانش آموختگی فرو می ریزی . خورشید نگاهت گرمابخش وجود ما

وحرارت کلبه ی سرد یأس و ناامیدی و ارمغان شور و شعف است . غنچه ی تبسمی که از گلستان لبهای

تو می روید، طراوت لحظه های ابهام و زیبا یی بخش خانه ی وجود ماست . کلام روح بخش

و دلنشین تو موسیقی دلنوازی است که بر گوش جان می نشیند و اهنگ زندگی را به

شور در می آورد. روانی به لطافت گلبرگهای ارغوان داری که از احساس و شور و شعف لبریز

است . دستهای روشنت سپیدی خود را از گل بوسه های گچ گرفته و شمع وجودت از

نیروی ایمان و انسانیت شعله ور است . سرخی شفق ، تابش آفتاب ، نغمه ی بلبلان ،

صفای بستان ، آبی دریاها ، همه و همه را می توان در تو خلاصه نمود . معنای کلام امید

بخش تو همچون نسیم صبحگاهان نشاط بخش روح خسته ماست . علم آموزی و صبر

ایمان را از پیامبران به ارث برده ای و به حقیقت وارث زیبایی ها بر گستره ی گیتی

هستی . قدوم سبز تو سبزینه ی کوچه باغ های زندگی و صفا بخش خاطر پر دغدغه ی

ماست . طپش قلب تو آهنگ خوش هستی و جوشش نشاط در غزل شیوای زندگی

است . تو روشنایی بخش تاریکی جان هستی و ظلمت اندیشه را نور می بخشی . ‹‹ و ما

یستوی الاعمی والبصیر . و لا الظلمات ولا النور ›› وهرگز کافر تاریک جان کور اندیش با مومن

اندیشمند خوش بینش یکسان نیست وهیچ ظلمت با نور یکسان نخواهد بود . چگونه

سپاس گویم مهربانی ولطف تو را که سرشار از عشق ویقین است . چگونه سپاس گویم

تأثیر علم آموزی تو را که چراغ روشن هدایت را بر کلبه ی محقر وجودم فروزان ساخته

است . آری در مقابل این همه عظمت و شکوه تو مرا نه توان سپاس است ونه کلام وصف .

تنها پروانه ی جانم بر گرد شمع وجودت  می سراید :

معلم کیمیای جسم و جان است …

مــعلم رهنمای گمرهان است….

شـده حک بر فراز قله ی عشق ….

معلم وارث پیغــــمبران است

روزمعلم برتمامی معلمان سرزمین مادری «ایران سرفراز»تهنیت باد.

+ نوشته شده در  یکشنبه 1391/02/10ساعت 17:36  توسط فاطمه شفيعي لو  | 

نقش واسطه ها در تقرب به خدا

علامه طباطبائی در تفسیر آیه شریفه: "یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و ابتغوا الیه الوسیلة"،[1] در بیان معنای وسیله و واسطه در درگاه خداوند می فرماید: "حقیقت وسیله در درگاه خداوند، مراعات راه خدا است. به این که اولاً: به احکام او علم پیدا کنی! و ثانیاً: به بندگی او بپردازی! و ثالثاً: در جست و جوی مکارم و عمل به مستحبات باشی... و چون "وسیله" نوعی توصل است و توصل در مورد خداوند متعال که منزه از مکان و جسمانیت است، توصل معنوی و پیدا کردن رابطه ای است که بین پروردگار و بنده اتصال برقرار کند و نیز از آن جا که بین بنده و پروردگارش هیچ رابطه‏اى به جز ذلت عبودیت نیست، قهرا وسیله عبارت است از این که انسان حقیقت عبودیت را در خود تحقق دهد و به درگاه خداى تعالى وجهه فقر و مسکنت به خود بگیرد، پس وسیله در آیه شریفه همین رابطه است".[2]

در تفسیر نمونه در ذیل آیه مذکور در معنای وسیله آمده است: "وسیله معنای بسیار وسیعی دارد و هر کار و هر چیزی را که باعث نزدیک شدن به پیشگاه پروردگار باشد شامل می شود که مهم ترین آنها ایمان به پروردگار و پیامبر (ص) و جهاد و عبادات همچون نماز، زکات، روزه و زیارت خانه خدا و صله رحم و انفاق در راه خدا اعم از انفاق های پنهانی و آشکار و همچنین هر کار نیک و خیر است... . نیز شفاعت پیامبران و امامان و بندگان صالح خدا که طبق صریح قرآن باعث تقرب به پروردگار می گردد، در مفهوم وسیع توسل داخل است. همچنین پیروی از پیامبر و امام و گام نهادن در جای گام آنها؛ زیرا همگی موجب نزدیکی به ساحت قدس پروردگار می شود. حتی سوگند دادن خدا به مقام پیامبران و امامان و صالحان...".[3]

پس مراد قرآن مجید از واسطه و توسل که متقین را امر به تمسک به وسیله (واسطه) برای تقرب به درگاه الاهی نموده است، چنین معنایی است.

چنان که در قرآن مجید علاوه بر آیات مذکور، در آیه 97 سوره یوسف آمده است: "برادران یوسف از پدر (حضرت یعقوب) تقاضا کردند که در پیشگاه خداوند برای آنان استغفار کند و پدر نیز درخواست آنان را پذیرفت.

در سوره توبه نیز موضوع استغفار ابراهیم درباره پدرش آمده است که بیان کننده نقش دعای پیامبران (ع) در بخشایش گناه دیگران است.[4]


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/02/06ساعت 9:36  توسط حسین شمس  | 

آخرين سخنان ريحانة النبي (س)

سخنان حضرت لبريز از آموزهاي اخلاقي، کلامي، فقهي، ادبي و ... است که بسان مشعلي فروزان، راه راستي و درستي را براي همگان نمايان مي سازد. گرچه فضاي برخي از آنان، با غبار غم و موج ماتم همراه است اما به يقين فراز و فرود حوادث به همراه شيوه شيرين زندگي در بيان، ارائه الگوهاي اطمينان بخش و هدايت آفرين در کلام و منطقي محکم و درست در گفتار، طلوعي روشن و تابناک در افق ديدگان آدمي مي آفريند.
در اين ميان گنجينه سخنان پاک بانوي آفرينش، فاطمه زهرا(س) که در 8 آموزه از آن حضرت بر مسلمانان رسيده است.
نمونه اي جاودان و روح افزا است که هر يک، کتاب معرفت همراه با آموزنده هاي زندگي ساز و درس آموز خواهد بود.
ما هم نگاهي نو به هشت نکته گرانسنگ اين سخنان مي افکنيم و يکايک آنان را درنهانخانه وجودمان مي سپاريم:

1- ادب در کلام، احترام به شوهر

پاره اي از انديشمندان «دبستان » را خلاصه «ادبستان » دانشمندان و آفرينش را مدرسه اي گسترده براي تربيت آموزي و ادب آفريني شمرده اند.
ادب - که نگهداشتن حد هر چيزي است - شيوه هميشه پيشوايان معصوم بوده است و درگفتار و رفتار آنان تجلي مي يافته است.
سلاله ياسين، فاطمه زهرا(س) در حالي که واپسين سخنان خود را با همسر ارجمندش درميان مي گذارد، بدون آن که طوفان حوادث غباري بر سخنان او بنشاند و يا بغض واندوه لحظه اي از ادب و احترام وي را بر بايد، شوهر خويش را با کنيه خطاب نمودو عبارت: «يا اباالحسن » بر زبان راند.
چنانکه در عرب مرسوم بوده و هست، سخن گفتن با کسي همراه با بيان کنيه او نشان از نوعي احترام و دلدادگي دارد.
در سخني ديگر رو به علي(ع) نموده، با عبارتي آهنگين و عشق افروز، دعايي ارزشمند براي نيکبختي دنيوي و اخروي همسر خود کرده و مي فرمايد:
«جزاک الله عني خير الجزاء يا بن عم رسول الله(ص ») پروردگار سبحان تو راپاداش دهد برترين پاداش ها اي پسر عموي رسول خدا - درود خداوند بر او و آل اوباد.
انتخاب واژه هاي زمردين و چينش ارزش آفرين در عبارت، بيانگر دقت و ژرف نگري دراستفاده هاي معنوي از هر يک از آنان است، چنانکه در «يابن عم » (پسرعمو) اشاره به ريشه اي ديرين در نسب پيامبر اسلام و علي(ع) دارد و عبارت «رسول خدا» درسخن حضرت زهرا اشاره به رسالت پيامبر و آثار روحي معنوي اين واژه نسبت به ارزش قدسي آن حضرت و ولايتي که علي(ع) از رسول الله دارد، ناگفته هاي گفتني بسياري رابازگو مي کند.
شايان توجه است که اگر دخت آفتاب جايگزين اين عبارت را «ابي » (پدرم) قرارمي داد بدون شک اين بار معنوي از آن احساس نمي شد و چنين تاثيري ژرف نمي گذاشت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/02/06ساعت 8:27  توسط حسین شمس  | 

شهادت حضرت فاطمه الزهرا سلام الله علیهاتسلیت باد.




شهادت حضرت فاطمه زهراء (س) واقعيتى است كه منابع حديثى و تاريخ شيعه و سنّى بر آن گواه است. برخى به علت عدم آشنائى با حديث و تاريخ، در اين واقعيت ترديد نموده ‏اند. از اينرو گوشه‏ اى از شواهد اين مصيبت بزرگ را تنها از منابع معتبر اهل‏ سنّت تقديم پويندگان حق و حقيقت مى‏نمائيم.

* * *

قال رسول اللَّه (ص): «... فتكون اوّل من يلحقنى من اهل بيتى فتقدم علىّ محزونة مكروبة مغمومة مقتولة ».

(فاطمه) اولين كسى از اهل‏بيتم مى‏باشد كه به من ملحق مى‏گردد، پس بر من وارد مى‏شود، محزون، مكروب، مغموم، مقتول...

فرائد السمطين ج 2، ص 34

* * *

قال موسى بن جعفر (ع): انَّ فاطمة (س) صدّيقة شهيده.

اصول كافى ج 1، ص 381

* * *

قال ابن عباس: إنّ الرّزيّة كُلَّ الرّزية، ما حال بين رسول‏اللَّه (ص) و بين كتابه.

مصيبت تمام مصيبت آنگاه رخ داد كه بين پيامبر (ص) و نوشتارش حائل گرديدند.

صحيح بخارى ج 1، 120

* * *



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 1391/02/04ساعت 17:53  توسط حسین شمس  | 

داستان واقعی از یک معلم

    نام من میلدرد است؛ میلدرد آنور. قبلاً در دی‌موآن در ایالت آیوا در مدرسهء ابتدایی معلّم موسیقی بودم.  مدّت سی سال است تدریس خصوصی پیانو به افزایش درآمدم کمک کرده است.  در طول سالها دریافته‌ام که سطح توانایی موسیقی در کودکان بسیار متفاوت است.  با این که شاگردان بسیار بااستعدادی داشته‌ام، امّا هرگز لذّت داشتن شاگرد نابغه را احساس نکرده‌ام.
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1391/02/03ساعت 9:45  توسط فاطمه شفيعي لو  | 

آیامی دانستید:

آيا ميدانستيد که بزرگترين فيلسوف غرب "فردريش نيچه" مي گويد راستگو ترين مردم جهان ايرانيان هستند .
آيا ميدانستيد که پيشاني انسان مرکز دماي انسان است يعني اگر شما دماي پيشانيتان را تغيير دهيد دماي بدنتان هم به همان انداره تغيير ميکند اين يکي از دلايلي است که وقتي ما مي خواهيم ببينيم که آيا تب داريم يا نه دستمان را روي آن ميگذاريم.
آيا ميدانستي ايرانيان ۳ هزار سال پيش با پيل هاي الکتريکي بزرگ خانه هاي خود را روشن مي کردند
.
آيا ميدانستي که ايرانها روزانه بطور متوسط حتي نصف استکان هم شير نــــــميخورند


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1391/02/03ساعت 9:35  توسط فاطمه شفيعي لو  | 

آیا حضرت فاطمه (س) راز آفرینش و علت نهائی خلقت است؟

جابربن‌عبدالله انصاری از رسول‌الله (ص) نقل کرده است که خداوند متعال فرمودند: یا احمد لولاک لما خلقت الافلاک و لو لا علی لما خلقتک و لو لا فاطمة لما خلقتکما.

حضرت فاطمه زهرا (س) تنها فرزند از فرزندان پیامبر خاتم حضرت محمدبن‌عبدالله (ص) است که سلسله خاندان پیامبر(ص) و عترت و امام پاک و خلفای روی زمین از نسل اویند چرا که دیگر فرزندان خاتم الانبیاء (ص) در دوران کودکی و قبل از حضرت پیامبر بدرود حیات گفتند، و بخاطر از دست دادن فرزندان بود که دشمنان و کافران پیامبر (س) را «ابتر» می‌خواندند و می‌گفتند که بعد از مرگ نامی از ایشان باقی نمی‌ماند چون پسری ندارد.

اما با مشیت و خواست الهی دختری ماند و سوره مبارکه «کوثر» نازل شد که ای محمد (ص) نام تو جاویدان خواهد ماند. اگرچه فاطمه (س) از همان آغاز تولدش که چشم به جهان گشود، با انواع مصائب و تالّمات روحی روبرو بود و سختیها و رنجها را تحمل کرد ولی عمده‌ترین ستمها و فشارهایی که بر او وارد گردید، مربوط به ایام کوتاه مدتی است که پس از ارتحال رسول خدا انجام گرفت. با اینکه پیامبر (ص) شخصاً این ظلمها را ندید، ولی او به وسیله علم غیبی که داشت از آینده زهرا پرده برمی‌داشت و ستمهای آتی را می‌گفت.


سوال این است كه اولا یعنی چه پیامبر هدف خلقت جهان است و ثانیا آیا مقام فاطمه از پیامبر بالاتر است ؟


روايت »لولاك لما خلقت الافلاك «) در »بحارالانوار«, ج 15, ص 28; ج 16, ص 406, و ج 57, ص 199, آمده است


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1391/02/02ساعت 1:28  توسط حسین شمس  | 

سحروقانون علیت

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/01/30ساعت 11:48  توسط فاطمه شفيعي لو  | 

تنقیح مناط

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/01/30ساعت 11:39  توسط فاطمه شفيعي لو  | 

رابطه علم خدا و جبر

خداوند از ازل، از آنچه واقع مى ‏شود و آنچه واقع نمى ‏شود آگاه است و هيچ حادثه‏ اى نيست كه از علم ازلى الهى پنهان باشد. از طرفى، علم الهى نه تغيير پذير است و نه خلاف پذير؛ يعنى نه ممكن است عوض شود و صورت ديگری پيدا كند؛ زيرا تغيير با تماميّت و كمال ذات واجب الوجود منافات دارد، و نه ممكن است آنچه او از ازل مى‏ داند با آنچه واقع مى ‏شود مخالف و مغاير باشد؛ زيرا لازم مى ‏آيد علم او علم نباشد، جهل باشد؛ اين نيز با تماميّت و كمال وجود مطلق منافى است.

پس به حكم اين دو مقدّمه:

الف. خداوند از همه چيز آگاه است.

ب. علم الهى نه تغيير پذير است و نه خلاف پذير.

منطقاً بايد چنين نتيجه گرفت: حوادث و كائنات جبراً و قهراً بايد به نحوى واقع شوند كه با علم الهى مطابقت داشته باشند، خصوصا اگر اين نكته اضافه شود كه علم الهى علم فعلى و ايجابى است؛ يعنى علمى است كه معلوم از علم سرچشمه مى‏ گيرد، نه علم انفعالى كه علم از معلوم ريشه مى‏ گيرد نظير علم انسان به حوادث جهان.

بنابراین اگر در ازل در علم الهى چنين بوده است كه فلان شخص در فلان ساعت فلان معصيت را مرتكب مى‏ شود، جبراً و قهراً آن معصيت بايد به همان كيفيّت واقع شود؛ شخص مرتكب قادر نخواهد بود طورى ديگر رفتار كند، بلكه هيچ قدرتى قادر نخواهد بود آن را تغيير دهد، و الّا علم خدا جهل خواهد بود. خيّام مى‏ گويد:

من مى خورم و هر كه چو من اهل بود                 مى خوردن من به نزد او سهل بود

مى خوردن من حقّ ز ازل مى ‏دانست                     گر مى نخورم علم خدا جهل بود


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1391/01/27ساعت 15:13  توسط حسین شمس  | 

ازدواج فرزندان حضرت آدم عليه السلام

یکی از سؤالات رایج پیرامون حضرت آدم و فرزندانش بحث ازدواج فرزندان آن حضرت است.سخن بر سراین است که ازدواج آنها با چه افرادی صورت پذیرفته است؟ در این رابطه سه نظریه قابل توجه است که به بررسی آنها می پردازیم.

نظريّه اوّل: در عصر اوّل به خاطر ضرورت‏ها، ازدواج خواهر و برادر حلال بوده و بعداً این امر ممنوع شده  است.

نظريّه دوم: ازدواج میان خواهرو برادر از همان اول ممنوع بوده، به دليل روايات متعدّدى كه در اين زمينه موجود است و افزايش نسل انسان از طريق حوريان بهشتى يا جنّيان كه با فرزندان آدم ازدواج كردند، حاصل شده است.

نظريّه سوم: آدم، اوّلين انسان روى زمين نبوده و همانگونه كه كتب تاريخى و آثار يافت شده نشان مى‏دهد، قبل از او انسانهاى ديگرى هم بودند و در موقع خلقت آدم، نسل انسانهاى پيشين‏ منقرض نشده بود؛ لذا بقاياى نسلهاى پيشين با فرزندان آدم ازدواج كردند و ازدواج فرزندان آدم با این گروه بوده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1391/01/27ساعت 12:6  توسط حسین شمس  | 

معراج پیامبر اسلام(ص) در قرآن

کیفیت اسراء

رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) همچون دیگران، دارای جسم و روح بوده و با این دو عروج کرده است: "...أسری بعبده...". خداوند نفرمود: "بروحه". عبد، همان مجموعه ی جسم و روح است.
ظاهر ا ین است که عروج در بیداری صورت گرفته است نه در خواب. به تعبیر استاد علامه طباطبا یی (قدس سره) فخر ا ین نیست که انسان عروج را خواب ببیند ا ین خواب را دیگران نیز می بینند، تا صادق و کاذبش چه باشد. خدای سبحان از معراج با عظمت یاد می کند: "سبحان الذی أسری بعبده..." سوره ی إسراء، آیه ی 1. و این با وقوع معراج در خواب سازگار نیست.

قرآن کریم به مشاهداتی که در خواب بوده تصر یح می کند،مانند: " إذ یر یکهم الله فی منامک قلیلا " سوره ی انفال، آیه ی 43؛ ما دشمنان را در خواب به تو اندک نشان داد یم؛ یا می فرما ید: ما در خواب به تو نشان داد یم که وارد مکه می شوی و فتح نها یی نصیبت خواهد شد: " لقد صدق الله رسوله الرءیا بالحق لتدخلن المسجد الحرام إن شاء الله امنین" سوره ی فتح، آیه ی 27؛ ولی آ یه ی إسراء ظهور قوی دارد که معراج در بیداری صورت گرفته است.

بنابر ا ین آنچه از عایشه، همسر پیامبر نقل شده که " در شب معراج، سر مبارک رسول خدا از بالین من جدا نشده بود"، گذشته از اشکال تار یخی، اشکال تفسیری نیز دارد و معراج معروف رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) را نمی توان به کمک آن روایت، حمل بر خواب کرد.

اشکال تار یخی آن ا ین است که او بعد از هجرت و در مد ینه همسر پیغمبر شد و معراجی که آیات سوره ی "إسراء" و "نجم" در مورد آن نازل شده در مکه و قبل از هجرت بوده است؛ گرچه ممکن است در مدینه هم معراجهایی اتفاق افتاده باشد. اشکال تفسیری این روایت همان است که گذشت و آن این که اتفاق چنین سیر عظ یمی در خواب، هم با ظاهر قرآن ناسازگار است و هم با روا یات فراوان د یگر.

پس معراج، در بیداری بود نه در خواب، در مکه بود نه در مد ینه، جسمانی و روحانی بود نه خصوص روحانی؛ گرچه ادراک و شهود غیب، از آن روح است نه جسم؛ چنانکه کسی که مشغول بحث در معارف عقلی است، معارف عقلی را جان او می فهمد نه جسم او، گرچه او در حال مطالعه و تأمل جسم دارد ولی جسم او در فهم آن معارف نقشی ندارد؛ ز یرا فهمیدن و کشف و شهود معارف غیبی، مربوط به جان است.

اگر همه ی معارف از علم حصولی به علم حضوری، از ادراک مفهوم به شهود مصداق، از علم به عین، از گوش به آغوش، از علم الیقین به عین القین و از آن به حق الیقین تبد یل شد، همه ی ا ین مزا یا مختص روح است گرچه انسان سالک در همه ی ا ین مراحل دارای جسم نیز هست. (تفسیر موضوعی آیة الله جوادی آملی ج5 ص71)

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1391/01/27ساعت 11:45  توسط حسین شمس  | 

معجزه شق القمر


1-تاریخ وقوع این معجزه

در اینکه این معجزه در زمان رسول خدا(ص)و در مکه انجام‏شده اختلافى در روایات و گفتار محدثین نیست و مسئله‏اجماعى است،ولى در مورد تاریخ آن اختلافى در روایات‏و کتابها بچشم مى‏خورد.

از مرحوم طبرسى در اعلام الورى و راوندى در خرائج نقل شده که گفته‏اند این داستان در سالهاى اول بعثت اتفاق افتاد (1) ولى‏مرحوم علامه طباطبائى در تفسیر المیزان در دو جا ذکر کرده که‏این ماجرا در سال پنجم قبل از هجرت اتفاق افتاد (2) و در یک‏جاى آن از پاره‏اى روایات نقل کرده که:

این داستان در آغاز شب چهاردهم ذى حجه پنج‏سال قبل ازهجرت اتفاق افتاد.و مدت آن نیز اندکى بیش نبود.

2-چگونگى ماجرا

در روایات مختلفى که در تواریخ شیعه و اهل سنت ازابن عباس و انس بن مالک و دیگران نقل شده عموما گفته‏اند:

این معجزه بنا بدرخواست جمعى از سران قریش و مشرکان مانندابو جهل و ولید بن مغیره و عاص بن وائل و دیگران انجام شد،بدین‏ترتیب که آنها در یکى از شبها که تمامى ماه در آسمان بود بنزدرسول خدا(ص)آمده و گفتند:اگر در ادعاى نبوت خود راستگو وصادق هستى دستور ده این ماه دو نیم شود!رسول خدا(ص)

بدانها گفت:اگر من اینکار را بکنم ایمان خواهید آورد؟

گفتند:آرى،و آنحضرت از خداى خود درخواست این معجزه راکرد و ناگهان همگى دیدند که ماه دو نیم شد بطورى که کوه‏حرا را در میان آن دیدند و سپس ماه به هم آمد و دو نیمه آن به هم‏چسبید و همانند اول گردید،و رسول خدا(ص) دوبار فرمود:

«اشهدوا،اشهدوا»یعنى گواه باشید و بنگرید!

مشرکین که این منظره را دیدند بجاى آنکه به آنحضرت‏ایمان آورند گفتند!«سحرنا محمد»محمد ما را جادو کرد،و یاآنکه گفتند:«سحر القمر،سحر القمر»ماه را جادو کرد!

برخى از آنها گفتند:اگر شما را جادو کرده مردم شهرهاى‏دیگر را که جادو نکرده!از آنها بپرسید،و چون از مسافران‏و مردم شهرهاى دیگر پرسیدند آنها نیز مشاهدات خود را در دو نیم‏شدن ماه بیان داشتند (3) .

و در پاره‏اى از روایات آمده که این ماجرا دو بار اتفاق افتادولى برخى از شارحین حدیث گفته‏اند:منظور از دو بار همان دوقسمت‏شدن ماه است نه اینکه این جریان دو بار اتفاق افتاده‏باشد. (4) و البته مجموع روایاتى که درباره این معجزه وارد شده حدود بیست روایت میشود که در کتابهاى حدیثى شیعه و اهل سنت‏مانند بحار الانوار و سیرة النبویة ابن کثیر و در المنثور سیوطى ودیگران نقل شده.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 1391/01/26ساعت 19:59  توسط حسین شمس  | 

مرغابی یاعقاب؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1391/01/24ساعت 8:41  توسط فاطمه شفيعي لو  | 

نقطه ضعف!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1391/01/24ساعت 8:34  توسط فاطمه شفيعي لو  | 

خلاقیت

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1391/01/24ساعت 8:29  توسط فاطمه شفيعي لو  | 

تغییرنام!

آلفرد نوبل از جمله افراد معدودی بود که این شانس را داشت تا قبل از مردن، آگهی وفاتش را بخواند! زمانی که برادرش لودویگ فوت شد، روزنامه‌ها اشتباهاً فکر کردند که نوبل معروف (مخترع دینامیت) مرده است.

آلفرد وقتي صبح روزنامه ها را مي‌خواند با ديدن تيتر صفحه اول، ميخكوب شد:آلفرد نوبل، دلال مرگ و مخترع مر‌گ آورترين سلاح بشري مرد!
آلفرد، خيلي ناراحت شد. با خود فكر كرد: آيا خوب است كه من را پس از مرگ اين گونه بشناسند؟
سريع وصيت نامه‌اش را آورد. جمله‌هاي بسياري را خط زد و اصلاح كرد. پيشنهاد كرد ثروتش صرف جايزه‌اي براي صلح و پيشرفت‌هاي صلح آميز شود. امروزه نوبل را نه به نام ديناميت، بلكه به نام مبدع جايزه صلح نوبل، جايزه‌هاي فيزيك و شيمي نوبل و ... مي‌شناسيم. او امروز، هويت ديگري دارد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1391/01/24ساعت 8:8  توسط فاطمه شفيعي لو  | 

نوع برداشت

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1391/01/24ساعت 8:3  توسط فاطمه شفيعي لو  | 

من وخدا

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1391/01/24ساعت 7:54  توسط فاطمه شفيعي لو  | 

تفاوت سلام و صلوات بر پیامبر اسلام(ص)

«انّ اللّه و ملائکته یصلّون علی النّبیّ یا أیّها الّذین ءامنوا صلّوا علیه و سلّموا تسلیماً» احزاب /56
«صلّوا»، امر به طلب رحمت و درود فرستادن به پیامبر است، اما «سلّموا» به معنای تسلیم در برابر فرمان‏های پیامبر اکرم‏صلی الله علیه وآله است. چنان که در آیه‏ی «... ثمّ لا یجدوا فی أنفسهم حرجاً ممّا قضیت و یسلّموا تسلیماً»نساء / 56 آمده است. مؤمنان راستین کسانی هستند که به داوری تو تن دهند و در دل خود نیز از این قضاوت کمترین ناراحتی نداشته باشند و تسلیم مطلق تو گردند.
ابو بصیر از امام صادق‏علیه السلام از معنای تسلیم در برابر پیامبرصلی الله علیه وآله پرسید. حضرت فرمود: «هو التسلیم له فی الأمور»؛ منظور، تسلیم بودن در برابر او در همه‏ی کارهاست.
ابوحمزه ثمالی از یکی از یاران پیامبرصلی الله علیه وآله به نام کعب چنین نقل می‏کند: هنگامی که این آیه نازل شد، عرض کردیم: سلام بر تو را می‏دانیم، ولی صلوات بر تو چگونه است؟ فرمود: این گونه بگویید: «اللّهمّ صلّ علی محمد و آل محمد کما صلّیت علی ابراهیم انّک حمید مجید و بارک علی محمد و آل محمد کما بارکت علی ابراهیم و آل ابراهیم انّک حمید مجید» (تفسیر مجمع البیان، ج4، ص 369و نیز تفسیر نمونه، ج17، ص 417.)


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/01/23ساعت 22:39  توسط حسین شمس  | 

دلیل صلوات و سلام فرستادن بر پیامبر اسلام

يكى از صفات خداوند در مكتب اسلام حكمت خداوند است، حكيم به كسى گفته مى‏شود كه كار بدون هدف و مصلحت انجام نمى‏دهد، از جمله آفرينش انسان است كه بنا به حكمت خلق شده و در خلقت آن غايت و هدف متعالى فرض شده است.

از طرفى خداوند غنى بالذات است لذا در خلقت و آفرينش به حكم عقل و نقل چيزى عايد او نخواهد شد كه در غير اين صورت او كمال مطلق و غنى بالذات نخواهد بود. بنابراين در خلقت هر چه خير است به مخلوقين برمى‏گردد كه او فيّاض على الاطلاق است. انسان با دلايل كلامى و فلسفى و عقلى و نقلى بر ممكن الوجودى خود اذعان دارد و به صراحت عقل مى‏فهمد كه خلقتش براى به كمال رسيدن و كامل شدن است.

و اين را نيز مى‏فهمد كه همه جهات سعادت و كمال را با نردبان عقل نمى‏تواند طى كند، كه عقل بر او حكم مى‏كند تا براى نيل به سعادت ابدى قوانين و مقرراتى را بفهمد و بداند تا با به كار گرفتن آن روح كمال خواهى خود را سيراب كند.

اين قانون، قانون خداست كه به وسيله وحى براى انسان‏ها از طرف خداوند ابلاغ مى‏شود و واسطه آن به نام پيامبر بايستى داراى صفت عصمت باشد تا در گرفتن دستورات از خدا و در نگهدارى آن و ابلاغش به مردم از خطا و لغزش مصون باشد. [1]

به سبب نقل، در گذشته تاريخ، پيغمبران بسيارى براى هدايت بشر آمده‏اند، و قرآن كريم كثرت ايشان را تأييد فرموده است و عده‏اى را با نام و نشان ذكر كرده است. [2]

به نص قرآن كريم و كتب آسمانى گذشته، خاتم الانبياءصلى الله عليه وآله وجود مبارك حضرت محمد بن عبداللَّه است كه طبق روايات فريقين، علامات و معنوياتى از ايشان ظهور و بروز داشته و از ويژگى خاص در نظام خلقت خداى حكيم برخوردار است. «لقد كان لكم فى رسول اللَّه اسوةٌ حسنةٌ لمن كان يرجوا اللَّه و اليوم الاخر و ذكر اللَّه كثيراً»؛[3]

حتى در زمان كودكى ملك قلبش را شستشو داد. [4] و از زمانى كه از شير گرفته شد، خداوند بزرگترين فرشته را قرين و همدم او نمود،[5] آيات معراج، مباهله و... [6] خود دليلى ديگر بر يگانگى و شخصيت ويژه و خاص آن حضرت است.

پيش از مبعوث شدن به رسالت، نبوت داشته‏اند، و در بعضى روايات آمده كه: «شش ماه قبل از رسالت، به نبوت مشرف شدند»؛[7] آيه شريفه 9 و 10 سوره علق، اشاره به نماز خواندن آن بزرگوار قبل از نبوت نموده است. [8]

دليل افضليت حضرت محمد‏صلى الله عليه وآله ، وجود مبارك خودشان، مقاماتش و اينكه او رسول است تا آخر عالم و براى همه جهانيان و كتاب او به نام قرآن حجتى براى اهل عالم و بهترين دليل براى افضليت ايشان دعوت به معارف الهى و توحيدى و ... كه پيامبران پيشين عليهم السلام مانند آن را نياورده‏اند مى‏باشد. [9]

و آيه شريفه: «ان اللَّه و ملائكته يصلون على النبى يا ايها الذين آمنوا صلوا عليه و سلموا تسليماً»؛[10] نشانگر علاقه خاص خداوند و فرشتگان نسبت به پيامبرصلى الله عليه وآله است كه به مؤمنان دستور مى‏دهد كه شما هم صلوات و سلام بر او بفرستيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/01/23ساعت 22:26  توسط حسین شمس  | 

معناي صلوات

چرا تأكيد شده قبل و بعد از دعاها صلوات بفرستيم؟ تفاوت صلوات ‏فرستادن خدا بر پيامبر اكرم‌(صلي الله عليه و آله و سلم) و بر مؤمنان ‏چيست؟

معناي صلوات بر آن حضرت اين است كه: خدايا رحمتت را بر پيامبر و آل او نازل ‏فرما. وقتي رحمت بر حضرت نازل شد به ديگران هم مي‌رسد چون او مجراي فيض است ‏و اگر بخواهد خيري به ديگران برسد بايد به عنوان رحمت خاصه، نخست بر حضرت نازل ‏شود و سپس به ديگران برسد‎.‎ علي‌(عليه السّلام) مي‌فرمايد: دعا يا حاجت خود را محفوف (در بر گرفته و ‏پيچيده) به صلوات بر رسول خدا كنيد؛ زيرا صلوات بر حضرت دعايي مستجاب است و ‏چون به همراه صلوات حاجت خود را خواسته‌ايد، خداي سبحان چنين نيست كه يكي از ‏دو حاجت را بر آورد و ديگري را رد كند(١).‏ امام سجاد(عليه السّلام) در صحيفه سجاديه، روش دعا كردن و حاجت خواستن را ‏به ما مي‌آموزد؛ در بسياري از فقرات ادعيه آن حضرت، صلوات به چشم مي‌خورد، هر ‏مطلبي را كه از خدا مي‌خواهد قبل يا بعدش صلوات است، چون خدا در پرتو صلوات ‏دعاي همراه آن را نيز مستجاب مي‌كند‎.‎ صلواتي را كه خدا و فرشتگان بر پيامبر مي‌فرستند بر مؤمنان نيز مي‌فرستند! ‏مؤمن، به جايي مي‌رسد كه خداي سبحان و فرشتگان بر او صلوات مي‌فرستند! در ‏صوره احزاب هر دو مسئله بازگو شده است، يعني هم صلوات خدا و ملائكه بر پيامبر و ‏هم صلوات خدا و فرشتگان بر مؤمنان.‏ صلوات خدا، كه صفت فعل اوست همان نوراني كردن است، قول خدا همان فعل ‏خداست، وقتي توفيقي نصيب انسان شد كه در فضاي دلش تاريكي احساس نكرد بلكه ‏نورانيتي ديد معلوم مي‌شود صلوات الهي و فرشتگان نصيب او شده است. خداي متعال ‏در تجليل از پيامبر مي‌فرمايد: ”إنّ اللّهَ وَمَلائِكَتَهُ يُصَلّونَ عَلَي النّبِي…“(٢)‏‎ ‎وقتي خدا ‏بخواهد بر پيامبر عظيم الشأن صلوات بفرستد همه فرشتگان را همراه خود ذكر مي‌كند ‏مثل اين‌كه وقتي مهمان عزيزي وارد شهري مي‌شود و شخصيتي بخواهد از او به نحو ‏احسن تجليل كند با همه دوستان و آشنايانش به ديدار او مي‌روند.‏ ليكن خداي متعال در تجليل از مؤمنان و صلوات بر آنان، مي‌فرمايد: ”هُوَ الّذي ‏يُصَلّي عَلَيْكُمْ وَمَلائِكَتَهُ لِيُخْرِجَكُمْ مِنَ الظُلَماتِ الي النّورِ“(٣) يعني خدا جدا و فرشتگان ‏جدا بر مؤمنان درود مي‌فرستند. تفاوت ديگر در اين است كه درباره‎ ‎پيامبر نفرمود كه ما ‏بر او صلوات مي‌فرستيم تا او را از ظلمت‌ها خارج و به نور برسانيم؛ زيرا او خود نور است ‏و مصداق كامل ”وَجَعَلْنا لَهُ نُوراً يَمْشي بِهِ فِي النّاسِ“.(٤) ولي درباره مؤمنان مي‌فرمايد: ‏خداوند بر شما درود مي‌فرستد و فرشتگان نيز، تا شما را از ظلمت‌ها به نور خارج كنند؛ ‏معلوم مي‌شود صلوات خدا يعني نوراني كردن و اگر اين فيض قطع شود و خداوند بر ‏كسي درود نفرستد در ظلمت خواهد ماند.‏ بايد خود را با اين معيار بسنجيم كه اگر توفيق اطاعت و انجام تكاليف شرعي ‏نصيب ما شد و از احكام و آداب عبادات كم و بيش به حكمت آنها ره يافتيم، ‎بدانيم كه ‏صلوات خدا و فرشتگان نصيب ما شده است و گرنه لغزش داشتيم و گرفتار گناه ‏شده‌ايم. وقتي مؤمن از اين راه نوراني شد هم راه خود را مي‌بيند و هم مي‌تواند راهبر ‏باشد و به ديگران راه را نشان دهد. علي‌(عليه السّلام) مي‌فرمايد: «لَيْسَ فِي البَرْقِ ‏الخاطِفِ مُسْتَمْتِعٌ لِمَنْ يَخُوضُ فِى الظُلْمَةِ»(٥) انساني كه در تاريكي فرو رفته، و ‏مسافري كه در شب تاريك ره گم كرده براي او رعد و برق لحظه‌اي مفيد نخواهد بود، او ‏با يك لحظه برق آسماني راهي به جايي نمي‌برد. انسان دنيا زده هم مانند گرفتاري ‏است كه در تاريكي فرو رفته باشد براي چنين شخصي اگر گاهي نوري در دلش جهيد و ‏خاموش شد چندان مفيد نيست.‏ ذيل آيه‎ ”‎وَما تَشاؤوُنَ إلاّ اَنْ يَشاءَ اللّهُ“(٦) روايتي شريف از معصوم‌(عليه السّلام) ‏نقل شده كه فرمود: «بَلْ قُلوُبُنا اَوْعِيَةٌ لِمَشِيّةِ اللّه»(٧) دلهاي ما ظرف اراده خداست، ‏خداي سبحان اگر بخواهد در جهان، كار مشخصي انجام دهد با اراده انجام مي‌دهد و ‏اراده‎ ‎خدا صفت فعل و زايد بر ذات اوست و در موجودي ممكن و مظهر ظهور مي‌كند، آن ‏مظهر قلب معصوم اولياي الهي است‎.‎ لذا مرحوم استاد علامه طباطبايي‌(قدّس‌سرّه) مي‌فرمودند: معناي صلوات بر محمد ‏و آل محمّد‌(عليهم‌السلام) اين كه خدايا رحمتت را بر آنان فرو فرست كه از آنان به ما ‏برسد، اگر بخواهد رحمتي ببارد ابتدا بر اين خاندان مي‌بارد و سپس به ديگران مي‌رسد ‏لذا طلب رحمت كردن مستلزم اجابت دعا است.‏ مرحوم سيد حيدر آملي اين سخن بلند را نقل مي‌كند و به محقّق طوسي هم ‏منسوب است كه درباره حضرت ولي عصر‌(ارواحنا فداه) گفته مي‌شود: «بِيُمْنِهِ رُزِقَ ‏الوَري وَبِوُجودِهِ ثَبَتتِ الأرْضِ وَالسماء»(٨) به يمن وجود امام عصر‌(عجل‌ للّه تعالي فرجه ‏الشريف) جهانيان روزي مي‌خورند و به پاس وجود آن حضرت آسمان و زمين برجاست. ‏پس همه بركات از اين خانواده به سايرين مي‌رسد.‏



پی نوشت ها:
‏(١) نهج البلاغه، حكمت ٣٦١.‏ ‏
(٢) سوره‎ ‎احزاب، آيه‎ ٥٦.‎
‏(٣) سوره‎ ‎احزاب، آيه‎ ٤٣.‎ ‏
(٤) سوره انعام، آيه ١٢٢.‏ ‏
(٥) نهج البلاغه ابن ابي الحديد، ج ٢٠، ص ٤٣٥، ملحقات حكمت ١٦٥.‏
‏(٦) سوره‎ ‎انسان، آيه‎ ٣٠.‎ ‏
(٧) بحار، ج ٢٥، ص ٣٣٦.‏ ‏
(٨) مفاتيح الجنان، دعاي عديله.‏

منبع: سایت بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسرا

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1391/01/23ساعت 22:22  توسط حسین شمس  | 

آیا تشیع را ایرانی ها به وجود آورده اند؟

در طول تاریخ تشیع، این اتهام از سوی نویسندگان مختلف - اعم از اهل سنت و مستشرقان - همواره به تشیع وارد می شد که تشیع ساخته دست ایرانی هاست . در دوره معاصر نیز برخی از مستشرقان، همچون دوزی، ادوارد براون، ولهاوزن و بروکلمان، به گونه ای دیگر به تکرار این ادعا پرداخته اند . (1) برخی از نویسندگان معاصر غرب همانند احمد امین و ابوزهره نیز از طریق دیگر این ادعا را مطرح کرده اند . (2) از سوی دیگر، نیز بسیاری از نویسندگان شیعی همانند شهید مطهری در خدمات متقابل اسلام و ایران، دکتر وائلی در هویة التشیع، شیخ محمد حسین آل کاشف الغطاء در اصل الشیعة و اصولها، سید محسن امین عاملی در الشیعة فی مسارهم التاریخی، در مقام اثبات اصالت اسلامی تشیع و رد این نظریات برآمده اند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 1391/01/20ساعت 16:25  توسط حسین شمس  | 

تست مدیریت

امتحان گزینش مدیریت بود. از دواطلبان خواسته می شد تا بر روی تخت سیاه کلاس محل آزمون، در حالی که تخته پر بود از یادداشت های دانش آموزان، کلمه مدیریت را بنویسند. نفر اول با کمی دقت توانست جایی خالی پیدا کند و کلمه مدیریت را نوشت.

 دومي دقت بيشتري به خرج داد تا محلي را بيابد و آنگاه كلمه مديريت را با خطي خوش و به دو زبان نوشت. سومي در حالي كه به تخته نگاه مي كرد آرام خم شد، تخته پاك كن را برداشت و تخته را پاك كرد و رفت. به نظر شما كداميك در گزينش پذيرفته مي شوند؟

+ نوشته شده در  شنبه 1391/01/19ساعت 20:1  توسط فاطمه شفيعي لو  | 

درک زیبایی /علوم اجتماعی

+ نوشته شده در  شنبه 1391/01/19ساعت 20:0  توسط فاطمه شفيعي لو  | 

مداد/خودکار

هنگامی که ناسا برنامه فرستادن فضا نوردان به فضا را آغاز کرد ، با مشکل کوچکی روبرو شد . آنها دریافتند که خودکارهای موجود در فضای بدون جاذبه کار نمی کنند .

( جوهر خودكار به سمت پايين جريان نمي يابد و روي سطح كاغذ نمي ريزد . ) براي حل اين مشكل آنها شركت مشاورين اندرسون را انتخاب كردند . تحقيقات بيش از يك دهه طول كشيد ، 12 ميليون دلار صرف شده و در نهايت آنها خودكاري طراحي كردند كه در محيط بدون جاذبه مي نوشت ، زير آب كار مي كرد ، روي هر سطحي حتي كريستال مي نوشت و از دماي زير صفر تا 300 درجه سانتيگراد كار مي كرد .روس ها راه حل ساده تري داشتند :آنها از مداد استفاده كردند ! شما چه فكر مي كنيد كداميك بهتر عمل كرده اند ؟ 

+ نوشته شده در  شنبه 1391/01/19ساعت 19:54  توسط فاطمه شفيعي لو  |