مراقبه در ماه رمضان
و نيز فرمود: «افضلكم منزله عندالله تعالي يوم القيامه اطولكم جوعا و
تفكراً: برترين شما روز قيامت در نزد خدا كسي است كه در گرسنگي كشيدن و
انديشيدن دربارة خدا پايدارتر باشد.»
و نيز به اسامه فرمود: «ان استطعت أن ياتيك الموت و بطنك جائع و كبدك ظمان فافعل؛ فانك تدرك بذلك اشرف المنازل و تحل مع النبيين و تفرح بقدوم روحك الملائكه و يصلي عليك الجبار: اگر ميتواني هنگام در رسيدن ملكالموت (فرشتة مرگ) شكمت گرسنه و جگرت تشنه باشد، اين كار را بكن؛ زيرا با اين كار به ارجمندترين جايگاه دست مييابي و با پيامبران همنشين ميشوي و روح تو با آمدن فرشتگان شادمان ميشود و خدا بر تو درود ميفرستد.»
در حديث معراج است كه خداوند فرمود: «اي احمد، آيا ميداني ميراث روزه چيست؟» گفت: نه، فرمود: «ميراث روزه كمخوري و كمگويي است. ميراث سكوت حكمت است و ميراث حكمت معرفت و ميراث معرفت هم يقين است. پس هنگامي كه بنده يقين پيدا كند، باكي ندارد از اينكه روزگار چگونه بر او ميگذرد؛ به سختي يا به آساني، اين، مقام صاحبان «رضا» است.
هركس به رضاي من عمل كند، سه خصلت و ويژگي به او ميدهم: شكري كه ناداني همراه آن نباشد، يادي كه فراموشي نداشته باشد، دوستياي كه با آن دوستي مرا بر دوستي آفريدگانم ترجيح ندهد. هنگامي كه او مرا دوست داشته باشد، من هم او را دوست خواهم داشت و دوستي او را در دل بندگانم مياندازم و چشم قلب او را به عظمت جلالم ميگشايم و علم آفريدگانم را از او پنهان نميدارم. در تاريكي شب و روشني روز با او سخن خواهم گفت تا آنجا كه گفتوگو و همنشيني با آفريدگان را كنار ميگذارد؛ و سخن خود و فرشتگانم را به گوش او ميرسانم و راز خود را كه از آفريدگانم نهان داشتم، بر او آشكار ميسازم.... يقين بدانيد كه عقل او را از شناخت خودم پر ميكنم و اين عقل پر معرفت و يقين را پايدار و استوار ميدارم. سپس مرگ و سكرات هولناك مرگ را بر او آسان خواهم ساخت تا آنكه رو به بهشت رانده شود؛ و چون عزرائيل نزد او آيد، به او گويد: «آفرين بر تو! خوشا به حال تو و بازهم خوشا به حال تو، كه خداوند مشتاق ديدار توست...! خداوند به او ميفرمايد: «اين بهشت من است، در آن آرام بگير و ساكن شو و اين جوار و همسايگي من است، پس در آن منزل گزين.»
پس روح گويد: خدايا، خود را به من شناساندي و با اين شناخت از جميع آفريدگانت بينياز شدم. سوگند به عزت و شكوه تو كه اگر خرسندي تو در آن است كه قطعه قطعه شوم يا هفتاد بار به سختترين صورت كشته شوم، به يقين خرسندي تو براي من دلپذيرتر است. خداوند فرمود: «سوگند به عزت و شكوهم كه هيچگاه بين خود و او حجاب نيفكنم تا هرگاه خواست نزد من آيد كه با همة دوستانم چنين رفتار ميكنم.»
در اين روايات به فلسفه و فضيلت گرسنگي اشاره شده است. براي توضيح بيشتر ميتوان به سخنان علماي اخلاق كه برگرفته از روايات است، مراجعه كرد. آنان براي گرسنگي فوايد زيادي گفتهاند كه از جملة آنها ميتوان به موارد زير اشاره كرد:
1) صفاي قلب؛ زيرا سيري باعث زياد شدن بخار در مغز مي شود و مغز حالتي شبيه مستي پيدا ميكند، نميتواند خوب فكر كند و سرعت انتقال او كم ميشود و حالت سنگيني به آن دست ميدهد و چشم بصيرت بين قلب را كور مي كند؛ اما گرسنگي، برخلاف سيري، سبب صفاي قلب ميشود و به آن لطافت ميبخشد و دل را براي دوام فكري كه منجر به معرفت شود، مهيا ميسازد و نوري در آن راه مييابد كه ميتوان آن را حس كرد. رسول خدا صليالله عليه وآله وسلم فرمود: من اجاع بطنه عظمت فكرته: كسي كه شكم خود را گرسنه نگه دارد، به بينشي والا دست مييابد.
2) تواضع (فروتني) و از بين رفتن سرمستي و ناسپاسي كه منشأ سركشي است. وقتي نفس خوار شود (خواهشهاي نفساني كنترل شود) در مقابل پروردگارش خاضع مي شود از سركشي دست برميدارد.
3) كاهش شهوات و نيروهايي كه باعث گناه و نافرماني خداوند ميشوند و انسان را به هلاكت مياندازند؛ زيرا بيشتر گناهان بزرگ از شهوت سخن و ميل جنسي پديد ميآيد و مبارزه با اين دو شهوت سبب نگهداري انسان از پرتگاههاي هلاكت و تباهي است.
4) زدودن خوابي كه تباه كننده عمر باشد. شب زندهداري سرمايه انسان براي داد و ستد آخرت،مايه تداوم هر نيكي و انگيزه براي تهجد (عبادت شبانه) است كه انسان را به جايگاه ستوده ميرساند.
5) راحت انجام دادن عبادتها از چند جهت كه كمترينش كاهش نياز به دنبال غذا رفتن و كمتر دچار شدن به بيماريهاي گوناگون است؛ زيرا معده محل بيماري و پرهيز، ماية بهبودي و تندرستي است. همة آن جهاتي كه گفتيم، انسان را وادار ميكند با مال و مقام كه هر دو مايه نابودي و هلاكت انسان است، به دنيا روي آورد.
6) توانا شدن بر بخشش مال، سير كردن ديگران، همبستگي با خويشاوندان، نيكي كردن، حج، زيارت و خلاصه قدرت پيدا كردن براي انجام همه عبادتهاي مالي است. البته انسان نميتواند اين فايدهها را به روشني درك كند. به ويژه فايدة اول؛ زيرا تفكر و تعمق در فلسفه اعمال عبادي در حكم نتيجه است و هر چيز غير تفكر در حكم مقدمات است؛ چون فكر حركت است و غيرفكر مقدمه و آمادگي براي حركت. به همين جهت دربارة تفكر روايت شده است كه: «تفكر ساعه خير من عباده سبعين سنه: ساعتي تفكر بهتر از هفتاد سال عبادت است.» با فراهم شدن اين مقدمه، نتايج سودمند بسياري براي تو حاصل خواهد شد كه از آن جملهاند نتايج زير:
1) با علم يقيني و قطعي درمييابي كه چرا خدا براي ميهمانش گرسنگي را برگزيده است. علت آن است كه هيچ نعمتي برتر و پسنديدهتر از نعمت شناخت و قرب و ديدار خداوند نيست و گرسنگي از عوامل زود رسيدن به آن است.
2) متوجه ميشوي كه روزه تكليف نيست (كه تشريف است)، بلكه خداوند به وسيله آن تو را بزرگ داشته و با واجب نمودن آن بر ما منت گذاشته و به همين جهت شكر آن واجب است.
3) ارزش دعوت خداوند به روز را در آيه 183 بقره ميشناسي:«يا ايها الذين آمنوا كتب عليهم الصيام كما كتب علي الذين من قبلكم لعلكم تتقون: اي كساني كه ايمان آوردهايد، روزه داشتن بر شما مقرر شده، همچنان كه بر پيشينيان شما مقرر شده است تا شايد پرهيزگار شويد.» وقتي بداني كه اين خطاب دعوت تو به سراي پيوستن به خداست، از آن لذت ميبري.
4) ميفهمي كه علت واجب كردن روزه كمخوري و ضعيف نگهداشتن نيروهاي جسم است. به همين جهت تو حيف ميداني كه حتي در شب نيز غذايي را بخوري كه در روز نخوردهاي و پيش از قبل به كمخوري توجه ميكني.
5) وقتي ارزش كاري را كه از تو خواسته شد، فهميدي، براي رسيدن به نتايج خوب گرسنگي، در جهت انجام درست و اخلاص داشتن در آن تلاش ميكني.
6) هنگامي كه هدف از واجب كردن روزه را شناختي، بدان وسيله ميتواني دريابي كه چه چيزهايي با آن هماهنگ و چه چيزهايي با آن در تضاد و ناسازگارياند.
7) ميفهمي روزه تنها پرهيز از خوردن و آشاميدني نيست، بلكه وقتي روزه ميگيري، چشم و گوش و زبان و حتي پوست و موي تو ـ آنچنان كه در بعضي روايات آمده است ـ هم بايد روزهدار باشند.
8) شايسته نيست نيت و هدف روزه، فقط مجازات نشدن و رهايي از عذاب دوزخ يا به دست آوردن پاداش و رسيدن به نعمتهاي بهشت باشد. هرچند اين دو با روزه به دست ميآيند، بلكه سزاوار است هدف و نيت روزه نزديكي انسان به خداوند و خشنودي او باشد تا او را به مقال وصال و رضاي حق برساند. انجام اين عمل صفات حيواني را از درون انسان خارج ميسازد و او را به صفات روحاني نزديك ميكند.
پس از بررسي و درك اين مطالب، با كمي تأمل ميتواني بفهمي كه هركار يا حال يا سختياي كه تو را از مقامهاي بلند حضور در درگاه خداوند دور سازد، مخالف مراد مولاي تو از دعوتت به اين مهماني است و راضي نميشوي در مهمانسراي اين چنين فرمانرواي بزرگي باشي كه تو را با اين بزرگداشت غرق نعمت خويش كرده است؛ فرمانروايي كه به همه رازهاي نهان تو آگاه است. اگر تو از او غافل شوي، بدان كه او نگران توست و اگر تو از او روي گرداني، يقين داشته باش كه او هرگز از تو رويگردان نخواهد شد.
به يقين كه عقل انسان چنين رفتاري را بسيار زشت و ناپسند ميداند و هيچ عاقل و خردمندي نميپسندد كه با دوستش چنين رفتار كند. اما خداوند از سر مُدارا و از روي فضل و كرم، چنين غفلتهايي را حرام نكرده و بر بندگانش آسان گرفته و آنها را به كمتر از ظرفيتشان مكلف ساخته است؛ ولي از اين سو، بندگان قدرشناس هم روا نميدانند كه با سرورشان رفتاري دور از شأن و مقام والاي او داشته باشند و در هر واجب و حرامي نابخردانه رفتار نميكنند، بلكه با او آنگونه رفتار ميكنند كه شايسته سروري و خداوندي اوست و زيبنده بندگي آنان.
نتيجه آنكه در در روزه داشتن بايد به سفارشهاي امام صادق عليهالسلام عمل كنند؛ از جمله: «هنگامي كه روزه ميگيري، خود را به آخرت نزديك ببين و حالت خضوع و خشوع و شكستگي و خواري به خود بگير و مانند بندهاي باش كه از مولاي خود ميترسد. دلت را از عيبها و باطنت را از حيلهها و مكرها پاك كن. از هرچه غيرخداست، بيزاري جوي و در روزه خود تنها خدا را سرپرست خود بدان و آنگونه كه شايسته خداوند قهار و بزرگ و تواناست، از او بترس. در روزهايي كه روزه ميگيري، روح و بدنت را به طور كامل در اختيار خداي متعال قرار بده و قلب خود را براي پر كردن از محبت و ياد او از بقيه چيزها خالي كن و بدنت را براي عمل به دستورات او و چيزهايي كه از تو خواسته، پيوسته آماده نگهدار. سراسر وجودت را از ياد او پر كن و اندامت را در راه بندگي او به كار گيرد.»
در ادامه روايت آمده است: «اعضاي بدن خود، به ويژه زبانت را از گناه و ناروايي دور دار و از كردارهاي ناپسند پرهيز كن، حتي از مجادله و سوگند راست خوردن هم دوري كن.»
سپس حضرت در پايان روايت فرمود: «اگر به همه آنچه براي تو بيان شد، عمل كني، به آنچه بر روزهدار واجب است، عمل كردهاي و اگر از آن بكاهي، بهاندازهاي كه از آن كاستهاي، از فضيلت روزه و پاداش تو كم ميشود.»
اكنون در وظايف روزهدار و تاثيرات آنها كه در سفارش امام صادق عليهالسلام بيان شد، بينديش. كسي كه خود را به آخرت نزديك ببيند، قلب او از دنيا خارج ميشود و براي او چيزي جز تهيه توشه براي آخرت مهم نخواهد بود. همين طور اگر قلب او شكسته و خاضع و خوار باشد، ميلي به غير خدا نخواهد داشت و تنها دلخوشي او خداست. و كسي كه روح و بدن خود را در راه خدا بدهد و از هر چيزي جز خدا بيزار باشد، روح و دل و بدن و تمام وجود او غرق در ياد و محبت و عبادت خدا و روزة او، روزه مقربين ميشود.
مراتب و درجات روزه
روزه سه گونه است:
1- روزه عوام: پرهيز از خوردن و نوشيدن و خودداري از مبطلات روزه، به گونهاي كه در كتابهاي فقهي آمده است.
2- روزه خواص: روزهاي كه در آن افزون بر پرهيزهاي يادشده، پرهيز از گناه، يعني جلوگيري از اعضاي بدن از مخالفت با فرمان خداوند، نيز در آن لازم است.
3- روزه خواصّ خواص: روزهاي كه در آن افزودن بر پرهيزهاي يادشده، بايد از امور حلال يا حرامي كه انسان را از ياد خدا بازميدارد نيز دوري كرد.
البته هريك از دو مرتبه اخير (روزه خواص وروزه خواص خواص) شاخههاي بسياري دارد، به ويژه مرتبه خواص كه شعبههاي بسياري به شمارة مراتب اصحاب يمين دارد و آنقدر زياد است كه به شماره نميآيد و هريك از آنها حد ويژهاي دارد كه ديگري مانند آن نيست. البته ممكن است عمل بعضي از افراد، در درجاتي كه گفتيم، به عمل درجة فرد بالاتر از خود نزديك باشد. روزهداران هم از نظر قصد و نيت به چند نوع تقسيم ميشوند:
1) برخي از روزهداران فقط براي حفظ آبرو ميان مسلمانان و ترس از رسوا شدن در ميان آنان روزه ميگيرند و اين يا به خاطر سودجويي است يا به صرف انجام عادت معمول بين مسلمانان. اين دسته اگر چه عملشان باطل نيست، نيت درست و صحيحي ندارند.
2) دسته ديگر همان نيت دسته اول را با كمي ترس از مجازات خداوند و اميد به پاداش آميختهاند.
3) دستهاي از روزهداران، تنها به دليلترس از مجازات يا رسيدن به پاداش روزه ميگيرند كه ايناناندكاند و در قصدشان بيشتر جنبه رفع تكليف و جلب پاداش نهفته است.
4) برخي ديگر افزون بر نيت رهايي از مجازات الهي و رسيدن به پاداش اخروي، قصد رسيدن به نزديكي و رضايت الهي را دارند.
5) و در نهايت، دستهاي تنها براي رسيدن به رضايت خداوند و نزديكي به حضرت دوست روزه ميگيرند.
برخي صاحبنظران ميگويند بهتر آن است كه نيت شماري از خودساختگان خالص شود و خداي عالميان را از آن رو اطاعت كنند كه او را شايستة ميدانند؛ يعني نيتشان بايد خالي از هر گونه شائبة بيم و اميد باشد و تا آنجا بر اين امر تاكيد دارند كه براي لقاي حضرت حق و نزديكي به او عمل از سر رغبت ياترس را تباهكننده ميشمارند، به طوري كه بعضي از ايشان اين گونه عبادت را عبادت نفس (نفسپرستي) دانستهاند.
به نظر من اين افراط است كه هر عملي براي رسيدن به تقرب و رضاي خدا را عبادت نفس بدانيم؛ چنان كه در سخنان بعضي از اهل معرفت ديده ميشود. بله، شكي نيست كه براي برخي از اولياي خدا حالتهايي معنوي و تجلياتي پديد ميآيد كه در آن حالتها هرگونه عبادتي را تنها به اين جهت انجام ميدهند كه خدا را شايسته پرسش ميدانند و جنبه نزديكي به او و خرسندياش را در نظر نميگيرند. حتي براي وقوع چنين حالات روحاني و عبادت با اين نيت نسبت به عمل براي اشتياق رسيدن به آستان محبوب تعالي برتري و فضيلتي قائل نيستم؛ چه، مسلما سطحي فراتر از پرستش پيامبر خدا صليالله عليه و آله و سلم و اميرمؤمنان عليهالسلام وجود ندارد و با وجود اين، اخبار از اين حكايت دارد كه بعضي يا بيشتر كردارهاي آنان تنها و تنها براي رسيدن به خرسندي پروردگار تعالي و نزديكي به درگاه ربوبي او بوده است.
بالاتر از اين، ميخواهم بگويم چه اشكالي دارد كه گاهي اوقاتترس از مجازات نيز جزئي از نيت آنان باشد؟ براي كسي كه ازترس مجازات خدا غش ميكند، امكان ندارد يا به سختي ميتوان پذيرفت كه اينترس هيچ تاثيري در نيت او نداشته باشد، بلكه به نظر ميرسد حالتهاي پيامبران و اولياي خدا و حتي سرور آنان، حضرت محمد صليالله عليه و آله و سلم، گوناگون بود و اين حالات گوناگون، بنابر حكمت خداوند، در تجلي اسماي الهي در آنان و پرورش و بالا بردن درجات معنوي ايشان و نزديك كردنشان به آستان او تاثيري بسزا داشته و صد البته خدا عهدهدار رياضتدلهاي آنان است تا كمال يابند.
گاهي خداوند با نامهاي جمالش بر ايشان جلوه ميكند و آنان نيز با پروردگارشان انس ميگيرند و براي او ناز ميكنند. گاهي نيز با نامهاي جلالش، كه نشانة غلبه و عظمت بينهايت اوست، در برابرشان جلوه ميكند كه در اين حالت آنان به گريه و زاري و تضرع ميپردازند و با زبان سراسر استغفار و استعاذه به خدا و درخواست نجات از جهنم و آتش با او مناجات ميكنند. بنابراين اختلاف احوال پيامبران بر كسي كه با احاديث و گفتار و كردار آنان آشنايي دارد، پوشيده نيست.
درباره رسول خدا صليالله عليه و آله و سلم روايت كردهاند كه ايشان در بعضي حالات ميفرمود: «كلميني يا حميرا: اي حميرا، با من سخن بگو.» و به هنگام انتظار وقت نماز به بلال ميفرمود: «ارحني يا بلال: راحتم كن، بلال.» گاهي نيز هنگام فرود آمدن وحي، رنگ و حالش تغيير ميكرد و زماني ديگر، به وقت وزش باد و نزول بلا بيم داشت. تمام اينها نشاندهندة دگرگوني حالتهاي روحي آن حضرت است.
البته شايد منظور از نيت سزاواري خدا براي پرستش دربيان بزرگان اهل دانش، معنايي باشد كه با قصد قربت و خشنودي او سازگار است؛ زيرا نيت نزديكي به محبوب هم به دليل آن است كه محبوب سزاوار تقرب جستن است، نه به دليل آنكه از بخشش و نعمتش بهره مند يا از كيفرش گريزان شوند. اين هم يكي از معاني عمل به نيت «سزاواري حضرت حق جل و علا براي پرستش» است، چنان كه اميرمؤمنان عليهالسلام بدان اشاره كرده و ميفرمايند: «ما عبدتك خوفا من نارك و لا طمعا في جنتك، بل وجدتك اهلا للعباده فعبدتك: تو را به خاطر ترس از آتش يا آرزوي بهشت عبادت نكردم، بلكه تو را شايسته بندگي ديدم و پرستيدم» پس حضرت نيت شايستگي خدا را براي عبادت در مقابل نيت عبادت بنده از ترس آتش يا خواهش بهشت قرار داده، نه در مقابل رسيدن به رضايت و نزديكي او.
تقسيم روزهداران از نظر تغذيه
روزهداران از نظر تغذيه به چند گروه تقسيم ميشوند:
1) روزهداراني كه خوراكشان از حرام است، آنان همچون باربراني هستند كه بارهاي مردم را به منزلشان ميبرند. پس مزد از آن صاحب خوراك، و گناه و ستم و غصب براوست و روزهدار فقط از گناه ظلم و غصب خود بهرهمند ميشود. به تعبير ديگر، چنين روزهداري مانند كسي است كه با مركب غصبي خانه خدا را طواف كند.
2) روزهداراني كه خوراكشان شبههناك است كه خود به دو دسته تقسيم ميشوند: دسته اول كساني كه خوردن مشتبه به حرام واقعي، در ظاهر براي آنان حلال است؛ و دسته دوم كساني هستند كه حتي در ظاهر نيز براي آنان حلال نيست. دسته اول حكم كساني را دارند كه غذاي حلال ميخورند، اگر چه يك درجه از آنان پايينترند و دسته دوم حكم كساني را دارند كه غذاي حرام ميخورند، اگر چه يك درجه از آنان بالاترند.
3) گروهي كه خوراكشان حلال است، ولي پرخوري ميكنند. مثل اينان مثل فرومايگاني است كه در حضور محبوب خود به امري ناپسند دست ميزنند؛ در حالي كه آن محبوب انتظار دارد آنان به چيزي جز ياد و قرب او لذت نجويند. چنين روزهداري، بندهاي فرومايه است كه شايستگي همنشيني با اوليا را ندارد.
4) روزهداراني كه در استفاده از خوراكيها به مرز اسراف و تبذير ميرسند. حكم اينان نيز، حكم كساني است كه حرام معلوم را پيوسته ميخورند و بهتر است آنان را نافرمان بخوانيم تا فرمانبردار!
5) روزهداراني كه كسب و كار و تغذيهشان حلال است و از خوشگذراني و اسراف به دورند و در مقابل خدا خاشع و متواضعاند و در مقدار خوردني و آشاميدني به قدر حلال و غيرمكروه بسنده ميكنند. غذاي لذيذ نميخورند و از خوردن به قصد لذت و از برخي لذتهاي ديگر پرهيز ميكنند. اينان جايگاهي بس بلند و والا دارند و درجاتشان نزد پروردگار كه مراقب و نگهبان كوششهاي آنان است، محفوظ خواهد ماند و به نيكي پاداش داده خواهند شد. خداوند از كرم بيكران خويش بر آنها فرو ميبارد و از فضل و رحمت خود، بيحساب به آنها خواهد بخشيد.
نيت افطار و سحري
روزهداران از لحاظ نيت افطار و سحري به چند دسته تقسيم ميشوند:
1) گروهي فقط براي رفع گرسنگي و لذت بردن از غذا افطاري و سحري ميخورند.
2) عدهاي افزون بر قصد بالا، قصد استحباب و نيرو گرفتن براي عبادت را نيز در نظر ميگيرند.
3) دستهاي ديگر، هدفشان از افطار و سحري فقط اين است كه مطلوب مولايشان باشند و كمكي براي عبادتشان به حساب آيد؛ بنابراين به همراه نيت افطار و سحري، آداب مطلوب آن، از قبيل ذكرها و چگونه خوردن را رعايت ميكنند. يكي از اعمال بسيار مهم قبل از شروع افطار و سحري، خواند سورة مباركه «قدر» است.
روزة كامل
بنابر آنچه در اخبار و روايات به صراحت آمده است، غيبت، دروغ، نگاه ناپاك، فحش و ستم ـ كم يا زياد ـ باعث باطل شدن روزه ميشوند. روزه تنها خودداري از خوردن و آشاميدن نيست، بلكه در هنگام روزه داشتن، گوش، چشم، زبان، شهوت و ديگر اندام روزهدار نيز بايد روزه باشند. رسول خدا صليالله عليه و آله و سلم فرمود: «ان ايسر ما افترض علي الصائم في صيامه ترك الطعام و الشراب: آسانترين چيزي كه خداوند در روزه بر روزهدار واجب كرده، خودداري از خوردن و آشاميدن است.»
بنابراين روزهاي كه خداوند براي تكامل نفس مقرر داشته، همان روزهاي است كه موجب پرهيز همة اعضاي بدن از نافرماني خدا ميشود. پس اگر روزهدار، افزون براين، از پرداختن به هرچه غير خداست، بپرهيزد، روزهاش كاملترين است. هنگامي كه انسان حقيقت، درجات و حكمت روزه رلا بفهمد از هرگناه و حرامي دوري ميكند و بيترديد روزهاش پذيرفته ميشود.
در فضيلت ماه رمضان
دربارة فضيلت ماه رمضان و گستردگي رحمت خداوند در اين ماه مطالب و نكتههاي ارزشمندي در اخبار و روايات آمده است؛ از آن جمله اينكه خداوند در هر شبي از شبهاي ماه رمضان، هنگام افطار، هزاران آزاد شده از آتش جهنم دارد كه همه سزاوار آتش بودهاند. بالاتر اينكه، در شب پاياني ماه مبارك رمضان، برابر آنچه در همة ماه آزاد فرموده است، آزاد ميكند. در روايت ديگري آمده است كه هنگام فرا رسيدن ماه رمضان، خداوند هر كس را بخواهد، ميبخشد و چون شب ديگر آيد، آمرزيده شدگان را دو چندان و در شب بعد بخشيده شدگان را چند برابر، و در شب آخر تعداد همة بخشيده شدگان را در شبهاي گذشته، دو برابر كند.
سيدبن طاووس در كتاب «الاقبال» از امير المؤمنين عليه السلام روايت كرده است كه رسول خدا(ص) درخصوص ماه رمضان براي ما خطبهاي خواند و فرمود: «اي مردم، همانا خدا با بركت، رحمت و آمرزش به شما روي آورده است. ماهي كه نزد خدا برترين ماههاست و روزهايش بهترين روزها و شبهايش نيكوترين شبها و لحظههايش برترين لحظههاست. ماهي است كه در آن به ميهماني خدا فراخوانده شدهايد و در آن جزء خانوادة كرامت و عزت الهي قرار گرفتهايد. در اين ماه نفسهايتان تسبيح، خوابتان عبادت، عملتان پذيرفته و دعايتان مستجاب است. پس با نيتي راست و دلي پاك از خداي خويش بخواهيد تا شما را در اين ماه به روزه گرفتن و قرآن خواندن توفيق دهد. پس سياه بخت و بدنهاد كسي است كه در اين ماه بزرگ از رحمت و بخشايش خداوند بيبهره ماند.
با تشنگي و گرسنگي خود در آن، گرسنگي و تشنگي روز رستاخيز را به ياد آوريد. به فقيران خود صدقه بدهيد، بزرگان خود را در آن احترام كنيد، كوچكترها را مورد رحمت خود قرار دهيد. صله رحم به جا آوريد، زبان خود را حفظ كنيد، ديدگان خود را از آنچه نگاه به آن حلال نيست، بپوشانيد و گوش خود را برآنچه گوش دادن به آن جايز نيست، ببنديد. با يتيمان مردم مهرباني كنيد تا با يتيمان شما مهرباني كنند.
از گناهان خود توبه كنيد و هنگام نماز دستانتان را به سوي او به دعا برداريد، زيرا هنگام نماز بهترين لحظهها و ساعتهاست كه خداوند با مهرباني به بندگانش مينگرد. اگر او را بخوانند و با او به مناجات بپردازند، پاسخشان دهد، دعايشان را ميشنود، سخنانشان را ميپذيرد و خواستهايشان را برميآورد.
اي مردم، جان هاي شما در گرو كردارتان است، پس با آمرزش طلبي آنها را آزاد سازيد. پشتتان از بار گناه سنگين است، با سجدة طولاني سبكشان سازيد. بدانيد كه خداوند به عزت خويش سوگند ياد كرده كه نمازگزاران و سجده كنندگان را عذاب نكند و در قيامت به آتش گرفتار نسازد.
اي مردم، كسي كه به مؤمن روزهداري افطار بدهد، خداوند در مقابل ثواب آزاد كردن يك بنده و آمرزش گناهان گذشتة او را عطايش ميكند. كساني گفتند: «اي رسول خدا، همه ما نميتوانيم اين كار را انجام دهيم.» فرمود: «اگر با دانهاي خرما يا جرعهاي آب هم باشد، اين كار را بكنيد و به اين گونه خويش را از عذاب خداوند برهانيد.
اي مردم! هر كس از شما در اين ماه اخلاق خويش نيكو بگرداند، جواز گذشتن از پل صراط را در روزي كه قدمها روي آن ميلغزند، به دست ميآورد و هر كس از شما به زيردستان خود آسان گيرد، خدا هم حساب را بر او آسان خواهد گرفت. و آن كه در اين ماه شر خويش را از ديگران دور دارد، خداوند در قيامت خشم خويش را از او دور خواهد داشت. كسي كه با يتيمي بزرگوارانه رفتار كند، خداوند در قيامت او را گرامي خواهد داشت. كسي كه با خويشان خود پيوند و رابطه داشته باشد، خداوند او را به رحمت خويش پيوند ميدهد و هر كس در اين ماه از خويشان خود ببرد خدا هم در قيامت رحمت خود را از او ميبرد. كسي كه يك نماز مستحبي بخواند، خداوند رهايي از آتش را براي او مقرر ميدارد. آن كه در اين ماه فريضه و واجبي به جاي آرد، ثواب او به اندازة ثواب كسي است كه هفتاد واجب را در غير اين ماه انجام دهد. آن كس كه در اين ماه زياد بر من صلوات فرستد، روزي كه ترازوهاي اعمال آدميان سبك است، خداوند ترازوي او را سنگين خواهد كرد. هر كه يك آيه از قرآن بخواند، پاداش او مانند پاداش كسي است كه قرآن را در غير اين ماه ختم كند.
اي مردم، دروازههاي بهشت در اين ماه باز است؛ پس، از خداي خويش بخواهيد كه آنها را برشما نبندد و دروازههاي دوزخ در اين ماه بسته است؛ پس، از خداي خويش بخواهيد كه آنها را بر شما نگشايد. شيطانها در اين ماه بيكارند و دست و پا بسته، پس، از خداي خويش بخواهيد كه اجازه ندهد آنها برشما چيره شوند.»
اميرالمؤمنين عليهالسلام فرمود: برخاستم و از رسول خدا(ص) پرسيدم: «بهترين كارها در اين ماه چيست؟» فرمود: «بهترين كارها در اين ماه، پارسايي و دوري جستن از آن چيزهايي است كه خداوند حرام كرده است». سپس رسول خدا(ص) گريست. گفتم: «اي رسول خدا، چرا گريه ميكنيد؟ چه چيز شما را به گريه انداخت؟» فرمود: «يا علي از حادثهاي كه در اين ماه براي تو روي خواهد داد؛ گويي تو را ميبينم در حالي كه نماز ميخواني و با خداي خود نجوا ميكني، نگونبختترين و بدسرشتترين همة مردمان ميآيد و با فرود آوردن ضربتي برسرت، ريشت را به خونت رنگين ميسازد.» گفتم: «اي رسول خدا، آيا در آن حال دينم سالم است؟» فرمود: «آري، در آن حال دين تو سالم است.»
و نيز به اسامه فرمود: «ان استطعت أن ياتيك الموت و بطنك جائع و كبدك ظمان فافعل؛ فانك تدرك بذلك اشرف المنازل و تحل مع النبيين و تفرح بقدوم روحك الملائكه و يصلي عليك الجبار: اگر ميتواني هنگام در رسيدن ملكالموت (فرشتة مرگ) شكمت گرسنه و جگرت تشنه باشد، اين كار را بكن؛ زيرا با اين كار به ارجمندترين جايگاه دست مييابي و با پيامبران همنشين ميشوي و روح تو با آمدن فرشتگان شادمان ميشود و خدا بر تو درود ميفرستد.»
در حديث معراج است كه خداوند فرمود: «اي احمد، آيا ميداني ميراث روزه چيست؟» گفت: نه، فرمود: «ميراث روزه كمخوري و كمگويي است. ميراث سكوت حكمت است و ميراث حكمت معرفت و ميراث معرفت هم يقين است. پس هنگامي كه بنده يقين پيدا كند، باكي ندارد از اينكه روزگار چگونه بر او ميگذرد؛ به سختي يا به آساني، اين، مقام صاحبان «رضا» است.
هركس به رضاي من عمل كند، سه خصلت و ويژگي به او ميدهم: شكري كه ناداني همراه آن نباشد، يادي كه فراموشي نداشته باشد، دوستياي كه با آن دوستي مرا بر دوستي آفريدگانم ترجيح ندهد. هنگامي كه او مرا دوست داشته باشد، من هم او را دوست خواهم داشت و دوستي او را در دل بندگانم مياندازم و چشم قلب او را به عظمت جلالم ميگشايم و علم آفريدگانم را از او پنهان نميدارم. در تاريكي شب و روشني روز با او سخن خواهم گفت تا آنجا كه گفتوگو و همنشيني با آفريدگان را كنار ميگذارد؛ و سخن خود و فرشتگانم را به گوش او ميرسانم و راز خود را كه از آفريدگانم نهان داشتم، بر او آشكار ميسازم.... يقين بدانيد كه عقل او را از شناخت خودم پر ميكنم و اين عقل پر معرفت و يقين را پايدار و استوار ميدارم. سپس مرگ و سكرات هولناك مرگ را بر او آسان خواهم ساخت تا آنكه رو به بهشت رانده شود؛ و چون عزرائيل نزد او آيد، به او گويد: «آفرين بر تو! خوشا به حال تو و بازهم خوشا به حال تو، كه خداوند مشتاق ديدار توست...! خداوند به او ميفرمايد: «اين بهشت من است، در آن آرام بگير و ساكن شو و اين جوار و همسايگي من است، پس در آن منزل گزين.»
پس روح گويد: خدايا، خود را به من شناساندي و با اين شناخت از جميع آفريدگانت بينياز شدم. سوگند به عزت و شكوه تو كه اگر خرسندي تو در آن است كه قطعه قطعه شوم يا هفتاد بار به سختترين صورت كشته شوم، به يقين خرسندي تو براي من دلپذيرتر است. خداوند فرمود: «سوگند به عزت و شكوهم كه هيچگاه بين خود و او حجاب نيفكنم تا هرگاه خواست نزد من آيد كه با همة دوستانم چنين رفتار ميكنم.»
در اين روايات به فلسفه و فضيلت گرسنگي اشاره شده است. براي توضيح بيشتر ميتوان به سخنان علماي اخلاق كه برگرفته از روايات است، مراجعه كرد. آنان براي گرسنگي فوايد زيادي گفتهاند كه از جملة آنها ميتوان به موارد زير اشاره كرد:
1) صفاي قلب؛ زيرا سيري باعث زياد شدن بخار در مغز مي شود و مغز حالتي شبيه مستي پيدا ميكند، نميتواند خوب فكر كند و سرعت انتقال او كم ميشود و حالت سنگيني به آن دست ميدهد و چشم بصيرت بين قلب را كور مي كند؛ اما گرسنگي، برخلاف سيري، سبب صفاي قلب ميشود و به آن لطافت ميبخشد و دل را براي دوام فكري كه منجر به معرفت شود، مهيا ميسازد و نوري در آن راه مييابد كه ميتوان آن را حس كرد. رسول خدا صليالله عليه وآله وسلم فرمود: من اجاع بطنه عظمت فكرته: كسي كه شكم خود را گرسنه نگه دارد، به بينشي والا دست مييابد.
2) تواضع (فروتني) و از بين رفتن سرمستي و ناسپاسي كه منشأ سركشي است. وقتي نفس خوار شود (خواهشهاي نفساني كنترل شود) در مقابل پروردگارش خاضع مي شود از سركشي دست برميدارد.
3) كاهش شهوات و نيروهايي كه باعث گناه و نافرماني خداوند ميشوند و انسان را به هلاكت مياندازند؛ زيرا بيشتر گناهان بزرگ از شهوت سخن و ميل جنسي پديد ميآيد و مبارزه با اين دو شهوت سبب نگهداري انسان از پرتگاههاي هلاكت و تباهي است.
4) زدودن خوابي كه تباه كننده عمر باشد. شب زندهداري سرمايه انسان براي داد و ستد آخرت،مايه تداوم هر نيكي و انگيزه براي تهجد (عبادت شبانه) است كه انسان را به جايگاه ستوده ميرساند.
5) راحت انجام دادن عبادتها از چند جهت كه كمترينش كاهش نياز به دنبال غذا رفتن و كمتر دچار شدن به بيماريهاي گوناگون است؛ زيرا معده محل بيماري و پرهيز، ماية بهبودي و تندرستي است. همة آن جهاتي كه گفتيم، انسان را وادار ميكند با مال و مقام كه هر دو مايه نابودي و هلاكت انسان است، به دنيا روي آورد.
6) توانا شدن بر بخشش مال، سير كردن ديگران، همبستگي با خويشاوندان، نيكي كردن، حج، زيارت و خلاصه قدرت پيدا كردن براي انجام همه عبادتهاي مالي است. البته انسان نميتواند اين فايدهها را به روشني درك كند. به ويژه فايدة اول؛ زيرا تفكر و تعمق در فلسفه اعمال عبادي در حكم نتيجه است و هر چيز غير تفكر در حكم مقدمات است؛ چون فكر حركت است و غيرفكر مقدمه و آمادگي براي حركت. به همين جهت دربارة تفكر روايت شده است كه: «تفكر ساعه خير من عباده سبعين سنه: ساعتي تفكر بهتر از هفتاد سال عبادت است.» با فراهم شدن اين مقدمه، نتايج سودمند بسياري براي تو حاصل خواهد شد كه از آن جملهاند نتايج زير:
1) با علم يقيني و قطعي درمييابي كه چرا خدا براي ميهمانش گرسنگي را برگزيده است. علت آن است كه هيچ نعمتي برتر و پسنديدهتر از نعمت شناخت و قرب و ديدار خداوند نيست و گرسنگي از عوامل زود رسيدن به آن است.
2) متوجه ميشوي كه روزه تكليف نيست (كه تشريف است)، بلكه خداوند به وسيله آن تو را بزرگ داشته و با واجب نمودن آن بر ما منت گذاشته و به همين جهت شكر آن واجب است.
3) ارزش دعوت خداوند به روز را در آيه 183 بقره ميشناسي:«يا ايها الذين آمنوا كتب عليهم الصيام كما كتب علي الذين من قبلكم لعلكم تتقون: اي كساني كه ايمان آوردهايد، روزه داشتن بر شما مقرر شده، همچنان كه بر پيشينيان شما مقرر شده است تا شايد پرهيزگار شويد.» وقتي بداني كه اين خطاب دعوت تو به سراي پيوستن به خداست، از آن لذت ميبري.
4) ميفهمي كه علت واجب كردن روزه كمخوري و ضعيف نگهداشتن نيروهاي جسم است. به همين جهت تو حيف ميداني كه حتي در شب نيز غذايي را بخوري كه در روز نخوردهاي و پيش از قبل به كمخوري توجه ميكني.
5) وقتي ارزش كاري را كه از تو خواسته شد، فهميدي، براي رسيدن به نتايج خوب گرسنگي، در جهت انجام درست و اخلاص داشتن در آن تلاش ميكني.
6) هنگامي كه هدف از واجب كردن روزه را شناختي، بدان وسيله ميتواني دريابي كه چه چيزهايي با آن هماهنگ و چه چيزهايي با آن در تضاد و ناسازگارياند.
7) ميفهمي روزه تنها پرهيز از خوردن و آشاميدني نيست، بلكه وقتي روزه ميگيري، چشم و گوش و زبان و حتي پوست و موي تو ـ آنچنان كه در بعضي روايات آمده است ـ هم بايد روزهدار باشند.
8) شايسته نيست نيت و هدف روزه، فقط مجازات نشدن و رهايي از عذاب دوزخ يا به دست آوردن پاداش و رسيدن به نعمتهاي بهشت باشد. هرچند اين دو با روزه به دست ميآيند، بلكه سزاوار است هدف و نيت روزه نزديكي انسان به خداوند و خشنودي او باشد تا او را به مقال وصال و رضاي حق برساند. انجام اين عمل صفات حيواني را از درون انسان خارج ميسازد و او را به صفات روحاني نزديك ميكند.
پس از بررسي و درك اين مطالب، با كمي تأمل ميتواني بفهمي كه هركار يا حال يا سختياي كه تو را از مقامهاي بلند حضور در درگاه خداوند دور سازد، مخالف مراد مولاي تو از دعوتت به اين مهماني است و راضي نميشوي در مهمانسراي اين چنين فرمانرواي بزرگي باشي كه تو را با اين بزرگداشت غرق نعمت خويش كرده است؛ فرمانروايي كه به همه رازهاي نهان تو آگاه است. اگر تو از او غافل شوي، بدان كه او نگران توست و اگر تو از او روي گرداني، يقين داشته باش كه او هرگز از تو رويگردان نخواهد شد.
به يقين كه عقل انسان چنين رفتاري را بسيار زشت و ناپسند ميداند و هيچ عاقل و خردمندي نميپسندد كه با دوستش چنين رفتار كند. اما خداوند از سر مُدارا و از روي فضل و كرم، چنين غفلتهايي را حرام نكرده و بر بندگانش آسان گرفته و آنها را به كمتر از ظرفيتشان مكلف ساخته است؛ ولي از اين سو، بندگان قدرشناس هم روا نميدانند كه با سرورشان رفتاري دور از شأن و مقام والاي او داشته باشند و در هر واجب و حرامي نابخردانه رفتار نميكنند، بلكه با او آنگونه رفتار ميكنند كه شايسته سروري و خداوندي اوست و زيبنده بندگي آنان.
نتيجه آنكه در در روزه داشتن بايد به سفارشهاي امام صادق عليهالسلام عمل كنند؛ از جمله: «هنگامي كه روزه ميگيري، خود را به آخرت نزديك ببين و حالت خضوع و خشوع و شكستگي و خواري به خود بگير و مانند بندهاي باش كه از مولاي خود ميترسد. دلت را از عيبها و باطنت را از حيلهها و مكرها پاك كن. از هرچه غيرخداست، بيزاري جوي و در روزه خود تنها خدا را سرپرست خود بدان و آنگونه كه شايسته خداوند قهار و بزرگ و تواناست، از او بترس. در روزهايي كه روزه ميگيري، روح و بدنت را به طور كامل در اختيار خداي متعال قرار بده و قلب خود را براي پر كردن از محبت و ياد او از بقيه چيزها خالي كن و بدنت را براي عمل به دستورات او و چيزهايي كه از تو خواسته، پيوسته آماده نگهدار. سراسر وجودت را از ياد او پر كن و اندامت را در راه بندگي او به كار گيرد.»
در ادامه روايت آمده است: «اعضاي بدن خود، به ويژه زبانت را از گناه و ناروايي دور دار و از كردارهاي ناپسند پرهيز كن، حتي از مجادله و سوگند راست خوردن هم دوري كن.»
سپس حضرت در پايان روايت فرمود: «اگر به همه آنچه براي تو بيان شد، عمل كني، به آنچه بر روزهدار واجب است، عمل كردهاي و اگر از آن بكاهي، بهاندازهاي كه از آن كاستهاي، از فضيلت روزه و پاداش تو كم ميشود.»
اكنون در وظايف روزهدار و تاثيرات آنها كه در سفارش امام صادق عليهالسلام بيان شد، بينديش. كسي كه خود را به آخرت نزديك ببيند، قلب او از دنيا خارج ميشود و براي او چيزي جز تهيه توشه براي آخرت مهم نخواهد بود. همين طور اگر قلب او شكسته و خاضع و خوار باشد، ميلي به غير خدا نخواهد داشت و تنها دلخوشي او خداست. و كسي كه روح و بدن خود را در راه خدا بدهد و از هر چيزي جز خدا بيزار باشد، روح و دل و بدن و تمام وجود او غرق در ياد و محبت و عبادت خدا و روزة او، روزه مقربين ميشود.
مراتب و درجات روزه
روزه سه گونه است:
1- روزه عوام: پرهيز از خوردن و نوشيدن و خودداري از مبطلات روزه، به گونهاي كه در كتابهاي فقهي آمده است.
2- روزه خواص: روزهاي كه در آن افزون بر پرهيزهاي يادشده، پرهيز از گناه، يعني جلوگيري از اعضاي بدن از مخالفت با فرمان خداوند، نيز در آن لازم است.
3- روزه خواصّ خواص: روزهاي كه در آن افزودن بر پرهيزهاي يادشده، بايد از امور حلال يا حرامي كه انسان را از ياد خدا بازميدارد نيز دوري كرد.
البته هريك از دو مرتبه اخير (روزه خواص وروزه خواص خواص) شاخههاي بسياري دارد، به ويژه مرتبه خواص كه شعبههاي بسياري به شمارة مراتب اصحاب يمين دارد و آنقدر زياد است كه به شماره نميآيد و هريك از آنها حد ويژهاي دارد كه ديگري مانند آن نيست. البته ممكن است عمل بعضي از افراد، در درجاتي كه گفتيم، به عمل درجة فرد بالاتر از خود نزديك باشد. روزهداران هم از نظر قصد و نيت به چند نوع تقسيم ميشوند:
1) برخي از روزهداران فقط براي حفظ آبرو ميان مسلمانان و ترس از رسوا شدن در ميان آنان روزه ميگيرند و اين يا به خاطر سودجويي است يا به صرف انجام عادت معمول بين مسلمانان. اين دسته اگر چه عملشان باطل نيست، نيت درست و صحيحي ندارند.
2) دسته ديگر همان نيت دسته اول را با كمي ترس از مجازات خداوند و اميد به پاداش آميختهاند.
3) دستهاي از روزهداران، تنها به دليلترس از مجازات يا رسيدن به پاداش روزه ميگيرند كه ايناناندكاند و در قصدشان بيشتر جنبه رفع تكليف و جلب پاداش نهفته است.
4) برخي ديگر افزون بر نيت رهايي از مجازات الهي و رسيدن به پاداش اخروي، قصد رسيدن به نزديكي و رضايت الهي را دارند.
5) و در نهايت، دستهاي تنها براي رسيدن به رضايت خداوند و نزديكي به حضرت دوست روزه ميگيرند.
برخي صاحبنظران ميگويند بهتر آن است كه نيت شماري از خودساختگان خالص شود و خداي عالميان را از آن رو اطاعت كنند كه او را شايستة ميدانند؛ يعني نيتشان بايد خالي از هر گونه شائبة بيم و اميد باشد و تا آنجا بر اين امر تاكيد دارند كه براي لقاي حضرت حق و نزديكي به او عمل از سر رغبت ياترس را تباهكننده ميشمارند، به طوري كه بعضي از ايشان اين گونه عبادت را عبادت نفس (نفسپرستي) دانستهاند.
به نظر من اين افراط است كه هر عملي براي رسيدن به تقرب و رضاي خدا را عبادت نفس بدانيم؛ چنان كه در سخنان بعضي از اهل معرفت ديده ميشود. بله، شكي نيست كه براي برخي از اولياي خدا حالتهايي معنوي و تجلياتي پديد ميآيد كه در آن حالتها هرگونه عبادتي را تنها به اين جهت انجام ميدهند كه خدا را شايسته پرسش ميدانند و جنبه نزديكي به او و خرسندياش را در نظر نميگيرند. حتي براي وقوع چنين حالات روحاني و عبادت با اين نيت نسبت به عمل براي اشتياق رسيدن به آستان محبوب تعالي برتري و فضيلتي قائل نيستم؛ چه، مسلما سطحي فراتر از پرستش پيامبر خدا صليالله عليه و آله و سلم و اميرمؤمنان عليهالسلام وجود ندارد و با وجود اين، اخبار از اين حكايت دارد كه بعضي يا بيشتر كردارهاي آنان تنها و تنها براي رسيدن به خرسندي پروردگار تعالي و نزديكي به درگاه ربوبي او بوده است.
بالاتر از اين، ميخواهم بگويم چه اشكالي دارد كه گاهي اوقاتترس از مجازات نيز جزئي از نيت آنان باشد؟ براي كسي كه ازترس مجازات خدا غش ميكند، امكان ندارد يا به سختي ميتوان پذيرفت كه اينترس هيچ تاثيري در نيت او نداشته باشد، بلكه به نظر ميرسد حالتهاي پيامبران و اولياي خدا و حتي سرور آنان، حضرت محمد صليالله عليه و آله و سلم، گوناگون بود و اين حالات گوناگون، بنابر حكمت خداوند، در تجلي اسماي الهي در آنان و پرورش و بالا بردن درجات معنوي ايشان و نزديك كردنشان به آستان او تاثيري بسزا داشته و صد البته خدا عهدهدار رياضتدلهاي آنان است تا كمال يابند.
گاهي خداوند با نامهاي جمالش بر ايشان جلوه ميكند و آنان نيز با پروردگارشان انس ميگيرند و براي او ناز ميكنند. گاهي نيز با نامهاي جلالش، كه نشانة غلبه و عظمت بينهايت اوست، در برابرشان جلوه ميكند كه در اين حالت آنان به گريه و زاري و تضرع ميپردازند و با زبان سراسر استغفار و استعاذه به خدا و درخواست نجات از جهنم و آتش با او مناجات ميكنند. بنابراين اختلاف احوال پيامبران بر كسي كه با احاديث و گفتار و كردار آنان آشنايي دارد، پوشيده نيست.
درباره رسول خدا صليالله عليه و آله و سلم روايت كردهاند كه ايشان در بعضي حالات ميفرمود: «كلميني يا حميرا: اي حميرا، با من سخن بگو.» و به هنگام انتظار وقت نماز به بلال ميفرمود: «ارحني يا بلال: راحتم كن، بلال.» گاهي نيز هنگام فرود آمدن وحي، رنگ و حالش تغيير ميكرد و زماني ديگر، به وقت وزش باد و نزول بلا بيم داشت. تمام اينها نشاندهندة دگرگوني حالتهاي روحي آن حضرت است.
البته شايد منظور از نيت سزاواري خدا براي پرستش دربيان بزرگان اهل دانش، معنايي باشد كه با قصد قربت و خشنودي او سازگار است؛ زيرا نيت نزديكي به محبوب هم به دليل آن است كه محبوب سزاوار تقرب جستن است، نه به دليل آنكه از بخشش و نعمتش بهره مند يا از كيفرش گريزان شوند. اين هم يكي از معاني عمل به نيت «سزاواري حضرت حق جل و علا براي پرستش» است، چنان كه اميرمؤمنان عليهالسلام بدان اشاره كرده و ميفرمايند: «ما عبدتك خوفا من نارك و لا طمعا في جنتك، بل وجدتك اهلا للعباده فعبدتك: تو را به خاطر ترس از آتش يا آرزوي بهشت عبادت نكردم، بلكه تو را شايسته بندگي ديدم و پرستيدم» پس حضرت نيت شايستگي خدا را براي عبادت در مقابل نيت عبادت بنده از ترس آتش يا خواهش بهشت قرار داده، نه در مقابل رسيدن به رضايت و نزديكي او.
تقسيم روزهداران از نظر تغذيه
روزهداران از نظر تغذيه به چند گروه تقسيم ميشوند:
1) روزهداراني كه خوراكشان از حرام است، آنان همچون باربراني هستند كه بارهاي مردم را به منزلشان ميبرند. پس مزد از آن صاحب خوراك، و گناه و ستم و غصب براوست و روزهدار فقط از گناه ظلم و غصب خود بهرهمند ميشود. به تعبير ديگر، چنين روزهداري مانند كسي است كه با مركب غصبي خانه خدا را طواف كند.
2) روزهداراني كه خوراكشان شبههناك است كه خود به دو دسته تقسيم ميشوند: دسته اول كساني كه خوردن مشتبه به حرام واقعي، در ظاهر براي آنان حلال است؛ و دسته دوم كساني هستند كه حتي در ظاهر نيز براي آنان حلال نيست. دسته اول حكم كساني را دارند كه غذاي حلال ميخورند، اگر چه يك درجه از آنان پايينترند و دسته دوم حكم كساني را دارند كه غذاي حرام ميخورند، اگر چه يك درجه از آنان بالاترند.
3) گروهي كه خوراكشان حلال است، ولي پرخوري ميكنند. مثل اينان مثل فرومايگاني است كه در حضور محبوب خود به امري ناپسند دست ميزنند؛ در حالي كه آن محبوب انتظار دارد آنان به چيزي جز ياد و قرب او لذت نجويند. چنين روزهداري، بندهاي فرومايه است كه شايستگي همنشيني با اوليا را ندارد.
4) روزهداراني كه در استفاده از خوراكيها به مرز اسراف و تبذير ميرسند. حكم اينان نيز، حكم كساني است كه حرام معلوم را پيوسته ميخورند و بهتر است آنان را نافرمان بخوانيم تا فرمانبردار!
5) روزهداراني كه كسب و كار و تغذيهشان حلال است و از خوشگذراني و اسراف به دورند و در مقابل خدا خاشع و متواضعاند و در مقدار خوردني و آشاميدني به قدر حلال و غيرمكروه بسنده ميكنند. غذاي لذيذ نميخورند و از خوردن به قصد لذت و از برخي لذتهاي ديگر پرهيز ميكنند. اينان جايگاهي بس بلند و والا دارند و درجاتشان نزد پروردگار كه مراقب و نگهبان كوششهاي آنان است، محفوظ خواهد ماند و به نيكي پاداش داده خواهند شد. خداوند از كرم بيكران خويش بر آنها فرو ميبارد و از فضل و رحمت خود، بيحساب به آنها خواهد بخشيد.
نيت افطار و سحري
روزهداران از لحاظ نيت افطار و سحري به چند دسته تقسيم ميشوند:
1) گروهي فقط براي رفع گرسنگي و لذت بردن از غذا افطاري و سحري ميخورند.
2) عدهاي افزون بر قصد بالا، قصد استحباب و نيرو گرفتن براي عبادت را نيز در نظر ميگيرند.
3) دستهاي ديگر، هدفشان از افطار و سحري فقط اين است كه مطلوب مولايشان باشند و كمكي براي عبادتشان به حساب آيد؛ بنابراين به همراه نيت افطار و سحري، آداب مطلوب آن، از قبيل ذكرها و چگونه خوردن را رعايت ميكنند. يكي از اعمال بسيار مهم قبل از شروع افطار و سحري، خواند سورة مباركه «قدر» است.
روزة كامل
بنابر آنچه در اخبار و روايات به صراحت آمده است، غيبت، دروغ، نگاه ناپاك، فحش و ستم ـ كم يا زياد ـ باعث باطل شدن روزه ميشوند. روزه تنها خودداري از خوردن و آشاميدن نيست، بلكه در هنگام روزه داشتن، گوش، چشم، زبان، شهوت و ديگر اندام روزهدار نيز بايد روزه باشند. رسول خدا صليالله عليه و آله و سلم فرمود: «ان ايسر ما افترض علي الصائم في صيامه ترك الطعام و الشراب: آسانترين چيزي كه خداوند در روزه بر روزهدار واجب كرده، خودداري از خوردن و آشاميدن است.»
بنابراين روزهاي كه خداوند براي تكامل نفس مقرر داشته، همان روزهاي است كه موجب پرهيز همة اعضاي بدن از نافرماني خدا ميشود. پس اگر روزهدار، افزون براين، از پرداختن به هرچه غير خداست، بپرهيزد، روزهاش كاملترين است. هنگامي كه انسان حقيقت، درجات و حكمت روزه رلا بفهمد از هرگناه و حرامي دوري ميكند و بيترديد روزهاش پذيرفته ميشود.
در فضيلت ماه رمضان
دربارة فضيلت ماه رمضان و گستردگي رحمت خداوند در اين ماه مطالب و نكتههاي ارزشمندي در اخبار و روايات آمده است؛ از آن جمله اينكه خداوند در هر شبي از شبهاي ماه رمضان، هنگام افطار، هزاران آزاد شده از آتش جهنم دارد كه همه سزاوار آتش بودهاند. بالاتر اينكه، در شب پاياني ماه مبارك رمضان، برابر آنچه در همة ماه آزاد فرموده است، آزاد ميكند. در روايت ديگري آمده است كه هنگام فرا رسيدن ماه رمضان، خداوند هر كس را بخواهد، ميبخشد و چون شب ديگر آيد، آمرزيده شدگان را دو چندان و در شب بعد بخشيده شدگان را چند برابر، و در شب آخر تعداد همة بخشيده شدگان را در شبهاي گذشته، دو برابر كند.
سيدبن طاووس در كتاب «الاقبال» از امير المؤمنين عليه السلام روايت كرده است كه رسول خدا(ص) درخصوص ماه رمضان براي ما خطبهاي خواند و فرمود: «اي مردم، همانا خدا با بركت، رحمت و آمرزش به شما روي آورده است. ماهي كه نزد خدا برترين ماههاست و روزهايش بهترين روزها و شبهايش نيكوترين شبها و لحظههايش برترين لحظههاست. ماهي است كه در آن به ميهماني خدا فراخوانده شدهايد و در آن جزء خانوادة كرامت و عزت الهي قرار گرفتهايد. در اين ماه نفسهايتان تسبيح، خوابتان عبادت، عملتان پذيرفته و دعايتان مستجاب است. پس با نيتي راست و دلي پاك از خداي خويش بخواهيد تا شما را در اين ماه به روزه گرفتن و قرآن خواندن توفيق دهد. پس سياه بخت و بدنهاد كسي است كه در اين ماه بزرگ از رحمت و بخشايش خداوند بيبهره ماند.
با تشنگي و گرسنگي خود در آن، گرسنگي و تشنگي روز رستاخيز را به ياد آوريد. به فقيران خود صدقه بدهيد، بزرگان خود را در آن احترام كنيد، كوچكترها را مورد رحمت خود قرار دهيد. صله رحم به جا آوريد، زبان خود را حفظ كنيد، ديدگان خود را از آنچه نگاه به آن حلال نيست، بپوشانيد و گوش خود را برآنچه گوش دادن به آن جايز نيست، ببنديد. با يتيمان مردم مهرباني كنيد تا با يتيمان شما مهرباني كنند.
از گناهان خود توبه كنيد و هنگام نماز دستانتان را به سوي او به دعا برداريد، زيرا هنگام نماز بهترين لحظهها و ساعتهاست كه خداوند با مهرباني به بندگانش مينگرد. اگر او را بخوانند و با او به مناجات بپردازند، پاسخشان دهد، دعايشان را ميشنود، سخنانشان را ميپذيرد و خواستهايشان را برميآورد.
اي مردم، جان هاي شما در گرو كردارتان است، پس با آمرزش طلبي آنها را آزاد سازيد. پشتتان از بار گناه سنگين است، با سجدة طولاني سبكشان سازيد. بدانيد كه خداوند به عزت خويش سوگند ياد كرده كه نمازگزاران و سجده كنندگان را عذاب نكند و در قيامت به آتش گرفتار نسازد.
اي مردم، كسي كه به مؤمن روزهداري افطار بدهد، خداوند در مقابل ثواب آزاد كردن يك بنده و آمرزش گناهان گذشتة او را عطايش ميكند. كساني گفتند: «اي رسول خدا، همه ما نميتوانيم اين كار را انجام دهيم.» فرمود: «اگر با دانهاي خرما يا جرعهاي آب هم باشد، اين كار را بكنيد و به اين گونه خويش را از عذاب خداوند برهانيد.
اي مردم! هر كس از شما در اين ماه اخلاق خويش نيكو بگرداند، جواز گذشتن از پل صراط را در روزي كه قدمها روي آن ميلغزند، به دست ميآورد و هر كس از شما به زيردستان خود آسان گيرد، خدا هم حساب را بر او آسان خواهد گرفت. و آن كه در اين ماه شر خويش را از ديگران دور دارد، خداوند در قيامت خشم خويش را از او دور خواهد داشت. كسي كه با يتيمي بزرگوارانه رفتار كند، خداوند در قيامت او را گرامي خواهد داشت. كسي كه با خويشان خود پيوند و رابطه داشته باشد، خداوند او را به رحمت خويش پيوند ميدهد و هر كس در اين ماه از خويشان خود ببرد خدا هم در قيامت رحمت خود را از او ميبرد. كسي كه يك نماز مستحبي بخواند، خداوند رهايي از آتش را براي او مقرر ميدارد. آن كه در اين ماه فريضه و واجبي به جاي آرد، ثواب او به اندازة ثواب كسي است كه هفتاد واجب را در غير اين ماه انجام دهد. آن كس كه در اين ماه زياد بر من صلوات فرستد، روزي كه ترازوهاي اعمال آدميان سبك است، خداوند ترازوي او را سنگين خواهد كرد. هر كه يك آيه از قرآن بخواند، پاداش او مانند پاداش كسي است كه قرآن را در غير اين ماه ختم كند.
اي مردم، دروازههاي بهشت در اين ماه باز است؛ پس، از خداي خويش بخواهيد كه آنها را برشما نبندد و دروازههاي دوزخ در اين ماه بسته است؛ پس، از خداي خويش بخواهيد كه آنها را بر شما نگشايد. شيطانها در اين ماه بيكارند و دست و پا بسته، پس، از خداي خويش بخواهيد كه اجازه ندهد آنها برشما چيره شوند.»
اميرالمؤمنين عليهالسلام فرمود: برخاستم و از رسول خدا(ص) پرسيدم: «بهترين كارها در اين ماه چيست؟» فرمود: «بهترين كارها در اين ماه، پارسايي و دوري جستن از آن چيزهايي است كه خداوند حرام كرده است». سپس رسول خدا(ص) گريست. گفتم: «اي رسول خدا، چرا گريه ميكنيد؟ چه چيز شما را به گريه انداخت؟» فرمود: «يا علي از حادثهاي كه در اين ماه براي تو روي خواهد داد؛ گويي تو را ميبينم در حالي كه نماز ميخواني و با خداي خود نجوا ميكني، نگونبختترين و بدسرشتترين همة مردمان ميآيد و با فرود آوردن ضربتي برسرت، ريشت را به خونت رنگين ميسازد.» گفتم: «اي رسول خدا، آيا در آن حال دينم سالم است؟» فرمود: «آري، در آن حال دين تو سالم است.»
به نقل از روزنامه اطلاعات
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۸۹/۰۵/۳۰ ساعت 0:49 توسط حسین شمس
|