دعای سفره

در روایات وارد شده که قبل از غذا خوردن، بسم الله الرحمن الرحیم و در انتهای آن الحمد لله رب العالمین گفته شود. دعای خاصی در این باره وارد نشده؛ ولی در بین اهل علم و مؤمنان بعد از خوردن غذا، جملاتی را به صورت دعا (دعای سفره) ذکر می کنند که البته مضمون آن در روایات و دعاها هست. آن جملات این است:

الحمد لله ربّ العالمین هنیئاً للآکلین و برکةً للباذلین. الحمد لله الّذی یُطعِمُ و لا یُطْعَم و یَرزُقُ و لایُرْزَق، زاد الله النّعم، دَفْعَ الله النّقَم، بِحَقّ سیّد العرب و العجم. اللّهم تَقَبَّل حَسنات المُحسنین لا سیّما هذا الأحْسان من هذا المحسن؛اللّهمَ اغفر للمؤمنین و المؤمنات و المسلمین و المسلمات الأحیاء منهم و الأموات لاسیّما اَمْواتَ الحاضرین، رَحِمَ اللّهُ من قَرَءَ الفاتِحَةَ مع الصَّلوات.

دعاهاي ديگري نيز خوانده مي شود.

ادامه نوشته

مراحل نوشتن طرح درس روزانه:

مقدمه:

طرح درس یا سناریوی آموزشی برای نخستین بار در سال 1918 توسط"فرانکلین بوبیت" مطرح شد و لزوم استفاده از سازماندهی در امر یاددهی – یادگیری مورد تأکید قرار گرفت. طرح درس به شکل امروزی آن، در سال 1950 به وسیله روان شناسان برجسته امر تعلیم و تربیت "بنجامین . اس . بلوم" شکل گرفت و در سال 1962 " رابرت گلیرز" نظرات تکمیلی خود را در راستای دیدگاههای بلوم مطرح کرد که تا به امروز نیز مدنظر برنامه ریزان و هدف گذاران آموزشی و دست اندرکاران امور آموزشی در سطح جهان بوده است.

در ایران حیات مجدد "طرح درس" مربوط به هشت نه سال گذشته می باشد. لزوم استفاده از طرح درس، به عنوان ابزار کارآمدی در زمینه تکنولوژی آموزشی، در خدمت افزایش کیفیت نظام آموزشی کشورمان قرار گرفت. و طرح درس به عنوان برنامه ریزی و سازمان دادن به مجموعه فعالیتهایی که معلم در ارتباط با هدفهای آموزشی، محتوای درس و توانائیهای دانش آموزان برای مدت زمان مشخص تدوین می گردد مد نظر قرار گرفت.

از محاسن طرح درس می توان به موارد ذیل اشاره نمود:

1- طرح درس به معلم کمک می کند تا پیش بینی های لازم را برای تهیه وسایل آموزشی و رسانه ها به عمل آورد.

2- داشتن طرح درس موجب می شود که معلم به تنظیم اوقات کلاس بپردازد و از ایجاد بی نظمی در کلاس جلوگیری کند.

3- طرح درس موجب می شود که معلم فعالیتهای ضروری آموزشی را به ترتیب و یکی پس از دیگری در مراحل و زمانهای مشخص و به شیوه های منطقی پیش ببرد و نتایج حاصل آن را برای تدریس در مراحل بعدی آموزش مورد استفاده قرار دهد.

4- با توجه به آنچه رفت، نقش و اهمیت طرح درس در بهبود امر یاددهی – یادگیری کاملاً مشهود و ضروری به نظر می رسد. لذا جزوه ی حاضر به منظور مطالعه و استفاده همکاران محترم جهت بهبود کیفیت آموزشی و ارتقای سطح یادگیری طراحی شده است.

ادامه نوشته

نمونه فرم طرح درس

ادامه نوشته

هرکه بامش بیش برفش بیشتر

 
یکی از پادشاهان عمرش به سر آمد و دار فانی را بدرود گفت و به سوی عالم باقی شتافت چون وارث و جانشینی نداشت وصیت کرد.بامداد نخستین روز پس از مرگش اولین کسی که از دروازه ی شهر در آید تاج شاهی را بر سر وی نهند و کلیه ی اختیارات مملکت را به او واگذار کنند.

اتفاقا فردای آن روز؛اولین فردی که وارد شهر شد گدائی بود که در همه ی عمر مقداری پول اندوخته و لباسی کهنه و پاره که وصله بر وصله بود به تن داشت.

ارکان دولت و بزرگان وصیت شاه را به جای آوردند و کلیه خزائن و گنجینه ها به او تقدیم داشتند و او را از خاک مذلت بر داشتند و به تخت عزت و قدرت نشاندند.پس از مدتی که درویش به مملکتداری مشغول بود.به تدریج ...

بعضی از امرای دولت سر از اطاعت و فرمانبرداری وی پیچیدند و پادشاهان ممالک همسایه نیز از هر طرف به کشور او تاختند.درویش به مقاومت برخاست و چون دشمنان تعدادشان زیادتر و قوی تر بود به ناچار شکست خورد و بعضی از نواحی و برخی از شهرها از دست وی بدر رفت. درویش از این جهت خسته خاطر و آرزده دل گشت.

در این هنگام یکی از دوستان سابقش که در حال درویشی رفیق سیر و سفر او بود به آن شهر وارد شد و یار جانی و برادر ایمانی خود را در چنان مقام و مرتبه دید به نزدش شتافت و پس از ادای احترام و تبریک و درود و سلام گفت ای رفیق شفیق شکر خدای را که گلت از خار برآمد و خار از پایت بدر آمد.بخت بلندت یاوری کرد و اقبال و سعادت رهبری؛تا بدین پایه رسیدی!

درویش پادشاه شده گفت:ای یار عزیز در عوض تبریک؛تسلیت گوی آن دم که تو دیدی غم نانی داشتم و امروز تشویش جهانی!

رنج خاطر و غم و غصه ام امروز در این مقام و مرتبه صدها برابر آن زمان و دورانی است که به اتفاق به گدائی مشغول بودیم و روزگار می گذراندیم!

پاداش ده برابر

 خاطره ای ازاستاد:شفیعی کدکنی

 

ادامه نوشته

مردم شناسی


    حسابدار: کسی است که قیمت هر
 چیز را می داند ولی ارزش هیچ چیز را
نمی داند.

 
      بانکدار: کسی است هنگامی که هوا
 آفتابی است چترش را به شما قرض می
 دهد و درست تا باران شروع می شود
 آن را می خواهد.
 
 
      اقتصاددان: کسی است که فردا
 خواهد فهمید چرا چیزهایی که دیروز
 پیش
بینی کرده بود امروز اتفاق
 نیفتاد.
 

 
      روزنامه نگار: کسی است که %50 از
 وقتش به نگفتن چیزهایی که می داند
 می گذرد و %50 بقیه وقتش به صحبت
 کردن در مورد چیزهایی که نمی داند.
 
      ریاضیدان: مرد کوری است که در
 یک اتاق تاریک بدنبال گربه سیاهی
 می
 گردد که آنجا نیست.

 
 
      فیلسوف: کسی است که برای عده ای
که خوابند حرف می زند.
 
 
 
      روانشناس: کسی است که از شما
 پول می گیرد تا سوالاتی را بپرسد
 که
 همسرتان مجانی از شما می پرسد.
 
 
 
      جامعه شناس: کسی است که وقتی
 ماشین زیبایی از خیابان رد می شود
 و
 همه مردم به آن نگاه می کنند، او
 به مردم نگاه می کند.
 
 

      برنامه نویس: کسی است که مشکلی
 که از وجودش بی خبر بودید را به
روشی که نمی فهمید حل می کند.
 
 
 
      مشاور: کسی است که ساعت شما را
 از دستتان باز می کند و بعد به شما
 می گوید ساعت چند است.
 
 
      مسئول فروش: کسی است که كاري
 ندارد كه كار چيست فقط به دنبال
 فروش
 كردن است
 
 
      مدير : کسی است که مي خواهد هر
 چه سريعتر كارهاي محول شده به
 خودش
 را بين ديگران تقسيم كند و وقتي
 كاري خراب شد به دنبال كسي باشد كه
 به
 گردن او بياندازد.

آمده اینجا حسین فاطمه

شعری از امیر حسین میر حسینی

خواب دیدم خواب اینکه مرده ام

خواب دیدم خسته و افسرده ام

روی من خروارها از خاک بود

وای قبر من چه وحشتناک بود

تا میان گور رفتم دل گرفت

قبر کن سنگ لحد را گل گرفت

ناله می کردم ولیکن بی جواب

تشنه بودم تشنه یک جرعه آب

بالش زیر سرم از سنگ بود

غرق وحشت سوت و کور و تنگ بود

خسته بودم هیچ کس یارم نشد

زان میان یک تن خریدارم نشد

هرکه آمد پیش حرفی راند و رفت

سوره حمدی برایم خواند و رفت

نه شفیقی نه رفیقی نه کسی

ترس بود و وحشت و دلواپسی

آمدند از راه نزدم دو ملک

تیره شد در پیش چشمانم فلک

یک ملک گفتا بگو نام تو چیست

آن یکی فریاد زد رب تو کیست

ای گنهکار سیه دل بسته پر

نام اربابان خود یک یک ببر

در میان عمر خود کن جستجو

کارهای نیک و زشتت را بگو

ما که ماموران حق داوریم

نک تو را سوی جهنم می بریم

دیگر آنجا عذر خواهی دیر بود

دست و پایم بسته در زنجیر بود

نا امید از هر کجا و دلفکار

می کشیدندم به خفت سوی نار

ناگهان الطاف حق آغاز شد

ادامه نوشته

اعمال شب و روز عاشورا

روز عاشورا از جمله وقايع بزرگ تاريخ اسلام است كه حتي قبل از رخداد آن بسياري از معصومين عليهم السلام درباره آن سخن گفته و نسبت به زنده نگه داشتن آن و برپايي عزا توجه داشته و ديگران را نيز به آن دعوت كرده‌اند. براي شب و روز عاشورا اعمالي عبادي در جهت همنوايي با خانواده اهل بيت (ع) و سختي‌هايشان در مسير احياي اسلام ناب محمدي (ص) سفارش شده است.

براى شب عاشورا، دعا و نمازهاى بسيارى نقل شده است که برخى از آنها به اين شرح است:

1ـ احياى شب عاشورا؛

در روايتى از رسول خدا(ص) آمده است که «هر کس شب عاشورا را بيدار بماند (و به عبادت بپردازد)، گويا عبادت فرشتگان را انجام داده است...».

2ـ پيامبر اکرم(ص) فرمودند: در شب عاشورا، چهار رکعت نماز مى‌گذارى و در هر رکعت يک مرتبه «حمد» و پنجاه مرتبه سوره «توحيد» را مى‌خوانى وقتى که در رکعت چهارم سلام نماز را گفتى، ذکر خدا را بسيار بگو و بر رسول خدا(صلى الله عليه وآله) صلوات بفرست و تا مقدارى که ممکن است بر دشمنان اهل بيت(عليهم السلام) لعنت فرست.

3ـ صد رکعت نماز بجا مى‌آورى، هر دو رکعت با يک سلام، که در هر رکعت يک مرتبه «حمد» و سه بار سوره «توحيد» را مى‌خوانى و پس از پايان اين نمازها، هفتاد بار مى‌گويى:

«سُبْحانَ اللّهِ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ وَ لا إلهَ إلاَّ اللّهُ وَ اللّهُ اَکْبَرُ وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إلاَّ بِاللّهِ الْعَلِىِّ الْعَظِيمِ».

رسول خدا(ص) فرمودند: کسى که اين نماز را بخواند وقتى که بميرد، خداوند قبرش را معطّر و خوشبو مى‌کند و هر روز - تا هنگام دميدن صور - نورى وارد قبرش مى شود...
ادامه نوشته

بعضی از اسرار حماسه کربلا

گفتاری از آیت‌الله جوادی آملی

به نقل از تابناک

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
بسم الله الرحمن الرحيم
«الحمد لله ربّ العالمين بارئ الخلائق الأجمعين رافع السماوات و خافض الأرضين و صلّ الله علي جميع الأنبياء و المرسلين سيّما خاتمهم و أفضلهم محمد و أهل بيته الطيبين الطاهرين بهم نتولّي و من أعدائهم نتبرئ إلي الله».

سخن در تحليل قيام تاريخي سالار شهيدان ـ سلام الله عليه ـ بود. تا اندازه‌اي روشن شد كه چون آن حضرت يك دين ممثل است و عينيت دين است، مي‌خواهد همين دين در بیرون عينيت پيدا كند و عينيت يافتن دين در نشئه طبيعت با تزاحم همراه است. ممكن نيست چيزي در عالم طبيعت يافت بشود و از گزند مزاحمت در امان بماند. منتها اگر آن شيء حق بود، هر مزاحمي آسيب مي‌بيند، بدون اينكه به او آسيبي برساند و اگر آن شيء حق نبود آسيب مي‌بيند، بدون اينكه بتواند به چيزي آسيب برساند و اگر احياناً مي‌بينيد، گاهي حق از باطل شكست مي‌خورد و باطل پيروز مي‌شود؛ يا آنچه را كه حق نبود، حق پنداشتيم و آنچه را باطل نبود باطل پنداشتيم؛ يا اگر حق را درست فهميديم و باطل را درست فهميديم (پيروزي را به جاي شكست و شكست را به جاي پيروزي پنداشتيم) در اين محاسبه بالأخره اشتباه كرده‌ايم. وگرنه حق ممكن نيست شكست بخورد، ولو در مدت كوتاه؛ باطل ممكن نيست پيروز بشود ولو در مدت كوتاه، زيرا باطل مانند كف روي آب است و حق مانند همان سيل خروشان؛ باطل در سايه حق نمايي دارد. ممكن نيست كه باطل بتواند حق را از بين ببرد، زيرا اگر حقي نباشد، باطلي نيست. چون باطل حق نماست و اگر آبي نباشد، سيلي نباشد، كفي نيست. هرگز كف به جنگ سيل نمي‌رود؛ هرگز سايه به جنگ نور نمي‌رود. اگر نوري نباشد، سايه‌اي نباشد و اگر شاخصي نباشد، سايه‌اي نيست؛ چون نور هست و شاخص هست، سايه پيدا مي‌شود. چون حق هست، باطل خود را نشان مي‌دهد.

ادامه نوشته

طلا!

چرا طلا برای مردان حرام است؟
 

ادامه نوشته

حادثه کربلا در میان اهل تسنن

حادثه کربلا در میان اهل تسنن موجى ایجاد کرد که زبان و قلم دانشمندان آنان گاه ناخواسته و زمانى با شجاعت به توصیف وتجزیه و تحلیل آن پرداخته است.

شوكانى در كتاب «نيل الاوطار»

شوكانى در كتاب «نيل الاوطار»در رد بعضى از سخنوران دربارى مى‏گويد: به تحقيق عده‏اى از اهل‏علم افراط ورزيده، چنان حكم كردند كه: «حسين(ع)نوه پيامبر كه خداوند از او راضى باشد. نافرمانى‏يك آدم دائم الخمر را كرده و حرمت‏شريعت‏يزيد بن معاويه را هتك‏كرده است.» خداوند لعنتشان كند، چه سخنان عجيبى كه از شنيدن‏آنها مو بر بدن انسان راست مى‏گردد.
تفتازانى در كتاب «شرح العقايد»
تفتازانى در كتاب «شرح العقايد» مى‏نويسد:حقيقت اين است كه رضايت‏يزيد به قتل حسين(ع)و شاد شدن اوبدان خبر و اهانت كردنش به اهل‏بيت پيامبر(ص)از اخبارى است كه‏در معنى متواتر است; هر چند تفاصيل آن متواتر نيست. درباره‏مقام يزيد بلكه درباره ايمان او كه لعنت‏خدا بر او و يارانش‏باد. توافقى نداريم.

جاحظ

جاحظ مى‏گويد: منكراتى كه يزيد انجام داد، يعنى قتل حسين(ع)وبه اسارت گرفتن زن و فرزند او و ترساندن اهل مدينه و منهدم‏ساختن كعبه، همه اينها بر فسق و قساوت و كينه و نفاق و خروج ازايمان او دلالت مى‏كند.
بنابراين، يزيد فاسق و ملعون است و كسى كه از لعن او جلوگيرى‏كند، نيز ملعون است.
ابن حجر هيثمى مكى در كتاب «الصواعق المحرقه‏»
ابن حجر هيثمى مكى در كتاب «الصواعق المحرقه‏» مى‏نويسد: پسرامام حنبل در مورد لعن يزيد از وى پرسيد. احمد در جواب گفت: چگونه لعنت نشود كسى كه خداوند او را در قرآن لعن كرده است.
آنجا كه مى‏فرمايد: «فصل عسيتم ان توليتم ان تفسدوا فى الارض و تقطعوا ارحامكم‏اولئك الذين لعنهم‏الله‏» و چه مفاسدى و قطع رحمى از آنچه يزيدانجام داد، بالاتر است؟!

عبدالرزاق مقرم در كتاب «مقتل الحسين‏»
عبدالرزاق مقرم در كتاب «مقتل الحسين‏» مى‏گويد: به تحقيق‏گروهى از علما از جمله قاضى ابويعلى و حافظ ابن الجوزى وتفتازانى و سيوطى در مورد كفر يزيد نظر قطعى داده‏اند و باصداقت تمام لعن او را جايز شمرده‏اند.
مولف كتاب «شذرات الذهب‏» مى‏نويسد: در مورد لعن يزيد، احمدبن حنبل دو قول دارد كه در يكى تلويح و در ديگرى تصريح به لعن‏او مى‏كند. مالك و ابوحنيفه نيز هر كدام هم‏تلويحا و هم تصريحايزيد را لعنت كرده‏اند; و به راستى چرا اين‏گونه نباشد و حال‏آنكه او فردى قمار باز و دائم الخمر بود.

شيخ محمد عبده

شيخ محمد عبده مى‏گويد: هنگامى كه در دنيا حكومت عادلى وجوددارد كه هدف آن اقامه شرع و حدود الهى است و در برابر آن‏حكومتى ستمگر است كه مى‏خواهد حكومت عدل را تعطيل كند، بر هرفرد مسلمانى كمك كردن حكومت عدل واجب است; و از همين باب است‏انقلاب امام حسين كه در برابر حكومت‏يزيد كه خدا او را خواركند. ايستاد.
سبط بن جوزى
از سبط بن جوزى در مورد لعن يزيد پرسيده شد. او در جواب گفت: احمد حنبل لعن او را تجويز كرده است، ما نيز به خاطر جناياتى‏كه درباره پسر دختر رسول خدا مرتكب شد، او را دوست نداريم; واگر كسى به اين حد راضى نمى‏شود، ما هم مى‏گوييم اصل، لعنت كردن‏يزيد است.

امام شافعى
حادثه كربلا چنان در قلوب نفوذ كرد كه بسيارى از بزرگان اهل‏تسنن آن را در قالب شعر مطرح ساخته، اندوه خويش را ابرازكردند. امام شافعى كه در دوستى اهل‏بيت زبانزد است. درباره‏نهضت كربلا چنين سروده است:
قتيل بلا جرم كان قميصه صبيغ بماء الارجوان خصيب نصلى على المختار من آل هاشم و نوذى بنيه ان ذاك عجيب لئن كان ذنبى حب آل محمد(ص) فذلك ذنب لست عنه اتوب هم شفعائى يوم حشرى و موقفى و بغضهم للشافعى ذنوب
حسين(ع)كشته‏اى بى گناه است كه پيراهن او به خونش رنگين شده وعجب از ما مردم آن است كه از يك طرف به آل پيامبر درودمى‏فرستيم و از سوى ديگر فرزندانش را به قتل مى‏رسانيم و اذيت‏مى‏كنيم!
اگر گناه من دوستى اهل‏بيت پيامبر است، پس من هيچ‏گاه از آن‏توبه نمى‏كنم. اهل‏بيت پيامبر(عليهم السلام)در روز محشر شفيعان من هستند واگر نسبت‏به آنان دشمنى داشته باشم، گناهى نابخشودنى است.

به نقل از آفاق نیوز

نکات قابل توجه در تدریس

بیایید:

1.     با توکل و نام خدا درس را شروع کنیم.

2.     با اخلاص تدریس کنیم.

3.     در تدریس به زمان توجه کنیم.

4.     در تدریس از طرح مطالب بیهوده و کم فایده صرف نظر کنیم.

5.     با خوشرویی تدریس کنیم.

6.     احساسات و عواطف دانش آموزان را جریحه دار نکنیم.

7.     صداقت، وفای به عهد، امانت داری را از یاد نبریم.

8.     خوش قول و متواضع باشیم.

9.     اشتباهات خود را توجیه نکنیم.

10. پرگوئی نکنیم، در واقع آنقدر بگوئیم که می توانیم بشنویم.

ادامه نوشته

راهنمای تدریس درس بر بال فرشتگان دینی اول راهنمایی

مراحل انجام تدریس:

۱- گروه بندی.

۲- طرح جمله ای جالب یا سئوالی یا داستان و یا شعری برای دانش آموزان.

مثلاً پیرامون سؤال زیر دانش آموزان با راهنمایی معلم به بحث و گفتگو می پردازند:

- علم بهتر است یا ثروت ؟

از دانش آموزان می خواهیم به نوبت درباره آن سؤال صحبت کنند و نظر خود را با دلیل بیان نمایند . بچه ها دیدگاههای خود را بیان می کنند ... سپس داستانی که در درس آمده را به طور مفصل بیان می کنیم ... و اضافه می کنیم که پیامبر به اسیران نگفت هر کسی پول دارد یا ...... آزاد خواهد شد بلکه ایشان فرمودند هر کس علم و دانش داشته باشد بتواند به دیگران سواد بیاموزد آزاد خواهد شد در اینجا علم بهتر بود یا ثروت ؟ سپس به بیان اهمیت علم و دانش در اسلام می پردازیم ...

هل یستوی الاعمی و البصیر افلا تتفکرون .( انعام آیه 50 )

آیا کور و نابینا با هم برابرند آیا فکر نمی کنید که عالم و جاهل یکسان نیستند . در اسلام یکی از برترین ارزشها کسب علم و دانش است راجع به علم و دانش بسیار سفارش شده است قرآن هم اولین مرتبه که نازل گردید سخن خود را با خواندن ، علم و کتابت آغاز کرد ...

پس از بیان مطالبی دراین باره به فعالیت کلاسی پرداخته از دانش آموزان می خواهیم به صورت گروهی پاسخ فعالیتها را بنویسند و به صورت گروهی از آنها جواب می خواهیم و در اینجا می توانیم نمره را نیز گروهی بدهیم همچنین در این درس از امام صادق (ع) صحبت شده که ایشان شاگردان زیادی را تربیت نمودند می توانیم در این باره نیز بیشتر صحبت کرده و اطلاعات بیشتر ی به دانش آموزان دهیم ... برای فعالیت خارج از کلاس از بچه ها می خواهیم درباره دکتر مصطفی چمران که یک چهره شاخص علمی است بیشتر تحقیق کنند یا درباره دیگر دانشمندان اسلامی تحقیق کرده و در کلاس ارائه دهند ...

وسپس پیرامون سؤالات زیر هم همانند سؤال بالا به بحث و گفتگو می پردازند:

-علم و دانش چه تاثیری بر موفقیت ما در کارهایمان دارد؟

- دلیل عقب ماندگی کشورهای مسلمان از پیشرفت های علمی جهان در سال های اخیر چیست ؟

در درسهای این کتاب بیشتر باید سعی شود خود دانش اموزان فعال بوده و در تدریس مشارکت داشته باشند و بیشتر کارها را برعهده بگیرند تا درس را بهتر بفهمند .

۳- ثبت فعالیتهای کلاسی دانش آموزان در هر مرحله در چک لیست یا دفتر نمره

برخی ویژگی های معلمان موفق

 

۱) داشتن حس شوخ طبعی

۲) نگرش مثبت داشتن(خوش بین بودن)

۳) داشتن انتظارات بزرگ و واقع گرایانه از دانش آموزان

۴) هماهنگی و سازگاری با دانش آموزان

۵) رعایت عدالت و انصاف بین دانش آموزان

۶) انعطاف پذیری

 

ادامه نوشته

تحلیل قیام عاشورا

آیت‏ الله مجتبی تهرانی در تحلیلی قیام عاشورا را از 9 منظر و دو بعد سیاسی و عرفانی بررسی کرد.

به گزارش فارس چکیده‏ تحلیل قیام عاشورا از منظر آیت‏الله مجتبی تهرانی در ذیل آمده است:

* مقدمه

آیت‏ الله مجتبی تهرانی، از مراجع عظام تقلید و از شاگردان مبرّز مکتب فقهی، اصولی، فلسفی، اخلاقی و عرفانی امام خمینی (رضوان‏الله‏تعالی‏علیه) هستند که بیش از 30 سال است که کرسی دروس اسلامی‌شان در حوزه‏ علمیه تهران، طلاب و فضلای اُمّ‏القرای جهان اسلام را سیراب می‏سازد. وی از سال 1380 هـ.ش در بیانات ایّام دهه اوّل محرّم‏الحرام و دهه‏ آخر ماه صفر خود، به تشریح ابعاد گوناگونی از قیام و انقلاب حضرت سیّدالشّهدا پرداخته‏اند که نگاهی چنین عمیق به مقوله عاشورا، آن هم توسط چنین شخصیّتی، در نوع خود مثال‏زدنی است.

آن‏چه مجموعه مباحث آیت‌الله تهرانی را از بسیاری جهات ممتاز گردانده، نگاه ریشه‏ای وی به حرکت تاریخی و تاریخ‏ساز امام حسین (علیه‏السلام) است؛ نگاهی که این حرکت را به ریشه ‏های اسلام ناب محمّدی پیوند می‏زند و آن را در امتداد بعثت رسول مکرّم اسلام و به‏عنوان عامل حفظ و استمرار آن توجیه و تبیین می‏کند. بر همین اساس است که وی معتقد است: «إنّ الإسلام بدؤه محمّدیٌّ و بقاؤه حسینیٌّ».

عظمت قیام انسان‏ساز حضرت سیّدالشّهداء سبب شده است که نتوان تنها یک هدف برای آن در نظر گرفت یا تنها از یک بُعد و زاویه به آن نگاه کرد. به گفته وی: «اگر بخواهیم فقط یک هدف را مطرح کنیم و بگوییم هدف از حرکت حسینی فقط همان بوده، به آن حضرت جفا کرده­ایم. نمی­شود گفت که این ولیّ بزرگ خدا، با عملی که انجام داد ـ‌که در طول تاریخ بشریّت بی‌نظیر است‌ـ فقط یک هدف داشته است. کوتاهی درک ما موجب نمی‏شود که هدف‌گیری او محدود شود! لذا از کلمات حضرت در موقعیّت­های مختلف در این حرکت، اهداف گوناگونی به دست می‌آید».

بر این مبنا، آیت‌الله تهرانی تلاش کرده با مروری بر کلمات و جملات امام حسین(علیه‏السلام) در طول این حرکت، از مدینه تا کربلا، چارچوبی از اهداف و ابعاد این قیام ارائه کرده و ساختار بحث را با تکیه بر منابع و معارف غنیّ اسلامی، نظیر قرآن کریم و روایات اهل‏بیت(علیهم‏السلام) تکمیل نماید تا مُراد از هر بُعد و هدفی که حضرت سیّد‏الشّهداء مطرح کرده‏اند، به درستی روشن شود.
در حقیقت، شیوه علمی مباحث وی، نوعی «تفسیر روایت به آیات و روایات» است. در این شیوه، جملات کلیدی امام حسین(علیه‏السلام) مبنای «تئوری‏پردازی علمی» قرار گرفته و سپس به کمک آیاتی از قرآن کریم و سایر روایات اهل‏بیت(علیهم‏السلام) تبیین می‏شود. جاذبه و زیبایی این تفسیر در این است که مخاطب، در خلال این مباحث ضمن دست‏یابی به فهمی عمیق‏تر و دقیق‏تر از کلمات و جملات حضرت، متوجه می‏شود که هر یک از اهداف قیام عاشورا را می‏توان از ابعاد گوناگونِ فقهی، سیاسی، اجتماعی، اخلاقی و عرفانی مورد بررسی قرار داد.
مطالبی که توسّط آیت الله مجتبی تهرانی ایراد شده است، هر چند که در محفلی نورانی و مجلسی عمومی القاء شده، امّا سرشار از لطایف و دقایقی است که می‏تواند جان‏های تشنه را سیراب و خِرَدهای کنجکاو را قانع و کامیاب کند. این سخنان در همان حال که ساده و روان است، مبتنی بر مبانی استوار علمی است و در برخی موارد، همان بحث‏های دقیقی است که حتّی در درس‏های خارج و کتاب‏های فقه استدلالی هم کم‏تر می‏توان یافت.
به‏طور کلّی وی قیام عاشورا را از 9 منظر مختلف، مورد کالبدشکافی قرار داده و مؤسسه‏ پژوهشی فرهنگی مصابیح‏الهدی (دفتر حفظ و نشر آثار آیت‏الله مجتبی تهرانی) تا‌کنون 4 جلد از این مجموعه را تحت عنوان «سلوک عاشورایی» منتشر کرده و امید آن است که در آینده نزدیک، سایر مباحث وی را نیز به زیور طبع و نشر آراسته ساخته و به تشنگان معارف الهی عرضه کند. در ادامه، ضمن معرّفی این دیدگاه‏ها، چکیده‏ای از مباحث وی در هر بحث را ارائه می‏کنیم.

ادامه نوشته

امر به معروف در نهضت‏حسينى عليه السلام

نويسنده:عباس كوثرى
زائر در سفر معنوى زيارت به ديدار آمران به معروف و الگوهاى نهى از منكر مى‏رود و گامهاى بلند آنان در جهت پاسدارى از ارزشها را يادآور مى‏شود. از اين مقال به نمونه‏هايى از «معروف‏گرايى‏» و «منكرستيزى‏» از درسهاى «مكتب زيارت‏» آشنا مى‏شويم.
امام حسين(ع) در بيان هدف خودش از نهضت الهى و عظيم عاشورا از امر به معروف و نهى از منكر ياد مى‏كند و مى‏فرمايد: و انما خرجت لطلب الاصلاح فى امة جدى اريد ان آمر بالمعروف و انهى عن المنكر: من بدين هدف (از مدينه) بيرون آمدم كه امت جد خويش را اصلاح نمايم و تصميم دارم امر به معروف و نهى از منكر كنم.
جهت معرفى امر به معروف و نهى از منكر به نمونه‏هايى از آن اشاره مى‏كنيم.

الف) نهى از همكارى با ستمگران

1. امام صادق(ع) به يكى از شيعيان خود به نام «عذافر» فرمود: بلغنى انك تعامل «ابا ايوب‏» و «ابا الربيع‏» فما حالك اذا نودى بك فى اعوان الظلمة: به من اينگونه خبر رسيده كه با «ابى ايوب‏» و «ابا الربيع‏» همكارى مى‏كنى! حالت چگونه خواهد بود اگر تو را در قيامت در رديف همكاران ظالمان صدا بزنند.
چون «عذافر» چهره در هم كشيد.
حضرت فرمود: من تو را به چيزى ترساندم كه خداوند مرا به او ترسانده است.
ب. صفوان جمال از ياوران و اصحاب امام موسى بن‏جعفر(عليهماالسلام) شترهاى خويش را به هارون اجاره مى‏دهد و پس از اينكه خدمت‏حضرت مى‏رسد با اين كلمات مورد عتاب قرار مى‏گيرد كه «كل شى‏ء منك حسن جميل ما خلا شيئا واحدا» همه كارهاى تو نيكوست مگر يكى از آنها. از حضرت مى‏پرسد: فدايت‏شوم، كداميك از كارها؟ امام مى‏فرمايد: كرايه دادن شترهايت‏به هارون‏الرشيد! عرضه مى‏دارد به خدا قسم كه من فقط آنها را براى رفتن او به مكه داده‏ام بدون اينكه حتى خودم به همراه او باشم. حضرت مى‏فرمايد: آيا دوست دارى آنها تا هنگام پرداخت كرايه شترانت زنده بمانند؟ مى‏گويد: بلى! امام مى‏فرمايد: «من احب بقائهم فهو منهم و من كان منهم كان وروده على النار» هر كس زنده بودن آنها را دوست‏بدارد از آنها خواهد بود و همراه آنها به آتش وارد خواهد شد. پس از فرمايش امام(ع) بود كه صفوان به بهانه اينكه پير شده است و توان اداره شتران خويش را ندارد تمامى آنها رافروخت.
ادامه نوشته

جایگاه و نقش امر به معروف و نهی از منکر در جامعه

انسان به دلیل اجتماعی بودنش، نیاز به جمعی دارد که انیس او باشند، تا از غمها و سختی ها رهایی یابد و استعدادهای نهفته اش را به فعلیت برساند، وگرنه انسانیت انسان، بی معنا خواهد بود. به همین دلیل زندگی انسان، شکل گروهی به خود گرفته و اجتماعات متفاوت در عین حال، شبیه به هم را به وجود آورده است و رشد و تعالی انسانها تنها در محیط و اجتماع سالم و پاک، امکان پذیر است. چون افراد یک اجتماع سالم، همانند اعضای یک بدن، در طریق حیات اجتماعی و سازمان دادن به زندگی صحیح انسانی سهیم و شریکند و هیچ یک از آنان نمی تواند خود را در قبال سودها و زیان های اجتماعی بی تفاوت دانسته و عکس العملی از خود نشان ندهد، اینجاست که مسئله امر به معروف و نهی از منکر (نظارت همگانی) ضرورت پیدا می کند و موقعیت اساسی و بنیادی آن چون خون در تمام اعضاء و جوارح انسان جریان دارد، در صحنه حیاتی انسانی جلوه می کند. موضوع امر به معروف و نهی از منکر، بحث گسترده ای دارد و این نوشتار مختصر در صدد تبیین همه آن مباحث نیست.

آنچه که در این نوشتار مورد بررسی قرار می گیرد، عبارت است از: بررسی واژگانی امر به معروف و نهی از منکر؛ اهمیت آن دو فریضه بزرگ در آموزه های دینی؛ نقش آن دو فریضه در جامعه؛ پیامدها و اسباب ترک آن دو در جامعه؛ امر به معروف و نهی از منکر، وظیفه مردم است یا حاکم؟ و ... مطلب را باهم از نظر می گذرانیم .

ادامه نوشته

نقش امر به معروف و نهی از منکر در تربیت اسلامی

يكي از مهم‌ترين بحث‌ها، در عرصة علوم انساني، تربيت انسان است؛ زيرا هدف اصلي رسالت انبيا را تربيت و تزكيه تشكيل مي‌دهند. و انسان، يگانه موجودي است كه بيش‌ترين نياز را به تربيت و رسيدن به كمال دارد؛ زيرا جانداران ديگر بر اساس غريزه از نخستين لحظه‌هاي تولد، راهشان را مي‌يابند و بر همين اساس از خود دفاع كرده، به زندگيشان ادامه مي‌دهند. اما انسان اين‌گونه نيست؛ اگر دست حمايتِ مربيان از سر او برداشته شود، نه تنها به كمال دست نمي‌يابد، بلكه از همان آغاز، راه فنا را در پيش مي‌گيرد. چنانچه نوزاد انسان از هر زنده جاني ضعيف‌تر و به تعبيري، حيوان بالفعل است كه هيچ قدرت دفاع و زيستن ندارد و كمالي در او مشاهده نمي‌شود؛ ولي، همين موجود ضعيف، با تربيت و آموزش، به جايي مي‌رسد كه سيارات آسماني را در اختيار مي‌گيرد و با قوه انديشه و فكر به همة اشيا مسلط مي‌شود. اگر انسان تربيت شود و در مسير كمال قرار گيرد، روحش اوج مي‌گيرد و به سعادت مي‌رسد. و بر قله‌هاي پيروزي و كمال يكي پس از ديگري سيطره مي‌يابد. سعدي در اين زمينه مي‌گويد:

رسد آدمي، به جايي كه به جز خدا نبيند

بنگر كه تا چه حد است، مكان آدميت

طيران مرغ ديدي، تو ز پاي بند شهوت

به در آي تا ببيني، طيران آدميت

انساني كه اين همه آمادگي براي تربيت شدن دارد، شايسته است كه خداوند به‌ترين راه‌ها را براي تربيت او در نظر گرفته باشد؛ يكي از اين راه‌ها امر به معروف و نهي از منكر است كه در تربيت فرد و جامعه كاربرد فراوان دارد. پيامبر گرامي اسلام - صلي الله عليه و آله - نيز براي اين مبعوث گشت كه انسان را هدايت و تربيت كند و استعدادهاي نهفته آنان را شكوفا سازد؛ از طرفي امر به معروف و نهي از منكر يكي از سنت‌هاي مهم در اسلام است كه جلو فساد را مي‌گيرد و نوعي خيزش و مشاركت همگاني، در برابر فسادها و نارسايي‌ها و شاهراهي، براي رسيدن به كمال است. در اين مقاله، كاركرد تربيتي امر به معروف و نهي از منكر را در سيرة پيامبر بررسي مي‌كنيم.

اين موضوع، با همة اهميتي كه دارد، كم‌تر بررسي شده است؛ يكي از مشكلات جدي اين حوزه، كمبود منبع است؛ زيرا، سيره نويسان به نوعي رجال نويسي كرده‌اند و در برخي از كتاب‌هاي سيره نيز تاريخ نگاري را به جاي سيره نويسي ادامه داده‌اند.

ما در اين نوشته، از كليات (شرح و تعريف واژگان) آغاز كرده‌ايم. آن گاه، در ادامه از كاربرد امر به معروف و نهي از منكر در سيره پيامبر بحث نموده‌ايم.

ادامه نوشته

امر به معروف و نهی از منکر از دیدگاه قرآن

سوره اعراف، آیه 165

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
«فلما نسوا ما ذكّروا به انجینا الذین ینهون عن السوء و أخذنا الذین ظلموا بعذاب بئیس بما كانوا یفسقون»
امّا هنگامی كه تذكراتی را كه به آنها داده شده بود فراموش كردند، (لحظه عذاب فرا رسید و) نهی كنندگان از بدی را رهایی بخشیدیم، و كسانی را كه ستم كردند، به خاطر نافرمانیشان به عذاب شدیدی گرفتار ساختیم.
1- ناظر به یكی از شرائط وجوب امر به معروف و نهی از منكر می‌باشد. (احتمال تأثیر) (مجمع البیان)
2- ناظر به نهی ا زمنكر زبانی است. (مجمع البیان)
3- معذور بودن در پیشگاه خداوند را از جمله تأثیرات امر و نهی به حساب آورده‌اند.
4- بعضی مواقع امر به معروف و نهی از منكر واجب می‌شود در صورتی كه حكمی از احكام خداوند به دست فراموشی سپرده شود اگر چه تأثیرات دیگری نداشته باشد. (جامع البیان)
5- نجات از عذاب پروردگار پاداش آمرین به معروف و ناهین از منكر می‌باشد. (تفسیر اختصاصی عیاشی)

اعراف198

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
«و إن تدعوهم إلی الهدی لا یسمعوا و توئهم ینظرون إلیك و هم لا یبصرون»
و اگر آنها را به هدایت فرا خوانید، سخنانتان را نمی‌شنوند؛ و آنها را می‌بینی به تو نگاه می‌كنند، امّا در حقیقت نمی‌بینند.

اعراف199

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
«خذ العفو و أمر بالعرف و أعرض عن الجهلین»
(به هر حال) با آنها مدارا كن و عذرشان را بپذیر، و به نیكیها دعوت نما، و از جاهلان روی بگردان (و با آنان ستیز مكن)
1- اشاره به یكی از مراتب امر به معروف و نهی از منكر دارد (روی برگرداندن از مراتب قلبی ) (مجمع البیان)
2- احتمال تأثیر، شرط وجوب امر به معروف و نهی از منكر می‌باشد. (مجمع البیان)
3- در امر و نهی نباید مفسده و ضرری برای آمر و ناهی وجود داشته باشد. (مجمع البیان)
4- آمر به معروف باید خود عامل به آن چیزی كه دیگران را به آن امر و نهی می‌كند باشد. (ترجمه‌ی تفسیر المیزان)
5- امر باید به صورت سنتی و عرفی و سیره‌های جاری در جامعه باشد كه عقلای جامعه آنرا می‌شناسند؛ به خلاف آن اعمال نادر و غیر مرسوم كه عقل اجتماعی آنرا انكار می‌كند. (ترجمه‌ی تفسیر المیزان)
6- آمر به معروف باید به تمام معروفها و نیكیها امر كند. (ترجمه‌ی تفسیر المیزان)
7- امر كردن باید به نحو معروف باشد نه به نحو و روش ناپسند. (ترجمه‌ی تفسیر المیزان)
8- در این آیه به سه تا از وظایف پیامبر گرامی اسلام (صلی الله علیه وآله) تصریح می‌كند كه گویای وظایف آمران و ناهیان هم می‌باشد. چون پیامبر (صلی الله علیه وآله) خود آمر و ناهی بود. (جامع البیان)
9- «خذ العفو» را باید بهترین طریقه برای به نتیجه رساندن امر به معروف و نهی از منكر برگزیده تا مثمر ثمر باشد. (جامع البیان)
10- «و امر بالعرف»، تنها با شناخت معروفها و منكرها می‌توان مردم را به معروف و منكر امر كرد. (جامع البیان)
11- «و اعرض عن الجاهلین» این قسمت از آیه هم به سختیها و مشكلات در راه امر به معروف و نهی از منكر اشاره دارد و هم به مرتبه‌ای از مراتب امر به معروف و نهی از منكر (رتبه قلبی)
12- احتمال ضرر بر آمر وناهی در انجام امر به معروف و نهی از منكر مانع از انجام این فریضه نمی‌شود.(جامع البیان)
1- همواره باید راه میانه و اعتدال را در پیش گرفت.
2- تكلیف باید به اندازه طاقت افراد باشد نه بیشتر از آن (در صورتی كه عفو را به معنای حدّ وسط بگیریم)
3- خوب بودن تنها كفایت نمی‌كند، بلكه باید امر به خوبی نیز (در جامعه) نمود
4- تنها منكرات را انجام ندادن پذیرفته نیست بلكه باید نهی از منکر نیز نمود.
5- مخاطب آیه تنها پیامبر (صلی الله علیه وآله) نیست بلكه تمام مسلمانان و مصلحان جامعه مورد خطاب آیه می‌باشد.
6- هم باید امر به معروف كرد و هم شیوه‌ی امر به معروف باید پسندیده معروف و نیكو باشد.
7- واژه «جاهل» در برابر «عاقل» است و جاهل در فرهنگ قرآنی یعنی نابخردان نه بی‌سوادان...
8- در شیوه‌ی عفو و اعراض و گذشت (در باب امر به معروف و نهی از منكر) باید محكم و استوار بود.
9- امر به معروف در جامعه نباید متروك شود و معروف، عرف و عارفه هر سه به معنای هر صفت نیكوئی است كه عقل انسان آنرا در می‌یابد.
الکشف والبیان فی تفسیر القرآن ثعلبی

ادامه نوشته

امربه معروف و نهی از منکر،شرایط، اقسام و مراتب آن

نقش هر مسلمان در تعیین سرنوشت جامعه و تعهدی كه باید در پذیرش مسؤولیت های اجتماعی داشته باشد، ایجاب می كند كه او ناظر و مراقب همه اموری باشد كه پیرامون وی اتفاق می افتد. این مطلب در فقه اسلامی تحت عنوان امر به معروف و نهی از منكر مطرح شده و از مهم ترین مبانی تفكر سیاسی یك مسلمان به شمار می رود؛ چنان كه از مهم ترین فرایضی است كه وجوب كفایی آن ضروری دین شناخته شده و ضامن بقای اسلام است.[1]

قرآن كریم در بیان صفات ممتاز مؤمنان می فرماید:

«وَ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ یُقِیمُونَ الصَّلاهَ وَ یُؤْتُونَ الزَّكاهَ وَ یُطِیعُونَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ»[2]
مردان و زنان با ایمان ولی (و یار و یاور) یكدیگرند، امربه معروف و نهی ازمنكر می كنند، نماز را برپا می دارند و زكات را می پردازند و خدا و رسولش را اطاعت می كنند.

به موجب این آیه، افراد مؤمن به سرنوشت یكدیگر علاقمند بوده و به منزله یك پیكر می باشند. پیوند سرنوشت ها موجب می شود كه تخلف و انحراف یك فرد، در كل جامعه تأثیر بگذارد؛ چنان كه یك بیماری واگیر در صورتی كه معالجه نگردد، از فرد به جامعه سرایت نموده و سلامت آن را به خطر می اندازد.

پیامبر اكرم ـ صلی الله علیه و آله ـ در این زمینه می فرماید:

یك انسان گنهكار در میان مردم، همانند فرد ناآگاهی است كه با گروهی سوار كشتی شده و آن گاه كه كشتی در وسط دریا قرار می گیرد، تبری برداشته و به سوراخ نمودن جایگاه خود می پردازد، هر كسی به او اعتراض می كند او در پاسخ می گوید: من در سهم خودم تصرف می كنم؛ به یقین این یك حرف احمقانه است. اگر دیگران او را از این عمل خطرناك باز ندارند، طولی نمی كشد كه همگی غرق می شوند.[3]

معروف و منكر كه دو مفهوم متقابلند، در لغت به معنای شناخته شده و ناشناخته می باشند؛[4] و در اصطلاح كارهایی كه نیكی یا زشتی آن ها توسط عقل یا شرع، شناخته شده باشند، به ترتیب معروف و منكر نامیده می شوند.[5]

به كارگیری لفظ معروف و منكر در امور مربوط به بایدها و نبایدهای دین، بدین لحاظ است كه فطرت پاك انسانی با كارهای معروف آشنا و مأنوس و با زشتی ها و امور ناپسند، بیگانه و نامأنوس است.

بنابراین معروف ومنكر قلمرو وسیعی دارد و در محدوده عبادات یا یك سری از گناهان كبیره نمی گنجند. معروف شامل امور اعتقادی، اخلاقی، عبادی، حقوقی، اقتصادی، ‌نظامی (همانند مرزداری و پیكار در راه خدا) سیاسی (مثل حضور در صحنه های انقلاب اسلامی و حفظ دستاوردهای آن) و امور فرهنگی می شود و منكر نیز شامل منكرات اعتقادی، عبادی، اخلاقی، اقتصادی (مانند كم فروشی و احتكار)، سیاسی (همانند جاسوسی و كمك به ضدانقلاب)، نظامی (نظیر فرار از جبهه و جنگ، عدم رعایت سلسله مراتب فرماندهی) و... می شود در مجموع می توان از معروف و منكر، به ارزش ها و ضد ارزش ها تعبیر نمود.

ادامه نوشته

امر به معروف و نهي از منكر، مراتب و شيوه هاي آن

حجت الاسلام علي جديدبناب
عضو هيئت علمي دانشگاه

با توجه به فلسفه خلقت انسان كه طبق بيان قرآن كريم عبوديت و بندگي است و از طرفي وجه تمايز انسان با ساير موجودات به ناطق و عاقل بودن انسان و حركت او به سوي كمال مي باشد، اهميت و جايگاه اين دو فريضه الهي، يعني امر به معروف و نهي از منكر بيشتر تبيين و روشن مي گردد. از آنجايي‌كه انسان غافل است و به دليل عارض شدن نسيان بسياري از مواردي كه مفيد براي اوست فراموش مي‌كند بنابراين امر به معروف و نهي از منكر جزء ضرورياتي است كه در جهت نيل به كمال براي هر انساني ضرورت پيدا مي كند. به اين جهت است كه حضرت امام محمد باقر(ع) مي فرمايد: «ان الامر بالمعروف و النهي عن المنكر فريضه عظيم بها تقام الفرائض ...» ‌(1) يعني امر به معروف و نهي از منكر واجب عظيم و بزرگي است كه پابرجايي ساير واجبات به آن بستگي دارد. از تعبير "بها تقام الفرائض" چنين استفاده مي شود كه امر به معروف و نهي از منكر از لوازم حكومت اسلامي به شمار مي رود.

 

ادامه نوشته

آداب امر به معروف و نهى از منكر از دیدگاه امام علی (ع)

از ميان فرايض اسلامى، تنها فريضه‏اى كه مشروط به تأثير است، همين امر به معروف و نهى از منكر است. از ما خواسته‏اند تا بى‏توجه به تأثير، نماز بخوانيم يا روزه بگيريم. ليكن در مورد امر به معروف، مؤثر واقع شدن آن، يكى از شرايط وجوبش به‏شمار است. (1) همه شرايط و مراتب و آدابى كه براى اجراى اين فريضه در نظر گرفته‏اند، چيزى نيست جز كوشش براى مؤثرتر شدن آن. لذا هرگز در اين مورد نمى‏توان به شعار «بر رسولان بلاغ باشد و بس» بسنده كرد. بنا بر اين آن‏كه در پى امر به معروف و نهى از منكر است، بايد طبيب‏وار و مشفقانه درد بيمار خود را بشناسد و داروى مناسب آن را تجويز نمايد و در اين راه آدابى را به‏كار بندد كه او را موفق سازد. اما «مقصود از آداب، آن چيزهايى است كه رعايت آنها در حصول غرض و گرفتن نتيجه مؤثر است. (2) » برخى از اين آداب، اختصاص به امر به معروف ندارد و شامل بيش‏تر عرصه‏هاى زندگى نيز مى‏شود و پاره‏اى از آنها در پاره‏اى از كتاب‏ها تحت عنوان شرايط امر به معروف و نهى از منكر ذكر شده و يا از مشتقات آنها به‏شمار آمده است. تأمل در اين آداب، ما را متوجه حقيقتى ناخوشايند مى‏كند: بسيارى از امر به معروف‏هاى ما، در حقيقت امر به منكر و زير پا گذاشتن حقوق مسلم ديگران و تجاوز به حريم زندگى آنان است كه شارع به هيچ روى بدان خشنود نيست.

امام على‏عليه السلام، در كنار تأكيدات بسيار بر اصل اين فريضه، همواره بر آن است تا با آموختن آداب آن، ديگران را از كج‏فهمى و برداشت ناصواب برحذر دارد و شيوه درست آن را به مؤمنان بياموزد. در اين‏جا پاره‏اى از آداب اين فريضه را از منظر امام‏عليه السلام نقل مى‏كنيم. مهم‏ترين اين آداب عبارتند از:

1.پرهيز از تجسس؛ 2.پرهيز از پرده‏درى؛ 3.پرهيز از دشنام؛ 4.رفاقت؛ 5.صبورى.

ادامه نوشته

با ما از فرزندان سخن بگو

 

آنگاه زني كه كودكي در آغوش داشت گفت :

اي پيامبر با ما از فرزندان سخن بگو.

و او گفت :

فرزندانِ شما فرزندان ِشما نيستند.

آن ها پسرها و دختران ِخواهشي هستند كه

زندگي به خويش دارد.

آن ها به واسطه ي شما مي آيند ،اما نه از شما ،

و با آن كه با شما هستند ،‌اما از آنِ شما نيستند .

شما مي توانيد مهرِ خود را به آنها بدهيد،

اما نه انديشه هايِ خود را ،

زيرا كه آنها انديشه هاي خود را دارند.

شما مي توانيد تنِ آنها را در خانه نگاه داريد ، اما نه روحشان را ،‌

زيرا كه روح ِآنها درخانه ي فرداست ،‌كه شما را

به آن راه نيست ، حتي در خواب.

شما مي توانيد بكوشيد تا مانندِ آنها باشيد ،

اما مكوشيد تا آنها را مانندِ خود سازيد.

زيرا كه زندگي واپس نمي دهد و در بندِ ديروز نمي ماند.

شما كماني هستيد كه فرزندتان مانندِ تيرِ زنده اي از چله ي آن

بيرون مي جهد.

كمانگير است كه هدف را در مسيرِ نامتناهي مي بيند ،‌و اوست

كه با قدرتِ خود شما را خم مي كند تا تيرِ او را تيز پر و دور رس

به پرواز در آوريد.

بگذاريد كه خم شدنِ شما در دستِ كمانگير از روي شادي باشد؛

زيرا كه او هم به تيري كه مي پرد مهر مي ورزد و هم به مكاني كه

در جا مي ماند.

منبع: کتاب "پیامبر و دیوانه" نوشته‌ی جبران خلیل جبران، ترجمه‌ی نجف دریابندری، تهران: نشر کارنامه، 1380 (چاپ پنجاه و یکم 1384) نقل از ص 45

یک لینک جالب

باحرکت دادن مربع هااشکال جالب بسازید

http://www.procreo.jp/labo/lathe_cb.swf

آب وسنگ

دو قطره آب كه به هم نزديك شوند، تشكيل يك قطره بزرگتر ميدهند...
اما دوتكه سنگ هيچگاه با هم يكی نمی شوند !
پس هر چه سخت تر و قالبی تر باشيم،
فهم ديگران برايمان مشكل تر، و در نتيجه
امکان بزرگتر شدنمان نيز كاهش می یابد...
 
آب در عين نرمی و لطافت در مقايسه با سنگ،
به مراتب سر سخت تر، و در رسيدن به هدف خود
لجوجتر و مصمم تر است.
سنگ، پشت اولين مانع جدی می ايستد.
اما آب... راه خود را به سمت دريا می يابد.
در زندگی، معنای واقعی
سرسختی، استواری و مصمم بودن را،
در دل نرمی و گذشت بايد جستجو كرد.
گاهی لازم است كوتاه بيايی...
گاهی نمیتوان بخشید و گذشت...اما می توان چشمان را بست
و عبور کرد
گاهی مجبور می شوی نادیده بگیری...
گاهی نگاهت را به سمت ديگر بدوز که نبینی....
ولی با آگاهی و شناخت
وآنگاه بخشیدن را خواهی آموخت

 

پیامبر اکرم  (ص) و کودکان

پیامبر اکرم  (ص) با کودکان بسیار مهربان بود، کودکان را در بغل می گرفت و به آنان احترام می گذاشت هرگاه در راه با کودکان روبرو میشد به احترام آنها می ایستاد، آنها را در اغوش می گرفت و بر پشت و شانه خود سوار می کرد و به اصحاب توصیه می کرد که چنین کنند. کودکان چنان خوشحال می شدند که هیچگاه خاطره ان را فراموش نمی کردند

گاه مادری کودک خود را به رسول الله  (ص)  می داد تا برای او دعا کند و اتفاق می افتاد که کودک لباس رسول خدا  (ص)  را خیس می کرد و مادر شرمنده و ناراحت می شد. در این هنگام رسول خدا  (ص)  می فرمود (خیس شدن جامه من اهمیتی ندارد تطهیر می کنم

بازها رسول خدا  (ص)  سفارش کرده و می فرمود: کودکان خود را دوست بدارید و نسبت به آنها مهربان باشید و به وعده ای که به آنها داده اید وفا کنید، خداوند بر هیچ چیزی خشم نمی گیرد آن چنان که به خاطر زنان و کودکان خشم می گیرد

رافت پیامبر نسبت به کودکان چنان بود که امام صادق  (ع)  فرمود: روزی رسول اکرم  (ص)  در حال نماز جماعت ظهر بود که دو رکعت آخر نماز را سریع خواند، اصحاب علت را پرسیدند، پیامبر  (ص)  فرمود: آیا گریه کودک را شنیدید؟

و ماجرا آن بود که مادری نیز در مسجد نماز را به جماعت می خواند و کودک او در رکعت سوم شروع به گریه می کند و پیامبر ص برای آنکه مادر زودتر از نماز فارغ شود و به کودک خود برسد نماز را سریع می خواند.


رسول گرامی اسلام (ص) می فرمود:

من بچه ها را به دلیل پنج صفت دوست دارم:

 اول آنکه بسیار گریه می کنند و دیده گریان کلید بهشت است (یعنی گریه از خوف خدا را در زندگی زیاد کنید)

دوم آنکه با خاک بازی می کنند. (یعنی تکبر و نخوت و خودپسندی در آنها نیست)


سوم آنکه با یکدیگر دعوا می کنند ولی زود آشتی کرده و کینه به دل نمی گیرند.


چهارم، چیزی برای فردا ذخیره نمی کنند. (چون آرزوی دور و دراز و طمع طولانی ندارند)

پنجم، خانه می سازند و سپس خراب می کنند. (دلبسته و وابسته به امور دنیوی نیستند)


و در مورد دختران می فرمودند: (باید اطفال دختر را بیشتر از پسر مورد توجه فرار دهید. و زمانی که هدیه برای فرزندان خود تهیه می کنید، سهم دختر را قبل از پسر بدهی)

همان طور که بیان شد پیامبر  (ص)  نسبت به همه کودکان چه فرزندان خود و چه فرزندان مردم محبت خاصی داشت و به این جهت درباره او نوشته اند: (مهربانی درباره کودکان از شیوه های مخصوص پیامبر ص بوده است)


 پیامبر (ص) چهارنکته را درباره کودکان سفارش می کرد:

. آنچه را که کودک در توان خود داشته و انجام داده است از او قبول کنی.

. آنچه را که انجام آن برای کودک سنگین و طاقت فرساست از او نخواهی.

. او را به گناه و سرکشی وادار نکنی.

. به او دروغ نگویید و در برابر او مرتکب اعمال احمقانه نشوید.

(منبع: کافی ج6/50


آرزوی کافی

هواپیما درحال حرکت بود و آنها همدیگر را بغل کردند و مادر گفت: " دوستت دارم و آرزوی کافی برای تومیکنم."
دختر جواب داد: " مامان زندگی ما باهم بیشتر از کافی هم بوده است. محبت تو همه آن چیزی بوده که من احتیاج داشتم. من نیز آرزوی کافی برای تومیکنم ."

 
آنها همدیگر را بوسیدند و دختر رفت. مادر بطرف پنجره ای که من در کنارش نشسته بودم آمد. آنجا ایستاد و می توانستم ببینم که می‌خواست و احتیاج داشت که گریه کند. من نمی‌خواستم که خلوت او را بهم بزنم ولی خودش با این سؤال اینکار را کرد: " تا حالا با کسی خداحافظی کردید که می‌دانید برای آخرین بار است که او را می‌بینید؟ "
جواب دادم: " بله کردم. منو ببخشید که فضولی می‌کنم چرا آخرین خداحافظی؟ "
او جواب داد: " من پیر و سالخورده هستم او در جای خیلی دور زندگی می‌کنه. من چالش‌های زیادی را پیش رو دارم و حقیقت اینست که سفر بعدی او برای مراسم دفن من خواهد بود . "
" وقتی داشتید خداحافظی می‌کردید شنیدم که گفتید " آرزوی کافی را برای تو می‌کنم. " می‌توانم بپرسم یعنی چه؟ "
او شروع به لبخند زدن کرد و گفت: " این آرزویست که نسل بعد از نسل به ما رسیده. پدر و مادرم عادت داشتند که اینرا به همه بگن."
او مکثی کرد و درحالیکه سعی می‌کرد جزئیات آنرا بخاطر بیاورد لبخند بیشتری زد و گفت: " وقتی که ما گفتیم " آرزوی کافی را برای تو می‌کنم. " ما می‌خواستیم که هرکدام زندگی ای پر از خوبی به اندازه کافی که البته می‌ماند داشته باشیم. " سپس روی خود را بطرف من کرد و این عبارتها را که در پائین آمده عنوان کرد :
" آرزوی خورشید کافی برای تو می‌کنم که افکارت را روشن نگاه دارد بدون توجه به اینکه روز چقدر تیره است. آرزوی باران کافی برای تو می‌کنم که زیبایی بیشتری به روز آفتابیت بدهد .
آرزوی شادی کافی برای تو می‌کنم که روحت را زنده و ابدی نگاه دارد .
آرزوی رنج کافی برای تو می‌کنم که کوچکترین خوشی‌ها به بزرگترینها تبدیل شوند .
آرزوی بدست آوردن کافی برای تو می‌کنم که با هرچه می‌خواهی راضی باشی .
آرزوی از دست دادن کافی برای تو می‌کنم تا بخاطر هر آنچه داری شکرگزار باشی .
آرزوی سلام‌های کافی برای تو می‌کنم که بتوانی خداحافظی آخرین راحتری داشته باشی ."
بعد شروع به گریه کرد و از آنجا رفت ...
می گویند که تنها یک دقیقه طول می‌کشد که دوستی را پیدا کنید٬ یکساعت می‌کشد تا از او قدردانی کنید اما یک عمر طول می‌کشد تا او را فراموش کنید ...
اگر دوست داشتیدمی توانید این مطلب را برای کسی که هرگز فراموش نمی‌کنید بفرستید ...

بازی پیامبر (ص) با کودکان

یکی از نکات زیبا در زندگی رسول خدا (ص )آن است که برای پرورش شخصیت کودکان با آنان بازی می کرد، زیرا شرکت بزرگسالات در بازی کودکان می تواند موقعیت خوبی برای آموزش غیر مستقیم نکات ارزنده اخلاقی به آنان باشد به این جهت در مباحث امروز روان شناسی به آن توجه خاصی شده است.

رسول اکرم ص فرمود: هر کس در نزد او کودکی است باید با او رفتار کودکانه داشته باشد (وسائل الشیعه ج15 ص203  )

و خود با کودکانش بسیار بازی می کرد و هر روز صبح دست علاقه و محبت بر سر فرزندان خود و اولاد آنان می کشید و با حسین ع بازی می کرد.(بحار الانوار ج43 ص 285 )
جبیر بن عبدالله گوید: رسول خدا (ص) با کودکان اصحاب و یارانش بازی می کرد و آنها را درکنار خود می نشانید.(نهایه المسئول فی روایه الرسول ج1. ص 340 )

 
انس بن مالک گوید: پیامبر (ص) خوش اخلاق ترین مردم بود من برادر کوچکی داشتم که تازه او را از شیر گرفته بودند و از او نگهداری می کردم آن حضرت هرگاه او را می دید می فرمود از شیر گرفتن چه بر سرت آورده ؟ و با او بازی می کرد.(صحیح بخاری 37/8 )

سلام مابه محرم......


عبد توام اگر ز کرم باورم کنی
پا بر سرم بنه که ز عالم سرم کنی
یا همچو شمع سوخته کن، قطره قطره آب
یا شعله ای ببخش که خاکسترم کنی
عمری به زخم های تنت گریه کرده ام
تا وقت مرگ، خنده به چشم ترم کنی

خار رهم، مگر به نگاه تو گل شوم
خاک در توام، تو مگر گوهرم کنی
یک عمر سائل در این خانه بوده ام
حاشا که وقت مرگ، جدا زین درم کنی
تنها شراب روح من از جام چشم توست
چشمی گشا که مست از این ساغرم کنی
یک عمر دوختم، به نگاه تو، چشم خویش
تا یک نگاه، در نگه آخرم کنی
از ذرّه کمترم، تو توانی به یک نگاه
برتر ز آفتاب جهان پرورم کنی
هرگز به جز در تو دری را نمی زنم
ای وای اگر گدای در دیگرم کنی!
 
 
 

عبد توام اگر ز کرم باورم کنی
پا بر سرم بنه که ز عالم سرم کنی
یا همچو شمع سوخته کن، قطره قطره آب
یا شعله ای ببخش که خاکسترم کنی
عمری به زخم های تنت گریه کرده ام
تا وقت مرگ، خنده به چشم ترم کنی

خار رهم، مگر به نگاه تو گل شوم
خاک در توام، تو مگر گوهرم کنی
یک عمر سائل در این خانه بوده ام
حاشا که وقت مرگ، جدا زین درم کنی
تنها شراب روح من از جام چشم توست
چشمی گشا که مست از این ساغرم کنی
یک عمر دوختم، به نگاه تو، چشم خویش
تا یک نگاه، در نگه آخرم کنی
از ذرّه کمترم، تو توانی ه ب یک نگاه
برتر ز آفتاب جهان پرورم کنی
هرگز به جز در تو دری را نمی زنم
ای وای اگر گدای در دیگرم کنی!
من "میثمم" امید که محشور از کرم
با میثم علی به صف محشرم کنی


ازغلامرضا سازگار - آتش مهر
سایت فرهنگی اعقادی امامیه

فواید بازی کودکان

اگر گذشته های خود را مرور کنید و سپس به امروز فرزندتان نگاهی بیاندازید متوجه می شوید که شما تمام دوران خود را به بازی با بچه های همسایه و دوستان هم سن خود می پرداخته اید، و کاری جز بازی کردن نداشتید. اما امروزه خانواده ها کمتر به بازی بچه هایشان توجه نشان می دهند و کودکان خود را در خانه ی کوچک حبس کرده و یا تنها بازیهایشان بازی های کامپیوتری شده است.
از دنیای بچه های دیروز تا عصر متنوع و پویای امروز زمانی گذشته است و بازی ها نیز همانند جنبه های دیگر زندگی دچار تغییرات و تحولات خاصی شده اند. گرچه شیوه ها و اسباب بازی ها تغییر یافته اند بازی همچنان ضرورت دوران کودکی است. بازی کدن نیازی اساسی برای کودکان است. مدت هاست که نقش مهم بازی در کار آموزش کودکان مورد توجه قرار گرفته و به اهمیت آن در رشد، پیشرفت و یادگیری کودکان توجه شده است. کودکان هنگام بازی شکل می گیرند و می توانند مهارت های جدیدی را در حد تسلط بیاموزند. مفاهیمی که در بازی کودکان نهفته است بسیار فراتر از مفهوم واژه هایی چون تفریح و سرگرمی اند. اغلب اوقات والدین بازی را اتلاف وقت تلقی می کنند و از کودک می خواهند که به فعالیت های دیگر بپردازد. بدیهی است که این گونه والدین کودکان خود را از موقعیت های یادگیری بسیاری که برای رشد همه جانبه شخصیت آنها ضروری است محروم می کنند.
ساعت زیادی را که کودکان صرف بازی می کنند نمی توان به هیچ وجه تلف شده تلقی نمود. بازی ممکن است شادی بخش باشد ولی در دوران کودکی یک کا جدی است. بدون تردید بازی بهترین شکل فعالیت طبیعی هر کودک محسوب می شود. بخش های خاصی از کروتکس مغز که مخصوص تفکر آگاهانه و تصمیم گیری است تنها با بازی کردن به تکامل می رسد.

ادامه نوشته

عوامل مؤثر در رشد اعتماد به نفس کودکان و نوجوانان

زمانی که کودکی بتواند بدون توقع و انتظار از دیگران کاری را آغاز کند و بکوشد تا آن را به اتمام برساند، می‌گوییم، «اعتماد به نفس» دارد. کودک از همان ابتدا که شروع به شناخت خود و محیط پیرامونش می‌کند، به قدرت و توانایی خود برای تسلط بر محیط و اطرافیان خود آگاه می‌شود.

هنگامی که کودک به مرحله‌ای از رشد بدنی خود می‌رسد که بتواند روی پاهای خود بایستد و چندقدمی نیز راه برود، در حقیقت مطالب بسیاری آموخته است. او به تدریج و با رشد سایر توانمندی‌های خود درمی‌یابد که قادر به انجام کارهای بی‌شماری است.
یکی از عوامل مؤثر در رشد اعتماد به نفس کودکان و نوجوانان، والدین و افراد خانواده هستند. اگر کودک در خانواده‌ا ی که سرشار از صمیمیت و محبت و مهربانی است، رشد یابد، می‌تواند ویژگی‌های شخصیتی خود را شناخته و با اطمینان به توانایی‌های خود، با مشکلات روبه‌رو شود. از طرفی می‌تواند با رفتارهای نامطلوب و منفی خود، برخوردی واقع‌بینانه داشته باشد و درصدد رفع و تغییر آنها برآید.

از آنجایی که اعتماد به نفس صفتی ارثی نیست، اگر کودک ضمن انجام فعالیت‌های گوناگون مدام دچار محدودیت شود و نتواند تجارب مفیدی در زندگی کسب کند، ترسو، کم‌رو و خجول بار آمده و قدرت تصمیم‌گیری مناسب هم نخواهد داشت. گاهی والدین با توجهات افراطی خود، مانع از رشد عاطفی و شناختی کودک می‌شوند.

ادامه نوشته

چگونه به فرزندانمان کمک کنيم تا ديد مثبتي به زندگي داشته باشند؟

شاد بودن يکي ازبزرگ ترين هدايا است که کودک مي تواند از والدين خود بگيرد. مطلب زير به شما مي گويد چطور به کودکانتان عزت نفس و رضايتمندي پايدار بدهيد.

يکي از بزرگ ترين هدايايي که والدين مي توانند به کودکان خود بدهند توانايي و استعداد شاد شدن است. البته بين خوشحالي و شادي لحظه اي- مثلاً دادن يک اسباب بازي جديد يا يک سبد پراز تنقلات به کودک- و خوشحالي و رضايتمندي پايدار، تفاوت عمده اي وجود دارد. مطمئناً کودکان دوست دارند تفريح کنند و مانند بزرگترها نيازمندند تا عميقاً احساس خوشبختي کنند. اما شادي واقعي مطلب قابل تعمق تري است و آن روح فرزند شما را تحت تاثير قرار ميدهد و در او اين حس را بوجود مي آورد که همه چيز دنيا خوب است.

متخصصان معتقدند، کودکان شاد ويژگيهاي مشخصي دارند، از جمله: عزت نفس، خوش بيني و خويشتن داري. چنانکه خواهيد ديد، ايجاد و پرورش اين ويژگيها بسيار ساده تر از آنست که تصور کنيد، در اينجا 1۲ روش ذکر شده تا به فرزندتان کمک کنيد ديد مثبتي به زندگي داشته باشد.

ادامه نوشته

ابعاد اجتماعی و محیطی خلاقيت

خلاقيت اوج توانايي تفکر بشري است که توانسته است انسان را به مرحله پيشرفت و ترقي برساند و او را در حل تمام مسائل و مشکلات زندگي ياري دهد. نمونه هاي خلاقيت را مي توان در نقاشي روي ديوار در زمان غارنشينان، خلق يک اثر هنري، ماشين‌آلات صنعتي و آشپزي و خياطي و ... ديد.

در حقيقت خلاقيت يک مفهوم انتزاعي و پيچيده‌است. اما ابهام در معني و مفهوم كلمه به معني پيچيدگي خود جريان خلاقيت نيست، زيرا خلاقيت را مي توان به راحتي در زندگي روزانه حس کرد و آن را لمس کرد.

اخيراً محققان و روان شناسان به بعد اجتماعي و محيطي آن توجه کرده اند و معتقدند که خلاقيت را نمي‌توان بدون توجه به ابعاد اجتماعي و محيطي آن بررسي کرد. به نظر استرانبرگ(1989) فرايند خلاقيت در ذهن شخص با متغيرهاي اجتماعي رابطه دارد. واقعيت اين است که به خلاقيت نمي توان با تمرکز بر يک بعد نگريست. ابعاد فردي يا محيطي نمي تواند بيانگر ماهيت خلاقيت باشند. بلکه خلاقيت از سويي نيز تابع نظام اجتماعي خلاق است. به همين دليل خلاقيت هرگز نتيجه عمل فرد به تنهايي نيست.

يکي از ابعاد محيطي اجتماعي خلاقيت، مدرسه مي‌باشد. تورنس بيان مي کند مسئله توسعه خلاقيت در نظام آموزشى رسمى بيشتر از اين جهت حائز توجه است كه بر اساس پژوهشها دريافته‌ايم كه در ابتدا ابتكار وخلاقيت در اغلب كودكان مشاهده مي‌شود ولى منحنى تحول آن در حدود 10 سالگى افت مي کند و سير نزولي مي يابد و نتيجه آن فقدان علاقه به يادگيري و افزايش مشکلات رفتاري و انگيزشي است. به قول تورنس عدم بروز اين توانايى عموماً به نامناسب بودن روش‌هاي تدريس مربوط مي‌شود.


در اين ميان معلمان نقش کليدي را بر عهده دارند معلمان مي توانند با استفاده از انواع روشهاي خلاق امکان ظهور خلاقيت درکودکان و نوجوانان را فراهم سازند. امروزه تمام کودکان دبستاني بايد با واقعيت ها و مفاهيم علمي آشنا شوند زيرا زندگي در عصر صنعتي بدون استفاده از يافته‌هاي علمي تقريباً غيرممکن است.

ادامه نوشته

بازی با ساعت

ساعتی ترسیم کنید. و  آن را طوری به سه قسمت مساوی تقسیم کنید که حاصل جمع اعداد مربوط به هر قسمت با هم برابر باشد .

bandarstudents.blogfa.com

شما می توانید بازیهای مشابه را در آرشیو نظرات قرار دهید.

تصاویری از قلعه تاريخي بعلبک در لبنان

قلعه باستاني بعلبك در شرق كشور لبنان واقع در دره بقاع، يكي از نادرترين آثار تاريخي جهان است.
 





ادامه نوشته