هو الحکیم 

 

 

.::به وبلاگ آموزشی اندیشه خوش آمدید::.

 

 

 

تجوید فرقان تألیف آقای مرادعلی شمس

عید قربان مبارک

کارت پستال ویژه عید قربان, کارت پستال ویژه عید سعید قربان

نهم ربیع الاول آغاز امامت حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف مبارک باد.

"اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الحُجَةِ بنِ الحَسَن


صَلَواتُکَ علَیهِ و عَلی آبائِهِ


فِی هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِی كُلِّ سَاعَةٍ


وَلِیّاً وَ حَافِظاً وَ قَائِداً وَ نَاصِراً وَ دَلِیلًا وَ عَیْناً

 
حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتعَهُ فِیهَا طَوِیلا"

 

خدایا، در این لحظه و در تمام لحظات،

 
سرپرست و نگاهدار و راهبر و یارى گر 

و راهنما و دیدبان ولىّ‏ات

 
حضرت حجّة بن الحسن

-كه درودهاى تو بر او و بر پدرانش باد-


باش، تا او را به صورتى كه خوشایند اوست


[و همه از او فرمانبرى مى‏نمایند]


ساكن زمین گردانیده،


و مدّت زمان طولانى در آن بهره‏مند سازى.

 

 

 
 
 

 

ادامه نوشته

خطبه شعبانیه

خطبه شعبانیه خطبه‌ای از پیامبر اکرم(ص) درباره فضیلت ماه رمضان و آمادگی ورود به آن. از آنجا که این خطبه در آخرین جمعه ماه شعبان ایراد شده به خطبه شعبانیه معروف شده است. این خطبه علاوه بر بیان عظمت ماه رمضان، مسلمانان را به رعایت دقیق‌تر نکاتی چون یاد قیامت، رعایت حال زیردستان و نیازمندان، کنترل چشم و گوش و زبان، تلاوت قرآن و صلوات بسیار در آن دعوت کرده است.

تعبیر معروف «ماه میهمانی خدا»، و اینکه «خواب روزه‌دار عبادت است» در این خطبه به کار رفته است. پیامبر(ص) در انتهای خطبه، در پاسخ به سؤال امام علی(ع)، دوری از گناه را برترین عمل در ماه رمضان معرفی کردند و از شهادت ایشان در این ماه خبر دادند.

این خطبه را امام رضا(ع) با سلسله سندی که از طریق امامان قبلی به امام علی(ع) می‌رسد، نقل کرده است. متن این سخنان علاوه بر نقل در کتب حدیثی مثل عیون اخبار الرضا به صورت مجزا نیز با ترجمه و شرح منتشر شده است.

این خطبه از امام رضا (ع) با سلسله سندی که از طریق امامان قبلی به امام علی (ع) می‌رسد نقل شده است. قدیمی‌ترین منبع این خطبه کتاب فضائل امیرالمومنین علیه السلام نوشته ابن عقده کوفی (م ۳۳۲ق) است.[۱] مهم‌ترین منابعی که این خطبه را نقل کرده‌اند عبارت‌اند از:

شیخ عباس قمی در مفاتیح الجنان بخش اعظم این خطبه را در آغاز فضیلت ماه مبارک رمضان از امالی شیخ صدوق نقل کرده و سند آن را معتبر دانسته است.

پیامبر(ص) خطبه را با ذکر اهمیت و عظمت ماه رمضان آغاز می‌کند و در ادامه به این نکات و رعایت ویژۀ آنها در این ماه اشاره می‌کند:

در ادامه خطبه، امام علی(ع) از برترین عمل در این ماه سؤال کردند و پیامبر ترک گناه را باارزش‌ترین عمل معرفی کردند و در حالی که می‌گریستند به ایشان بشارت شهادت در این ماه را دادند و فضایلی از امام برای مردم بیان کرده و انکارِ امامت امیرالمؤمنین علی(ع) را انکار نبوت خود دانستند.

ادامه نوشته

مطالعه ی فلسفه

فلسفه نوعی فعالیت است، طریقی است برای تفکر درباره انواع معینی از پرسش ها.

ممیزترین خصیصه فلسفه به کارگیری استدلال منطقی است. فلاسفه نوعا با استدلال سروکار دارند آن ها یا استدلال هایی از پیش خود می آورند یا استدلال های دیگران را در بوته نقد می گذارند یا به هر دو کار دست می زنند.

به علاوه،فلاسفه مفاهیم را تحلیل می کنند و گرد ابهام و مه آلودگی را از چهره آن ها می زدایند. کثیری از باور های ما وقتی که در بوته نقد بررسی نهاده شوند،کاشف به عمل می آید که پایه هایی قرص و محکم دارند؛ ولی وضع در مورد برخی از آن ها خلاف این است.

مطالعه فلسفه نه تنها به ما کمک می کند تا از سر روشن اندیشی در باب پیش داوری هایمان اندیشه کنیم،بلکه یاری مان می دهد تا از باورهای خود به دقت رفع ابهام کنیم.در این راه که قدم برداریم،رفته رفته این قابلیت در ما پرورده می شود که در باب طیف گسترده ای از موضوعات به طرزی منسجم و خرد پسند استدلال آوریم_و این مهارتی است سودمند و قابل انتقال به دیگران.
نایجل_واربرتون
الفبای فلسفه

فواید صله رحم

هفت سین قرآنی

 

1- سلامٌ قولاً مِن رَبِّ رحیم.( یس/58)"

 

از جانب پروردگار [ی] مهربان [ به آنان] سلام گفته می شود."

این ندای روح افزا و نشاط بخش و مملو از مهر و محبت خدا ، چنان روح انسان را در خود غرق می کند و به او لذت ، شادی و معنویت می بخشد ، که با هیچ نعمتی برابر نیست ، آری شنیدن ندای محبوب ، ندایی آمیخته با محبت و آکنده از لطف ، سرتا پای بهشتیان را غرق سرور می کند ، که یک لحظه ی آن بر تمام دنیا و آنچه در آن است برتری دارد.

از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله روایت شده : " در همان حال که بهشتیان غرق در نعمتهای بهشتی هستند نوری بر بالای سرایشان آشکار می شود ؛ نور لطف خداوند که بر آنها پرتو افکنده است.

پس ندایی بر می خیزد که "سلام بر شما ای بهشتیان" ، نظر لطف خداوند چنان بهشتیان را مجذوب می کند که از همه چیز جز او غافل می شوند ، و همه نعمتهای بهشتی را در آن حال به دست فراموشی می سپارند.

ادامه نوشته

عید یعنی بازگشت به خویشتن خویش

 

یا مقلب القلوب و الابصار یا مدبر اللیل و النهار یا محول الحول و الاحوال حول حالنا الی احسن الحال.

در قرآن کریم می خوانیم:

«...اللهم ربنا انزل علینا مائده من السماء تکون لنا عیدا لاولنا و اخرنا و ایه منک و ارزقنا و انت خیر الرازقین »

«خداوندا!، مائده ای از آسمان بر ما نازل فرما تابرای اولین و آخرین ما عید، و نشانه ای از جانب تو باشد و به ما روزی عنایت کن که تو بهترین روزی دهنده هستی.»

عید از ماده «عود» به معنی بازگشت گرفته شده و به گفته راغب اصفهانی به معنی بازگشت به وضعیت مطلوب گذشته است. و به روزهای سرور و شادی نیز گفته می شود.

ادامه نوشته

معنای اسم سوره ها

                                                

ادامه نوشته

ﻣﻨﺎﻇﺮﻩ

گفته شده است که:
ﻗﺮﺍﺭ ﺑﻮﺩ ﻣﻨﺎﻇﺮﻩای ﺑﻴﻦ ﺷﻴﻌیان ﻭ گروهی از ﻭﻫﺎﺑﻴﺖ انجام گیرد.
از ﻭﻫﺎﺑﻴﺖ افراد زیادی ﺣﺎﺿﺮ شدند ﺍﻣﺎ از ﺷﻴﻌیان ﻫﻨﻮﺯ کسیﻧﻴﺎﻣﺪﻩ ﺑﻮﺩ.
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﻳﮏ ﺷﻴﻌﻪ ﺑﺎ ﺗﺄﺧﻴﺮ ﺩﺍﺧﻞ ﺷﺪ، ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻰ ﮐﻪ ﮐﻔﺸﺶ ﺭﺍ ﺯﻳﺮ ﺑﻐﻠﺶ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ.
ﻭﻫﺎﺑﻴﻮﻥ ﺑﺎ ﺗﻌﺠﺐ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﭼﺮﺍ ﮐﻔﺸﺖ ﺭﺍ ﺯﻳﺮ ﺑﻐﻞ ﮔﺮﻓﺘﻰ؟
ﺷﻴﻌﻪ ﮔﻔﺖ: ﺁﺧﺮ ﺷﻨﻴﺪﻩ ﺍﻡ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ (ص) ﻭﻫﺎﺑﻲ ﻫﺎ ﮐﻔﺶ ﻣﻰﺩﺯﺩﻳﺪﻧﺪ.
ﻭﻫﺎﺑﻴﻬﺎ ﺑﻪ ﻫﻢ ﺑﺎ ﺗﻌﺠﺐ ﻧﮕﺎﻩ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ: ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﻭﻫﺎﺑﻴﺘﻰ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﮐﻪ ﮐﻔﺶ ﺑﺪﺯﺩﺩ.
ﺷﻴﻌﻪ ﮔﻔﺖ: ﭘﺲ ﻣﻨﺎﻇﺮﻩ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﺳﺖ. ﺍﻋﺘﺮﺍﻑ ﻣﻰ ﮐﻨﻴﺪ ﮐﻪ ﻣﺬﻫﺐ ﺷﻤﺎ ﺑﺪﻋﺖ ﺍﺳﺖ.

الفبای معلمی

1 : آمادگي براي تدريس

 

2 : ايجاد ارتباط مناسب با دانش آموزان

 

3: بودجه بندي زمان آموزش

 

4: پويايي و تحرك دركلاس و پاداش دادن بموقع

 

5 : تدريس كارآمد و يادگيري محور

 

6 : ثبات روحي – رواني وپرهيزازدوگانگي شخصيت

 

7 : جهت دادن به آموزش وفرآيند يادگيري دانش آموزان

 

8 : چالش پذير نمودن دانش آموزان درجريان آموزش

 

9 : حمايت از طرح هاي مديريتي مدرسه

 

10 : خوش خلق بودن هميشگي

 

10 : درايت و دقت نظر در كار

 

11 : ذهنيت مثبت نسبت به تمامي دانش آموزان

 

12 : رهبري و هدايت برنامه هاي خود

 

13 : زمينه سازي رشدوشكوفايي استعدادهاي دانش آموزان

 

14 : ژرف انديشي و دراختيار داشتن استراتژي راهبردي

 

15 : سازماندهي افراد و برنامه ها

 

16 : شناسايي نقاط قوت و ضعف

 

17 : صبور بودن دربرابررفتار دانش آموزان و مشكلات

 

18 : ضابطه مداري درحين رابطه مداري

 

19 : طراحي الگوي مناسب آموزشي و مديريت كلاس درس

 

20 : ظريف بيني درحين وسعت ديد

 

21 : عشق ورزيدن به كار و دانش آموزان

 

22 : غنيمت شمردن فرصت ها در مدرسه

 

23 : فرآيند محوري در كارها و فكركردن قبل از عمل

 

24 : قدرت انتقال مفاهيم آموزشي و قبول اشتباهات

 

25 : كاهش استرس دانش آموزان وكنترل كيفي برنامه ها

 

26 : گزينش بهترين طرح ها ي آموزشي و اجراي آن

 

27 : لبخند به لب داشتن در هنگام برخوردبادانش آموزان

 

28 : مهندسي دوباره خود و برنامه ها

 

29 : نظارت و كنترل دانش آموزان

 

30 : وارستگي و وقت شناسي

 

31 : هوشيا ري در كارها و هماهنگ سازي منابع

 

32 : ياري رساندن به دانش آموزان در هر شرايط

به نقل از :https://telegram.me/karvarzi91

تفسیر آیه شریفه وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللّهِ أَحَداً در برخی کتب تفسیر

تفسیرنمونه

مسأله «توسل» به پیامبر(صلى الله علیه وآله) و اولیاى دین(علیهم السلام) یعنى آنها را وسیله و شفیع در درگاه خدا قرار دادن، مطلبى است که نه با حقیقت توحید منافات دارد، و نه با آیات قرآن مجید، بلکه تأکیدى است بر توحید، و این که همه چیز از ناحیه خدا است، در آیات قرآن نیز کراراً به مسأله «شفاعت» و همچنین استغفار و طلب آمرزش پیامبر(صلى الله علیه وآله) براى مؤمنان اشاره شده است.(رجوع  شود به تفسیر نمونه جلد اول، ذیل آیه 48 سوره «بقره»، و   جلد 4، ذیل آیه 35 سوره «مائده»)
با این حال، بعضى از دور افتادگان از تعلیمات اسلام و قرآن، اصرار دارند هر گونه توسل و شفاعتى را منکر شوند، و براى اثبات مقصود خود دستاویزهائى پیدا کرده اند، از جمله آیه فوق (وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللّهِ أَحَداً) مى باشد، آنها مى گویند: مطابق این آیه، قرآن دستور مى دهد: نام هیچ کس را همراه نام خدا نبرید، و جز او را نخوانید، و شفاعت نطلبید!
ولى، انصاف این است: این آیه هیچ ارتباطى به مطلب آنها ندارد، بلکه هدف از آن نفى شرک، یعنى چیزى را هم ردیف خدا در عبادت، یا طلبیدن حاجت، قرار دادن است.
به تعبیر دیگر: اگر کسى به راستى کار خدا را از غیر خدا بخواهد، و او را صاحب اختیار و مستقل در انجام آن بشمرد، مشرک است، همان گونه که واژه «مَعَ» در جمله «فَلا تَدْعُوا مَعَ اللّهِ» به این معنى گواهى مى دهد که: نباید کسى را «هم ردیف» خدا و «مبدأ تأثیر مستقل» دانست.
اما، اگر از انبیاء الهى شفاعتى بخواهد، یا تقاضاى وساطت در درگاه پروردگار کند، نه تنها آن را نفى نمى کند، بلکه قرآن، گاه خود پیامبر(صلى الله علیه وآله) را به این معنى دعوت کرده، و گاه به دیگران دستور داده از پیامبر(صلى الله علیه وآله) شفاعت بخواهند.
در آیه 103 «توبه» مى خوانیم: خُذْ مِنْ أَمْوالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَ تُزَکِّیهِمْ بِها وَ صَلِّ عَلَیْهِمْ إِنَّ صَلاتَکَ سَکَنٌ لَهُمْ: «از اموال آنها زکات بگیر، تا به وسیله آن آنها را پاک سازى، و (هنگام گرفتن زکات) به آنها دعا کن که دعاى تو مایه آرامش آنها است».
و در آیه 97 سوره «یوسف» از زبان برادرانش خطاب به پدر مى خوانیم: یا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنّا کُنّا خاطِئِینَ: «اى پدر! براى ما استغفار کن که ما خطا کار بودیم».
یعقوب نیز این تقاضا را نه تنها انکار نکرد، بلکه به آنها قول مساعد داد و گفت: سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبِّی: «به زودى براى شما از درگاه خداوند تقاضاى آمرزش مى کنم».
بنابراین، مسأله توسل و شفاعت طلبیدن، به مفهومى که گفته شد، از دستورهاى صریح قرآن است.

تفسیر اطیب البیان

(و ان المساجد لله فلا تدعوا مع الله احدا):(و اينكه مساجد از آن خداست ، پس با خدا احدي را نخوانيد)اين آيه و دو آيه قبلي عطف به ابتداي آيه (انه استمع ...) مي باشد.مراد از (مساجد) اعضاء سجود هستند،(پيشاني ، كف دو دست ، دو سر زانو، ودو سر انگشتان بزرگ پا).و مراد از (دعا) عبادت و پرستش است ، كه در اينجا منظور سجده مي باشد.آيه شريفه مي خواهد بفرمايد: شرك نورزيد و در كنار خدا غير او را عبادت نكنيد،چون اعضاء سجود متعلق به خداست و فقط بايد بوسيله آنها در برابر خدا سجده كرد،در واقع همه بدن انسان متعلق به خداست و ملك تكويني اوست ، اما مواضع سجده تشريعا به خدا اختصاص يافته است .

 

ادامه نوشته

فرایند کارورزی

فرایند کارورزی در دانشگاه فرهنگیان به 4 دوره ی اصلی :

1-معلم یاری

 2-مشارکت در تدریس

 3-تدریس آزمایشی

 4-تدریس مستقل

 در مدت زمان دوسال تقسیم میشود که هر دوره به صورت 2 واحد ارائه میگردد.

نمونه اقدام پژوهی (چگونه افت تحصیلی فرشید را اصلاح و بهبود بخشیدم ؟ )

امید دانائی غضنفرخانی

 

چکیده

در سال تحصیلی کنونی، یکی از دانش آموزان مدرسه محل خدمتم با نام مستعار فرشید که علی رغم ذکاوت و خوش رویی در برخورد با معلمان دچار مشکل افت تحصیلی شده بود ، توجه مرا به خود جلب نمود . بنابراین تصمیم گرفتم با تجربه ای که در دوران کارشناسی تربیت معلم از درس اقدام پژوهی ( پژوهش در هنگام عمل ) کسب نموده بودم ، مشکل او را در حد توانم و به نحوی رفع نمایم .

با بررسی مشاهدات و گردآوری اطلاعات از وضعیت فرشید به این نتیجه رسیدم که افت تحصیلی او تنها محدود به یک مورد خاص نبوده و عوامل متعدد در طول سالیان تحصیلی گذشته ، این مشکل را برای او ایجاد نموده اند .

در این راستا ابعاد و گستردگی مشکل را با توجه به تحقیقات زیاد از روی مصاحبه و گفتگو با خود فرشید ، خانواده و کارکنان و معلمان آموزشگاه ، بررسی مدارک و پرونده تحصیلی ایشان و مشورت با صاحب نظران و متخصصان مشاوره و مطالعه ی کتب مختلف و بررسی مقالات و پایان نامه های موجود در مرکز تحقیقات آموزش و پرورش بررسی نموده و به کمک آنها به دنبال راه حل های مختلف و هماهنگ برای حل مشکل رفتم و در نهایت با اتمام مراحل کار ، شواهد حاکی از اصلاح وضعیت افت تحصیلی فرشید و بهبود او به سمت پیشرفت تحصیلی و ایجاد امید و روحیه و انگیزه نسبت به تحصیل می باشد .

فهرست مطالب

عنوان                                                                                                                   صفحه

چکیده                                                                                                 ث

مقدمه                                                                                                  1

بیان مسئله                                                                                            2

توصیف وضعیت موجود                                                                              3

گردآوری اطلاعات شواهد (1)                                                                       4

تجزیه و تحلیل شواهد (1)                                                                           7

انتخاب راه حل موقتی                                                                                11

اجرای طرح جدید و نظارت بر آن                                                                   12

گردآوری اطلاعات شواهد (2)                                                                       13

ارزشیابی تأثیر اقدام جدید                                                                           15

نتیجه گیری                                                                                           16

منابع و مآخذ                                                                                          17

 

مهارت ها و آمادگي هاي لازم پيش از اقدام به پژوهش

نمونه ای از اقدام پژوهی در باب نماز( چگونه می توانم یادگیری نماز را در دانش آموزانم تثبیت کنم؟)

میلاد امام حسن عسکری علیه السلام مبارک باد.

چرا امام يازدهم را عسكري لقب داده‌اند؟

در اين‌باره  مطالبي گفته شده است، از جمله حرّ‌عاملي در كتاب «الرجعه» به سندي از «ابوخالد» كابلي از« فضل بن شاذان» نقل مي‌كند كه وي گفت: روزي خدمت مولايم علي بن حسين رسيدم. آن حضرت نوشته‌اي در دست داشت... از او پرسيدم اين نوشته چيست؟ حضرت فرمود: ‌اين نسخه لوحي است كه خداوند آن را به رسول خدا هديه فرموده و در آن نام خدا و رسول او و (جانشينان رسول) آمده است. در ادامه تك تك امامان را نام بردند وقتي به نام مبارك امام يازدهم رسيدند، فرمودند:... سپس فرزندش حسن عسكري است.

در حديث جابر نيز آمده است كه «جندل بن جنادة بن جبير يهودي» از رسول خدا پرسيد: مرا از اوصياي پس از خويش آگاه ساز تا از آنان پيروي كنم. حضرت فرمود: اوصياي من دوازده تن هستند و آنان را نام برد تا فرمود: پس از او [(امام هادي] پسرش حسن است كه عسكري ناميده مي‌شود.
قول ديگر اينكه چون خليفه عباسي، امام عسكري و امام هادي را در سامرا و در محله «عسكر» تحت نظر قرار داده بود (عسكر يعني سپاه و لشكر)، لذا آن دو بزرگوار را عسكريين و امام يازدهم را به خصوص «عسكري» مي‌گويند.

http://pajuhesh.irc.ir/note/index/show/+6881/type/living/key/

خلق عظیم

 

وَاِنَّکَ لَعَلی خُلُقٍ عَظیمٍ    ( قلم ، 4 )

و حقّاً که تو بر اخلاق بزرگی استواری .

علامه طباطبایی ( ره ) در تفسیر المیزان ( ج 6 ، ص 183 ) ، حدود 27 صفحه در زمینه اخلاق و سنن و آداب زندگی پیامبر ( ص ) روایاتی را نقل کرده است، که به برخی از آنها فهرست وار اشاره می کنیم :

1 . به هرکس که می رسید ، چه بزرگ و چه کوچک ، سلام می کرد .

2 . کم خرج ، کریم الطبع و خوش معاشرت بود .

3 . بدون اینکه قهقه کند ، همیشه تبسّمی بر لب داشت .

4 . به توانگران و فقرا دست می داد و دست خود را نمی کشید تا طرف دست خودرابکشد .

5 . برزمین می نشت .

6 . با بردگان هم غذا می شد .

7 . حیا مانعش نمی شد که نیازهای خود را از بازار تهیه کند .

8 . همواره بین دو کار ، دشوارتر آن را انتخاب می کرد .

9 . هیچ وقت در حال تکیه کردن غذا میل نکرد .

10 . نمازش در عین تمامیّت ، سبک و خطبه اش کوتاه بود .

                                   منبع: کتاب دقایقی با قرآن ، محسن قرائتی

پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلم) الگو و اسوه آدميان

در طول تاريخ بشري هيچ شخصيتي همچون پيامبر گرامي اسلام (صلی الله علیه و آله وسلم) مورد توجه انديشمندان و متفکران نبوده است و درباره هيچ انساني مانند او کتب به رشته تحرير در نيامده بي شک وجود مبارک او که اشرف انبياء و اشرف مخلوقات است چون نگيني درخشان بر تارک عالم وجود نور افشاني مي کند.
او که به عقيده دوست و دشمن معلم بزرگ هدايت و معنويت است با اخلاقي نيکو که قرآن از آن تعبير به خلق عظيم دارد آن چنان سايه مهر و محبتش را بر سر همگان گسترده که نه تنها يارانش شيفته و شيداي اويند که دشمنانش نيز در برابر لطف و رحمت او شرمگين و سر افکنده اند.
قرآن کريم او را الگو و اسوه تمام آدميان در همه زمان ها و مکان ها مي داند و همگان را به تاسي و پيروي از او فرا مي خواند.
و هزاران افسوس که پس از قرن ها هنوز حقيقت عظماي محمدي (صلی الله علیه و آله وسلم) ناشناخته مانده ، با اين وصف همان مقدار اندکي که از سراسر عشق و محبتش به يادگار مانده دلهاي مشتاق را به سوي چشمه سار زلال اخلاق و معنويت مي کشاند.

شهادت امام حسن عسکری  علیه السلام تسلیت باد.



امام حسن عسكری


معتمد عباسى كه همواره از محبوبیت و نفوذ معنوى امام در جامعه نگران بود، چون دید توجه مردم به امام روز بروز بیشتر مى‏شود و زندان و اختناق و مراقبت تاثیر معكوس دارد، سرانجام به همان شیوه مزورانه دیرینه متوسل شد و امام را پنهانى مسموم ساخت.

دانشمند نامدار جهان تشیع، «طبرسى‏» ، مى‏نویسد:

بسیارى از دانشمندان ما گفته‏اند: امام عسكرى-علیه السلام-بر اثر مسمومیت‏به شهادت رسید، چنانكه پدرش و جدش و همه امامان، با شهادت از دنیا رفته‏اند. (1)

 «كفعمى‏»، دانشمند معروف شیعه، مى‏گوید:

 او را «معتمد» مسموم ساخت (2) و «محمد بن جریر بن رستم‏» ، از دانشمندان شیعى در قرن چهارم، معتقد است كه: امام عسكرى-علیه السلام-در اثر مسمومیت‏به درجه شهادت رسید. (3)

یكى از نشانه‏هاى شهادت امام توسط دربار عباسى، تحركها و تلاشهاى فوق العاده‏اى بود كه معتمد عباسى در روزهاى مسمومیت و شهادت امام، براى عادى جلوه دادن مرگ آن حضرت از خود نشان داد.

ادامه نوشته

چرا به امام رضا (ع) عالم آل محمد (ص) مي گويند؟

چرا به امام رضا (ع) عالم آل محمد (ص) مي  گويند
چرا به امام رضا (ع) عالم آل محمد (ص) مي  گويند مگر همه ائمه عليهم السلام از نظر علم يكسان نيستند ؟
همانطوركه جزو اعتقادات ماست ائمه معصومين عليهمالسلام « كلهم نور واحد » هستند و همه يكپارچه يك حقيقت هستند ، ائمه به صورت الهام كه نوعي از مسير وحي است با عالم غيب در ارتباطند و هرگاه اراده كنند دريافت علم براي ايشان محقق مي شود ، اما اين كه امام رضا عليه السلام در بين ائمه (ع) به اين لقب ممتاز شده اند مربوط به بحث تجلي خاص است و همه علوم براي همه ائمه (ع) به يك صورت است ، اما اينكه امامي به يك صفت مشهور مي شود به لحاظ خصوصيات زماني و مكاني خاص ايشان است ، امام عليه السلام در عصري زندگي مي كردند كه توانستند آن همه معارف بلند توحيدي و فقهي و مسائل اجتماعي بخصوص شناخت پروردگار متعال و پيامبر (ص) را براي مردم تبيين نمايند و ما از بركت معارف رضوي مي بينيم كه در عيون اخبارالرضا چقدر مسائل سنگين و با ارزش ذكر شده است .
موارد بسياري در مسائل فقهي از آن حضرت بيان شده است و از اين جهت ايشان به عالم آل محمد (ص) ملقب شدند ، به واسطه اينكه ايشان كلام ائمه قبل از خويش را تشريح كردند ، مواردي بوده كه كلماتي از اميرالمومنين (ع) و ديگر ائمه (ع) در محضر ايشان خوانده مي شد و مردم تلقي درستي نسبت به آن مطلب نداشتند و حضرت با بيانات كافي و شافي خود گره از فهم اين مطالب بر مي داشتند ؛ همچنين در مباحث معرفتي ، حضرت معارف توحيدي را چقدر زيبا بيان نموده اند و اگر اين بيانات نبود ، اين مقدار معارف توحيدي گسترش پيدا نمي كرد ؛ آنقدر از امام (ع) معارف بلندي صادر شد كه جناب صدوق با اينكه كرسي تدريس براي چهار فرقه اهل سنت داشتند ، اما درس را رها كرد و از بغداد به ايران آمدند تا رواياتي كه از ايشان نقل مي شد را جمع آوري كنند و اين مطالب را تحت عنوان چند كتاب گردآوري نمودند .
ادامه نوشته

ایام سوگواری آل الله تسلیت باد.

خورشید به سوگ مصطفی (ص) می گرید

مهتاب به حال مجتبی (ع)می گرید

در مشهد دل چه کربلایی برپاست

عالم به شهادت رضا (ع)می گرید.


زیارت اربعین

اربعین

ادامه نوشته

میلاد امام موسی کاظم علیه السلام مبارک باد.

ابو الحسن موسى بن جعفر(ع)، امام هفتم از ائمه اثنى عشر عليهم السلام و نهمين معصوم از چهارده معصوم(ع) است . آن حضرت در ابواء(منزلى ميان مكه و مدينه) در روز يكشنبه هفتم صفر سال 128 يا 129 ه.ق. متولد شد. به جهت كثرت زهد و عبادتش معروف به العبد الصالح و به جهت حلم و فرو خوردن خشم و صبر بر مشقات و آلام زمانه مشهور به الكاظم گرديد.

ادامه نوشته

«ناصبى» کیست؟

سوال: مراد از ناصبى چیست؟ آیا شیعیان اهل سنت را ناصبى مى‌دانند؟ 
 
جواب کوتاه:
 
ناصبى به کسى می‌گویند که با اهل بیت (ع) دشمنى داشته باشد و یا به آنها دشنام و ناسزا بگوید و شیعیان به هیچ‌وجه اهل سنت را ناصبى نمى‌دانند چون آنها هم اهل بیت (ع) را دوست دارند و دشمنان آل محمد (ص) را کافر مى‌دانند.
 
جواب مفصل:
 
مساله دوستى اهل‌بیت (ذوى القربى) و پرهیز از دشمنى آنها، مورد اتفاق فریقین است، چون هم قرآن بر این مساله تأکید دارد، و هم روایات خود عامه.
 
اما قرآن:
 
«قل لا اسئلکم علیه اجراً اید المودة فى القربى (1)» بگو: من هیچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمى‌کنم جز دوست داشتن نزدیکانم (/ اهل بیتم) و هر کس کار نیکى انجام دهد بر نیکى‌اش مى‌افزایم. و بعضى آیات دیگر (2).
 
اما روایات:
 
در دو قسمت بعضى از روایاتى را که از طریق عامه نقل شده است بیان مى‌کنیم.
 
ادامه نوشته

نحوه برگشتن پیامبر و مأمومین در هنگام تغییر قبله چگونه بوده است؟

در مسئله تغییر قبله در مسجد ذوالقبلتین در بین نماز به پیامبر وحی شد که از جهت بیت المقدس رو به کعبه کند. آن لحظه پیامبر و مسلمانان مشغول نماز جماعت بودند، در صورتی که بیت المقدس و کعبه دقیقاً 180 درجه در جهت مخالف یکدیگرند و حضرت پیشنماز بودند. نحوه برگشتن حضرت و مأمومین چگونه بوده است؟

مرحوم علامه طباطبایی در ذیل آیه "فولّ وجهک شطر المسجد الحرام و حیث ما کنتم فولّوا وجوهکم شطره؛ ای پیامبر! پس بگردان خود را به طرف مسجدالحرام و هر کجا که باشید، صورت هایتان و توجهتان را به جانب کعبه بگردانید" فرموده است:

همچنان که ملاحظه می شود در این آیه ابتدا حکم تغییر قبله متوجه پیامبر اکرم (ص) شده و بعداً به عموم مسلمانان تعمیم داده شده است. این تعبیر مؤید این است که تغییر قبله در حالی واقع شد که پیغمبر در مسجد مشغول نماز بود و مسلمانان پشت سر حضرت قرار داشتند.(1)

ظاهراً این واقعه در مسجدذوالقبلتین در سال دوم هجرت واقع شد این مسجد در کوی بنی سلمه در مدینه بود که پیامبر مشغول نماز ظهر بود.

در این جا چند احتمال وجود دارد:

1 - پیامبر مشغول نماز نافله بوده که تغییر قبله رخ داد. در این صورت پیامبر به طرف کعبه برمیگردد و نمازش باطل نمیشود و مشکلی پیش نمیآید. طبق این احتمال نماز جماعت برقرار نبوده.

2 - پیامبر مشغول نماز واجب ظهر بوده و تعداد کمی مثلاً یک صف به او اقتدا کرده بودند. چون تعداد افراد قبیله بنی سالم شرکت کننده در نماز جماعت خیلی زیاد نبوده است. در این صورت تغییر جهت مشکلی پیش نمیآورد، چون همه حدود 180 درجه برمیگردند. پیامبر (ص) که امام جماعت بود، میتواند در همان صف اول باشد، بنابراین با تغییر جهت امام و مأمومین در یک صف به حدود 180 درجه مستلزم هیچ حرکتی نیست.

3 - تعداد شرکت کنندگان در نماز جماعت زیاد بوده و چند صف پشت سر پیامبر نماز می خواندند. در این فرض وقتی پیامبر به جهت کعبه تغییر جهت میدهد، مأمومین که پشت سر پیامبر بوده‏اند، باید مقداری راه بروند و پشت سر پیامبر قرار بگیرند. در این صورت حرکت کردن و راه رفتن بین نماز به این مقدار برای نماز اشکالی ندارد، چنان در مواردی حرکت و راه رفتن در نماز اشکالی ندارد.

هر یک از این سه احتمال را بپذیریم، مشکلی پیش نمی آید.

پی نوشت‏ها:

1 - ترجمه تفسیر المیزان، ج 1، ص 454.

ماجرای تغییر قبله


سَيَقُولُ السُّفَهاءُ مِنَ النَّاسِ ما وَلاَّهُمْ عَنْ قِبْلَتِهِمُ الَّتي‏ كانُوا عَلَيْها قُلْ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ يَهْدي مَنْ يَشاءُ إِلى‏ صِراطٍ مُسْتَقيمٍ [1]

به زودى سبك مغزان از مردم مى‏گويند: «چه چيز آنها [مسلمانان‏] را، از قبله‏اى كه بر آن بودند، بازگردانيد؟!» بگو: «مشرق و مغرب، از آن خداست خدا هر كس را بخواهد، به راه راست هدايت مى‏كند.»

مقدمه

اين آيه و چند آيه بعد به يكى از تحولات مهم تاريخ اسلام كه موجى عظيم در ميان مردم به وجود آورد اشاره مى‏كند،

توضيح اينكه: پيامبر اسلام ص مدت سيزده سال پس از بعثت در مكه، و چند ماه بعد از هجرت در مدينه به امر خدا به سوى" بيت المقدس" نماز مى‏خواند[2]، ولى بعد از آن قبله تغيير يافت و مسلمانان مامور شدند به سوى" كعبه" نماز بگذارند.

مسلمانان در اين مدت 13 سال و اندی مورد سرزنش يهود قرار داشتند چرا كه بيت المقدس در اصل قبله يهود بود، آنها به مسلمانان مى‏گفتند: اينان از خود استقلال ندارند و به سوى قبله ما نماز مى‏خوانند، و اين دليل آن است كه ما بر حقيم.

اين گفتگوها براى پيامبر اسلام و مسلمانان ناگوار بود، آنها از يك سو مطيع فرمان خدا بودند، و از سوى ديگر طعنه‏هاى يهود از آنها قطع نمى‏شد، براى همين جهت پيامبر ص شبها به اطراف آسمان مى‏نگريست، گويا در انتظار وحى الهى بود.

مدتى از اين انتظار گذشت، تا اينكه فرمان تغيير قبله صادر شد و در حالى كه پيامبر دو ركعت نماز ظهر را در مسجد" بنى سالم" به سوى بيت المقدس خوانده بود جبرئيل مامور شد بازوى پيامبر ص را بگيرد و روى او را به سوى كعبه بگرداند[3].

يهود از اين ماجرا سخت ناراحت شدند و طبق شيوه ديرينه خود به بهانه جويى و ايراد گيرى پرداختند. آنها قبلا مى‏گفتند: ما بهتر از مسلمانان هستيم، چرا كه آنها از نظر قبله استقلال ندارند و پيرو ما هستند، اما همين كه دستور تغيير قبله از ناحيه خدا صادر شد زبان به اعتراض گشودند چنان كه قرآن در آيه مورد بحث اشاره می کند .[4]

واژه ها

سفهاء :بی خردان ، ابلهان ، سبک مغزان [5]

ولّاهم:.آنها را برگرداند ، آنها را برتاباند[6](فعل ، ثلاثی مزید باب تفعیل از ماده ولی )

قبلة: سَمتي كه مسلمانان اعمال عبادي خود را بدان سو انجام مي‌دهند [7]

ادامه نوشته

نفس المهموم

امام صادق (عليه السلام ) مى فرمايد:
نفس المهموم لظلمنا تسبيح و همه لنا عباده و كتمان سرنا جهاد فى سبيل الله ، ثم قال : يجب ان يكتب هذا الحديث بالذهب
نفس كشيدن غمگين به خاطر ستم هايى كه بر ما اهل بيت از ناحيه دشمنان روا داشته شد همانند تسبيح كردن خداوند است . غم و غصه و اندوه او براى ما اهل بيت (عليه السلام ) عبادت ، و پنهان كردن اسرار ما از نااهلان مانند جهاد كردن در راه خداست . سپس امام (عليه السلام ) فرمود: لازم و بجاست كه اين روايت با طلا نوشته شود.(
امالى مفيد، ص 338، چاپ جامعه مدرسين ، و نفس المهموم ، ص 40)
مرحوم شيخ عباس قمى (قدس سره ) نام كتاب مقتل خويش را كه بسيار معروف و جالب است به نام نفس المهموم ، از اين روايت برگرفته است . مورد ديگرى كه نفس كشيدن انسان ، تسبيح و عبادت است در هنگام روزه داشتن است . رسول اعظم (صلى الله عليه وآله ) در سخنرانى معروف خويش در آخر ماه شعبان ، از جمله مى فرمايد: قد اقبل اليكم شهر الله ، انفاسكم فيه تسبيح ؛ ماه خدا - ماه مبارك رمضان - به شما رو آورده ...
كه نفس كشيدن شما در حال روزه ، همانند تسبيح و ذكر كردن خداوند است .

شرايط سالك از ديدگاه آيه الحق ملااحمد نراقى

1- مرتكب شبهات نشود.
2- پيوسته با طهارت باشد.
3- خلوت اختيار كند از تمام موانع ، كناره جسته و در خانه تاريك بنشيند.
4- از غذا و لباس شبهه ناك دورى كند.
5- در خوردن و آشاميدن ، اعتدال را رعايت كند، بلكه كمتر كند به ويژه با روزه گرفتن .
6- خواب بسيار را ترك كند.
7- دوام ذكر با حضور قلب به گونه اى كه تمام اعضاء بدن مستغرق باشند و بهترين ذكر لا اله الا الله است .
8- دور كردن خواطر از آنچه در هنگام نماز و ذكر به دل خطور مى كند كه اين از دشوارترين گردنه ها بر سالك است .
9- تخلق به اخلاق حميده و بريدن از صفات ذميمه .

(خزائن نراقى )

آیا داستان فطرس ملک صحت دارد؟

روایاتی که دربارۀ تخلف بعضی از ملائکه از فرمان الاهی و احیاناً تنبیه و مجازات آنها وارد شده است، نظیر روایت “فطرس”، چندان قطعی نیست و همۀ علمای اسلام چنین روایاتی را نپذیرفته اند. برخی از آنان معتقدند: جریان فطرس به اثبات نیاز دارد؛ زیرا فطرس واژه ای یونانی است و در دعای سوم شعبان هم فرشته خوانده نشده است. بلکه به این صورت آمده “و عاذ فطرس بمهده”؛ فطرس به گهوارۀ امام حسین (ع) پناه برد. از سوی دیگر سند این دعا هم باید تحقیق شود و میزان اعتبارش به دست آید… .1

عده ای دیگر منکر معصیت فرشتگان و تنبیه آنها هستند و می گویند: روایت عصیان فطرس، با آیۀ شریفۀ: “عِبادٌ مُکْرَمُونَ”2 و آیۀ: “آنها دستورات الاهی را معصیت نمی کنند و آنچه را که امر شده اند انجام می دهند”، 3منافات دارد.

بنابراین، در نگاه این گروه عصیان فرشتگان پذیرفته نیست.

از سوی دیگر علمای شیعه با فرض صحت چنین روایاتی، احتمالاتی را مطرح کرده اند:

۱٫ بعضی از مفسران گفته اند: مجازات و تنبیه ملائکه در اثر “ترک اَولی” بوده است، نه گناه و معصیت. منظور از ترک اولی، این است که آنها در اجرای دستورات الاهی عملی را که دارای اولویت بیشتری بوده رها کرده اند و به سوی عمل کم اولویت رفته اند، یا انجام عمل را در وقتی و شرایطی که اولویت بیشتری داشته است، رها کرده و در شرایط و وقت دیگری به جا آورده اند و به همین جهت مجازات و تنبیه شده اند.4

۲٫ عده ای برای حل مشکل عصیان و تنبیه فرشتگان، احتمال داده اند که این قبیل روایات مربوط به دسته ای از ملائکه باشد که شبیه به انسان هستند. می گوید: بعضی از ملائکه را در اخبار و احادیث “ملائکۀ زمینی” می گویند، آنها موجوداتی هستند نامرئی، اما شاید خیلی به انسان شبیه اند؛ یعنی تکلیف می پذیرند و احیاناً تمرّد می کنند. حقیقت اینها بر ما روشن نیست، حتی در بعضی از اخبار آمده است که بعضی از ملائکه از عنصرهای این عالم آفریده شده اند.5

۳٫ بعضی هم معتقدند چنانچه درستی سند و فرشته بودن فطرس، هر دو اثبات شود، این امر با آیۀ “لا یَعْصُونَ اللّهَ”،6 منافاتی ندارد؛ زیرا فرشتگان یکسان نیستند. فرشتگان حامل عرش، حامل وحی مقامی والا دارند: “وَ ما مِنّا إِلاّ لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ”.7 فرشتگان حامل وحی معصوم اند و تکامل هم ندارند. دلیلی نداریم که تمام فرشته ها از یک سنخ باشند و فرشته ای همانند انسان که دارای نفس مستکمله باشد، نداشته باشیم!. پس امکان دارد که فطرس از فرشتگان زمینی به شمار آید و با فرشتگان آسمانی یا اخروی تفاوت داشته باشد.8

با توجه به آنچه در کلام حضرت علی (ع) در توصیف و ویژگی های فرشتگان بیان شد، اگر این کلام را وصف -فرشته بما هو فرشته- گرفتیم و گفتیم حضرت در مقام بیان توصیف تمام فرشته ها هستند، در این صورت باید نازل ترین درجۀ فرشتگان هم دارای آن ویژگی ها باشند؛ لذا معصیت در حق آنها تصور ندارد، مگر به نحو ترک اولی و گناه منزلتی.9 اما اگر گفتیم که حضرت در مقام بیان توصیف فرشتگان خاصی بوده است و شاهد ما روایات دیگر این باب است، باید به یکی از دو توجیهی که در بالا بدان اشاره شد، روی بیاوریم.

به هر حال چون فرشتگان موجوداتی غیر مادی هستند، شناخت و آگاهی دقیق از آنها، تنها از راه آیات و روایات ممکن است و به هر روایتی نیز نمی توان تمسک کرد. بلکه باید روایات از نظر سند و دلالت کاملاً مورد اعتماد باشند و تا به چنین روایتی دست نیافتیم، مرجع ما تنها آیات قرآن است.



1. پرسش و پاسخ ها در محضر آیت الله جوادی آملی، ج ۲، ص ۸۸٫

2. “وَ قالُوا اتَّخَذَ الرَّحْمنُ وَلَدًا سُبْحانَهُ بَلْ عِبادٌ مُکْرَمُونَ”، انبیاء، ۲۶٫

 آنها گفتند: “خداوند رحمان فرزندی برای خود انتخاب کرده است”! او منزه است (از این عیب و نقص)؛ آنها [= فرشتگان‏] بندگان شایسته اویند.

3“یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا قُوا أَنْفُسَکُمْ وَ أَهْلیکُمْ نارًا وَقُودُهَا النّاسُ وَ الْحِجارَةُ عَلَیْها مَلائِکَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا یَعْصُونَ اللّهَ ما أَمَرَهُمْ وَ یَفْعَلُونَ ما یُؤْمَرُونَ”؛ ای کسانی که ایمان آورده اید خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسان ها و سنگ ها است نگه دارید؛ آتشی که فرشتگانی بر آن گمارده شده که خشن و سخت گیر هستند و هرگز فرمان خدا را مخالفت نمی کنند و آنچه را فرمان داده شده اند (به طور کامل) اجرا می‏نمایند! ،تحریم، ۶٫

4. مکارم شیرازی، در پرسش و پاسخ های حضوری.

5. مطهری، مرتضی، توحید، ص ۳۴۲٫

6. تحریم، ۶٫

7. صافات، ۱۶۴٫

8. پرسش ها و پاسخ ها در محضر آیت الله جوادی آملی، ج ۲، ص ۸۸-۸۷٫

9. در این بارۀ مقاله “پژوهشی در روایات فطرس ملک” اثر محمد احسانی فر، ص ۶۸ تا ۸۰  از مجله علوم حدیث شماره ۳۴ (سال نهم، شماره چهارم، زمستان ۱۳۸۳) را ببینید. ایشان در این مقاله سند روایات فطرس را معتبر می داند و آن را به معنای گناه منزلتی می داند و گناه منزلتی هم منافاتی با عصمت ندارد.

به نقل از اسلام پدیا

11معجزه بعد از عاشورا

در روايات و كتب اهل شيعه و سني آمده است كه بعد از شهادت سالار شهيدان كربلا 11 اتفاق باورنكردني رخ داده كه در نوع خود معجزات شهادت امام حسين(ع) محسوب مي شود.
 
معتبرترين كتابها، احاديث و روايات معجزاتي را از سالار شهيدان كربلا منعكس كرده اند تا حجت بر آنانيكه راه انكار را بر واقعه كربلا پيش گرفته اند به يقين تاريخي ترين حادثه عالم خلقت پي ببرند. معجزاتي كه حتي در كتاب اهل سنت هم به آن اشاره شده است.
 
1. برخورد ستارگان آسمان با يکديگر
عن عيسى بن الحارث الكندي مي گويد: هنگامي حسين بن على (عليه السلام) را شهيد كردند، تا هفت روز، هر گاه که نماز عصر را مي خوانديم مي ديديم آفتابي كه بر ديوارهاى خانه ها مي تابيد به قدري قرمز بود که گويا چادر هاي سرخ است که بر آن  کشيده اند، و مي ديديم که برخي از ستارگان همديگر را مي زدند (با يکديگر برخورد مي کردند).
 
منبع: تهذيب الكمال، المزي، ج 6، ص 432 – 433 و تاريخ الإسلام، الذهبي، ج 5، ص 15 و سير أعلام النبلاء، الذهبي ، ج 3 ، ص 312 و تاريخ مدينة دمشق، ابن عساكر، ج 14، ص 227 .
 
2 . آسمان خون گريه کرد
 نضره ازديه گويد: هنگامى كه حسين بن علي (عليهما السّلام) شهيد شدند، آسمان خون باريد و ما همچنان مي ديديم كه تمام اشياء  و اسباب ما مملو از خون است.
 
همچنين جعفر بن سليمان، روايت كرده كه خاله‏ ام، ام سالم، گفت: بعد از شهادت مولا حسين(ع) باراني همانند خون بر ديوارها و خانه ها مي باريد. به من خبر داند که همين باران خون، در خراسان، شام و كوفه نيز باريده است.
 
منبع: تهذيب الكمال، المزي، ج 6، ص 433 و سير أعلام النبلاء، الذهبي، ج 3، ص 312 ، 313 و الثقات، ابن حبان، ج 5، ص 487 و تاريخ مدينة دمشق، ابن عساكر، ج 14، ص 227 – 228 .

ادامه نوشته

زیارت عاشورا

زیارت عاشورا، زیارت سالار شهیدانِ تاریخ مبارزات حق و باطل، رازنامه زمزمه های عاشقانه سالکان با انسان کامل و زبور شیعیان حسینی است. در میان زیارت نامه ها، زیارت عاشورا از منزلت ویژه ای برخوردار است، امامان (ع) و علماى بزرگ در طول تاریخ اهمیت‏ بسیار به آن داده اند.

زیارت عاشورا یک حماسه عاشقانه "عرفان پویای حسینی" است. مساله ولایت و تولى، و مقابل آن تبرى و بیزارى از دشمنان و طاغوتیان از ارکان درس‏هاى زیارت عاشورا است. زیارت عاشورا تنها براى اجابت حاجات مادى نیست، که عده‏اى طوطی وار آن را بخوانند و از محتواى حماسى و عرفانی آن کورکورانه بگذرند، بلکه با خواندن آن باید عزم را جزم کرد که به اوج معنویت رسید و به محبوب سالار شهیدان واصل گردید. زیارت عاشورا یعنى تجدید بیعت با راه و اهداف مقدس اجتماعی و معنوی امام حسین (ع) و شهیدان کربلا.


در هیچ جای زیارت عاشورا ، زائر از حضرت محبوب دنیا نمی‌خواهد. مراحل قرب الی الله در آن ترسیم شده که اولین مرحله اش تسلیم شدن به ولایت اهل بیت سلام الله علیهم اجمعین است و آخرین مرحله‌اش فنای فی الله است. سیر عشق به حضرت محبوب و تسلیم و ایثار و تبعیت از ولایت الهی خلیفه الله در سراسر زیارت عاشورا برجستگی دارد.

ادامه نوشته

الوِتْرَ المَوْتُورِ در زیارت عاشورا به چه معناست؟

السَّلامُ عَلَيْكَ يا ثارَ اللّهِ وَ ابْنَ ثارِهِ وَ الوِتْرَ المَوْتُورِ:

سلام بر تو اى خون خدا و فرزند خون او سلام بر تو اى يگانه دوران،

(ثار:مخفّف ثائر، به معناى خون و طالب خون است. وِترِ موتور، مثل يومِ أيوم و ليلِ اليل و حجرِ محجور و قدَرِ مقدور و وعدِ موعود تأكيد است يا به معناى فردى كه كسانش كشته شده باشند و يكّه و تنها مانده باشد)


ادامه نوشته

آداب عزاداری امام حسین (ع)

1- سیاهپوشی :
از نظر فقهی پوشیدن لباس سیاه مکروه است ولی در عزاداری امام حسین (علیه السلام ) وائمه معصومین (علیهم السلام ) استثناء شده است زیرا این کار نشانه حزن و اندوه و نمودار شعائر و حماسه ها است .
2- تسلیت گویی :
اصل تسلیت گفتن در شرایط مصیبت و اندوهی که بر کسی وارد شده در اسلام مستحب است.
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) : هرکس مصیبت دیده ای را تسلیت گوید ، پاداشی همانند او دارد. (سفینةالبحار، ج2، ص188 )
* این سنت در بین شیعیان رایج است و با جمله « اَعظَمَ اللهُ اُجُورَکُم » همدیگر را تسلیت می دهند.
* امام باقر (علیه السلام ) : وقتی شیعیان به هم می رسند در مصیبت ابا عبدالله (علیه السلام )این جمله را تکرار نمایند : « اَعظَمَ اللهُ اُجُورَنا بمُصابنا بالحُسَین (علیه السلام ) وَ جَعَلَنا وَ اِیاکُم مِنَ الطالبینَ بثاره مع وَلیهِ الاِمام المَهدی مِن الِ مُحَمَدٍ علیهمُ السَلامُ.» خداوند اجر ما را به سوگواری و عزاداری بر امام حسین (علیه السلام ) بیفزاید و ما و شما را از خونخواهان او همراه با ولی خود امام مهدی از آل محمد (علیهم السلام ) قرار بدهد . (مستدرک الوسایل،ج2،ص216)
3- تعطیلی کار در روز عاشورا :
امام صادق (علیه السلام ) : کسی که روز عاشورا را تعطیل کند ، یعنی عقب کسب و کارش نرود و به کوری چشم بنی امیه که روز عاشورا را متبرک می دانستند، اگر کسی برای معیشت روزانه اش هم فعالیتی نکند، خداوند حوائج دنیا و آخرتش را بر آورد و کسی که روز عاشورا روز حزن و اندوه او باشد، در عوض فردای قیامت که برای همه روز هول و ترس است برای او روز شادی خواهد بود.
(امالی شیخ صدوق ، ص129)

ادامه نوشته

برخی اصطلاحات عرفانی

آب حيات:آب حيوان-آب زندگی.دراصطلاح صوفيان؛ كنايه ازسرچشمه عشق ومحبت كه

هركه ازآن بچشد،هرگزمعدوم وفا نمی شود

پير:سالخورده و سپيدموی.دراصطلاح صوفيان؛ به معنی پيشوا ورهبری است كه سالك

بی مدد اوبه حق واصل نمي شود.الفاظ ؛ قطب،شيخ ،مراد،ولی وغوث همه به اين معنی

استعمال شده است.در"ديوان حافظ" مقصود ازپير؛ مرد كامل ومرشد وراهبرحقيقی است

پيرمغان:درآغازهمان شراب فروش بوده كه بعدها به اصطلاح عرفانی تبديل شد.ازساخته

-های هنری "حافظ" است ورد پای تاريخی ندارد

تجلی:جلوه گری كردن وآشكار شدن.دراصطلاح صوفيه جلوه انوارحق بردل صوفی است.

درعرفان نظری وحكمت اشراقی ،خلقت جهان براساس تجلی انوارحق است

ادامه نوشته

درمان ترس کودکان

ترس بخش طبیعی از رشد کودک است. ترس ها در صورتی غیر طبیعی هستند که به صورت دائمی و به مدت طولانی در کودک باقی بمانند یا ذهن کودک را به طور کامل اشغال کنند،اگرترس در تمام زندگی عادی آنها مداخله کرده و تأثیرمنفی داشته و کودک نتواند از آن رهایی یابد مبتلا به تشویش که همان ترس بی مورد و بی اساس است می گردد. ترس یک غریزه طبیعی است که در انسان از همان بدو تولد وجود دارد، گاهی به دلیل تغییراتی که در شدت و نوع آن بوجود می‌آید از حالت عادی خارج می‌شود. این ترس‌ها تحت عنوان ترس‌های مرضی شناخته می‌شوند که هم کودک و هم اطرافیان او را آزار می‌دهند توصیه‌های مناسب روان‌شناسان و استفاده از مداخلات رفتاری ضروری است.


ادامه نوشته

یا اهل العالم قتل الحسین (علیه السلام ) بکربلا عطشانا


   السلام علی الحسین

         و علی علی ابن الحسین

                                   و علی اولاد الحسین

                                               و علی اصحاب الحسین

امام حسين (عليه‌ السلام)فرمود:


أنَا قَتِيلُ الْعَبْرَةِ, لا يَذكُرُنِي مُؤمِنٌ إلَّا اسْتَعبَرَ.


من کشتۀ اشکم و هیچ مؤمنی مرا یاد نمی‌‌کند مگر آن‌که اشک‌هایش جاری می‌شود.

 أمالی الصدوق، ص 137 
 

 

مباهله پیامبر با مسیحیان نجران(24 ذي‌الحجه)

جریان مباهله در زمان پیامبر اسلام هنگامی رخ داد که مسیحیان نجران خدمت ایشان رسیدند و درباره عیسی بن مریم با آن حضرت گفت و گو کردند. رسول خدا (ص) هنگامی که نماز عصر را گزارد، مسیحیان به طرف او متوجه شده و کشیش آنان پیش آمده عرضه داشت: «عقیده شما درباره مسیح چیست؟» رسول خدا (ص) فرمود: «مسیح بنده خدا بود که خدا او را از میان خلق به عنوان رهبری گم‌شدگان برگزید.»

کشیش گفت: «پدری برای او سراغ داری که وی را بدین عالم آورده باشد؟» رسول خدا (ص) فرمود: «مادر او شوهر نکرده بود تا پدری داشته باشد.» کشیش گفت: «بنا بر این چگونه می‌گويی مسیح بنده و مخلوق است؟ با آن که تمام بندگانی که مخلوقند پدری دارند که مادرشان به عنوان نکاح با وی ازدواج کرده و فرزند از او به وجود آمده.»

در این هنگام خدای متعال آیاتی از سوره آل عمران فرو فرستاد که می‌فرماید: «إِنَّ مَثَلَ عِیسی عِنْدَ اللَّهِ کَمَثَلِ آدَمَ خَلَقَهُ مِنْ تُرابٍ ثُمَّ قالَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ الْحَقُّ مِنْ رَبِّکَ فَلا تَکُنْ مِنَ الْمُمْتَرِینَ. فَمَنْ حَاجَّکَ فِیهِ مِنْ بَعْدِ ما جاءَکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوْا نَدْعُ أَبْناءَنا وَ أَبْناءَکُمْ وَ نِساءَنا وَ نِساءَکُمْ وَ أَنْفُسَنا وَ أَنْفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَی الْکاذِبِینَ»‌؛ همانا حکایت آفرینش عیسی مانند پیشامد آفرینش آدم است که او را خدا از خاک آفریده و فرمود: موجود باش او هم موجود می شود، حق با کردگارت است مبادا شک آوری پس اگر کسی درباره آفرینش عیسی با تو گفت و گو کند بعد از آن که حقانیت برای تو به مرحله ثبوت رسید بگو بیایید فرزندان خود و شما و زن‌های خود و نفس‌های خود را بخوانیم و به مباهله بپردازیم و نفرین خدا را بر دروغ‌گویان قرار دهیم.

مسیحیان از پیامبر فرصت خواستند

رسول خدا این آیات را بر مسیحیان تلاوت کرد و آن‌ها را به مباهله دعوت نمود و فرمود: خدای متعال خبر داده پس از انجام مراسم مباهله هر یک از طرفین که باطل باشند معذب شوند و بدین وسیله حق از باطل آشکار می‌شود مسیحیان با یک دیگر درباره مباهله مشورت کردند و تا فردا مهلت طلبیدند.
هنگامی که به محل خود برگشتند، تصمیم گرفتند: «فردا که خواستیم با محمد مباهله کنیم متوجه باشید هر گاه او با زن و فرزندش برای مباهله آمد، مباهله نکنید و اگر با یاران و اصحابش حضور یافت به مباهله بپردازید و بدانید که بر حق نیست.»

ادامه نوشته

عيد کمال دين و سالروز اتمام نعمت خجسته باد.


روز عيد غديرخم از شريف ترين اعياد امت من است. پيامبر اکرم(ص)

ghadir khom postal www.patugh.ir 10 کارت پستال جدید عید غدیر خم

خطبه غدیر

ترجمه خطبه:

بخش اول: حمد و ثنای الهی

ستايش خداي را سزاست كه در يگانگي اش بلند مرتبه و در تنهايي اش به آفريدگان نزديك است؛ سلطنتش پرجلال و در اركان آفرينش اش بزرگ است. بى آنكه مكان گيرد و جابه جا شود، بر همه چيز احاطه دارد و بر تمامي آفريدگان به قدرت و برهان خود چيره است.

همواره ستوده بوده و خواهد بود و مجد و بزرگي او را پاياني نيست. آغاز و انجام از او و برگشت تمامي امور به سوي اوست.

اوست آفريننده آسمان ها و گستراننده زمين ها و حكمران آن ها. دور و منزه از خصايص آفريده هاست و در منزه بودن خود نيز از تقديس همگان برتر است. هموست پروردگار فرشتگان و روح؛ افزوني بخش آفريده ها و نعمت ده ايجاد شده هاست.

به يك نيم نگاه ديده ها را ببيند و ديده ها هرگز او را نبينند.

كريم و بردبار و شكيباست. رحمت اش جهان شمول و عطايش منّت گذار. در انتقام بي شتاب و در كيفر سزاواران عذاب، صبور و شكيباست. بر نهان ها آگاه و بر درون ها دانا. پوشيده ها بر او آشكار و پنهان ها بر او روشن است. او راست فراگيري و چيرگي بر هر هستي. نيروي آفريدگان از او و توانايي بر هر پديده ويژه اوست. او را همانندی نیست و هموست ايجادگر هر موجود در تاريكستان لاشيء. جاودانه و زنده و عدل گستر. جز او خداوندي نباشد و اوست ارجمند و حكيم.

ديده ها را بر او راهي نيست و اوست دريابنده ديده ها. بر پنهاني ها آگاه و بر كارها داناست. كسي از ديدن به وصف او نرسد و بر چگونگي او از نهان و آشكار دست نيابد مگر، او - عزّوجلّ - خود، راه نمايد و بشناساند.

و گواهي مي دهم كه او «الله» است. همو كه تنزّهش سراسر روزگاران را فراگير و نورش ابديت را شامل است. بي مشاور، فرمانش را اجرا، بي شريك تقديرش را امضا و بي ياور سامان دهي فرمايد. صورت آفرينش او را الگويي نبوده و آفريدگان را بدون ياور و رنج و چاره جويي، هستي بخشيده است. جهان با ايجاد او موجود و با آفرينش او پديدار شده است.

پس اوست «الله» كه معبودي به جز او نيست. همو كه صُنعش استوار است و ساختمان آفرينشش زيبا. دادگري است كه ستم روا نمي دارد و كريمي كه كارهابه او بازمي گردد.

و گواهي مي دهم كه او «الله» است كه آفريدگان در برابر بزرگي اش فروتن و در مقابل عزّتش رام و به توانايي اش تسليم و به هيبت و بزرگي اش فروتن اند. پادشاه هستي ها و چرخاننده سپهرها و رام كننده آفتاب و ماه كه هريك تا اَجَل معين جريان يابند. او پردۀ شب را به روز و پردۀ روز را - كه شتابان در پي شب است - به شب پيچد. اوست شكنندۀ هر ستمگر سركش و نابودكنندۀ هر شيطان رانده شده.

نه او را ناسازي باشد و نه برايش انباز و مانندي. يكتا و بي نياز، نه زاده و نه زاييده شده، او را همتايي نبوده، خداوند يگانه و پروردگار بزرگوار است. بخواهد و به انجام رساند. اراده كند و حكم نمايد. بداند و بشمارد. بميراند و زنده كند. نيازمند و بي نياز گرداند. بخنداند و بگرياند. نزديك آورد و دور برد. بازدارد و عطا كند. او راست پادشاهي و ستايش. به دست تواني اوست تمام نيكي. و هموست بر هر چيز توانا.

شب را در روز و روز را در شب فرو برد. معبودي جز او نيست؛ گران مايه و آمرزنده؛ اجابت كنندۀ دعا و افزايندۀ عطا، بر شمارندۀ نفَس ها؛ پروردگار پري و انسان. چيزي بر او مشكل ننمايد، فرياد فريادكنندگان او را آزرده نكند و اصرارِ اصراركنندگان او را به ستوه نياورد.

نيكوكاران را نگاهدار، رستگاران را يار، مؤمنان را صاحب اختيار و جهانيان را پروردگار است؛ آن كه در همه احوال سزاوار سپاس و ستايش آفريدگان است.

او را ستايش فراوان و سپاس جاودانه مي گويم بر شادي و رنج و بر آسايش و سختي و به او و فرشتگان و نبشته ها و فرستاده هايش ايمان داشته، فرمان او را گردن مي گذارم و اطاعت مي كنم؛ و به سوي خشنودي او مي شتابم و به حكم او تسليمم؛ چرا كه به فرمانبري او شائق و از كيفر او ترسانم. زيرا او خدايي است كه كسي از مكرش در امان نبوده و از بي عدالتيش ترسان نباشد (زيرا او را ستمي نيست).

ادامه نوشته

خطبه غدیر و آیات مطرح شده در آن

پاسدار اسلام : دی 1384، شماره 289 صفحه 20
پدید آورنده : حجة الاسلام سید جواد حسینی
 
در سال دهم هجرت، بعد از اتمام حج، که آن را به نامهای متعددی خوانده اند، همچون «حجة الوداع» و «حجة البلاغ»،«حجة الکمال»، «حجة التمام» و حجة الاسلام در «غدیر خم» قبل از جحفه که راههای متعددی (همچو) اهل مدینه، مصر، عراق، از آنجا منشعب و جدا می شود، حادثه ای رخ داد که می توانست سعادت ابدی بشریت را تضمین کند و برای همیشه، انسانها را از ضلالت و گمراهی نجات بخشد، به این جهت، داستان غدیر یک قصّه تاریخی خاص نیست که زمان آن گذشته باشد و همین طور یک حادثه شخصی نیز نیست که پیامبر فقط علی(ع) را به عنوان وصی خود(آنچنان که شیعیان می گویند) و یا به عنوان محبوب جامعه اسلامی (آنچنان که اهل سنّت مدّعی هستند) معرّفی نموده و در نتیجه تاریخ مصرف آن گذشته باشد، بلکه در غدیر خم تاریخ کل بشریت رقم خورد، چرا که امامت امامان در طول تاریخ مطرح و تبیین شد، حقیقتی که از امیرمؤمنان آغاز می شود و به مهدی صاحب الزّمان(ع)منتهی می گردد. مخالفان نیز این را به خوبی فهمیده اند، لذا از همان آغاز تلاش کردند (و در حدّی موفق شدند) که داستان غدیر را تأویل نمایند، چرا که اگر فقط امامت امیرمؤمنان بود. ممکن بود به نوعی آن را پذیرا شوند، ولی آنچه ترس داشتند و دارند، ادامه کار، و تداوم امامت و ولایت در طول تاریخ است که سخت مخالفان را خلع سلاح می کرده است. بنابراین به شدّت در مقابل آن قرار گرفتند و از اوّل زیر بار نرفتند تا جلوی استمرار آن را نیز بگیرند.

و پیامبر اکرم(ص) نیز به خوبی به این مسئله توجّه داشته لذا تصریح فرمود که امامت ادامه دارد «...ثم من بعدی علی ولیّکم و امامکم بامر اللّه ربّکم ثم الامامة فی ذرّیتی من ولده الی یوم تلقون اللّه عزّ اسمه و رسوله؛(1) سپس بعد از من علی ولیّ شما و امام شما به فرمان خداست.سپس امامت در نسل من از فرزندان علی تا روزی که خدا و رسولش را ملاقات کنید، می باشد.»

آنچه پیش رو دارید نگاهی است به آیاتی که در خطبه غدیر درباره امامت علی(ع) و دیگر امامان (ع) مورد استدلال و اشاره قرار گرفته است.

نکاتی از حدیث و حادثه غدیر

یک نگاه اجمالی به خطبه و حدیث غدیر، و وقایعی قبل و بعد از آن بخوبی این نکته را روشن می سازد که بحث امامت علی(ع) و تداوم آن مطرح بوده است به جهت این نکات:

1ـ پیامبر اکرم(ص) حدود نود هزارنفر تا یکصد و بیست هزار نفر را در گرمای شدید در چهار راهی جحفه متوقف ساخت که نشانگر اهمّیت مسئله مطرح شده می باشد.

2ـ خطبه خویش را با ذکر این نکته آغاز می کند که رحلت من نزدیک است و به زودی دعوت حق را لبیک می گویم، این خود نشان از آن دارد که در پی مطرح کردن جانشین خویش می باشد.

3ـ از مردم اقرار و اعتراف گرفت که آنچه را خداوند برای آنان از اعتقادات و احکام و اعمال فرستاده است به آنها ابلاغ نموده و خدا را بر این اقرار شاهد گرفت.

4ـ حدیث ثقلّین را مجدداً یادآوری نمود که اگر می خواهید دچار گمراهی نشوید از قرآن و اهل بیت(ع) جدا نشوید، و این سخن مقدمه ای است برای نکته بعدی.

5 ـ بعد از این که دست علی(ع) را بالا می برد و از مردم اقرار می گیرد که خدا و رسولش بر آنان ولایت دارند، می فرماید:«هر کس که من مولای او هستم علی مولای اوست» یعنی همان ولایتی که برای پیامبراکرم(ص) ثابت است، که ولایت زعامت و حکومت بر آنان باشد، برای علی(ع) نیز ثابت است.

6ـ جمله «من کنت مولاه و...» را سه بار و به قول احمد حنبل چهار بار تکرار نمود تا هم تأکیدی شده باشد و هم کسانی که متوجّه نشده اند، متوجه شوند.

7ـ در حق کسانی که ولایت علی(ع) را بپذیرند دعا، و در حق کسانی که آن را رد کند نفرین نمود.

8 ـ آیات عدیده ای از قرآن از جمله آیه تبلیغ اکمل و...، مورد استدلال و استشهاد قرار گرفت که بعداً بیان می شود.

9ـ تبریک گفتن حاضران و بیعت زن و مرد با امیرمؤمنان(ع) و... همه نشانگر این مطلبند که هدف، معرّفی امامت امیرمؤمنان(ع) و تداوم آن بوده است.

ادامه نوشته

میلادمسعودامام هادی(ع)شادباش تان باد.

 

در سپیده دمان پانزدهم ذیحجه سال 212 هجری، شعر حیات بر لبان آفرینش جاری شد و زمین را جشن حضور فراگرفت.

دهمین صدف دریای آفرینش شکافته شد و گوهر تابنده ای را بر صفحه فطرت به نمایش گذاشت تا چشم هر بیننده ای از فروغ فروزانش خیره گردد.

گلی از عترت یاس در شهر رسالت در دامان موسای زمان و جوادآل محمد علیه السلام جوانه زد و سرای آن امام همام را از شمیم عِطر دل انگیزش پر ساخت.عطر گل های بهشتی، مشام محله را پر کرد و اشتیاق زیارت، به نگاه ها التهاب بخشید و فرشتگان، بشارت این مولود را به سراسر گیتی  رساندند.

دوست و دشمن، در سایه ی عنایتش، هدایت می شدند و چشمه سار امامتش، آیینه ی تمام نمای حقیقت بود. اگر نبود خورشید قامتش، شب پرستانِ سیاه جامه ی عباسی، تمام اندیشه های روشن را، با مُرکّب جهل آلوده می کردند.

او راکه فقیه بود و پرهیزکار، هادی نامیدند تا نویدی باشد از صبح هدایت در دنیای قحط زده ایمان؛ او که با حضورش، جهانی را ریزه خوارِ خوان نعمت خود ساخت.

 در تبسّم خورشید، در هیجان اقیانوس ها و دریاها، در ترنّم رود، در رقص گل ها و پرنده ها و حتی در مضامین بکر تمام قصیده ها و غزل ها، عشقی و شوری نهفته است، که نشانه ی عشق به مولاست؛ مولایی که ناگوارترین لحظه ها را با مردمان «بی توکّل» پشت سر گذاشت؛ مولایی که تمام موجودات عالم، ستایشش می کردند و اخلاق نیکویش، چون پرتوِ نور، سرشار از مهربانی بود.

سبکبال، خیالم را پرواز می دهم و شمیم یادش در تمام غزل هایم می پیچد.
قلم و دفتر، زمان و مکان و حتی نفسم، عطر گل می گیرد؛ عطر مدینه و سامرّا. فردابانام اوآغاز می شود مولودی که مشرق نگاهش چلچراغ هدایت شد!
خوشا دامانی که آکنده از عطر اوگشت و چهره ای که لبریز از تبسّم اوشد!
از فرش تا عرش، امتدادِ فرشته است و نور....
...و مدینه، چشم به راهِ طلوعِ دهمین خورشید، لحظه‌ها را می‌شمارد.

او می‌آید تا خون خدا را در شریان جهان مرده جاری کند.
او می‌آید تا آسمان را چون کوله باری سبز بر دوش گیرد و رسالت هزاران ساله دین را به مقصد برساند.

میلادحضرتش مبارکتان باد.

عید اضحی بر تمام مسلمین مبارک

عید قربان ؛ عید رهایی از دنیا + اعمال شب و روز قربان

عيد سعید قربان كه پس از وقوف در عرفات (مرحله شناخت) و مشعر (محل آگاهي و شعور) و منا (سرزمين آرزوها، رسيدن به عشق) فرا مى رسد، عيد رهايى از تعلقات است. رهايى از هر آنچه غيرخدايى است. در اين روز حج گزار، اسماعيل وجودش را، يعنى هر آنچه بدان دلبستگى دنيوى پيدا كرده قربانى مى كند تا سبكبال شود.

عید قربان، پاک ترین عیدها است. عید سر سپردگی و بندگی است. عید بر آمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است. عید قربان عید نزدیک شدن دلهایی است که به قرب الهی رسیده اند. عید قربان عید بر آمدن روزی نو و انسانی نو است.

و اکنون در منايي، ابراهيمي، و اسماعيلت را به قربانگاه آورده اي اسماعيل تو کيست؟ چيست؟ مقامت؟ آبرويت؟ موقعيتت، شغلت؟ پولت؟ خانه ات؟ املاكت؟ ... ؟

اين را تو خود مي داني، تو خود آن را، او را – هر چه هست و هر که هست – بايد به منا آوري و براي قرباني، انتخاب کني، من فقط مي توانم " نشانيها " يش را به تو بدهم:

آنچه تو را، در راه ايمان ضعيف مي کند، آنچه تو را در "رفتن"، به "ماندن" مي خواند، آنچه تو را، در راه "مسئوليت" به ترديد مي افکند، آنچه تو را به خود بسته است و نگه داشته است، آنچه دلبستگي اش نمي گذارد تا " پيام" را بشنوي، تا حقيقت را اعتراف کني، آنچه ترا به "فرار" مي خواند آنچه ترا به توجيه و تاويل هاي مصلحت جويانه مي کشاند، و عشق به او، کور و کرت مي کند ابراهيمي و "ضعف اسماعيلي" ات، ترا بازيچه ابليس مي سازد. در قله بلند شرفي و سراپا فخر و فضيلت، در زندگي ات تنها يک چيز هست که براي بدست آوردنش، از بلندي فرود مي آيي، براي از دست ندادنش، همه دستاوردهاي ابراهيم وارت را از دست مي دهي، او اسماعيل توست، اسماعيل تو ممکن است يک شخص باشد، يا يک شيء، يا يک حالت، يک وضع، و حتي، يک " نقطه ضعف"!

تفاوت مکاشفه رحماني و شيطاني

در ابتدادر مورد کارهاي خارق العاده باید گفت مکاشفه با کرامت تفاوت دارد. مکاشفه (همان خلسه است) حالتي است که در بيداري يا بين خواب و بيداري اتفاق مي افتد. در اين حالت انسان مي تواند چيزهايي را که ديگران نمي بينند مشاهده کند. اما منظور از کرامت اين است که انسان به اذن الهي بتواند کارهاي خارق العاده انجام دهد مثلاً در عالم طبيعت يا در ديگر انسانها تصرف کند. پس در کرامت، انجام کار خارق العاده بايد مستند به اذن الهي باشد در غير اين صورت به آن کار خارق العاده کرامت گفته نمي شود.
مراتب بالاي کرامت که به وسيله پيامبران و ائمه براي اثبات نبوت و امامت انجام مي پذيرد معجزه نام دارد. نتيجه اين که آنچه از جانب بندگان صالح خداوند بدون ادعاي خاصي به صورت کارهاي غير عادي جريان پيدا مي کند کرامت است نه معجزه.
اولين پرسش که در اين بحث خود را مي نماياند اين است که آيا مکاشفه و کرامت اتفاق مي افتد؟ و آيا وجود آن واقعيت دارد؟ پرسش دوم اين است که اگر مکاشفه و کرامت حقيقت دارد پيام آن در مورد انجام دهنده چيست؟
جواب پرسش اول اين است که به گواهي بزرگان معرفت، اين حالات واقعيت دارد و به کرات اتفاق افتاده است. اما در جواب پرسش دوم، مطلبي بسيار اساسي و راه گشا ذکر مي شود و آن اين نکته است ـ که از مدعيان دروغين که بگذريم ـ اعمالي مثل ارتباط با ارواح، تسخير و ارتباط با جن، تله پاتي، طي الارض هيچکدام به خودي خود دليل بر حقانيت فاعل نيست به عبارتي در صورتي که اين امور توسط کسي انجام يابد او نه به قطب و مرشد تبديل مي شود و نه صحبت هاي او و ادعاهايش براي ديگران وظيفه شرعي و اخلاقي ايجاد مي کند. اولياء دين مي گويند: انسان مي تواند با انجام کارهاي مشکل و رياضت هاي سخت، قدرت هاي غيرعادي روح و نفس خود را بازيابد و اصولاً خداوند متعال اين قدرت¬ها را به نفس انساني عطا کرده است و توانايي انجام اين امور از خواص نفس انساني است و ارتباطي مستقيم به ايمان و تقواي افراد ندارد، تا جائي که گفته اند لارمه ارتباط با اجنه کافر، توهين کردن شخص احضار کننده به دين حق است. به همين جهت ارباب معرفت مکاشفه را به دو نوع رحماني و شيطاني تقسيم کرده اند. يعني عامل مکاشفه ممکن است فرشته باشد و ممکن است شيطان. ملاک تشخيص اين دو از همديگر را تعاليم قرآن و سنت معصومين ذکر نموده اند. يعني هرچه درمکاشفه بدست آيد اگر با مضامين و دستورات قرآن و روايات معصومين همخواني دارد مکاشفه رباني است در غير اين صورت دست شيطان صحنه گردان نمايش بوده است. بنابراين حتي اگر ثابت شود مکاشفه رحماني بوده است نه فقط سخنان او در حق ديگران حجت نيست بلکه دليل بر اين که صاحبش مربي کامل شده هم نمي باشد.
پرداختن به پرسشي ديگر در اينجا لازم است؛ که فرق عارفان حقيقي با صاحبان اعمال غير عادي (مثل مرتاضان) چيست؟ پاسخ را در قالب تمثيلي چنين گفته اند «اگر کسي در کويري بي آب، براي يافتن آب به حفر زمين بپردازد و بعد از تلاش پي گير، به چند سکه طلا دست يابد هرچند طلا ذي قيمت است، اما او نبايد فراموش کند به دنبال آب و اين منبع حيات بوده است و در اين بيابان چند سکه طلا، مشکل تشنگي او را بر طرف نمي کند. او موقتاً خوشحال مي شود اما اگر دست از ادامه کار کشيد در واقع دنبال آب نبوده است، اگر حفر را ادامه دهد هم به آب مي رسد و طلا را دارد. بزرگان دين فرموده اند: دست يافتن به اين قدرت ها براي اولياء دين «نقل و نبات» راه است که خداوند به دوستانش عطا مي¬کند و آن هم در مواردي که مصلحتي بر اعطاء اين قدرت وجود داشته باشد. دست يافتن به اين قدرت ها، فطرت تشنه بشر را سيراب نمي کند و اين فطرت بايد به اصل خود برگردد. فراتر از آب سراب است که اثر حقيقي ندارد. آنچه هدف سالک حقيقي است «تحصيل روح و تعبد رسيدن به مقام زلال بندگي » است نه رسيدن به قدرت هاي ويژه. راه رسيدن به بندگي حقيقي خداوند، «شريعت» است. به عبارت دقيق تر «شريعت، طريقتِ حقيقت است» و «قرآن و عرفان و برهان» همه يک حقيقتند.
ابن عربي حتي مي گويد: «هر که از شريعت فاصله بگيرد، اگر تا آسمان هفتم بالا رفته باشد به چيزي از حقيقت دست نخواهد يافت!... چرا که حقيقت عين شريعت است. شريعت مانند جسم و روح است که جسمش احکام است و روحش حقيقت». (مجله معرفت، شماره 35)
علامه طباطبايي در اين باره فرموده اند: «اينکه از بعضي شنيده شده است که مي گويند سالک پس از وصول به مقامات عاليه و وصول به فيوضات ربانيه، تکليف از او ساقط مي گردد، سخني است کذب و افترايي است بس عظيم؛ زيرا رسول اکرم (ص) با اين که اشرف موجودات و اکمل خلايق بودند، با اين حال تا آخرين درجات حيات تابع و ملازم احکام الهيه بودند. بنابراين سقوط تکليف به اين معني دروغ و بهتان است.»(مجله معرفت ـ شماره 4 ـ جايگاه شريعت در قلمرو عرفان)
آخر سخن اين که قدرت هاي غير عادي به خودي خود نه نشان عرفان است و نه ضد عرفان تلقي مي شود.
نقل شده در زمان امام صادق(ع) شخصي مدعي بود که قادر است از اشيايي که ديگران پنهان کرده اند خبر دهد. مردم به عنوان سرگرمي و تفريح از راه هاي مختلف وي را امتحان کردند. آن فرد بر خلاف انتظار حاضرين به خوبي از پس امتحانات برآمد، تا اينکه امام صادق(ع) سر رسيد، اوضاع را جويا شد، جريان را شرح دادند. حضرت دست خود را مشت کردند و از او پرسيد؛ در دست من چه چيزي است؟ او بعد از لحظاتي تامل و فکر، با حالت تحير و تعجب به امام خيره شد امام پرسيد چرا جواب نمي دهدي؟ گفت جواب را مي دانم ولي در تعجبم شما از کجا آن را آورده ايد. آن شخص ادامه داد: در تمام کره زمين همه چيز مسير طبيعي خود را مي گذراند فقط در يک جزيره مرغي دو تا تخم گذاشته که يکي از آنها مفقود شده و آنچه در دست توست بايد همان تخم باشد. حضرت تصديق کردند. امام از او پرسيد چگونه به اينجا رسيدي؟ جواب داد: «با مخالفت با هواي نفس»، هرچه دلم خواست خلافش را انجام دادم. حضرت از او خواست مسلمان شود. جواب داد، دوست ندارم. امام فرمود مگر قرار نبود با هواي نفست مخالفت کني؟ طبق عهد خودت الان بايد مسلمان شوي، چون دوست نداري مسلمان شوي. زمينه فراهم بود، هم به قدرت معنوي امام پي برد و هم پاسخي نداشت. بعد از مسلمان شدن قدرت غيبي خود را از دست داد. سراغ امام آمد و زبان به شکوه گشود «قبلاً که مسلمان نبودم اين قدرت را داشتم الان که خدا را پذيرفتم قدرتم را از دست داده ام! اين چه ديني است؟» امام فرمود تاکنون متحمل زحمتي شده بودي و خداوند در همين عالم مزد زحمت تو را مي داد و بعد از دريافت مزد، طلبي از خدا نداشتي چون با خدا بيگانه بودي و از الآن آنچه عمل مي کني خداوند براي آن جايي که به آن نيازمندي ذخيره مي کند و آنچه داشتي که قبلاً براي نيل به سعادت ابدي، سودي به تو نمي رساند. (آيت ا... مصباح يزدي مقاله کشف و کرامت / نرم افزار عرفان)

به نقل از سایت ادیان و مذاهب

هفت وادی (مرحله) عرفان

طلب، عشق، معرفت، استغناء، توحید، حیرت، فنا.

گـفـت مــا را هـفـت وادی در ره اسـت                         چون گـذشـتـی هـفت وادی، درگه است

وا نـیـامـد در جـهـان زیــن راه كــــس                           نـیـسـت از فـرسـنـگ ِ آن آگــــاه كــــس

چون نـیـامــد بــاز كــس زیــن راه دور                           چـون دهـنـدت آگـــهـــی ای نــــاصــبــور

چـون شدنـد آنـجـایـگـه گـم سـر به سر                        كــی خــبــر بــازت دهــد از بــی خــــبــر

هـسـت وادی طــلــب آغــــاز كــــــار                            وادی عـشق اسـت از آن پـس، بی كنار

پـس سـیـم وادیـسـت آن مـعــرفـت                              پـس چـهـارم وادی اسـتـغـنـی صــفــت

هـسـت پـنـجـم وادی تـوحـیـد پــاك                              پـس شـشـم وادی حـیــرت صـعـب نـاك

هـفـتـمـیـن، وادی فـقـرست و فـنـا                               بــعــد از ایــن روی روش نــــبـــود تـــــرا

در كشش افـتـی، روش گـم گرددت                               گـــر بــود یــك قــطــره قــلــزم گــــرددت

شیخ فریدالدین محمد عطار نیشابوری

تصوف چیست؟

ابوسعید ابوالخیر گفت: تصوف دو چیز است، یك سو نگریستن و یكسان زیستن.

و گفت این تصوف عزتی است در دل، و توانگری است در درویشی، و خداوندی است در بندگی، سیری است در گرسنگی، و پوشیدگی است در برهنگی، و آزادی است در بندگی، و زندگانی است در مرگ، و شیرینی است در تلخی.

و در میان مشایخ این طایفه، اصلی بزرگ است كه این طایفه همگی یكی باشند و یكی همه - میان جمله صوفیان عالم ، هیچ مضادت و مباینت و خود دویی   نباشد، هر كه صوفی است، كه صوفی نمای بی معنی در این داخل نباشد. و اگر چه در صور الفاظ مشایخ از راه عبارت تفاوتی نماید، معانی همه یكی باشد. چون از راه معنی در نگری، چون همه یكی اند، همه دست ها یكی بـُوَد و همه نظرها یكی بود.

اسرار التوحید فی مقامات الشیخ ابوسعید

دحوالارض

"وَ الأرضَ بَعدَ ذلِکَ دَحاها" و پس از آن زمین را بگستراند.

سوره ی نازعات آیه 30

یكي از با شرافت ترين روزهاي سال كه در آن نفحات رحمت ملكوتي به سوي بندگان وزيدن مي گيرد، روز بيست و پنجم ماه ذی القعده است كه در تعابير ديني از آن به «دحوالارض» ياد شده است.

دحوالارض را چنین معرفی می کنند "روزي كه زمين از زير کعبه كشيده و گسترانيده شد "گر چه این مطلب یعنی کشیده شدن و گسترانده شدن زمین در وهله اول عجیب به نظر میرسد اماّ تعریف واضح تر این موضوع این است که گفته شود:پس از آنکه تمام سطح کره زمین به مدت طولانی در زیر آب فرو رفته و خداوند خواست تا آن را از زیر آب بیرون آورد که صحنه زندگی موجودات مهیا گردد ، اولین نقطه ای که از زیر آب سر بیرون آورد همان مکان مقدس کعبه و بیت الحرام بود . این واقعه نشان دهنده اهمیت این نقطه و مرکزیت آن برای همه عالمیان است. در واقع دحوالارض روز شروع حیات بخشی خداوند به جهان خاکی است كه توجه به آن در روایات و تعیین اعمال خاص همچون روزه ، عبادت ، دعا و غسل واهتمام به آن از سوی معصومین (ع) نشانگر عنایت حضرت حق به این روز با برکت است.

بر طبق روايات وارده، در اين روز عظيم، خداوند زمين را از محل خانه كعبه گسترش داد و آن را براي سكونت و زندگي انسانها مهيا كرد و با رحمت خود، زمين و نعمتهاي فراوان آن را به وجود آورد.عارف بزرگ قرن، آيت الله ميرزاجواد آقاملكي تبريزي در «المراقبات» خود معتقد است: «كار مهم در ماه ذي قعده، آگاهي از نعمتهايي است كه خداوند در روز «دحوالارض»، به بشر ارزاني داشته است، چرا كه آگاهي از نعمت و كم و كيف آن، اولين مرتبه شكر است و يكي از نعمتهاي بسيار بزرگ خداوند در اين روز به بشر اين است كه خداوند متعال كعبه را خانه خود قرار داد و اجازه داد كه مردم، آن را زيارت كنند و با پاداش و رضايت فراواني اين عمل را از آنان مي پذيرد و اين نهايت لطف و مهرباني و كرم است.»از مهمترين سفارشها در اين روز بزرگ، گرفتن روزه است كه به گفته مرحوم شيخ عباس قمي: «آسمان و زمين و هرچه در ميان آنهاست براي روزه دار در اين روز استغفار مي كنند.»

درباره روزه این روز آمده است: روزه این روز همانند روزه هفتاد سال است. روزه این روز کفاره گناهان هفتاد سال است.برای روزه دار این روز هرکه و هرچه در میان آسمان و زمین است استغفار می کند و...از دیگر اعمال این روز شریف دو رکعت نماز است که در آن حمد و پنج مرتبه سوره "والشمس" خوانده می شود و پس از نماز نیز دعایی است که در مفاتیح آمده است . و همچنین دعای "اللهم داحی الکعبه ..." از دعاهای مخصوص این روز است.                 

 تعبیر به اینکه "در روز دحو الارض رحمت خدا منتشر گرديده و از براى عبادت و اجتماع به ذكر خدا در اين روز، اجر بسيار است" و امثال آن ، مومنین را بر انجام مستحبات مخصوص این روز ترغیب می نماید.

به جرات مي توان گفت روز دحوالارض سرآغاز ورود به وادي رحمت خداوند است و سالك طريق هدايت با آمادگي در اين روز، خود را براي بهره گيري از بركات فراوان دهه نخست ذي حجه كه از برترين ايام سال است آماده مي كند.

علي«ع» در روايتي فرمود: «اولين رحمتي كه از آسمان به زمين نازل شد، در بيست وپنجم ذي قعده بود. كسي كه اين روز را روزه بدارد و شبش را به عبادت بايستد، عبادت صد سال را كه روزش را روزه و شبش را در عبادت باشد، خواهد داشت. هر گروهي كه در اين روز براي ذكر پروردگار گردهم آيند، پيش از پراكنده شدن، حاجتهايشان برآورده مي شود. در اين روز يك ميليون رحمت نازل مي شود كه نود و نه هزار تاي آن براي روزه داران اين روز و عبادت كنندگان اين شب خواهد بود.

شب 25 ذيقعده نيز از ليالي شريفه است و باران رحمت خدا در آن باريدن مي گيرد و در كتب روايي و دعايي بر انجام عبادت و نماز و استغفار در آن تاكيد بسيار شده است.

روايت است که « امام رضا » عليه السلام فرموده اند: درشب بيست و پنجم ماه ذى القعده حضرت ابراهيم (ع) و حضرت عيسى (ع)متولد شده اند. و نیز در اين روز رسول خدا صلى الله عليه و آله ، به قصد حجة الوداع از مدينه به همراه يكصد و چهار هزار يا يكصد و بيست و چهار هزار نفر از راه شجره به مکه عزيمت نمودند که حضرت فاطمه (ع ) و تمامى زوجات آن حضرت نیز ایشان را همراهی می کردند . و نیز در روایتی است که در این روز قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قیام خواهد نمود.

 التماس دعا




میلاد ثامن الحجج علیه السلام تهنیت باد.

ميلاد عالم آل محمد(ص)، هشتمين اختر تابناک آسمان امامت و ولایت، نگين درخشان ایران، السلطان ابا الحسن، حضرت رضا(علیه السلام )مبارک باد.

امام علي ‌بن موسي‌الرضا عليه‌السلام هشتمين امام شيعيان از سلاله پاك رسول خدا و هشتمين جانشين پيامبر مكرم اسلام مي‌باشند.

ايشان در سن 35 سالگي عهده‌دار مسئوليت امامت ورهبري شيعيان گرديدند و حيات ايشان مقارن بود با خلافت خلفاي عباسي كه سختي‌ها و رنج بسياري رابر امام رواداشتند و سر انجام مامون عباسی ايشان رادرسن 55 سالگی به شهادت رساند.دراين نوشته به طور خلاصه, بعضی ازابعاد زندگانی آن حضرت را بررسی می نماييم.

ادامه نوشته

شهادت اسوه حلم و علم، شيخ الائمه، صادق آل محمد(ص) تسليت باد.


امام صادق عليه السلام فرمود:

دقت و تفكر در علوم عقل را بارور مي كند.

و نیز فرمود:

 

كمال مؤمن در سه خصلت است :

آشنايي با احكام دين، صبر در سختي ها، معيشت همراه با حساب و كتاب.

 

ادامه نوشته

عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت ...............صدشکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

بار خداوندا بر محمد وآلش درود فرست وبرای ما اجر وپاداشی همانند اجر وپاداش کسی که این ماه را روزه داشته یا تا روز قیامت درآن به عبادت تو پرداخته ثبت فرما .

(امام سجاد علیه السلام)

کم کم غروب ماه خدا دیده می شود ………. صد حیف از این بساط که برچیده می شود

در این بهار رحمت و غفران و مغفرت............خوشبخت آن کسی است که بخشیده می شود

اس ام اس عید سعید فطر


 

بگــذشت مــه روزه ، عیــد آمـد و عیـــد آمد

بگذشت شـب هـجـران، معشوق پدید آمد

آن صبح چو صادق شد، عذرای تو وامق شد

معشوق تو عاشق شد، شیخ تو مرید آمد

شـد جنـگ و نظـر آمـد، شد زهر و شکر آمد

شد سنگ و گهر آمـد، شد قفل و کلید آمد

جــان از تــن آلــوده، هــم پاک بـه پاکی رفت

هـرچنــد چـو خورشـیدی بر پاک و پلید آمد

از لــذت جـــام تــــو دل مـــانــده بــه دام تو

جــان نیـز چــو واقـف شـد، او نیـز دوید آمد

بــس تــوبه شایسته برسنگ تو بشکسته

بـس زاهــد و بـس عابد کو خــرقه درید آمد

بــاغ از دی نــامحــرم سه ماه نمی زد دم

بـر بـــوی بــهـــار تــو، از غیــب رسـیـد آمد

“مولوی”

اعمال شب قدر

شب قدر، شبى است که مقدّرات یک سال انسان‌ها - بر اساس لیاقت‌ها و شایستگى هاى آنان - تعیین می‌شود، در تمام سال، شبى به عظمت و فضیلت آن نمى‌رسد و عمل در آن از عمل در هزار ماه برتر است.

شب نوزدهم اولین شب از شب‌های قدر است و شب قدر همان شبی است که در تمام سال شبی به خوبی و فضیلت آن نمی‌رسد و عمل در آن بهتر است از عمل در هزار ماه و در آن شب تقدیر امور سال رقم می‌خورد و ملائکه و روح که اعظم ملائکه است در آن شب به اذن پروردگار به زمین نازل می‌شوند و به خدمت امام زمان علیه‌السلام مشرف می‌شوند و آنچه برای هر کس مقدر شده است بر امام علیه السلام عرض می‌کنند.

اعمال شب قدر بر دو نوع است: یکی آن که در هر سه شب انجام می‌شود و دیگر آن که مخصوص هر شبی است.


اعمالی که در هر سه شب مشترک است:

1- غسل. (مقارن غروب آفتاب، که بهتر است نماز عشاء را با غسل خواند.)

2- دو رکعت نماز وارد شده است که در هر رکعت بعد از حمد، هفت مرتبه توحید بخواند و بعد از فراغ هفتاد مرتبه اَستَغفُرِاللهَ وَ اَتوبُ اِلَیهِ و در روایتی است که از جای خود برنخیزد تا حق تعالی او و پدر و مادرش را بیامرزد.

3- قرآن مجید را بگشاید و بگذارد در مقابل خود و بگوید: اَللّهُمَّ اِنّی اَسئَلُِکَ بِکِتابِکَ المُنزَلِ وَ ما فیهِ اسمُکَ الاَکبَرُ و اَسماۆُکَ الحُسنی وَ ما یُخافُ وَ یُرجی اَن تَجعَلَنی مِن عُتَقائِکَ مِنَ النّار. پس هر حاجت که دارد بخواهد.

4- مصحف شریف را بگیرد و بر سر بگذارد و بگوید:

اَللّهمَّ بِحَقِّ هذاالقُرآنِ وَ بِحَقِّ مَن اَرسَلتَه بِه وَ بِحَقِ کُلِّ مومنٍ مَدَحتَه ُ فیهِ وَ بِحَقِّکَ عَلَیهِم فلا اَحَدَ اَعرَفُبِ بِحَقِّکَ مِنکَ.

ده مرتبه بگوید: بِکَ یا الله

ده مرتبه: بِمُحَمَّدٍ

ده مرتبه: بِعلیٍّ

ده مرتبه: بِفاطِمَةَ

ده مرتبه: بِالحَسَنِ

ده مرتبه: بِالحُسَین ِ

ده مرتبه: بِعلیّ بنِ الحُسین

ده مرتبه: بِمُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ

ده مرتبه: بِجَعفَر بنِ مُحَمَّدٍ

ده مرتبه: بِموُسی بنِ جَعفَر ٍ

ده مرتبه: بِعلیِّ بنِ مُوسی

ده مرتبه: بِمُحَمَّدِ بنِ عَلِیٍّ

ده مرتبه: بِعَلِیِّ بنِ مُحَمَّدٍ

ده مرتبه: بِالحَسَنِ بنِ عَلِیٍّ

ده مرتبه: بِالحُجَّةِ.

پس از این عمل هر حاجتی كه داری طلب کن.

5- زیارت امام حسین علیه السلام است؛ که در روایت آمده است که چون شب قدر می‌شود منادی از آسمان هفتم ندا می‌کند که حق تعالی آمرزید هر کسی را که به زیارت قبر امام حسین علیه السلام آمده است.

6- احیا داشتن این شب‌ها. در روایت آمده هر کس احیا کند شب قدر را گناهان او آمرزیده شود هر چند به عدد ستارگان آسمان و سنگینی کوه‌ها و وزن دریاها باشد.

7- صد رکعت نماز بخواند که فضیلت بسیار دارد، و افضل آنست که در هر رکعت بعد از حمد ده مرتبه توحید بخواند.

8- این دعا خوانده شود: اَللّهُمَّ اِنّی اَمسَیتُ لَکَ عَبدًا داخِرًا لا اَملِکُ لِنَفسی وَ اَعتَرِفُ...

ادامه نوشته

میلاد کریم اهل بیت، تنهاترین سردار و غریب شهر پیامبر تهنیت باد.

 

 

آداب افطار در کلام ائمه اطهار(ع)

در روایات اسلامی آداب مختلفی برای افطار بیان شده است چنانکه امام موسی بن جعفر (ع) از پدران بزرگوارش(علیهم السلام) نقل فرمود: برای روزه دار، هنگام افطارش، یک دعا مستجاب است، پس وقتی اولین لقمه را برداشتی، بگو: بسم الله یا واسع المغفره اغفر لی.


مقدم داشتن نماز مغرب بر افطار

امام صادق(ع) می فرمایند: مستحب است، روزه دار اگر توانایی دارد، ابتداء، قبل از افطار نمازش را بخواند. همچنین امام باقر (ع) فرمودند: اگر میل تو به افطار و غذا خوردن، تو را از نماز باز می دارد، ابتدا افطار کن، تا دور شود از تو وسوسه های نفس ملامت گر. (و هنگام نماز با فراغ بال و آرامش نماز بخوانی). همچنین ایشان در حدیثی دیگر می فرماید: در ماه رمضان، ابتدا نماز بخوان، سپس افطار کن، مگر با گروهی باشی، که آنها منتظر افطارند.

بر این اساس، استحباب خواندن نماز قبل از افطار، دو مورد استثنا دارد، طاقت و صبر نداشتن روزه دار، و وقتی گروهی منتظر ما باشند. هر مۆمنی برادر مۆمن خود را شبی از ماه رمضان افطاری دهد، خداوند برای او پاداش آزاد کردن سی بنده مۆمن در راه خدا را، می نویسد و در برابر هر کدام، (مهمانان افطاری) دعایی مستجاب را نیز دارد

ادامه نوشته

ماه ضیافت الهی مبارک باد.


چگونه خودمان باشیم؟

این را تصور کنید: در سالن نمایش هستید. زود می‌رسید و چون اولین نفر هستید می‌توانید بهترین صندلی را برای خودتان بگیرید. نوشیدنی و تنقلات لازم را می‌خرید، در صندلیتان نشسته و منتظر شروع برنامه می‌مانید. یک نفر به سمتتان می‌آید و می‌‌گوید، «سلام. می‌تونید جاتونو عوض کنید تا من و دوستام اینجا بشینیم؟» اگر با خودتان آه بکشید و وسایلتان را برداشته و روی صندلی دیگری بنشینید، فقط برای اینکه خوب باشید، باید به شما تبریک گفت. شما آدمی هستید که همیشه برای راضی کردن دیگران آماده هستید و اجازه می‌دهید از شما استفاده کنند. احتمالاً چیزی که می‌خواهید را هم از زندگی به دست نمی‌آورید. دیگر زمانش رسیده است که تمرکز زندگیتان را از دیگران روی خودتان برگردانید و قربانی خوب بودن نشوید.

ادامه نوشته

نقش فرهنگ درزندگي انسان و جامعه

سنجش تأثير فرهنگ بر زواياي مختلف زندگي فردي و اجتماعي مشکل است. زيرا هنوز ما داده هاي کافي نداريم. اما بدون شک نفوذ عوامل فرهنگي بر رفتار انسان قطعي است. اولويتهاي فرهنگي ضرورتا اگرچه به خودي خود تعيين کننده نيستند. اما يک مؤلفه از نظام پيچيده عوامل علي هستند که مي تواند عامل برانگيزاننده ي مهمي در بلند مدت باشند. بدين معنا که ارزش هاي مادي يا ارزش هاي معنوي هر کدام تأثير گذار بر شکل و محتواي جامعه خواهند بود. مثلا در جوامع پيشرفته در طول چند دهه ي گذشته در اثر نگرش قابل ملاحظه اي که نسبت به متغيرهاي فرهنگي فرامادي شده است، شاهد خيزش از ماديگرايي به فراماديگرايي هستيم. در اين حالي بود که در فراگرد اوليه صنعتي شدن در غرب از نفوذ هنجارهاي سنتي - مذهبي و قيود کاسته شد و عملا کارايي قيود فرهنگي ضعيف تر شده و کمتر از قبل قابل مشاهده بود. بنابراين جهان بيني متداول هر جامعه بازتاب تجربيات همان جامعه است. که ما آنها را در ميان ارزش ها و نگرشها و عادات آن مردم مي يابيم. بنابراين مي توان گفت مشکلات جامعه ناشي از نقض الگوهاي آنهاست که عوامل فرهنگي را يا ناديده گرفته اند يا کمتر دخيل کرده اند. مسائل روزمره ي مردم، انگيزه هايي که افراد را به کار وا مي دارد، برخوردهاي سياسي درون اجتماع و اهميت مسايل مذهبي و ... همه اولا قابل تغيير و ثانيا برخاسته از نوع فرهنگ آن جامعه خواهد بود و در حقيقت بازتاب تجربه هاي سازنده ي نسلهاي گذشته به نسلهاي آينده است. بنابراين تصفيه ي فرهنگ يا القاء فرهنگهاي سالم که در واقع رهيافت مردم در تطابق با محيط را بيان مي کند امروزه جز اولويتهاي جامعه داري است، که مي بايست گسترش يابد. زيرا فرهنگ شکل دهنده به محيط و زمينه ساز تحولات اقتصادي، سياسي و اجتماعي و حتي تکنولوژيکي است. به همان ترتيب که دگرگونيهاي فرهنگي در اروپا انقلاب صنعتي را در غرب آسان نمود، و انقلاب صنعتي نيز تغييراتي با خود آورد. امروز اين دگرگونيهاي فرهنگي است که مسير جوامع را هدايت مي کنند. لذا انتقال فرهنگ گذشته به آيندگان و نيز نوآوري فرهنگي از مهم ترين اقداماتي است که مي تواند از زوال يک جامعه جلوگيري نمايد.

ادامه نوشته

میلاد حضرت ولی عصر، امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف بر همگان مبارک باد.

روز نيمه‌ شعبان روز ميلاد باسعادت امام زمان حضرت حجة ابن الحسن العسكري عجل تعالي فرجه الشريف است و بسيار شايسته است زيارت آن حضرت و دعا كردن بر فرج آن حضرت و درخواست از خداوند براي تعجيل در ظهور آن بزرگوار.

چگونگي دعا كردن بر امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف)

اول: از خداوند بخواهيم كه در فرج آن حضرت تعجيل كند مثل اينكه بگوييم:
اللهم عجل لوليك الفرج يا بگوييم اللهم عجل فرج وليك

دوم: اگر كسي براي ظهور و فرج آن بزرگوار دعا كرد آمين بگوييم.

سوم: از خداوند بخواهيم كه فرج آل محمد را نزديك گرداند.

چهارم: فرج و گشايش در امر همه‌ي مؤمنين را از خداوند بخواهيم.

پنجم: از خداوند درخواست كنيم كه اسباب و مقدمات ظهور آن حضرت را فراهم كند.

ششم: از خداوند بخواهيم كه گناهاني كه سبب به تأخير افتادن فرج آن حضرت شده است را بيامرزد.
هفتم: نابودي دشمنان آن حضرا را از خداوند بخواهيم.

هشتم: از خداوند بخواهيم تا با ظهور امام زمان عليه السلام قلب آن حضرت و قلب مقدس حضرت سيدالشهداء و قلوب مؤمنين را تشفّي دهد.


فضیلت ماه شعبان

شعبان ماه بسیار شریفى است و به حضرت سید انبیاء صَلَّى اللهِ عَلِیهِ وَ آله منسوب است و آن حضرت این ماه را روزه مى‌گرفت و به ماه رمضان وصل مى‌كرد و مى‌فرمود شعبان، ماه من است هر كه یك روز از ماه مرا روزه بگیرد بهشت برای او واجب می‌شود و از حضرت صادق علیه السلام روایت شده است كه چون ماه شعبان فرا می‌رسید امام زین العابدین علیه السلام اصحاب خود را جمع مى‌نمود و مى‌فرمود اى اصحاب من مى‌دانید این چه ماهى است؟ این ماه شعبان است و حضرت رسول صلى الله علیه و آله مى‌فرمود شعبان ماه من است پس در این ماه براى جلب محبت پیغمبر خود و براى تقرّب به سوى پروردگار خود روزه بدارید. به حقّ آن خدایى كه جان علىّ بن الحسین به دست قدرت اوست سوگند یاد مى‌كنم كه از پدرم حسین بن على علیهماالسلام شنیدم كه فرمود شنیدم از امیرالمؤمنین علیه السلام كه هر كه روزه بگیرد در ماه شعبان براى جلب محبّت پیغمبر خدا و تقرّب به سوى خدا؛ خداوند او را دوست می‌دارد و در روز قیامت كرامت خود را نصیب او می‌گرداند و بهشت را براى او واجب می‌کند.

شیخ از صفوان جمال روایت كرده كه گفت : حضرت صادق علیه السلام به من فرمود كسانى را كه در اطراف تو هستند را بر روزه گرفتن در ماه شعبان ترغیب کن. گفتم فدایت شوم مگر در فضیلت آن چیزى هست؟ فرمود بله همانا كه رسول خدا صلى الله علیه و آله هر گاه هلال ماه شعبان را مى‌دید به مُنادیى امر مى‌فرمود كه در مدینه ندا مى‌كرد: اى اهل مدینه من رسولم از جانب رسول خدا صلى الله علیه و آله به سوى شما. ایشان مى‌فرماید آگاه باشید همانا شعبان ماه من است پس خدا رحمت كند كسى را كه یارى كند مرا بر ماه من یعنى روزه در آن ماه روزه بگیرد.

سپس از حضرت صادق علیه السلام و ایشان از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل کرد که مى‌فرمود: از زمانى كه شنیدم منادى رسول خدا صلى الله علیه و آله ندا كرد در ماه شعبان، ترک نشد از من روزه شعبان و ترک نخواهد شد از من تا مدتى كه حیات دارم ان شاء الله تعالى.

سپس مى‌فرمود كه روزه دو ماه شعبان و رمضان توبه و مغفرت از خدا است.

 


هی هی از این عشق خوش احمدی

جان سحر، جسم سمن بوی توست

شاه، غلام سر گیسوی توست

ماه که خَم کرده سر خویشتن

بوسه زنِ گوشه ابروی توست

ای سمن باغ خداوندگار

سرو، غلام قد ناژوی توست

صبح ازل، پرتو پیشانی ات

شام ابد، طُرّه دل جوی توست

آنچه ز گل نیک تر آمد به باغ

باغِ گُل خُلق تو و خوی توست

زمزمه زندگی کاینات

همهمه شور و هیاهوی توست

عقل تو سرمایه سنگین وحی

عقل جهان کم به ترازوی توست

عقد ثُریّا به کف آسمان

پیشکش گردن بانوی توست

کاش که فریاد دلم می شنید

حلقه آن در که سر کوی توست

شاخه طوبی ندهد در بهشت

آنچه در آن چنبر بازوی توست

هی هی از این عشق خوش احمدی

ذکر لبم ناله هوهوی توست

                                                         علی موسوی گرمارودی


عیــــــــــــــــــــــــــــــدسعیــــــــــــــــــــــــدمبعث مبارک باد.

ادامه نوشته

حکایتی آموزنده از بهلول

روزی بهلول، بر سر راهی ایستاده بود که هارون الرشید از آنجا عبور می کرد. بهلول با صدای بلند گفت: ای هارون ! خلیفه ایستاده و با کمال تعجب پرسید: چه کسی مرا اینطور با لحن تحقیرآمیز، صدا می‌کند!؟

 گفتند: بهلولِ دیوانه است!

هارون او را صدا کرده و گفت: آیا مرا می شناسی!؟

بهلول گفت: بلی! تو، همان کسی هستی که اگر کسی بر دیگری در شرق این کشور پهناور، ظلم کند و تو در غرب آن باشی، خداوند روز قیامت از تو درباره آن مظلوم بازخواست خواهد کرد؛ زیرا خودت را زمامدار و در نتیجه امین و حافظ امنیت مردم می‌دانی!

هارون از کلام شیوای بهلول، متاءثر شد؛ گریست و گفت: حالِ مرا چگونه می‌بینی !؟

بهلول پاسخ داد که خداوند می‌فرماید: «یقیناً نیکوکاران در نعمت‌های بهشتی بوده و بدکاران در عذابهای جهنم خواهند بود.»(1)

هارون گفت: پس این همه عمل خیر نیکی‌های ما چه می‌شود!؟

بهلول گفت: «خداوند اعمال نیک را فقط از پرهیزگاران می‌پذیرد.» (2)

هارون گفت: ای بهلول! پس رحمت واسعه الهی چه می‌شود؟

بهلول پاسخ داد: «رحمت خداوند، مطمئناً به نیکوکاران نزدیک است.» (3)

خلیفه گفت: در مورد خویشاوندی و وابستگی ما به رسول الله صلّی اللّه علیه و آله چه می‌گویی؟

بهلول جواب داد: «در روز قیامت، هیچ یک از پیوندهای خویشاوندی میان آنها نخواهد بود و کسی از دیگری احوالپرسی نخواهد کرد؛ بلکه در آنروز از عمل و رفتار انسان می‌پرسند.» (4)

خلیفه دوباره سؤ ال کرد: بهلول ! پس شفاعت پیامبرصلّی اللّه علیه و آله در مورد امت چه می‌شود؟

پاسخ داد: «در روز قیامت شفاعت هیچ کس سودی نمی‌بخشد» (5)، جز کسی که خداوند رحمان به او اجازه داده و به گفتار و شفاعتش راضی باشد. (6)

هارون : حاجتى دارى برايت رواكنم ؟

بهلول : آرى ، گناهانم را ببخشى و مرا داخل بهشت گردانى .

هارون : اين در اختيار من نيست . لكن مى دانم قرضى دارى مى توانم قرضت را اداء كنم .

بهلول : الدين لايقضى بدين اد اموال الناس اليهم . یعنى دين با دين ادا نمى شود. تو اموال مردم را به صاحبانش برگردان .


هارون : آيا دوست دارى دستور بدهم تا آخر عمر به تو مستمرى بدهند.

بهلول : آيا مى پندارى خداوند ترا به ياد دارد و مرا فراموش كرده است !؟


1 انفطار / 13 - 14.

2 مائده / 27.

3 اعراف / 56.

4 مومنون / 101.

5 طه / 109.

6 عنوان الکلام، ص 206.

شهادت حضرت امام موسى كاظم علیه السلام تسلیت باد.

ابو الحسن موسى بن جعفر(ع)، امام هفتم از ائمه اثنى عشر عليهم السلام و نهمين معصوم از چهارده معصوم(ع) است . آن حضرت در ابواء(منزلى ميان مكه و مدينه) در روز يكشنبه هفتم صفر سال 128 يا 129 ه.ق. متولد شد. به جهت كثرت زهد و عبادتش معروف به العبد الصالح و به جهت حلم و فرو خوردن خشم و صبر بر مشقات و آلام زمانه مشهور به الكاظم گرديد.

كنيه آن حضرت ابو ابراهيم بوده ولى به ابو على نيز معروف بوده‏اند.مادر آن حضرت حميده كنيزى از اهل بربر(مغرب) يا از اهل اندلس(اسپانيا) بوده است و نام پدر اين بانو را «صاعد بربرى» گفته‏اند.حميده به «حميدة البربرية» و «حميدة المصفاة» نيز معروف بوده است.برادران ديگر امام از اين بانو اسحاق و محمد ديباج بوده‏اند.

ادامه نوشته

سالگرد رحلت جانگداز حضرت امام خميني(ره) تسليت باد.

 

تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی

به گزارش برنا، غزل «من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم» امام خمینی (ره) از جمله اشعاری است که بعد از رحلت ایشان منتشر شد و مقام معظم رهبری در پاسخ به این غزل زیبا، شعری با مطلع «تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی» همسو با این غزل سرودند که در ادامه هر دو غزل آمده است.

غزل امام خمینی(ره)
من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم
چشم بیمـار تـو را دیـدم و بیمار شدم
فارغ از خود شدم و کوس انا الحق بزدم
همچو منصور خریدار سر دار شدم
غم دلدار فکنده است به جانم، شررى
که به جان آمدم و شهره بازار شدم
درِ میخانه گشایید به رویم، شب و روز
که من از مسجد و از مدرسه، بیزار شدم
جامه زهد و ریا کَندم و بر تن کردم
خرقه پیر خراباتى و هشیار شدم
واعظ شهر که از پند خود آزارم داد
از دم رند مى آلوده مددکار شدم
بگذارید که از بتکده یادى بکنم
من که با دست بت میکده بیدار شدم


غزل رهبر معظم انقلاب
تو که خود خال لبی از چه گرفتار شدی
تو طبیب همه ای از چه تو بیمار شدی
تو که فارغ شده بودی ز همه کان و مکان
دار منصور بریدی همه تن دار شدی
عشق معشوق و غم دوست بزد بر تو شرر
ای که در قول و عمل شهره بازار شدی
مسجد و مدرسه را روح و روان بخشیدی
وه که بر مسجدیان نقطه پرگار شدی
خرقه پیر خراباتی ما سیره توست
امت از گفته در بار تو هشیار شدی
واعظ شهر همه عمر بزد لاف منی
دم عیسی مسیح از تو پدیدار شدی
یادی از ما بنما ای شده آسوده ز غم
ببریدی ز همه خلق و به حق یار شدی

به نقل از الف

فلسفه از دیدگاه امام خمینی(ره)

(به بهانه سالگرد ارتحال آن عزیز سفر کرده)

رییس دانشکده الهیات دانشگاه امام صادق(ع) ضمن اشاره به دوبیتی امام خمینی(ره) درباره جایگاه فلسفه گفت: امام معتقد بود که فلسفه ملاصدرا برخاسته از آیات و روایات است.

محمدرضا محمدزاده، رییس دانشکده الهیات دانشگاه امام صادق(ع) با بیان اینکه امام خمینی (ره) از جمله کسانی بودند که در ایران اعتقاد به فکر فلسفی و ارزش‌های مربوط به عقلانیت داشتند، ابراز داشت: حضرت امام (ره) از جوانی در محضر اساتید بزرگی مانند مرحوم سید ابوالحسن رفیعی قزوینی و مرحوم آیت‌الله شاه‌آبادی فلسفه خواندند و  شاگردانی را در این زمینه تربیت کردند از جمله شاگردان حوزه فلسفه امام می‌توان به مرحوم سید جلال‌الدین آشتیانی و شیخ مهدی حائری یزدی اشاره کرد.
 
وی با اشاره به شرایط تفکر غالب حوزه علمیه در سال‌های استادی امام در قم، افزود: حضرت امام  خمینی (ره) در زمانی به مباحث فلسفی به عنوان مدرس فلسفی پرداختند که در حوزه‌های علمیه بنا بر دلایلی جو مساعدی برای تدریس این بحث‌ها وجود نداشت و اهل فلسفه تحت فشار بودند که این مباحث را ارائه می دادند، اما با این وجود حضرت امام(ره) سختی‌ها را بر خود هموار ساختند.
 
* فلسفه و عقلانیت ابزاری برای فهم بهتر اصول اعتقادی دین است
محمدزاده با اشاره به برگزاری شانزدهمین کنگره بزرگداشت حکیم صدرالمتالهین در اول خردادماه جاری، بیان داشت: امام خمینی(ره)  چندین دوره مباحث «اسفار اربعه» ملاصدرا و مباحث حکمت متعالیه او را تدریس کردند و  شاگردان مهمی را پرورش دادند، امام خود را یک فیلسوف محض نمی‌دانست و با اینکه اهل فلسفه بود و فلسفه را تدریس می‌کردند و  به مباحث عقلی و فلسفی توجه داشت، اما رسالت خود را  در این نمی‌دانست که محو در فلسفه شود و به هیچ چیز دیگری توجه نکند.
 
وی ادامه داد: آنچه که مدنظر امام بود این که فلسفه و عقلانیت یک وجه و ابزاری است که انسان می‌تواند از آن بهره‌برداری کند تا بتواند قابلیت‌های عالم زندگی را خوب درک کند و هم بتواند ریشه و اصول اعتقادات دین را به خوبی فهم کند.

ادامه نوشته

فیلتر شکن رایگان و تضمینی

امروز می خواهیم چند فیلتر شکن (Filter Breaker) به شما معرفی کنیم این فیلتر شکن ها که خدمت شما معرفی می کنیم صد در صد تضمینی هستند و کاملا رجستری شده اند و شما می توانید بدون هیچگونه شک و تردیدی از آنها استفاده کنید.البته همیشه در نظر داشته باشید که این روزها فیلتر شکن های تقلبی و نوظهور زیادی وجود دارند که بسیار مخرب هستند و سیستم شما را به هم می ریزند و به هدفی هم که دارید نمی رسید و بجای اینکه فیلتر شکنی بکنند برای انسان فیلتر درست می کنند.


ادامه نوشته

15 رجب،سالروز وفات حضرت زينب كبري(س)تسليت باد.

صبر شرمنده توست! که دقيقه‌هاي سخت و جانسوز گودال، تاب آوردن تو را مي‌خواهد. صبر شرمنده توست! که کشتي نجات حسين(ع) را سکان‌دار بودي تا در گرداب‌هاي تحير و گردبادهاي روزگار، به داد انسانيت رسيدى. سلام و درود خدا بر بندگان برگزيده‌اش که تو نيز از آناني و به روح سرشار از عصمت و عفت و استقامت تو باد!

ماه رجب الحرام كه يكي از ماه‌هاي سرور و شادي مسلمانان و پيروان خاندان اهلبيت عصمت و طهارت(ع) است، نيمه اين ماه يعني 15 رجب، حزن و اندوه و مصيبتي را در تقويم اسلامي مي‌بينيم كه دلها را به ياد كربلا، كوفه و شام مي‌اندازد؛ اين روز سالروز وفات مادر صبر، بانوي ايثار و فداكاري و علمدار صبح حضرت زينب كبري(س) در سال 62 هجري است كه عمر شريفش قريب به يكسال و نيم پس از عاشورا از نظر ظاهر خاموش شد، ولي سخنانش مسير تاريخ را تغيير داد.

* مولودي كه اسمش در لوح محفوظ نوشته شده بود

حضرت زينب كبرى عليها السلام در روز پنجم جمادى الاولى سال پنجم يا ششم هجرى قمرى در شهر مدينه منوّره متولّد شدند. در آن زمان که صديقه کبري(س) به اين گوهر درياي عصمت و طهارت باردار بود، پيامبر اکرم(ص) در مدينه حضور نداشتند و به سفري رهسپار بودند. هنگامي که وجود مقدس زينب کبري(س) متولد گشت، صديقه طاهره(س) به اميرالمؤمنين(ع) فرمود که چون پدرم در سفر است و در مدينه حضور ندارد، شما اين دختر را نام بگذاريد. آن حضرت فرمود: من بر پدر شما سبقت نمي گيرم، صبر نما که به اين زودي رسول خدا باز خواهد گشت و هر نامي که صلاح داند بر اين کودک مي نهد. بعد از سه روز كه رسول خدا از سفر بازگشتند و همانگونه که رسم و سيره رسول اکرم(ص) بود، نخست، به منزل حضرت زهرا رفتند. علي(ع) خدمت آن حضرت عرض کرد: يا رسول الله! خداوند متعال دختري به دخترت عطا فرموده است، نامش را معين فرماييد. فرمود: اگر چه فرزندان فاطمه اولاد من مي‌باشند، لکن امر ايشان با پروردگار عالم است و من منتظر وحي مي‌باشم. در اين حال جبرئيل نازل شد وعرض کرد: يا رسول الله! حق تو را سلام مي‌رساند و مي‌فرمايد: نام اين مولود را " زينب" بگذار، چراکه اين را در لوح محفوظ نوشته‌ايم. رسول اکرم(ص) قنداقه آن مولود گرامي را طلبيد و به سينه چسبانيد، ببوسيد و نامش را زينب نهاد و فرمود: به حاضرين و غايبين امت، وصيت مي نمايم که حرمت اين دختر را پاس بدارند. همانا که او به خديجه کبري(س) شبيه است.

ادامه نوشته

میلاد نور مبارک

www.ACOforum.org - Logan Tuning

تبیین ارتباط بسیار نزدیک علی (ع) با پیامبر(ص) در نهج البلاغه

شرح بخشی از خطبه ۱۹۲نهج البلاغه

آیت الله مکارم شیرازی

أَنَا وَضَعْتُ فِی الصِّغَرِ بِکَلاَکِلِ الْعَرَبِ، وَ کَسَرْتُ نَوَاجِمَ قُرُونِ رَبِیعَةَ وَ مُضَرَ. وَ قَدْ عَلِمْتُمْ مَوْضِعِی مِنْ رَسُولِ اللّهِ ـ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ ـ بِالْقَرَابَةِ الْقَرِیبَةِ، وَ الْمَنْزِلَةِ الْخَصیصَةِ. وَضَعَنِی فِی حِجْرِهِ وَ أَنَا وَلَدٌ یَضُمُّنِی إِلَى صَدْرِهِ، وَ یَکْنُفُنِی فِی فِرَاشِهِ، وَ یُمِسُّنِی جَسَدَهُ، وَ یُشِمُّنِی عَرْفَهُ. وَ کَانَ یَمْضَغُ الشَّیْءَ ثُمَّ یُلْقِمُنِیهِ، وَ مَا وَجَدَ لِی کَذْبَةً فِی قَوْل، وَ لاَ خَطْلَةً فِی فِعْل. وَ لَقَدْ قَرَنَ اللّهُ بِهِ ـ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ ـ مِنْ لَدُنْ أَنْ کَانَ فَطِیماً أَعْظَمَ مَلَک مِنْ مَلاَئِکَتِهِ یَسْلُکُ بِهِ طَرِیقَ الْمَکَارِمِ، وَ مَحَاسِنَ أَخْلاَقِ الْعَالَمِ، لَیْلَهُ وَ نَهَارَهُ. وَ لَقَدْ کُنْتُ أَتَّبِعُهُ اتِّبَاعَ الْفَصِیلِ أَثَرَ أُمِّهِ، یَرْفَعُ لِی فِی کُلِّ یَوْم مِنْ أَخْلاَقِهِ عَلَماً، وَ یَأْمُرُنِی بِالاِْقْتِدَاءِ بِهِ. وَ لَقَدْ کَانَ یُجَاوِرُ فِی کُلِّ سَنَة بِحِرَاءَ فَأَرَاهُ، وَ لاَ یَرَاهُ غَیْرِی. وَ لَمْ یَجْمَعْ بَیْتٌ وَاحِدٌ یَوْمَئِذ فِی الاِْسْلاَمِ غَیْرَ رَسُولِ اللّهِ ـ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ ـ وَ خَدِیجَةَ وَ أَنَا ثَالِثُهُمَا. أَرَى نُورَ الْوَحْیِ وَ الرِّسَالَةِ، وَ أَشُمُّ رِیحَ النُّبُوَّةِ.
وَ لَقَدْ سَمِعْتُ رَنَّةَ الشَّیْطَانِ حِینَ نَزَلَ الْوَحْیُ عَلَیْهِ ـ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ  ـ فَقُلْتُ: یَا رَسُولَ اللّهِ مَا هذِهِ الرَّنَّةُ؟ فَقَالَ: «هذَا الشَّیْطَانُ قَدْ أَیِسَ مِنْ عِبَادَتِهِ. إِنَّکَ تَسْمَعُ مَا أَسْمَعُ، وَ تَرَى مَا أَرَى، إِلاَّ أَنَّکَ لَسْتَ بِنَبِیٍّ، وَ لکِنَّکَ لَوَزِیرٌ وَ إِنَّکَ لَعَلَى خَیْر».

من در دوران جوانى بزرگان و شجاعان عرب را به خاک افکندم و شاخهاى بلند قبیله ربیعه و مضر را درهم شکستم (و سران گردنکش آنها را به خاک نشاندم) و شما به خوبى موقعیّت مرا از رسول خدا(صلى الله علیه وآله) از نظر خویشاوندى نزدیک و منزلت و مقام ویژه مى دانید.
او مرا در دامان خویش در حالى که کودک (خردسالى) بودم مى نشاند و (همانند فرزندش) مرا به سینه خود مى فشرد و در بستر خویش در کنار خود مى خوابانید، به گونه اى که بدن خود را (همچون یک پدر مهربان) به بدن من مى چسبانید و بوى خوش خود را به مشام من مى رساند و (چون بسیار کوچک بودم و توان جویدن غذاى سخت را نداشتم) غذا را مى جوید و در دهان من مى گذاشت.
او هرگز دروغى در گفتار من نیافت و در کردارم خطا و اشتباهى ندید.
از همان زمان که رسول خدا(صلى الله علیه وآله) از شیر بازگرفته شد، خداوند بزرگ ترین فرشته از فرشتگان خود را مأمور ساخت تا در طول شب و روز وى را به راههاى فضیلت و محاسن اخلاق جهانیان وادارد و من هم مانند کودکى که به دنبال مادرش حرکت مى کند از او پیروى مى کردم. هر روز نکته تازه اى از اخلاق برجسته خود براى من آشکار مى ساخت و مرا فرمان مى داد که به او اقتدا کنم.
او در هر سال مدتى را در مجاورت غار حرا به سر مى برد (و به عبادت خدا مى پرداخت) من او را مى دیدم و کسى دیگر او را نمى دید (و از برنامه عبادت او خبر نداشت و هنگامى که آن حضرت به نبوت مبعوث شد) در آن روز خانه اى که اسلام در آن راه یافته باشد، جز خانه پیامبر نبود تنها او و خدیجه در آن بودند و من نفر سوم بودم. من نور وحى و رسالت را مى دیدم و بوى نبوّت را استشمام مى کردم. من صداى ناله شیطان را در آغاز نزول وحى بر آن حضرت شنیدم و گفتم اى رسول خدا این ناله (از کیست و براى) چیست؟ فرمود: این ناله شیطان است، زیرا از اینکه پیرویش کنند مأیوس شده است.
(سپس پیامبر(صلى الله علیه وآله)به من فرمود:) تو آنچه را من مى شنوم مى شنوى و آنچه من مى بینم مى بینى (و چشم و گوش تو حقایق عالم غیب را درک مى کند) جز اینکه تو پیامبر نیستى; ولى وزیر منى و در مسیر خیر و سعادت قرار دارى!

ادامه نوشته

به مناسبت اول خرداد روز بزرگداشت ملاصدرا


صدر الدین محمد شیرازی، معروف به «صدرالمتالهین» و «ملاصدرا»، حکیم، عارف، محدث و مفسر بزرگ شیعه و اسلام در سال 979 یا 980 (نهم جمادی الاولی) هجری قمری در شیراز به دنیا آمد.

پدر ملاصدرا ـ خواجه ابراهیم قوامی ـ سیاستمداری دانشمند و مؤمن بود و با وجود داشتن ثروت و عزت و مقام، هیچ فرزندی نداشت ولی سرانجام بر اثر دعا و تضرع فراوان به درگاه الهی، خداوند پسری به او داد که نامش را محمد گذاشتند.

سفرهای ملاصدرا/ سفر به قزوین

ظاهرا ملاصدرا در سن شش سالگی به همراه پدر به قزوین رفته و در کنار اساتید فراوانی که در همه رشته‌های علمی در آن شهر بودند به آموزش مقدماتی و متوسطه پرداخته و زودتر از دیگران به دوره عالی رسیده است.

دو استاد بزرگ ملاصدرا

ملاصدرا در قزوین با دو دانشمند و نابغه بزرگ، یعنی شیخ بهاءالدین عاملی (شیخ بهایی) و میرداماد ـ که نه فقط در زمان خود، که حتی طی چهار قرنی که از آنها گذشته، بی‌نظیر و سرآمد بوده‌اند ـ آشنا شد و به دروس آنان رفت. در ظرف مدتی کوتاه او نیز با نبوغ خود سرآمد شاگردان آنها شد.

شیخ بهاء نه فقط در فقه، حدیث، تفسیر، کلام و عرفان متخصص بود بلکه در نجوم و ریاضیات نظری و مهندسی و معماری و پزشکی و برخی از علوم غریبه هم استاد بود.

میرداماد، نابغه بزرگ دیگر، از همه دانشهای روزگار خود باخبر بود ولی حوزه درس او به فقه و حدیث و بیشتر به فلسفه اختصاص داشت. وی در دو شاخه مشائی و اشراقی فلسفه اسلامی ممتاز و سرآمد بود.

ملاصدرا بیشترین بهره خود را در فلسفه و عرفان از میرداماد گرفت و همواره او را مرشد و استاد حقیقی خود معرفی می‌کرد.

ادامه نوشته

ليلةالرغائب یا شب آرزوها




بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ

يا مَنْ اَرْجُوهُ لِكُلِّ خَيْرٍ ، وَ آمَنُ سَخَطَهُ عِنْدَ كُلِّ شَرٍّ ، يا مَنْ يُعْطِى الْكَثيرَ بِالْقَليلِ ، يا مَنْ يُعْطى مَنْ سَئَلَهُ ، يا مَنْ يُعْطى مَنْ لَمْ يَسْئَلْهُ وَمَنْ لَمْ يَعْرِفْهُ تَحَنُّناً مِنْهُ وَرَحْمَةً ، اَعْطِنى بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ خَيْرِ الدُّنْيا وَجَميعَ خَيْرِ الاْخِرَةِ ، وَاصْرِفْ عَنّى بِمَسْئَلَتى اِيّاكَ جَميعَ شَرِّ الدُّنْيا وَشَرِّ الاْخِرَةِ فَاِنَّهُ غَيْرُ مَنْقُوصٍ ما اَعْطَيْتَ ، وَ زِِدْنى مِنْ فَضْلِكَ يا كَريمُ  ، يا ذَاالْجَلالِ وَالاِْكْرامِ يا ذَاالنَّعْماَّءِ وَالْجُودِ يا ذَاالْمَنِّ وَالطَّوْلِ حَرِّمْ شَيْبَتى عَلَى النّار.ِ

رجب، ماه خداست؛ ماه پربرکتی که اعمال بسیاری برای آن نقل شده است. پیامبراکرم(ص) فرمودند: «هر کس یک روز از ماه رجب را روزه بگیرد، مستوجب خشنودی خدا می‌شود، غضب الهی از او دور می‌گردد و دری از درهای جهنم بر روی او بسته می‌شود». اعمال ماه‌های رجب و شعبان، جهت آماده ساختن روح برای شرکت در میهمانی ماه مبارک رمضان می‌باشد. برای درک عظمت ماه رمضان باید از قبل خود را آماده کنیم.

پیامبراکرم(ص) فرمودند: «ماه رجب، ماه استغفار امت من است. پس در این ماه بسیار طلب آمرزش کنید که خدا آمرزنده و مهربان است».


ادامه نوشته

شهادت امام هادی علیه السلام تسلیت باد.

نام شریف دهمین امام شیعیان ''حضرت امام هادی علیه السلام''، علی است. در میان القاب فراوان آن امام، «هادی» شهرت بیشتری دارد. کنیه امام هادی علیه السلام ابوالحسن است. سال ولادت حضرت هادی 212 یا 214 هـ.ق است و محل ولادتش، جایی به نام صریا در نزدیکی مدینه. پدر بزرگوار امام هادی، امام جواد علیه السلام است و مادر بزرگوارش بانویی به نام سمانه مغربیه. از دوران کودکی امام هادی جز چند واقعه، چیزی در تاریخ ثبت نشده است. با شهادت امام جواد علیه السلام در سال 220 هـ.ق، حضرت هادی در سن هشت یا شش سالگی به امامت رسیدند. اگر چه حضرت هادی 42 سال بیشتر عمر نکرد، اما دوران 34 ساله امامت او نسبت به دوران امامت برخی دیگر از ائمه معصومین علیهم السلام طولانی تر است. پدر بزرگوار امام هادی علیه السلام در مواردی به امامت فرزندش تصریح فرموده است. امام هادی به دلیل قابلیت و لیاقت و عنایت الهی، از جایگاهی رفیع نزد خداوند برخوردار است.

ادامه نوشته

اول رجب میلاد امام محمد باقر علیه السلام


اسم مبارك آن بزرگوار محمد، و لقب مشهور او باقر است كه حضرت رسول (ع) آن حضرت را طي رواياتي به اين لقب ملقّب فرمود. كنية مشهور آن حضرت، ابي جعفر و عمر مبارك ايشان مثل عمر پدر بزرگوار و جد بزرگوارشان حسين (ع) پنجاه و هفت سال بود. در اول رجب المرجب سال پنجاه و هفت ه. قsaمتولد شد و در سال 114 از هجرت به دست ابراهيم بن وليد و به دستور هشام بن عبدالملك مسموم و شهيد گرديد. سه ساله بود كه حماسة كربلا واقع شد و آن بزرگوار كربلا را مشاهده فرمود. بعد از حماسة كربلا سي و چهار سال با پدر بزرگوار خود، زندگي پر تلاطمي را پشت سر نهاد. مدّت امامت آن حضرت تقريباً نوزده سال بود.

امام باقر دو امتياز در ميان ائمه عليهم السلام دارد. اول جد پدري ايشان امام حسين (ع) و جد مادري آن حضرت امام حسن (ع) است . از اين جهت در حق ايشان گفته شده: [علوي من علويين وفاطمي من فاطميين وهاشمي من هاشميين.] از نظر نسبت امتياز فوق العاده اي را دارا است. خصوصاً اينكه مادر ايشان فاطمه دختر امام حسن (ع) زني بسيار عالمه و مقدسه بود. از امام صادق نقل شده كه فرمود: [جدّه ام صديقه اي بود كه در ميان اولاد امام حسن، مثلش ديده نشده است.] و نيز خرق عادتي از ايشان نقل مي كند و مي فرمايد: مادرم پاي ديواري نشسته بود كه ديوار فرو ريخت. مادرم گفت: ساقط نشو به حق مصطفي كه خداوند اذن نداده است كه ساقط شوي. ديوار باقي ماند تا جدّه ام از پاي آن گذشت.

امتياز ديگر آنكه وي پايه گذار انقلاب فرهنگي شيعه محسوب مي شود. گرچه انتشار معارف شيعه به دست امام صادق (ع) صورت گرفت ولي به دست امام باقر پايه گذاري شد.

ادامه نوشته

میلاد حضرت فاطمه زهرا (س) و روز مادر بر همه زنان و مادران عزیز مبارک باد.


مدت‌ها بود كه زنان عرب از خدیجه همسر گرامی رسول خدا صلی الله علیه و آله به خاطر ازدواج با آن حضرت، فاصله گرفته بودند.

هاله‌ای از غم و اندوه او را گرفته بود و در خانه هیچ مونسی نداشت تا در نبود پیامبر صلی الله علیه و آله با او انس بگیرد كه ناگه سكوت مطلق شكسته شده و جنین با مادر خود سخن گفته و دلداریش می‌دهد. این بماند كه در این مدت با مادر خود چه می‌گفت و چه می‌شنید زیرا تاریخ به درستی از این گفتگوهای اسرارآمیز پرده بر نداشته چرا كه مادر مؤ منان آن را در هاله‌ای از ابهام گذارد. راستی این جنین كیست و حقیقت او چیست كه ماهها با مادر سخن می‌گوید و او آنها را از پیامبر صلی الله علیه و آله كتمان می‌كند.

نوشته‌اند روزی پیامبر صلی الله علیه و آله وارد خانه شد شنید كه خدیجه با كسی سخن می‌گوید! از روی تعجب پرسید: ای خدیجه! با كه سخن می‌گویی؟!

ادامه نوشته

ملاصدرا و سياست مدُن

دکتر غلامرضا اعواني

سياست گاهي از ديدگاه فلسفه سياسي بررسي مي‌شود و گاهي هم بايد آن را از يک ديد الهي مثلاً حکمت متعاليه كه نمونه‌اي عالي از آن است، مورد بررسي قرار داد. ببينيم از اين ديدگاه سياست مدن چه معنايي دارد. اساساً بحث درباره سياست مُدُن، هميشه بحث بسيار مهمي براي فلاسفه بوده و اين را بايد افتخاري براي فلسفه دانست. بزرگترين فلاسفه به بحث سياست مدن پرداخته‌اند و بلکه بحثها‌ي اساسي خود را به اين مبحث اختصاص داده‌اند. فلاسفه و حکماي الهي پا به پاي انبيا، اين بحث توجه داشته‌اند. البته انبيا به صورت نظري و عملي و فلاسفه به صورت نظري به اين بحث توجه کرده‌اند.

در ميان فلاسفه يونان، افلاطون و ارسطو بسياري از آثار خود را به اين بحث اختصاص داده‌اند. فيلسوفان پيش از سقراط نيز به مسئله سياست بسيار توجه داشته‌اند. با اينکه کلمات بسيار کمي از آنها مانده، ولي يکي از وظايف فلاسفه پيش از سقراط در يونان اين بود که مي‌رفتند به شهرها از آنها دعوت مي‌شد و وضع نواميس مي کردند؛ مثلاً هراکليتوس را براي وضع نواميس و سياست گذاري براي مدينه‌اي دعوت کردند؛ اما او قبول نکرد و گفت: «شما آنهايي هستيد که فلان فيلسوف و حکيم در ميانتان بود و بيرونش رانديد. حالا من بيايم براي شما وضع نواميس بکنم؟» يکي از کارهاي حکما هميشه وضع نواميس بوده است.

ادامه نوشته

پاسخ آیت الله جوادی آملی به وهابیت درباره حضرت فاطمه زهرا(س)

محراب مسجد حضرت فاطمه (س)در باغ فدک


به نقل از عرش نیوز

ادامه نوشته

زیارتنامه حضرت زهرا سلام الله علیها

ادامه نوشته

پیرامون حضرت آدم

پس از تولد شیث، چون زمان فوت آدم (ع) فرارسید خداوند به او امر نمود که آنچه را به تو تعلیم دادم به بهترین فرزندانت وصیت کن. و حضرت آدم (ع) نیز جمیع فرزندان خود را جمع نمود و فرمود که هبه الله (شیث) جانشین من بعد از شما می باشد و همه این دستور پدر را اطاعت نمودند. 

پس از تولد شیث، چون زمان فوت آدم (ع) فرارسید خداوند به او امر نمود که آنچه را به تو تعلیم دادم به بهترین فرزندانت وصیت کن. و حضرت آدم (ع) نیز جمیع فرزندان خود را جمع نمود و فرمود که هبه الله (شیث) جانشین من بعد از شما می باشد و همه این دستور پدر را اطاعت نمودند.

ادامه نوشته

تو همچو باد بهاری گره گشا می باش

نوروز در احادیث

  • به علی بن ابیطالب هدیه نوروزی پیشکش شد، پرسید: «این (هدیه) چیست؟» گفتند: «یا امیرالمؤمنین (هدیه) روز نوروز است» پس علی فرمود: «هر روز را برای ما نوروز بسازید».[۱]

  • محمد بن سیرین می‌گوید: به علی هدیه نوروزی داده شد، گفت: «هر روز را روز پیروزی قرار دهید». ابو اسامه می‌گوید: (علی) اکراه داشت از این که بگوید: «(هر روزی) نوروز است‏».[۲]

  • اسماعیل بن حماد بن ابی حنیفه گفت: «من اسماعیل پسر حماد پسر ابی حنیفه پسر نعمان پسر مرزبان از فرزندان آزاده فارس هستم. خدا اصلا ما را بنده قرار نداده‌است، جدم در سال هشتاد متولد شد، و او را پیش علی بن ابی طالب (رضی‌الله عنه) بردند در حالی که او کوچک بود، پس علی برای جدم دعا کرد که خداوند به او و به ذریه‌اش برکت بدهد و ما امیدواریم از جانب خدا که این دعا در حق ما به خاطر علی مستجاب شده باشد.» اسماعیل بن حماد گفت: «نعمان بن مرزبان، آن همان کسی است که فالوذج را در روز نوروز به علی هدیه داد، پس علی‌علیه السلام فرمود: هر روزی نوروز ماست‏.»[۳]

نیز از او (علی‌علیه السلام) نقل شده‌است که به او پالوده هدیه دادند، فرمود: «به چه مناسبت است؟» گفتند: «به مناسبت روز نوروز»، فرمود: «اگر قدر بدانید پس هر روزی نوروز است‏».[۴]

ادامه نوشته


نویسندگان وبلاگ اندیشه سالی سرشار از شادی را برای شما آرزومندند.

سال نو مبارک

ادامه نوشته

راههای تحصیل حضور قلب در نماز

حضور قلب در نماز امر بسیار مهمی است که شخص باید با تلاش و زحمت به دنبال رسیدن به آن در نماز باشد کسی که بیشتر ساعات عمر خود را در بیهوده کارى و لهو و لعب می گذراند نمی تواند در نماز حضور قلب پیدا کند زیرا به هر آنچه انسان مشغول باشد، قوه مخیّله (که کارش صورت سازى است) در نماز همان عمل را در نظرش جلوه می دهد و هر چه بخواهد حواس خود را جمع کند فورى موهومات و خیالات به سراغ او می آید و حواسش را متفرّق می گرداند اما کسى که در همه وقت همه اعمال وافکارش بر طبق عقل و شرع انجام شود و هدفش در همه کار تحصیل رضاى حق تعالى باشد، چنین کسى بخوبى می تواند بنا بر عادت، خود را از موهومات و خیالات فاسد حفظ نماید و حضور قلب پیدا کند آن وقت است که حالت خشوع و خضوع پیدا می نماید. ( تفسیر مخزن العرفان ج۹ ص۹)
ادامه نوشته

به این آيه دلخوش باشیم


روي پرده خانه كعبه اين آيه از قران حك شده كه
نَبِّئْ عِبَادِي أَنِّي أَنَا الْغَفُــورُ الرَّحِـــيمُ (سوره حجر آیه 49 )
بندگانم را آگاه كن كه من بخشنده مهربانم



راهكارهايی براي استفاده از روشهاي ا نفجاري تدريس


اغلب معلمان عزيز در يك مساله وجه مشترك دارند و آن اين است كه :  "چگونه مي توانيم روشهاي نوين و جذاب را به تدريج جايگزين روشهاي سنتي و كسل كننده نماييم؟"

فراگيران به معلماني عشق مي ورزند كه با آنها شادندو خلاقيت دارند. كودكان براي يادگيري آسان به روشهاي ساده وجذاب نياز دارندكه طي آن بدون اينكه خسته و بي حوصله شوند مطالب را به راحتي ياد گيرند.

روشهايي وجود دارد كه كاربرد بسياري داشته و با اجراي آنهاانگيزه فراگيران افزايش يافته و با شور و اشتياق در كلاس حضور مي يابند.

بسياري از وسايل اجراي اين روشها را مي توان از وسايل غير مصرفي و دور انداختني تهيه و از اين روشها بهره جست.البته معلمان محترم مي توانند قبل از اجرا يك روش مناسب از اين روشها انتخاب كرده وبا تهيه وسايل لازم به اجراي روش انتخابي در كلاس بپردازند.

ادامه نوشته

نحوه اقامه نماز شب


نماز شب يازده‌ ركعت است: چهار تا دو ركعت (مثل نماز صبح) به نيت نماز شب و يك نماز دو ركعت به نيت نماز شَفْعْ و يك نماز يك ركعتي به نيت نماز وَتْر

ادامه نوشته

مشت خدا

 
 
امام صادق علیه السلام در دعایی می‌فرماید:
 
يَا مُعْطِيَ الْخَيْرَاتِ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَعْطِنِي مِنْ خَيْرِ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ مَا أَنْتَ أَهْلُه‏
 
 
ای عطا کننده‌ی خیرها! بر محمد و آل محمد درود و رحمت فرست و به من خیر دنیا و آخرت را ـ آن چنان که در خور تو است ـ عطا نما.
 
کافی، ج 2، ص 259
 

ادامه نوشته

احادیثی از پیامبر(ص) و امام صادق(ع)


ادامه نوشته

میلاد حضرت محمد(ص)  و صادق آل محمد (ع) مبارک باد

http://www.salavaat.com/pics/17.jpg

خداوندا به حق نور دینت              رسول  رحمة  للعالمینت

گناه اهل ایمان را ببخشا             روا کن حاجت اهل یقینت


 زمین، گل باران و فضا سرشار از عطر مشک و عود است.

 در مکه و مدینه شور و غوغایی به پا است.

همه میلاد آخرین سفیر الهی و رسول حق و رحمت و آمدن ششمین شمع روشنگر و وصی پیغمبر (صلی الله علیه و آله) را انتظار می کشند.

به ناگاه بوی عطر گل صادق و محمد در فضا پیچید.

 زمین و فلک غرق سرور و شادی شد و فرشتگان و ملائک فوج فوج برای عرض تبریک به زمین آمدند.

 آسمان ها و زمین امشب نور باران است. بر لب عرشیان از شوق گل، عشق و سرور جاری است.
 



میلاد خجسته و مبارک گل خوش بوی آمنه، سراج، منیر و نور بخش دیده افلاکیان و خاکیان حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلم و ولادت با سعادت ششمین خورشید پر فروغ آسمان عصمت و امامت، امام صدق و صفا، فاتح قله های علم و دانش و بزرگ پرچمدار شیعه راستین علوی حضرت امام جعفر صادق علیه السلام بر شما و تمامی مسلمانان و رهروان راستین آستان هدایت مبارک باد.

تشکیل حکومت اسلامی در زمان غیبت

چرا برخی معتقدند نباید در زمان غیبت حکومت تشکیل گردد؟

به طور کلی اشخاص یا جریان‌هایی که چنین تصوری از اسلام داشته و بیان می‌دارند، از دو گروه خارج نیستند:

الف – کسانی که هیچ اعتقادی به اسلام ندارند، بلکه کافر می‌باشند و فقط جهت ایجاد اعوجاج در اعتقادات مسلمین و انحراف آنها از صراط مستقیم، با ماسک مسلمانی وارد شده و منافق‌وار بر علیه اسلام تلاش می کنند.

ب – کسانی که مسلمان هستند، اما نه تنها هیچ گونه اطلاعات جامعی از اسلام و قرآن کریم ندارند و ایمان و اعتقادشان بر اصول درستی از اسلام استوار نیست، بلکه گمان دارند که به جز آنان کسی اسلام را نمی‌شناسد!

تکلیف گروه اول مشخص است، اما از گروه دوم می‌پرسیم:

-          آیا خداوند متعال بخش عظیمی از دین خود را تا ظهور حضرتش (عج) تعطیل نموده است؟! این دیگر چه جور دینی است؟!

-          واقعاً چطور ممکن است بدون برخورداری از حکومتی اسلامی که تلاش داشته باشد احکام الهی «فقه» را جایگزین باید‌ها و نباید‌های طواغیت نماید، احکام الهی را در عرصه‌ها و زمینه‌های متفاوت اعم از اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، حکومتی، جنگ، صلح و ...، به اجرا درآورد؟

-          آیا آیاتی که مسلمان را به «یکفروا بالطاغوت» و قیام برای برپایی عدل و قسط در فرد و جامعه می‌نماید و بالتبع دستور مقابله با هر گونه ظلم و فساد می‌دهد، تا ظهور حضرتش (عج) تعطیل است و مسلمانان هیچ وظیفه‌ای در این باره ندارند؟!

-          آیا عقل و وحی قبول می‌کند که خداوند متعال ذلت بندگی و بردگی کفار، مشرکین و منافقین و ظالمین را بر بندگانش تحمیل کرده باشد و در راستای برپایی حکومت جهانی مهدی (ع) بر آنها هیچ تکلیفی ننموده و هیچ توقعی جز تنبلی، یک گوشه نشستن و دعا خواندن نداشته باشد؟!

-          خداوند متعال مگر نفرمود که از صفات و مشخصات تابعین دین حضرت محمد مصطفی صلوات الله علیه و آله، رحمت بین خود و شدت با کفار است و آیا این صفات را قبل صفاتی چون نماز، رکوع و سجده بر نشمرده است؟ آیا تسلیم حکومت کفر و ظلم شدن، درست نقطه‌ی مقابل این صفت و مشخصه نیست:

«مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ تَراهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنَ اللَّهِ وَ رِضْواناً سيماهُمْ في‏ وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُود ... (الفتح – 29)

ترجمه: محمد رسول خدا است و كسانى كه با او هستند عليه كفار شديد و بى رحمند و در بين خود رحيم و دلسوزند، ايشان را مى‏بينى كه همواره در ركوع و سجودند و در طلب فضل و رضوان خدايند. علامتشان در رخسارشان از اثر سجده نمايان است‏ ... .

-          آیا آیات فراوانی که در آنها قید شده (برای مسلمانی) ولایت و تبعیت و اطاعت کفار، مشرکین، حتی اهل کتاب و ... را نپذیرید، فقط برای حضرت مهدی (عج) نازل شده و تا ظهور ایشان تعطیل شده است؟ مگر خطاب این آیات به همه‌ی مؤمنین نیست و مگر نفرمود هر کس «ولایت» آنها را بپذیرد، خودش نیز از آنان است – و آیا اطلاق «هر کس» عام نیست؟ به عنوان نمونه:

«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْكافِرينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنينَ أَ تُريدُونَ أَنْ تَجْعَلُوا لِلَّهِ عَلَيْكُمْ سُلْطاناً مُبيناً» (النساء - 144)

ترجمه: شما كه مؤمنيد به جاى مؤمنين، كافران را «ولی» خود مگيريد، مگر مى‏خواهيد عليه خود براى خدا دليلى روشن پديد آريد؟!

«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصارى‏ أَوْلِياءَ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ وَ مَنْ يَتَوَلَّهُمْ مِنْكُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمينَ» (المائده - 51)

ترجمه: هان اى كسانى كه ايمان آورديد، يهود و نصارا را دوستان خود مگيريد كه آنان دوست يكديگرند و كسى كه (از شما) آنان را دوست بدارد خود او نيز از ايشان است، چون خدا مردم ستمكار را به سوى حق هدايت نمى‏كند.

«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الَّذينَ اتَّخَذُوا دينَكُمْ هُزُواً وَ لَعِباً مِنَ الَّذينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ الْكُفَّارَ أَوْلِياءَ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ» (المائده - 57)

ترجمه: اى كسانى كه ايمان آورديد كفار و اهل كتابى را كه دين شما را سخريه گرفته و بازيچه‏اش مى‏پندارند دوستان خود مگيريد و از خدا بپرهيزيد اگر مردمى با ايمانيد.

چنان چه مشاهده می‌شود، خداوند متعال حتی اجازه پذیرش «ولایت» کسانی که دین اسلام را مسخره می‌کنند نمی‌دهد، چه رسد به کفار، مشرکین، منافقین، اهل کتاب و ... .


ادامه نوشته

طلب جام جم

سال‏ها دل طلب جام جم از ما مى‏ كرد

آنچه خود داشت ز بيگانه تمنا مى‏ كرد

بى دلى در همه احوال خدا با او بود

او نمى‏ ديدش و از دور خدايا مى‏ كرد

علم ائمه علیهم السلام از آینده


علم پیامبران و امامان(ع) بر دو قسم است:

1- علم‌هایی که از راه‌های عادی فراهم می‌آید، که در این دانش‌ها با مردم دیگر تفاوت زیادی ندارند.

2- علومی که از راه‌های ماورای طبیعی (علم لدنی = وحی و الهام) حاصل می‌گردد.

در کتاب "اصول کافی" فصلی وجود دارد با عنوان "ان الائمة اذا شاؤوا ان یعلموا علموا"، یعنی امامان هرگاه می‌خواستند که چیزی را بدانند، از آن آگاه می‌شدند. در این باب روایات بسیاری جمع آوری شده است.( کلینی، 1365 ، ج1)

پیشوایان و امامان وظیفه نداشتند در تمام موارد، طبق علومی که از راه‌های غیر عادی حاصل می‌شد عمل کنند، بلکه تکالیف دینی آنان همواره طبق علومی بود که از راه‌های عادی پیدا می‌شد.

روش و رفتار آنان در زندگی، در معاملات، معاشرت، زناشویی، پوشیدن، نوشیدن، خوردن، خوابیدن، تندرستی و بیماری، صلح و جنگ، فقر و توانگری، حکومت و سیاست، مثل سایر مردم است، مثلا پیامبر(ص) و امامان(ع) منافقان را خوب می‌شناختند و می‌دانستند که آن‌ها ایمان واقعی ندارند، ولی هرگز با آن‌ها مانند کفار برخورد نمی‌کردند، بلکه از نظر معاشرت و ازدواج و دیگر احکام با آن‌ها مانند سایر مسلمانان بودند.

همچنین هنگامی که در مسند قضاوت و حل و فصل مشکلات مردم می نشستند، مطابق قوانین قضایی اسلام حکم می‌کردند و از علم خدادادی خود استفاده نمی‌کردند و در موردی که دلیل شرعی مثلا بر قاتل بودن متهمی وجود نداشت، امام یا پیامبر با تکیه بر علم غیب، حکم قصاص صادر نمی‌کردند.

معصومان(ع) می‌توانستند در خود مصونیتی به وجود بیاورند که ضربه شمشیر و سم در آن‌ها اثر نکند، یا اگر مؤثر شد، سریعا از راه اعجاز، خود را شفا بدهند، ولی این کار را نکرده‌اند، زیرا بشر هستند و قضای کلی الهی بر این است که در زندگی مانند سایر مردم عمل کنند. از این رو وقتی مریض می‌شدند، به طبیب مراجعه کرده و از دارو استفاده می‌کردند و درد را تحمل می‌کردند و در بستر بیماری می‌افتادند. زیرا اگر غیر از این بود امتحان، آزمایش، صبر و مقاومت در برابر مشکلات معنا نداشت.

آنها در این جهت مانند مردمان عادی بودند که در معرض آزمون‌های سخت قرار می‌گرفتند و علم لدنی آنها در اینجا هیچ دخالتی نمی‌توانست داشته باشد.

ادامه نوشته

حكمت 2 نهج البلاغه

Click for larger version

ادامه نوشته

آموزش دین از دیدگاههای مختلف

النبی «ص»: یا أبا ذرّ! مثل الذی یدعو بغیر عمل، کمثل الّذی یرمی بغیر وتر.

پیامبر «ص»:

 ای ابا ذر! مثل کسی که بی‏عمل دعوت (تبلیغ دین) کند، همچون مثل کسی است که بدون بستن زه بر کمان تیر بیندازد

ادامه نوشته

توجیه شمر برای کشتن امام حسین (ع)


رسول جعفریان در خبرآنلاین نوشت:
شمر چه توجیهی برای کشتن امام حسین (ع) داشت؟ آیا در این باره، یعنی دفاعش از این که چرا دست به این کار زده، نکته ای از او نقل شده است؟
هنوز هم جستجو در منابع کهن تاریخ عاشورا، آدمی را با عبارات شگفتی آشنا می‌کند که در تحلیل این ماجرای هولناک تاریخی کارساز است. تصور این که چرا چنین اتفاقی افتاد، همچنان نیازمند تحلیل مستند است؟ امت محمد (ص) که مدعی پیروی از آن حضرت و به ظاهر مقید به شریعت بودند، چرا و با چه توجیهی دست به این جنایت زدند ؟‌ قومی که اسلام را در دنیا منتشر ساختند و آن همه جانبازی در فتوحات کردند، و اسلام را تا اقصا نقاط افریقا و خراسان بردند، چرا پسر پیامبر خود  را با این وضع فجیع کشتند؟ آیا این جماعت، آدم های نامتعادلی شده بودند یا آن که استنادی دینی یا سیاسی برای اقدام خود داشتند؟ به خصوص افرادی مثل شمر که از اشراف کوفه و با سابقه شرکت در جنگ صفین بود، وقتی با آن شدت و حدت علیه امام حسین و اصحابش جنگید و حرف می زد و امام را به جهنم بشارت می داد و هر سخن زشت و ناهنجاری از دهانش در می‌آمد، چه فکری می‌کرد؟ چگونه عمل خود را توجیه می نمود؟
روشن است که چنین اقدامی نمی توانست بدون توجیه باشد، توجیهی که شمر را راضی کرده باشد یا دست کم سعی کند تا راضی کند یا دست کم برای ساکت کردن دیگران آن را مطرح کرده باشد.
این بود تا به عبارتی برخوردم که مربوط به سالی یا چند سالی پس از کربلا می‌شد.
ادامه نوشته

درس‌هايي از قيام عاشورا

نويسنده: عليرضا تاجريان به نقل از آريا
حضرت امام حسين (ع) دنيا را زندان مومن مي‌داند و مرگ را پلي مي‌بيند كه مومن را به بهشت جاودان مي‌رساند‎؛صبح عاشورا كه فرا مي‌رسد، امام حسين (ع) خطاب به ياران خويش مي فرمايند:«شكيبايي كنيد اي فرزندان بزرگواران، مرگ تنها پلي است كه شما را از ناراحتي‌ها و رنجها به باغهاي وسيع بهشت و نعمتهاي جاودان آن منتقل مي‌كند. كداميك از شما از انتقال از زندان به قصر ناراحتيد؟ و اما مرگ نسبت به دشمنان شما همانند اين است كه شخصي را از قصري به زندان عذاب منتقل كنند. پدرم از رسول خدا صلي الله عليه و آله نقل فرمود : كه دنيا زندان مؤمن وبهشت كافر است و مرگ پل مؤمنان به باغهاي بهشت و پل دشمنان به جهنم است.»
امام حسين (ع) در آخرين لحظات از عزت نفس سخن مي‌گويند و مرگ را به ذلت و خواري ترجيح مي‌دهند‎؛ حضرت آخرين سخنان خويش را در روز عاشور اين چنين بيان مي کنند:« آگاه باشيد ! فرومايه پسر زنا‌زاده ، مرا بين دو راهي مرگ و ذلت قرار داده‌است، بسيار دور است ذلت از ما ، خداوند و رسولش ما را از پذيرفتن ذلت باز داشته‌است، همچنين مؤمنان و پروريدگان دامنهاي پاك و ارجمند، انديشه‌هاي بزرگ و شكوهمند و  شخصيتهاي غيور و عزتمند نخواسته‌اند كه ما اطاعت فرومايگان پست را از كشته‌شدن در قتلگاه بزرگمردان بلند همت ترجيح دهيم ، و ذلت را بپذيريم. مرگ بهتر از ننگ ذلت در برابر يزيد است، و ننگ (ظاهري شكست در جنگ ) بهتر از ورود در آتش دوزخ مي‌باشد. نه. به خدا سوگند دست ذلت به سوي شما دراز نمي‌كنم، و همچون بردگان نمي‌گريزم .»
 حضرت در مواجهه با سپاه دشمن از جوانمردي و آزادگي سخن مي‌گويند؛ درس آزادگي و آزاد بودن مي‌دهند و ‌از آنان مي‌خواهند كه آزاد باشند:«اى پيروان خاندان ابوسفيان! اگر دين نداريد و از روز قيامت نمي ترسيد لااقل در زندگى دنياتان آزادمرد باشيد، و اگر خود را عرب مي‌پنداريد به نياكان خود بينديشيد.»
امام حسين (ع) هنگامي که نافرماني سپاه دشمن را مي بينند، به حلال و حرام اشاره مي‌كنند و غذاي حرام را باعث هلاكت و گمراهي مي‌دانند و مي فرمايند: «واي بر شما،چرا ساكت نمي‌شويد، تا گفتارم را بشنويد؟همانا من شما را به راه هدايت و رستگاري فرا مي‌خوانم، هر كس از من پيروي كند سعادتمند است و هر كس نافرماني‌ام كند از هلاك شدگان است شما همگي نافرمانيم مي‌كنيد و به سخنم گوش نمي‌دهيد،آري در اثر هداياي حرامي كه به شما رسيده و در اثر غذاهاي حرامي كه شكمهايتان از آنها انباشته‌شده،خداوند اين چنين بر دلهاي شما مهر زده‌است.»
امام حسين (ع) در رفتار و كردارشان احترام به سالخوردگان را يادآور مي‌شوند؛ انس بن حارث كاهلي  پيرمرد سالخورده اي که از اصحاب پيامبر (ص) هست و در جنگ بدر و حنين شركت داشته، از امام اجازه رفتن به ميدان مي گيرد، امام اجازه مي دهد، او با شور و شوق، عمامه اش را از سرش مي گيرد و به كمرش مي بندد، ابروانش را كه بر اثر پيري روي چشمش افتاده است نيز با دستمالي بالا مي آورد و مي بندد تا مانع ديدنش نگردد.
وقتي امام اين حال را از او مي بينند، منقلب مي شوند و بي اختيارقطرات اشك از گونه‌هايش سرازير مي شود، خطاب به او مي‌فرمايند:« شَكَّرَاللّه سَعْيَك َ يا شيخ، خداوند عمل تو را به بهترين وجه قبول و تقدير كند اي پير.»
انس به ميدان رزم مي رود و با دشمنان مي جنگد و پس از كشتن هجده نفر از دشمن، شربت شيرين شهادت را مي نوشد. 
ظهر عاشورا فرا مي رسد، حضرت براي نماز ظهر آماده مي شوند، اين حركت حضرت هدف قيام حسيني را نشان مي‌دهند‏، يكي دونفر از صحابه ابا عبدالله (ع) خودشان را براي ايشان سپر قرار مي دهند، تيرهاي دشمن به آنان اصابت مي کند و آنان روي خاك مي افتند. يكي از آنها سعيد بن عبدالله حنفي به حالي مي افتد كه وقتي نماز ابا عبدالله تمام مي شود، نزديك جان دادنش هست. آقا خودشان را به بالين وي مي رسانند. سعيد بن عبدالله جمله عجيبي مي گويد،عرض مي کند : ((يا اَبا عَبدِالله !‌اَوَفَيْت؟؛ آيا من حق وفا را بجا آوردم ؟» 
آري حسين (ع) در بحبوبه جنگ و در ميان تيرهاي دشمن نماز را برپا مي‌كنند تا نشان دهند كه قيامشان الهي بوده و براي اصلاح امت رسول الله (ص) و اجراي امر به معروف و نهي از منكر صورت گرفته است.
امام حسين (ع) در آن شرايط درس صبر و استقامت مي‌دهند: «صَبْراً بَنِي الْكِرامِ : اي فرزندان شرف و كرامت ! صبور و بردبار باشيد.» و در برابر سخت ترين و غمبارترين حوادثي كه براي ياران و عزيزانشان پيش مي‌‌آيد‏، مقاومت مي‌كنند و هر لحظه چهره‌اشان شادتر مي‌گردد. به گونه‌اي كه ياران حضرت به همديگر مي‌گويند:« به چهره امام حسين عليه السلام بنگريد كه نشان مي‌دهد ، هيچ‌گونه باكي از مرگ ندارد.»

ادامه نوشته

11 معضل مداحی؛ از سبک های مبتذل تا ...

به نقل از سايت تابناك
وظیفه  مداحان ارزشمند این است که سره را از ناسره معرفی کنند و اجازه گستاخی و مسموم کردن فضای معنوی مجالس را به جهال ندهند. آیا نسل شیفته اهل بیت(ع) باید با این ترانه های طاغوتی با مکتب آل الله(ع)، خو بگیرند؟!

به گزارش مهر در ارتباط با مداحی و روضه  خوانی که هویت شیعه، به همین عزاداری ها و اشک ها و مصیبت  خوانی ها گره می‌خورد، علاوه بر مطالب گفته شده در خصوص معضلات تبلیغ (در  بندهای 1 تا 18)، چند وجه دیگر نیز قابل طرح است:

1-  طالب ازدحام جمعیت بودن
شهید مطهری (ره) می فرماید: «غالب بانیان و روضه  خوان ها دنبال دو چیز هستند: اول؛ کثرت جمعیت، دوم: شور و واویلا به پا کردن. مگر می خواهیم سان ببینیم؟ مگر می خواهیم رژه برویم.»

گاهی با تفاخر بیان می شود که فلان مجلس دو هزار نفر را اطعام کرد: «کَمْ مِنْ فِئةٍ قَلیلَةٍ غَلَبَتْ فِئةٍ کَثیَرةٍ (بسا گروه اندکی بر جمع بسیاری غالب می شوند. سوره بقره، آیه  246)»، جمعیت در تقبل اعمال و تقرب به خدا چه اندازه ملاک است؟ اصلاً هدف چیست؟ یا گفته می شود فلانی یخش نگرفت! (کنایه از عدم توانائی وی در منقلب کردن مجلس). توقع شور و کربلا به پا کردن به هر قیمتی که ارزش ندارد. به قول استاد مطهری (ره): «از راه قصابی کردن مردم اگر یک دریا هم اشک بگیرند و داد بکشند، فائده ای ندارد، انتظاری که برای کربلا شدن داریم، خودش دروغ ساز است.»

2- اصوات و اشعار ناموزون و سبک های مبتذل
هنوز شعار «هدف وسیله را مباح می کند» در عرصه  دین داری قربانی می گیرد و ما خوابیم! مرحوم سیدجمال الدین اسدآبادی رساله  ای به فارسی درباره اصلاح رفتارهای مسلمین دارد که در آن ریشه­ بدعت، سیر تاریخی آن و منافات آن با اسلام، مشروحاً بیان گردیده است. تلاش او بر این بوده است که مسلمانان را عمیقاً مؤمن کند، چرا که اسلام قادر است به عنوان یک دین، مسلمانان را نجات دهد و به استبداد و استعمار فرهنگی و نظامی پایان دهد. این ما هستیم که بدون شناخت دقیق اسلام و منزلت اهل بیت(ع)، آب به آسیاب دشمن می ریزیم.

شهید مطهری (ره) در باب شبیه  خوانی می فرماید: «شبیه  خوانی ما شکل مدرنش، نمایش هایی است که برای عرفا و فلاسفه می گیرند. مجلس سَماع با چهار رقاصه و مطرب! که آنچه سرشان نمی­شود معانی عرفانی است. یک مجلس شهوت رانی می شود شأن مولوی!»

عبارات موهن و مخرب (چشات مه و ملیحه! آخر از عشق خودت کار می دی دستم! عاشق ودیوونتم!...) با اصوات و الحان غربی و سبک های مفسده انگیز، ظاهراً به نام امام حسین(علیه السلام) است و باطناً به کام دشمنان آن امام شهید!

خانم جلسه  ای به بهانه «یَفرَحُون بِفَرَحِنا (شیعیان، در شادی ما شادند)» با چند قلم آرایش و لباس آن چنانی، دایره به دست، چنان اُرجوزه می خواند انگار نه اینکه چشم های صدها دختر، بناست از او الگو بگیرند. مصیبت اینجاست که سی دی آقایان در شمارگان وسیع پخش می شود و حتی مداحان شهرستانی هم ناآگاهانه از این روش ها تقلید می کنند. وظیفه  مداحان ارزشمند این است که سره را از ناسره معرفی کنند و اجازه گستاخی و مسموم کردن فضای معنوی مجالس را به جهال ندهند. آیا نسل شیفته اهل بیت(ع)، باید با این ترانه  های طاغوتی با مکتب آل الله(ع)، خو بگیرند؟

حافظ اگر قدم نهی در ره خاندان به صدق                 بدرقه  ی رهت شود همت شحنه  ی نجف

ادامه نوشته

نمونه طرح درس (پيام هاي آسماني دوم راهنمايي\ درس 1تا4) توسط محمد تقی باقری


ادامه نوشته

دیوژن فاتح و اسکندر غلام!

دیوژن فیلسوف یونانی پابرهنه و ملبس به ردایی که از زندگی دنیایی تنها دارایی‌اش بود، زندگی ساده‌‌ای را می‌‌جست و چنان بی‌قید و نسبت به تعلقات دنیوی بی‌تفاوت بود که آزادانه، در بشکه‌ای (کوزه‌ای) می‌‌زیست.

او که مادیات برایش بی‌ارزش بود؛ تنها برای معاش خود در قبال پند و اندرز حکمت آمیزی که به مردم می ‌داد به قرص نانی بسنده می‌‌کرد.

از این رو او را «فیلسوف گدا» نیز می‌‌گویند. «دیوژن» (دیوجانس کلبی) دارای طنزی گزنده و بی‌‌اعتنا به مقام‌های دنیوی و افتخارات زمانه بود؛ زمانی که اسکندر مقدونی به دیدار دیوژن رفته بود؛ از او پرسید که آیا نیاز به چیزی داری؟ دیوژن در پاسخ گفت: «بلی، خواهش می ‌کنم از جلوی آفتاب من کنار برو. اسکندر به همراهانش که از خشم می خواستند دیوژن را مورد آزار قرار دهند، گفت‌: اگر اسکندر نبودم، دوست داشتم دیوژن باشم.»

دیوژن را گفتند: دنیا کی خوش می‌‌شود. گفت: آنگاه که پادشاهانش فلسفه بخوانند و یا فیلسوفانش پادشاه شوند.


ادامه نوشته