صبر و استقامت حضرت به قدري است كه حميد بن مسلم‏، وقايع نگار عمر سعد مي‌گويد : فَوَ اللهِِ ما رَأَيْتُ مَكْثوراً قَطُّ قَدْقُتِلَ وُلْدُهُ وَ اَهْلُ بَيْتِهِ وَ اَصْحابِهِ ، اَرْبَطُ ، جأشاً ، وَلا اَمضي جَناناً مِنْهُ : سوگند به خدا هرگز مرد مغلوب و گرفتاري مانند حسين عليه السلام را نديدم كه فرزندان و خاندان و يارانش كشته شده‌باشند و در عين حال دلاورتر و استوارتر و قويتر از آن حضرت باشد. و در لحظات شهادت نيز در مناجاتش با خدا از صبر و استقامت مي‌گفت و عرض مي‌كرد :« صَبْراً عَلي قَضائِكَ يا رَبَّ : پروردگارا ! بر قضاي تو صبر و استقامت مي‌كنم.»
درس ديگري كه حضرت در دقايق پاياني عمر خويش در تاريخ ثبت مي‌كند‏، فرهنگ شهادت و رسيدن به معشوق واقعي يعني خداوند است كه چهره حضرت را بشاش‌تر مي‌كند‏، به گونه‌اي كه حميدبن مسلم مي‌گويد: من از حسين بن علي عليه السلام تعجب مي‌كنم كه هر چه شهادتش نزديكتر و كار بر او سخت مي‌شد ، چهره‌اش برافروخته‌تر مي‌گرديد ، مثل آدمي كه به وصل نزديك مي‌شود . حتي مي‌گويد : در آن لحظات آخر، هنگامي كه آن لعين ازل و ابد سر مقدسش را از بدن جدا كرده‌بود ، رفتم سراغ حسين بن علي عليه السلام چشمم كه به حسين افتاد ، بشاشت و روشني چهره‌اش ، آن‌چنان مرا گرفت كه مردنش را فراموش كردم . « لَقَدْ شَغَلَني نُورُ وَجْهِهِ‌ وجَمَالُ هَيْبَته عِنَ الْفِكْرِةِ في قَتْلِهِ »
درس ديگري كه حضرت هنگام شهادت  بر آيندگان مي‌آموزد،  تسليم محض  فرمان خداوند بودن‏، است؛ هنگامي كه حضرت آخرين حد مقاومت را هم مي‌كند و به كلي توانايي از بدنش سلب مي‌شود، يكي از تيراندازان ستمكار دشمن، تير زهرآلودي را به كمان مي‌كند و به سوي آن حضرت مي‌اندازد كه در سينه اباعبدالله (ع) مي‌نشيند و آقا بي‌اختيار روي زمين مي‌افتند، رويشان را به سوي قبله مي‌كنند و مي‌فرمايند:«رضأ بِقَضائِكَ‌ ، تَسْليمأ لامْرِِكَ وَ لا مَعْبودَ سِواكَ‌ ياغياثَ الْمُسْتَغيثينَ »

چند نکته مهم و قابل تأمل:
- حماسه کربلا، بزرگترين و دلخراش ترين واقعه تاريخ است که پس از 1400 سال هنوز هم زنده مانده و پس از چهارده قرن به ياد آن واقعه اشکها ريخته مي شود و ناله و فرياد به پا است. 
- يكي از القاب امـام حسين در بسياري از زيـارتنامـه هـا و احاديث، مظلوم است و اين امر بـه خاطر شهادت مظلومانه امام حسين (ع) و مظلوميت اهل بيت است
- دليل مظلوميت امام حسين (ع) از يك جهت به خاطر تخلف از قواعد و قوانين جنگي است كه طرفين بايد به آن پابند باشند‎؛ مظلومت امام حسين (ع) و اهل بيت آن حضرت از اين جهت به دلايل زير است: اهل كوفه عهد و پيمان خود را با حسين (ع) شكستند، امام را كه مهمان اشان بود، به شهادت رسانند، آب را بر كودكان بستند‏، بچه ها و اطفال نابالغ را در مقابل ديدگان مادرانشان كشتند ( طفل شير خوار امام، علي اصغر، عبدالله بن حسن بن علي، قاسم بن حسن بن علي، محمد بن ابي سعيد و عمر بن جناده انصاري)، خيمه‌هاي زنان و بچه‌هاي بي‌پناه را آتش زدند، بر اطفال هجوم بردند و زنان را كشتند (اُمّ وهب نمريه قاسطيه همسر عبدالله بن عمير كلبي) ، بدن شهداء را برهنه كردند و با اسب بر بدن آنان تاختند، سرهاي سه تن از ياران امام حسين (ع) را به سوي آن حضرت پرتاب كردند (عبدالله بن عمير كلبي عمر بن جناده، عابس بن ابي شبيب شاكري)، زنان و بچه‌ها را به اسارت گرفتند و بر آنان سخت‌گيري كردند، بيمار (امام سجاد (ع)) را در غل و زنجير كردند و شكنجه و سخت‌گيري كردند، سرهاي شهدا را بريدند و به گردن اسب‌ها و نيزه‌ها آويختند( عباس بن علي، علي بن الحسين و عبدالرحمان بن عمير)، نان و غذاي كافي به اسيران (مخصوصاَ بچه‌ها) ندادند،اسيران را با عبور آنها از كنار بدن‌هاي پاره پاره و بدون سر ، شكنجه كردند و…
- دليل ديگر مظلوميت امام حسين (ع) علاوه بر تخلف از قوانين جنگي، نقض آشكار دستورات دين اسلام بوده است‎، چرا كه جنگ با امام حسين (ع) در ماه حرام بوده است، فرزند و سبط پيامبر (ص) و برترين امت كشته شده است، زنان مسلمان و اطفال اسير گرفته شده‌ و يا كشته شده‌اند، به اجساد بي حرمتي شده است و سر امام و شهدا بريده و مثله شده است، به امام در وقت اقامه نماز حمله شده است. امام حسين (ع) را به مرگ صبر به شهادت رسانده‌اند( قتل صبر: انسان يا جانداري را در حالي كه زنده است آن قدر به او ضربه و زخم وارد كنند تا بتدريج بميرد كه در اسلام از اين عمل نهي شده است؛امام حسين (ع) با 33 زخم نيزه و 34 ضربه شمشير و... به شهادت رساندند.)