سه اثر عجیب دعا برای ديگران

آیت‌الله مجتبی تهرانی

روایت از پیغمبر اکرم (ص) است که حضرت فرمود: «مَنْ قَالَ اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ مُؤْمِنٍ خَلَقَهُ اللَّهُ مُنْذُ خَلَقَ اللَّهُ آدَمَ إِلَى أَنْ تَقُومَ السَّاعَةُ حَسَنَةً وَ مَحَا عَنْهُ سَیِّئَةً وَ رَفَعَ لَهُ دَرَجَةً». در این روایت آمده که اگر کسی برای مؤمنین و مؤمنات طلب مغفرت کند، خداوند به عدد هر مؤمنی که از هنگام خلقت آدم تا قیامت خلق می‏کند، برای او سه چیز در نظر می‏گیرد؛ برایش حسنه می‌نویسد و از گناهانش می‌کاهد و بر مقامش می‏افزاید.

من این روایت را که خواندم، تعجب کردم. می‏دانید تعجب ما برای چیست؟ چون ما مخلوقیم، محدودیم و تَنگ نظریم؛ لذا تعجب می‏کنیم که چگونه اگر یک نفر بگوید: «اللَّهُمَّ اغْفِرْ لِلْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَات» به عدد تمام انسانهای مؤمنی که خدا از زمان حضرت آدم تا به قیامت خلق کرده، خداوند در نامه عمل او به عدد همه آن‏ها حسنه می‏نویسد! تازه این اولین چیزی است که خدا در عوض این دعا به داعی می‏دهد.

دوم، «وَ مَحَا عَنْهُ سَیِّئَةً»؛ خداوند به ازای این کاری که کرده، یک گناه هم از او پاک می‏کند و او را از آلودگی معصیت تطهیر می‏کند.

سوم، «وَ رَفَعَ لَهُ دَرَجَةً»؛ از آن طرف نسبت به مقامات معنویه‏، یک درجه او را بالا می‏برد. دعا برای دیگری این سه اثر را دارد. هم پاداش بسیار دارد، هم تطهیر دارد و هم ترفیع مقام و درجه دارد.

بنابر این تأکید بر دعا برای غیر به این جهت است که اثر این دعا برای داعی بیشتر است نسبت به تاثیری که برای مدعوٌّ له دارد. تو با این دعا، بیشتر به دست می‏آوری؛ هم از نظر پاداش و حسنه، هم از نظر تطهیر از گناه و هم از نظر مقامات معنویه و ترفیع درجه. این بحثی بود که جلسه گذشته داشتیم و می‏خواستم این را تکمیل کنم.

ادامه نوشته

روزه درادیان مختلف






ادامه نوشته

مراقبه در ماه رمضان


آيت‌الله ميرزاجواد ملكي‌تبريزي


يكي از اعمال و وظيفه‌هاي مهم سالك در اين ماه بزرگ، شناخت حقيقت آن است. خداوند در اين ماه رهروان خود را با فراخواندن به مهماني گرامي داشته است. اين ماه، ماه مهماني خداوند است. همچنين سالك وظيفه دارد معناي روزه و مناسبت آن با مهماني خدا را دريابد. آنگاه بايد بكوشد تا به كسب اخلاص در كردارها و رفتارهايش بپردازد، به طوري كه خشنودي و رضايت صاحب‌خانه (خدا) را در پي داشته باشد گرسنگي براي سالك در تكميل نفس و معرفت پروردگار فوايدي دارد كه از شمار بيرون است. روايات زيادي در فضايل گرسنگي وارد شده است كه بد نيست به آنها اشاره‌اي داشته باشيم و علت و حكمت‌شان را جستجو كنيم.

از رسول خدا صلي‌الله عليه وآله وسلم روايت شده است: «جاهدوا انفسكم بالجوع والعطش فان الاجر في ذلك كاجر المجاهد في سبيل‌الله و انه ليس من عمل احب الي‌الله تعالي من جوع و عطش: از راه گرسنگي و تشنگي با نفس خود مبارزه كنيد كه پاداش آن همانند پاداش رزمندة در راه خداست و كرداري محبوب‌تر از گرسنگي و تشنگي نزد خدا نيست.»
ادامه نوشته

بخشش وثروت

زمانی کزروس به کوروش بزرگ گفت چرا از غنیمت های جنگی چیزی را برای خود بر نمی داری و همه را به سربازانت می بخشی. کوروش گفت اگر غنیمت های جنگی را نمی بخشیدیم الان دارایی من چقدر بود؟...

گزروس عددی را با معیار آن زمان گفت. کوروش یکی از سربازانش را صدا زد و گفت برو به مردم بگو کوروش برای امری به مقداری پول و طلا نیاز دارد. سرباز در بین مردم جار زد و سخن کوروش را به گوششان رسانید.مردم هرچه در توان داشتند برای کوروش فرستادند. وقتی که مالهای گرد آوری شده را حساب کردند ، از آنچه کزروس انتظار داشت بسیار بیشتر بود.کوروش رو به کزروس کرد و گفت ،
ثروت من اینجاست.
اگر آنها را پیش خود نگه داشته بودم ، همیشه باید نگران آنها بودم .

شمس تبريزي


شمس‌الدين محمد پسر علي پسر ملك داد تبريزي از عارفان مشهور قرن هفتم هجري است كه مولانا جلال‌الدين بلخي مجذوب او شده و بيشتر غزليات خود را بنام وي سروده است. از جزئيات احوالش اطلاعي در دست نيست همين قدر پيداست كه از پيشوايان بزرگ تصوف در عصر خود در آذربايجان و آسياي صغير و از خلفاي ركن‌الدين سجاسي و پيرو طريقه‌ي ضياء‌الدين ابوالنجيب سهروردي بوده است. برخي ديگر وي را مريد شيخ ابوبكر سلمه‌باف تبريزي و بعضي ‌مريد بابا كمال خجندي دانسته‌اند. در هر حال سفر بسيار كرده و هميشه نمد سياه مي پوشيده و همه جا در كاروانسرا فرود مي‌آمد و در بغداد با اوحدالدين كرماني و نيز با فخرالدين عراقي ديدار كرده و در سال 642 هجري وارد قونيه شده و در خانه‌ي شكر ريزان فرود آمده و در آن زمان مولاناكه فقيه و مفتي شهر بوده، بديدار وي رسيده و مجذوب او شده است تا آنكه در سال 645 هجري شبي كه با مولانا خلوت كرده بود كسي به او اشارت كرد و برخاست و به مولانا گفت مرا براي كشتن مي‌خواهند و چون بيرون رفت هفت تن كه در كمين ايستاده بودند با كارد به او حمله بردند و وي چنان نعره زد كه آن هفت تن بي‌هوش شدند و يكي از ايشان علاء‌الدين محمد پسر مولانا بود و چون آن كسان به هوش آمدند از شمس‌الدين جز چند قطره خون اثري نيافتند و از آن روز ديگر ناپديد شد. درباره ناپديدشدن وي توجيهات ديگر هم كرده‌اند. به گفته فريدون سپهسالار، شمس تبريزي جامه‌ي بازرگانان مي‌پوشيد و در هر شهري كه وارد  مي‌شد مانند بازرگانان در كاروانسراها منزل مي‌كرد و قفل بزرگي بر در حجره مي‌زد  چنانكه گويي كالاي گرانبهائي در اندرون آن است و حال آنكه آنجا حصير پاره‌اي بيش نبود. روزگار خود را به رياضت و جهانگردي مي‌گذاشت گاهي در يكي از شهرها به مكتبداري مي‌پرداخت و زماني ديگر شلوار بند مي‌بافت و از در آمد آن زندگي مي‌كرد.


ادامه نوشته

بابا طاهر همداني

بابا طاهر عريان همداني شاعر متصوف و ترانه‌‌‌‌گوي بزرگ قرن پنجم هجري است. مسلك درويشي و فروتني او كه شيوه‌ي عارفان بزرگ است سبب شد كه گوشه‌گيري را اختيار نمايد و در نتيجه شرح احوال مفصلي از او در دست نماند. فقط در بعضي از كتابهاي صوفيه ذكري از مقـام معنوي و رياضت و درويشي و صفت تقوي و استغناي طبع وي آمده است. از زندگاني او فقط اين اطلاع در دست هست كه طغرال سلجوقي مؤسس و بنيانگذار بزرگ دولت سلجوقيان در سال 445 يا 447 هجري در همدان با او ملاقات كرده و به او احترام نهاده است. بطوريكه نوشته‌اند طغرل در اين سفر با باباطاهر و باباجعفر و شيخ حمشاد در كوه خضر ديدار كرده است. و باباطاهر طغرل شاه سلجوقي را اندرز داده و سر ابريقي شكسته كه سالها از آن وضو كرده بود در انگشت سلطان كرد و گفت: مملكت عالم چنين در دست تو كردم، بر عدل باش.

 

ادامه نوشته

شيخ محمود شبستري


سعدالدين يا نجم‌الدين محمودبن عبدالكريم شبستري از بزرگان مشايخ عرفان ايران است وي در سال 687 هجري در قصبه شبستر هفت فرسنگي تبريز متولد شد از شرح حال وي تفصيلي در دست نيست ولي ار اخبار و آثار چنين نتيجه گرفته مي‌شود تحصيلات و رشد فكري وي در آذربايجان بوده و سرانجام از عارفان بنام زمان خود بشمار رفته است و اوقات خود را در درس و بحث گذرانده و در سال 720 هجري در تبريز زندگي را بدرود گفته است.

ادامه نوشته

اي خدا

اي خدا ! اي رازدار بندگان شرمگينت

اي توانائي كه بر جان و جهان فرمانروايي

اي خدا ! اي همنواي نامه‌ي پروردگانت

زين جهان، تنها تو با سوز دل من آشنايي

اشك، ميغلتد بمژگانم ز شرم روسياهي

اي پناه بي‌پناهان! مو سپيد روسياهم

بر در بخشايشت اشك پشيماني فشانم

تا بشويم شايد از اشك پشيماني گناهم

 

واي بر من، با جهاني شرمساري كي توانم

تا بدرگاهت برآرم نيمه شب دست نيازي؟

با چنين شرمندگيها، كي ز دست من برآيد

تا بجويم چاره‌ي درد دلي از چاره‌سازي؟

 

اي بسا شب، خواب نوشين، گرم ميغلتد بچشم

خواب ميبينم چو مرغي ميپرم در آسمانها

پيكر آلوده‌ام را خواب شيرين مي‌ربايد

روح من در جستجويت مي‌پرد تا بيكرانها

 

بر تن آلوده منگر، روح پاكم را نظر كن

دوست دارم تا كنم در پيشگاهت بندگيها

من بتو رو كرده‌ام، بر آستانت سرنهادم

دوست دارم بندگي را با همه شرمندگيها

 

مهربانا ! با دلي بشكسته، روسوي تو كردم

رو كجا آرم اگر از درگهت گوئي جوابم؟

بيكسم، در سايه‌ي مهر تو ميجويم پناهي

از كجا يابم خدائي گر بكويت ره نيابم؟

 

اي خدا ! اي رازدار بندگان شرمگينت

اي توانائي كه بر جان و جهان فرمانروايي

اي خدا ! اي همنو اي ناله‌ي پروردگانت

زين جهان، تنها تو با سوز دل من آشنايي

شعرازمهدی سهیلی

معنای ضدّ ولایت فقیه چیست؟

دكتر سيد عباس صالحی در پایگاه اطلاع رسانی مقام معظم رهبری به بررسی مفهوم "ضد ولایت فقیه" پرداخته است. متن کامل این یادداشت به این شرح است:

پس از تصويب اصل ولايت‌فقيه در قانون اساسی (سال 58) و حوادث سال‌های 60- 59 (فتنه منافقان، بنی‌صدر، ليبرال‌ها و ...) شعار جديدی در فرهنگ سياسی كشور وارد شد: مرگ بر ضد ولايت فقيه. اين شعار، كه پس از 3 دهه هنوز در شعار‌های سياسی كشور قرار دارد؛ از ابعاد حقوقی- سياسی برخوردار است.
 
چه اين‌كه از يك سو پاره‌ای از مسائل حقوقی بر آن مترتب شد و می‌شود (مواردی چون احراز صلاحيت در پاره‌ای از مسئوليت‌های كشور و...) و از سوی ديگر در مرزبندی‌های سياسی نيز دخالت آشكاری دارد. مرزهايی چون تعريف خودی و غيرخودی و مواردی ديگر.اهميت موضوع، ايجاب كرده و می‌كند كه تبيين شفاف از دايره‌ مفهومی التزام به ولايت‌فقيه و در نقطه مقابل ضديت با آن، صورت پذيرد.

ادامه نوشته

حلول ماه رمضان مبارک باد.

باز امشب حق صـــدايم كرده است

وارد مهمـــان‌ســــــــرايم كرده است

با همه نقصي كه در من بوده است

باز هم او دعــــوتم بنمـــــوده است

باز مولا سفــــــره داري مي‌كنــــــد

دعوت از عبــــــد فراري مي‌كنــــــد

التماس دعا

سفارش امام رضا(ع) برای آخر شعبان

امام رضا(ع) فرمودند: در آخر ماه شعبان زیاد به درگاه الهی عرض کنید:

«اللهم ان لم تکن غفرت لنا فی ما مضی من شعبان فاغفر لنا فی ما بقی منه»

خدایا اگر ما را در چند روز گذشته از ماه شعبان نیامرزیده ای در باقیمانده از این ماه ما را ببخش و بیامرز.

به امید اینکه لیاقت ورود به مهمانی خدا در ماه پر خیر و برکت رمضان را داشته باشیم.

التماس دعا
به نقل از تابناک

نقد و بررسی آیین بهائیت‌

‌عزالدین رضانژاد

مقدمه


بهائیت، آیینی بی‌بها، ادّعایی دروغین، آموزه‌هایی استعماری و ابزار گمراهی مردم در دست قدرت‌های استکباری است.
در این نوشتار به نقل، نقد و بررسی برخی از ادّعای ناروای این فرقه پرداخته می‌شود تا آن دسته از خوانندگانی که می‌خواهند اطلاعات بیش‌تری به دست آورند، به عمق پوچی و انحراف آن پی ببرند و دریابند که چرا و چگونه مستکبران و سیاستمداران غربی از این گروه حمایت می‌کنند، در مجامع بین‌المللی با نام دفاع از حقوق بشر یا آزادی ادیان، از حقوق از دست رفته و مظلومت بهائیان دروغ پرداز و فاسد داد سخن می‌دهند و در حقیقت تلاش می‌کنند تا میان مسلمانان تفرقه اندازی کنند.
ناگفته نماند که هشیاری و دقّت نظر اندیشمندان و حاکمان مسلمان می‌تواند همراه با آگاهی بخشیدن به نسل جوان، از انحراف و گرفتار شدن آنان در دام مسلک‌های ساختگی - از جمله بهائیت - جلوگیری به عمل آورد.
ادامه نوشته

2روزقبل ازمرگ


ادامه نوشته

گفتاري در باب گويش همداني


ادامه نوشته

شروط ظهور مهدی موعود

آیت الله جوادی آملی

جهان بشریت وقتی به ثمر می‌رسد و میوه شاداب می‌دهد که انسان کاملی به عنوان «مهدی موجود موعود» عجلّ الله تعالی فرجه الشَّریف ظهور کند، که وارث همه انبیاء و اولیای الهی است. برای چنین ظهوری و ظهور چنین ذخیره ای چندین شرط لازم است که قسمت مهم آنها شرائط تحصیلی است،‌ نه حصولی. یعنی امت اسلامی باید آن شرائط فرهنگی را تحصیل کنند. نباید منتظر بود که آن شرائط خود به خود حاصل بشود تا وجود مبارک ولی عصر أرواحنا فداه ظهور کند؛ معنای «انتظار» تحصیل شرائط حضور و ظهور اوست. امتی منتظر مهدی موجود موعود سلام الله علیه است که شرایط ظهورش را فراهم بکند، و گرنه منتظر نخواهد بود!

ادامه نوشته

تو بوده‌ای...


گاهی اگر با ماه صحبت کرده باشی
از ما اگر پیشش شکایت کرده باشی
گاهی اگر در چاه مانند پدر آه!
اندوه مادر را حکایت کرده باشی
گاهی اگر زیر درختان مدینه
بعد از زیارت استراحت کرده باشی
گاهی اگر بعد از وضو مکثی کنی تا
آیینه‌ای را غرق حیرت کرده باشی
در سالهای سال دوری و صبوری
چشم انتظاری را شفاعت کرده باشی
حتی اگر بی‌آنکه مشتاقان بدانند
گاهی نمازی را امامت کرده باشی
یا در لباس ناشناسی در شب قدر
از خود حدیثی را روایت کرده باشی
یا در میان کوچه‌های سرد و تاریک
نان و پنیر و عشق قسمت کرده باشی
پس بوده ای و هستی و می‌آیی از راه
تا حق دل‌ها را رعایت کرده باشی
پس مردمک‌های نگاه ما عقیمند
تو بوده ای بی‌آنکه غیبت کرده باشی!

* نغمه مستشار نظامی

مرگ همکار


ادامه نوشته