اولين روز دبستان بازگرد

اولين روز دبستان بازگرد
کودکي ها ی شاد و خندان باز گرد
باز گرد اي خاطرات کودکي
بر سوار اسب هاي چوبکي

اولين روز دبستان بازگرد
کودکي ها ی شاد و خندان باز گرد
باز گرد اي خاطرات کودکي
بر سوار اسب هاي چوبکي
این نوشتار گزارشی است اجمالی از مناظره انتقادی آقای حائری یزدی و آیت الله جوادی آملی درباره ولایت فقیه. در ابتدا، آقای آملی به بررسی مبانی ولایت فقیه پرداخته است و برای اثبات آن این گونه استدلال میکند که کاملترین و برجستهترین کمال برای انسان، عبودیت و بندگی خداند است و چون خود انسان در این مسیر اطلاع کاملی ندارد، باید خداوند او را راهنمایی کند؛ چون تنها اوست که عالم مطلق است و بر همه شئون جهان و آدمی آگاه است.
پس غیر خدا هر که و هر چه هست، مولای حقیقی یا ولی حقیقی نیست تا بگوییم خدا اولا و بالاصالـﺔ ولی و مولاست و غیر خدا مثلا انبیا و اولیا ثانی و بالتبع ولی و مولایاند.
وقتی معلوم شود که ولایت انبیا و اولیا و ائمه حقیقی نیست، ولایت فقیه هم روشن میشود. پس با توجه به آیات قرآنی چون «إنَّما وَلِیُّکُمُ اللهُ وَ رَسُولُهُ وَ...» یا «أمِ اتَّخَذُوا مِن دُونِهِ أولِیاءَ فَاللهُ هُوَ الوَلِیُّ» معلوم میشود ولایت رسول و معصومان و اولیا، عِدل ولایت الله نیست و چون ولایت منحصر در اوست، ولایت آنها بالعرض است نه بالتبع.
قرآن مرز (زمان و مكان ) را در هم شكسته و مافوق زمان و مكان قرار گرفته است ، به خاطر اینكه معجزات پیامبران گذشته و حتى معجزات خود پیامبر اسلام غیر از قرآن ، روى نوار معینى از زمان ، و در نقطه مشخصى از مكان و در برابر عده خاصى صورت گرفته است ، سخن گفتن نوزاد مریم (علیهاالسلام ) و زنده كردن مردگان و مانند آن بوسیله مسیح (علیه السلام ) در زمان و مكان و در برابر اشخاص معینى بوده و چنانكه مى دانیم ، امورى كه رنگ زمان و مكان به خود گرفته باشند، به همان نسبت كه از آنها دورتر شویم ، كم رنگتر جلوه مى كنند، و این از خواص امور زمانى است .
ولى قرآن ، بستگى به زمان و مكان ندارد همچنان به همان قیافه اى كه 1400 سال قبل در محیط تاریك حجاز تجلى كرد، امروز بر ما تجلى مى كند بلكه گذشت زمان و پیشرفت علم و دانش به ما امكاناتى داده كه بتوانیم استفاده بیشترى از آن نسبت به مردم اعصار گذشته بنمائیم ، پیدا است هر چه رنگ زمان و مكان به خود نگیرد تا ابد و در سراسر جهان پیش خواهد رفت ، بدیهى است كه یك دین جهانى و جاودانى باید یك سند حقانیت جهانى و جاودانى هم در اختیار داشته باشد.
ضمن تبریک عیدسعیدفطر به محضرمقدس امام عصر-ارواحناله الفدا-؛همکاران ستوده وارجمندم دروبلاگ وزین وارزشمنداندیشه،وتمامی خوانندگان مطالب آن، توجه شمارابه ادامه مطلب جلب می نمایم.
التماس دعا/
بقاياي تاريخي همواره مورد توجه ملل مختلف بوده و به فرهنگ و تاريخ غنا بخشيده و در جلب گردشگر و توجه جهاني نيز مؤثر است. غار کهف از جمله اماکن مورد توجهي است که کشورهاي مختلف هر نشانهاي را مبناي انتساب به اصحاب کهف ميدانند.

اصحاب کهف، در قصص قرآنى نام گروهى از مؤمنان است که از ستم پادشاهى مشرک به غاري پناه بردند و ساليانى دراز به خوابى عميق رفته و سپس بيدار شدند.
داستان اين گروه، با اشاراتى کوتاه در آيات 9 تا 26 سوره
کهف يعني در 27 آيه تشريح شده است.
حسد گاهی ثمره تفاوت سنی میان فرزندان یک خانواده است. بچه خردسال به هر مزایایی که طفل بزرگ از آنها برخوردار است، حسادت میورزد و بچه بزرگتر از محبت و مواظبتی که به بچه کوچکتر میشود بدش میآید. تبعیض پدر و مادر و علت دیگر حسد کودکان است. والدین بدون اینکه آگاه باشند به فرزندان زیبا ، خونگرم و با استعداد بیشتر مهر میورزند و این باعث حسد فرزندانی میشود که چنین نیستند.
حسین شمس
محسن جوادی
چكيده
پرسش از وجود خدا از بنيادي ترین پرسش ها و دغدغه ها ی فکری بشر بوده است. از رهگذر تلاش انديشمندان برهان های زيادي در اثبات وجود خدا سامان يافته كه يكي از استوارترین و مهم ترین آنها برهان وجوب و امكان است. این برهان بطور گسترده ای در میان فیلسوفان اسلامی و غربی مورد پذیرش واقع شده و از آن تقريرهاي متعددی ارایه گردیده است. تقریر ابن سینا كه صورت تفصيلي آن در كتاب اشارات و تنبیهات آمده است، یکی از تأثیرگذارترین آنهاست که در اين مقاله رهیافت او در ارایه اين برهان مورد بررسی وتحلیل قرار گرفته و قوت و اعتبار آن مورد تأکید قرار می گیرد. این تقریر کامل ترین شیوه ای است که برای برهان وجوب و امکان ارایه شده و اساس بسياري از تقرير هاي ديگر است.
کلید واژه
ابن سینا، وجوب، امکان ،علیّت، برهان صدیقین
برای مطالعه اصل مقاله به فصلنامه علمی و پژوهشی فلسفه دین، دانشگاه تهران(پردیس قم)، سال ششم، شماره چهارم، زمستان 1388، مراجعه کنید.
نشانی دفتر مجله:قم-بلوار دانشگاه (جاده قدیم تهران) صندوق پستی 357، کد پستی:371811746
تلفن و نمابر:6166312-6166295-0251
پست الکترونیکی: Emil: sch.journals@ut.ac.ir
صلوات: از صلو گرفته شده مفردش صلاة به معنای دعا، نماز،رحمت، بخشایش، معبد یهودیها می باشد.
خدای تبارک و تعالی در سوره احزاب فرمود:
«إِنَّ اللَّهَ وَ مَلائِکَتَهُ یُصَلُّونَ عَلَی النَّبِیِّ یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا صَلُّوا عَلَیْهِ وَ سَلِّمُوا تَسْلِیماً»
(آیه 56 سوره احزاب)
خدا و فرشتگان بر پیامبر درود می فرستند، ای کسانی که ایمان آورده اید بر او درود بفرستید و تحیت و سلام کنیدو تسلیم فرمانش باشید.
و رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله فرمود :هر کس یک بار بر من صلوات فرستد بر وی خدا ده بارصلوات فرستد و هر کس ده بار بر من صلوات فرستد بر وی خدا صد بارصلوات فرستد و هر کس صد بار بر من صلوات فرستد بر وی خدا هزار بارصلوات فرستد و خدا هرگز او را در دوزخ عذاب نکند.
(کاشف الاستار در ترجمه جامع الاخبار، ص: 85 و 86 - فصل سیّم در فضیلت صلوات بر نبی صلی اللَّه علیه و آله)
از نظر قرآن:
آنچه از قرآن در اين رابطه به طور قطع مي توان فهميد اين است كه شب قدر قطعاً در ماه مبارك رمضان واقع شده و اما اينكه كدام يك از شبهاي آن است، قرآن دلالتي بر آن ندارد.[1]
از نظر حدیث و سنت:
(سنت در نزد اهل تسنن به قول، فعل و تقرير پيامبر اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ اطلاق شده و در نظر شيعه علاوه بر آن، شامل امامان معصوم ـ عليهم السّلام ـ نيز مي شود. بعد از رحلت نبي اكرم ـ صلّي الله عليه و آله ـ نقل و كتابت احاديث و روايات از طرف خليفة اول ممنوع گرديد. و اين منع حديث تا زمان خلافت عمر بن عبدالعزيز (99 هجري) ادامه داشت. اين مسئله باعث ضربة جبران ناپذيري به احاديث خصوصاً احاديث اهل تسنن گرديد. به موجب اين امر سلسلة اسناد روايات اهل تسنن از بين رفت و از ارزش حديث كاسته شد و از طرفي احاديث ساختگي زيادي نيز به همين خاطر وارد جوامع حديثي اهل تسنن گرديد. ولي خوشبختانه جوامع حديثي شيعه به خاطر عدم پيروي از اين منع، و وجود جانشينان به حق كه علوم خود را از ايشان مي گرفتند از اين ضايعات مصون ماند. اين امر موجب اختلافات زيادي در جزئيات و بسياري از مسائل گرديد. ولي از آنجا كه شيعه احاديث خود را از اهل بيت مي گيرند و همواره در مشكلات، سخنان اين بزرگواران چاره ساز بوده فلذا مشكل چنداني ندارند.)
احاديث زيادي در مورد تعيين شب قدر وارد شده و در بعضي از اين احاديث، شبهاي 19 و 21 و 23 به عنوان شب قدر معرفي و بيان شده که يكي از اينها شب قدر است.[2] در برخي ديگر، 21 و 23 به عنوان شب قدر معرفي شده است.[3] بعضي از روايات به صراحت شب 23 را به عنوان شب قدر معرفي و آن را افضل از همة شبهاي 19 و 21 دانسته اند.[4] در بعضي از احاديث، از امام پرسيده اند كدامين از 2 شب 21 و 23 قدر است؟ امام تعيين نكرده اند و فرموده اند: چه مي شود بر تو اگر در هر دو شب خير انجام دهي؟[5] و...
برخی گمان کرده اند که شبهاي 19 و 21 به خاطر حضرت علي ـ عليه السّلام ـبه عنوان شب قدر مطرح شده اندُ در حالی این دو شب به عنوان احتمال شب قدر بودن در لسان روايات ذكر شده، نه به خاطر حضرت علي ـ عليه السّلام ـ هر چند فضل اين دو شب به خاطر قرار گرفتن شهادت حضرت در آن دو قطعاً بيشتر شده است.
بنابراين شبهايي كه احتمال قدر در آنها داده مي شد و يكي از آنها قطعاً شب قدر است، به ترتيب افضليت عبارتند از: شب 19، 21 و 23 كه شب 23 افضل از دو شب ديگر بوده و بلكه طبق تصريح بعضي از احاديث، شب قدر همين شب است و مي دانيم كه در تمام طول سال شبي به فضليت شب قدر نمي رسد. بنابراين 23 از شب 27 و از تمام شبها افضل خواهد بود.
نتيجه
1. نظر شيعه در مورد شب قدر و تعيين آن مشخص بوده و چون از ائمه ـ عليهم السّلام ـ يعني وارثان علم پيامبر به ما رسيده قطعاً صحيح مي باشد.
2. شبهاي 19 و 21 نيز طبق بعضي روايات احتمال شب قدر بودن داده مي شود.
3. شب 23 از تمام شبها افضل است.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1. مستدرك الوسائل، محدث نوري، ج 7، باب تعيين ليلة القدر.
2. علامه طباطبايي، تفسير الميزان، ج20، ص 561.
3. مکارم شيرازي، تفسير نمونه، ج27، ذيل سوره قدر.
4. دعائم الاسلام، نعمان بن محمد تميمي مغربي، ج1.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . ر. ك: طباطبايي، سيد محمد حسين، ترجمه تفسير الميزان، مترجم سيد محمد باقر موسوي، دفتر انتشارات اسلامي، ج 20، ص 561.
[2] . ر. ك: كليني، الكافي، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1365، هـ . ش، چاپ چهارم، ج 4،ص 158، ح 8. وسائل الشيعه ، حر عاملي، مؤسسة آل البيت، چاپ اول،ج 10.
[3] . ر. ك: كافي، ج 3، ص 40 و ج 4، ص 154، مجلسي، بحارالانوار، بيروت، مؤسسة الوفاء، 1404 هـ ق، ج 94، ص 2 و 8.
[4] . ر. ك: بحارالانوار، ج 94، سيد بن طاووس، اقبال الاعمال، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1365 هـ ش، چاپ دوم، ص 190.
[5] . ر. ك: طوسي، التهذيب، دارالكتب الاسلاميه، 1365 هـ ش، چاپ چهارم، ج 3،ص 58.
ادله اى كه نقش انسان را در مقدرات شب قدر ثابت مى كند:
۱- حالات و دريافت هاى شخصى
كسانى كه اهل دعا و راز و نياز و اهل شب قدر هستند، نقش خويش را در شب قدر به خوبى دريافته اند. گاهى اين حالات آن چنان ژرف و تاثيرگذار است كه تا شب قدر آينده و بلكه تا آخر عمر، در همه افكار، اخلاق، كردار و رفتار شخص رخنه كرده و آن را در يك خط و سير معنوى قرار مى دهد. ديگرانى هم كه به اين حد از معنويت راه پيدا نمى كنند، به فراخور حال خود از مجالس و محافل و شب زنده داریهای شب قدر بهره بردارى كرده و فيض معنوى مى برند. ريشه اصلى اين دگرگونى ها و حالات، به خود افراد بر مى گردد و اينكه تا چه حد خود را آماده بهره بردارى از بركات شب قدر و فضيلت هاى آن كرده باشند. اگر معنوياتى كه در شب قدر نصيب انسان شده و در زندگى آن ها تحولى آفريده، هيچ ارتباطى با آنان نداشته باشد و تنها به خدا و فرشتگان و نويسندگان مربوط باشد كه هر چه بخواهند، براى هر كس بدون ملاحظه حالاتش تقدير كنند در اين صورت مقتضاى حكمت و مصلحت اين است كه يا به هيچ كس هيچ ندهند و يا آنچه مى دهند، به همه يكسان و على السويه بدهند؛ در حالى كه ما مى دانيم همه بركات خداوندى در شب قدر براى بندگان سرازير مى گردد و با اختلاف و تفاوت به آنان داده مى شود؛ پس نتيجه مى گيريم تنها دليل اين تفاوت، كارها و اعمال و ميزان تلاش خود بندگان است و بس. نتيجه اينكه يكى از راه هاى رسيدن به اينكه آيا افراد در مقدرات منتخب قدر، صاحب نقش هستند يا نه، اين است كه ببينيم چه اندازه دگرگونى در همين شب با بركت در آنان ايجاد گشته است.
به تـــــو كه مي انديشم جز غرق شدن در بي كرانگي روحت ،
حجم وسيعي از بخشش و مهرباني تمام وجودم را احاطه مي كند و
ناخودآگاه بغضي غريب به سراغم مي آيد ؛ بغضي آكنده از بوي
غربت
مظلومانه تـــــو... ![]()
![]()
![]()
به تـــــو كه مي انديشم در فلسفه ي ميلادت، در نيمه اين مهماني بزرگ
گيج مي شوم ؛ بي گمان تـــــو پاداش مهرورزی های بیکران اين چند
روزه اي...
چشم هایم فرش راهت باد!...
میلادت غرق نوروروشنی!

نام امام دوم، حسن است و این نام از طرف پروردگار عالم به ایشان عنایت شده است. از امام سجاد علیه السلام روایت است كه چون حضرت مجتبی علیه السلام به دنیا آمد، جبرییل بر پیامبر اكرم نازل شد و از طرف حق تعالی گفت: چون منزلت امیرالمؤمنین نسبت به تو به منزله هارون نسبت به موسی است و اسم پسر هارون حسن بوده است، پس اسم او را حسن بگذارید. روایت منزلت روایتی است مشهور میان علمای اسلام، زیرا از طریق عامه و خاصه با سندهای متعددی از رسول اكرم روایت شده است كه مكرراً فرمودهاند: یا علی انت منی بمنزلة هارون من موسی الا انه لا نبی بعدی؛ «تو نسبت به من همچون هارونی نسبت به موسی، جز آن كه پس از من پیامبری نخواهد آمد.» یعنی همچنان كه هارون در غیبت موسی، خلیفه موسی بود تو نیز خلیفه منی و فقط تفاوت در این است كه پس از موسی پیامبرانی آمدند، ولی پس از من پیامبری نخواهد آمد.
مشهورترین كنیه آن بزرگوار ابومحمّد، و مشهورترین القاب ایشان مجتبی و سبط اكبر است. آن بزرگوار چهل و هفت سال عمر كردند زیرا ولادت آن بزرگوار شب نیمه رمضان المبارك سال سوم هجرت بود. آن حضرت هفت سال با جدّ بزرگوارش، و بعد از آن سی سال با پدر بزرگوارش زندگی كرد. ایشان ده سال امامت كردند.
معاویه وقاحت را به جایی رساند كه برای امتحان مردم، روز چهارشنبه، نماز جمعه خواند كسی هم اعتراض نكرد كه امروز چهارشنبه است و نماز جمعه چه معنی دارد.
امام حسن علیه السلام از هر جهت حسن است. جدّی چون رسول اكرم صلی الله علیه و آله داشت، و پدری چون امیرالمؤمنین، و مادری چون زهرای مرضیه. اگر از همه قوانین مؤثر در تشكیل شخصیت كودك مثل قانون وراثت بگذریم، برداشت فرزند از گفتار و كردار پدر و مادر را نمیتوانیم انكار كنیم. وقتی جدّی چون رسول اكرم به قدری عبادت كند كه پاهای مبارك او متورم شود و آیه "طه ما انزلنا علیك القرآن لتشقی"(1) ؛ پیامبر ما بر تو قرآن را نازل نكردیم تا به مشقّت بیفتی" در حق وی نازل گردد، سبطی چون حسن تربیت میشود كه بیشتر از بیست بار پیاده به مكه میرود و در بعضی از سفرها، پاهای مبارك آن حضرت متورم میشود. هنگامی كه پدری چون امیرالمؤمنین علیه السلام در دل شب در وسط میدان سجّاده بیندازد و تكبیرها از او شنیده شود و از ترس و ابهت پروردگار عالم بنالد، پسری چون حسن تربیت میشود كه موقع وضو گرفتن بدنش میلرزد و وقتی وارد مسجد میشود با تضرع میگوید: الهی ضیفك ببابك یا محسن قد اتاك المسئ فتجاور عن قبیح عندی بجمیل ما عندك یا كریم؛
«ای خدا مهمان تو در خانهات آمده است، ای نیكوكار، گنهكار به در خانه تو آمده، ای كریم به خوبی خود از زشتی او بگذر.»
وقتی پدری چون امیرالمؤمنین بیست و پنج سال برای مصالح اسلام صبر كند و با دیگران بسازد، و چون كسی كه خاری در چشم او و استخوانی در گلوی او باشد در این جهان زندگی كند، فرزندی چون حسن خواهد داشت كه ده سال برای مصالح اسلام صبر میكند و با معاویه مدارا مینماید.