راه حل های مساله شرور در عالم هستی

مسئلة شر، یکی از کهن‌ترین مسائلی است که اندیشه آدمی را به خود مشغول داشته است. از آن زمان که انسان پا به عرصه خاک گذاشت، خویشتن را هم‌آغوش رنج و رنجوری یافت و همراه با شیرینی لذت و کامیابى، تلخی محنت و ناکامی را چشید. در نتیجه به زودی دانست که حیات آکنده از نیکی و نیالوده به شر و بدى، آرزویی دست‌نیافتنی است.

مواجهه آدمی با رویه دردآلود و اندوهبار زندگی و رویارویی او با مصیبتها و فلاکتهای آن، مانند: نقص عضو، درد، فقر، گرفتار آمدن به بلا، ظلم‌دیدن از ستمگران، دزدى، فحشا، مرگ، بیمارى، تبعیض، مصیبت، وجود شیطان، در معرض انواع بدبختیها قرار گرفتن و‌... پرسشهایی را فرا روی ذهن جستجوگر او قرار می‌داد؛ پرسشهایی که امروزه پس از گذشت هزاران سال، هنوز تازه و جدیدند. برخی از این سؤالات عبارت‌اند از:

حقیقت اموری که در نظر ما در زمره شر و یا خیر قرار می‌گیرد، چیست؟ آیا وجود شرور با اعتقاد به اوصافی همچون خیرخواهى، قدرت و علم مطلق الهی ناسازگار است؟ در وهله اول به نظر می‌رسد که مسئله شر، یکی از صفات سه‌گانه مذکور را به چالش می‌طلبد؛ زیرا خدای ادیان، پروردگاری است که هم عالم و قادر مطلق است و هم کاملاً خیرخواه؛ ولی آنچه در عالم خارج اتفاق می‌افتد، به ظاهر خلاف این را ثابت می‌کند.

ادامه نوشته

فلسفه بودایی

تولد و جواني‌
سيدارته‌ گوتمه‌ (1) ، يا «بودا»، با طالس‌، انكسيماندر، فيثاغورث‌ و لائودزه‌ (2) (فيلسوف‌ چيني‌) همزمان‌ بود، و شايد در 563 پ‌. م‌ به‌ جهان‌ آمده‌ باشد. اين‌ تاريخ‌ را از گزارشهاي‌ زندگاني‌ امپراطور هند، آشوكا، (3) كه‌ كم‌ يا بيش‌ دست‌ نخورده‌ مانده‌ حساب‌ كرده‌اند. بنابر يك‌ تاريخ‌ تقويم‌ سيلاني‌، آشوكا 218 سال‌ پس‌ از مرگ‌ بوداي‌ هشتاد ساله‌ تاجگذاري‌ كرد، بنابراين‌ گوتمه‌ در 624 پ‌. م‌. زاييده‌ شده‌ و در 544 پ‌. م‌. درگذشته‌ است‌.
كتابهاي‌ «كانون‌ پالي‌» (4) اطلاعات‌ قابل‌ اعتمادي‌ درباره‌ي‌ سالهاي‌ آخر زندگاني‌ گوتمه‌ به‌ دست‌ مي‌دهند. اما، آنچه‌ از جوانيش‌ مي‌دانيم‌ از متنها و تفسيرهاي‌ دوره‌هاي‌ بعد پيدا شده‌ است‌، كه‌ بايد هسته‌ي‌ تاريخي‌ آن‌ را از انبوه‌ افسانه‌هاي‌ به‌ هم‌ آميخته‌ جدا كرد. (شومان‌، آيين‌ بودا، 1375، ص‌ 12). افسانه‌ها درباره‌ تولد بودا چه‌ مي‌گويند؟
در افسانه‌ها آمده‌ است‌ كه‌ پيش‌ از آنكه‌ بودا در اين‌ جهان‌ ظاهر شود، «بودي‌ سَتْوهَ»اي‌ (بوداي‌ بالقوه‌) بوده‌ است‌ كه‌ در آسمان‌ معروف‌ «توشيتَهْ» (5) مي‌زيسته‌ است‌. خدايان‌ او را مأمور ساختند تا ظاهر شود و بر گسستن‌ زنجير اسارت‌ همت‌ بگمارد. بوداي‌ آينده‌ پدر و مادر و خانواده‌ي‌ نجيبي‌ را كه‌ مي‌بايستي‌ در آن‌ به‌ دنيا آيد و بزرگ‌ شود برگزيد. مادر آينده‌ او «مهامايا» همسر پادشاه‌ «شاكياها» شبي‌ به‌ خواب‌ ديد كه‌ فيل‌ سفيد و باشكوهي‌ از آسمان‌ پايين‌ آمده‌ و در بطنش‌ جاي‌ گرفته‌ است‌. منجّمين‌ شاه‌ در تعبير اين‌ رؤيا متفق‌الا´راء گفتند كه‌ ملكه‌، فرزندي‌ در بطن‌ دارد كه‌ يا به‌ مقام‌ فرمانروايي‌ جهان‌ خواهد رسيد و يا خانه‌ و دنيا را ترك‌ گفته‌ و بودا خواهد شد. (شايگان‌، اديان‌ و مكتبهاي‌ فلسفي‌ هند، 1375، ص‌ 133)
بنابر همان‌ نوشته‌هاي‌ كانون‌ پالي‌، مايا - مادر سيدارتَهْ - از خانه‌ي‌ شوهرش‌ در كپيله‌ وَتُّو (6) به‌ راه‌ افتاد تا فرزندي‌ را كه‌ در شكم‌ داشت‌ در ميان‌ خانواده‌ي‌ خود به‌ جهان‌ آورد. اما بين‌ راه‌ دردش‌ گرفت‌ و در نزديك‌ روستاي‌ لُومْبيني‌ پسري‌ زاييد. مادر و نوزاد را به‌ كَپيلَه‌ وتّو باز گرداندند و يك‌ هفته‌ پس‌ از آن‌ مادر در آنجا درگذشت‌. سوُدودَنَه‌، (7) پدر نوزاد، پسرش‌ را به‌ مَهاپَجاپَتي‌ (8) مي‌سپارد. اين‌ زن‌ كه‌ نوزاد را با محبت‌ بزرگ‌ كرده‌، خواهر همسر از دست‌ رفته‌ي‌ سودودنه‌ است‌ كه‌ خود اكنون‌ همسر او شده‌ است‌.
نام‌ خانواده‌ي‌ بوداي‌ آينده‌، گوتمه‌ است‌، از طايفه‌ي‌ سَكْيَه‌، و از طبقه‌ي‌ جنگاوران‌. سودودنه‌، زميندار بزرگ‌، در زمان‌ تولد پسرش‌ فرمانرواي‌ (9) قلمروي‌ در سرزمين‌ كوسَلَه‌ (10) بود. سيدراته‌ به‌ روزگار جواني‌ فارغ‌ از غم‌ نان‌ بود. منطقه‌ي‌ پيرامون‌ كَپيلَهْوَتّو حاصلخيز بوده‌، به‌ خصوص‌ براي‌ شالي‌، و براي‌ ساكنانش‌ زندگي‌ خوبي‌ فراهم‌ مي‌كرد. چشم‌اندازش‌ نيز افسون‌ كننده‌ است‌. در حالي‌ كه‌ جاي‌ جاي‌ دسته‌هاي‌ پراكنده‌ي‌ درختان‌ بر دشت‌ پوشيده‌ از كشتزار سايه‌ مي‌گسترد.
تربيت‌ سيدارْتَهْ، كه‌ گويا شامل‌ خواندن‌ و نوشتن‌ نبود، موافق‌ سنّت‌ طبقه‌ي‌ بزرگان‌ هند باستان‌ بود. در شانزده‌ سالگي‌ ازدواج‌ كرد و در بيست‌ و نه‌ سالگي‌ صاحب‌ پسري‌ به‌ نام‌ راهولَه‌ (11) شد. در همان‌ سال‌ حالش‌ از بنياد دگرگون‌ شد كه‌ او خود بعدها آن‌ را براي‌ رهروانش‌ چنين‌ باز مي‌گويد:
«پيش‌ از اين‌ من‌ نيز، كه‌ خود دستخوش‌ تولد بودم‌، چيزي‌ را مي‌جستم‌ كه‌ [ آن‌ نيز خود ] دستخوش‌ تولد، دستخوش‌ پيري‌، و بيماري‌، مرگ‌، اندوه‌، و آلودگي‌ بود، درست‌ چيزي‌ را مي‌جستم‌ كه‌ خود دستخوش‌ [ اين‌ چيزها ] بود. سپس‌... دريافتم‌ كه‌ من‌...، كه‌ دستخوش‌ [ اين‌ چيزها ] هستم‌ چرا [ بايد ] درست‌ چيزي‌ را جستجو كنم‌ كه‌ آن‌ نيز خود دستخوش‌ [ اين‌ چيزها ] است‌؟ آيا من‌، پس‌ از آنكه‌ رنج‌ را در تولد [ و چيزهاي‌ ديگر ] شناختم‌، نبايد (چيزي‌ را) جستجو كنم‌ كه‌ زاييده‌ نشده‌، بدون‌ پيري‌، بدون‌ بيماري‌، بي‌مرگ‌، بي‌اندوه‌، نيالوده‌، و بي‌برتر است‌، يعني‌ [ «نيروانه‌» را؟ اندكي‌ پس‌ از آن‌، ] من‌ كه‌ [ جوان‌ ] [بودم‌ ] ، موي‌ سر و ريشم‌ را ستردم‌ (و) جامه‌هاي‌ زرد پوشيدم‌، و به‌ خلاف‌ رضاي‌ پدر و مادر اشكبارم‌، از خانه‌ به‌ بي‌خانگي‌ رفتم‌». ( M 26، I ص‌163)
همچنين‌ مي‌گويد كه‌ شاگرد آموزگاري‌ شد. چيزي‌ نگذشت‌ كه‌ تعليم‌ اومه‌ را فهميد، اما دريافت‌ كه‌ اين‌ تعليم‌ او را به‌ رهايي‌ نمي‌برد. با آموزگار دومش‌ نيز چنين‌ تجربه‌اي‌ داشت‌. پس‌، از او نيز رو گرداند و پرسه‌ گردي‌ آغاز كرد. (شومان‌، آيين‌ بودا، 1375، ص‌ 15).

ادامه نوشته

تاثیرات روحی وجسمی نماز

ادامه نوشته

آثارنماز

نماز دارای ابعاد گوناگون و ژرفایی بس عمیق است که با دو سه گام پیمودن ، محیط واطراف آن طی نمی شود و تمام گوهرهای آن صید نمی شود بلکه همه  عارفان وعامیان بطور مکرر باید درباره نماز فکرکنند و هر کس به اندازه ی وسع و تلاش خود به بخشی از معارف نماز و اسرار آن دست یابد.نماز یک نیاز اساسی انسان است و دارای آثارفردی و اجتماعی و هم چنین برکات  بسیاری می باشد و ترک آن دارای اثرات زیانبار بسیاری می باشد .نماز حقیقی موجب نجات کلی و همه جانبه است . انسان را آفتها ،آسیبها و فرجامهای ناگوار رهامی سازد و باب رحمت یزدان را به رویش می گشاید.

ادامه نوشته

نماز استغاثه به حضرت زهرا سلام الله علیها

شهادت بضعة الرسول حضرت صديقة طاهره فاطمة الزهرا سلام الله علیهاتسليت باد

 

از امام صادق علیه‏السلام روایت شده:

هرگاه حاجتى داشتید كه نسبت به آن بسیار در سختى قرار گرفته‏اید، دو ركعت نماز گذارده، پس از نماز سه بارتكبیر گفته، آنگاه تسبیح حضرت زهرا علیهاالسلام را بگوید، سپس سجده كرده وصد بار بگو:

یا مَوْلاتى فاطِمِةُ،اَغیثینى.

آنگاه گونه راستت را بر زمین قرار ده و همین ذكر را تكرار كن، آنگاه دوباره سجده كن و صد و ده بار آنرا بگو، و حاجتت را ذكر كن، خداوند حاجتت را برآورد.

ادامه نوشته

نمونه هایی از جهاد اقتصادی در سیره حضرت زهرا سلام الله علیها

1. در اسلام، نفقه زن (یعنی تأمین مسائل اقتصادی زن) برعهده شوهر اوست. بنابراین یكی از محل‌های بروز جهاد اقتصادی حضرت، نحوه مطالبه وی از شوهر است كه سعی می‌كند با سخت گرفتن بر خود كوچك‌ترین فشاری بر همسرش نیاید. از امام باقر علیه‌السلام نقل شده است كه: «حضرت فاطمه(س) كارهای خانه و آرد كردن گندم و نان پختن و جارو كردن را عهده‌دار شد و حضرت علی(ع) آنچه به بیرون خانه مربوط بود، مانند جابه‌جا كردن هیزم و آوردن گندم. روزی به حضرت زهرا(س) گفت: آیا در خانه چیزی [برای خوردن] داریم؟ حضرت فرمود: قسم به خدایی كه حق تو را عظیم داشت، سه روز است كه چیزی نداریم تا برایت بیاورم. امیرالمؤمنین(ع) فرمود: پس چرا مرا خبر نكردی؟ فرمود: پیامبر(ص) از این‌كه از تو چیزی بخواهم مرا برحذر داشت و فرمود: از پسرعمویت چیزی نخواه مگر این‌كه خودش برایت بیاورد...» (بحار‌الانوار، ج43، ص31)

 

ادامه نوشته

علم چيست ؟

امام صادق عليه‏السلام :
جاءَ رَجُلٌ إلى رَسولِ اللّه صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم فقالَ : يا رسولَ اللّه ، ما العِلمُ ؟ قالَ : الإنصاتُ ، قالَ : ثُمَّ مَه ؟ قالَ : الاستِماعُ ، قالَ : ثُمَّ مَه ؟ قالَ : الحِفظُ ، قالَ : ثُمَّ مَه ؟ قالَ : العَمَلُ بهِ ، قالَ : ثُمَّ مَه يارَسولَ اللّه ؟ قالَ : نَشرُهُ ؛
مردى‏خدمت رسول‏خدا صلى‏ الله ‏عليه و ‏آله و سلّم آمد و عرض كرد : اى رسول خدا ! علم چيست ؟ فرمودند: خاموشى . عرض كرد : سپس چه ؟ فرمودند: گوش سپردن . عرض كرد : ديگر چه ؟ فرمودند: حفظ و مراقبت . عرض كرد : آن گاه چه ؟ فرمودند: به كار بستن آن . عرض كرد : سپس چه اى رسول خدا ؟ فرمودند: انتشار دادن آن .
الكافي : 1 / 48 / 4 منتخب ميزان الحكمة : 404

امام صادق عليه‏السلام :

لَيسَ العِلمُ بِالتَّعَلُّمِ ،إنَّما هُوَ نورٌ يَقَعُ في قَلبِ مَن يُريدُ اللّه‏ُ تَبارَكَ وتَعالى أن يَهدِيَهُ ، فإن أرَدتَ العِلمَ فَاطلُب أوَّلاً في نَفسِكَ حَقيقَةَ العُبودِيَّةِ ، وَاطلُبِ العِلمَ بِاستِعمالِهِ ، وَاستَفهِمِ اللّه‏ يُفهِمْكَ ؛
دانش به آموختن نيست ، بلكه نورى است كه در دل هر كس كه خداوند تبارك و تعالى بخواهد هدايتش كند ، مى‏افتد . بنابراين ، اگر خواهان دانش هستى ، نخست حقيقت عبوديت را در جان خودت جويا شو و دانش را از طريق به كار بستن آن بجوى و از خداوند فهم و دانايى بخواه تا تو را فهم و دانايى دهد .

بحار الأنوار : 1 / 225 / 17 منتخب ميزان الحكمة : 404

 

حقّ استاد

 

امام سجّاد عليه‏السلام :
حقّ استاد تو اين است كه به او احترام گذارى ، محضرش را موقّر دارى ، با دقت به سخنانش گوش بسپارى ، رويت به او باشد و به او توجّه نمايى ، صدايت را بر او بلند نكنى ، هر گاه كسى از او سؤالى كند تو جواب ندهى ، بلكه بگذارى خودش جواب دهد . در محضر او با كسى سخن نگويى ، در حضور او از كسى غيبت نكنى ، اگر پيش تو از او بد گويى شود ، از وى دفاع كنى . عيبهايش را بپوشانى ، خوبيها و صفات نيكش را آشكار سازى ، با دشمن او همنشينى نكنى و با دوستش دشمنى نورزى . هرگاه اين كارها را كردى ، فرشتگان خدا درباره‏ات گواهى دهند كه تو براى رضاى خداوند جلّ اسمه ، نه براى مردم ، نزد آن استاد رفته‏اى و دانش او را فراگرفته‏اى .
الخصال : 567 / 1 منتخب ميزان الحكمة : 400

امام على عليه‏السلام :
از جمله حقوق شـخـص دانشمند بر تو اين است كه (هر گاه در ميان جمعى بود) بر همگان سلام كنى و به او نيز اختصاصا سلام گويى ، روبه‏رويش بنشينى ، در حضور او با دست و چشم و ابرو اشاره نكنى ، در مخالفت با نظر او نگويى : «فلانى چنين گفته است» . نزد او از كسى غيبت نكنى ، در مجلسش درگوشى صحبت نكنى ، جامه‏اش را نگيرى ، اگر خسته بود ، در سؤال كردن اصرار نورزى . از طول مجالسش به تنگ نيايى ؛ زيرا حكايت همنشينى با او حكايت درخت خرمايى است كه انتظار مى‏كشى تا كى از آن چيزى براى تو بيفتد .

كنزالعمّال : 29363 ، منتخب ميزان الحكمة : 400

 

 

نادان کیست؟

امام على عليه‏السلام :

نادان، كسى است كه خود را به آنچه نمى‏داند دانا شمارد و به رأى و نظر خود بسنده كند و پيوسته از دانشمندان دورى كند و از آنان عيب و ايراد گيرد و مخالفان خود را بر خطا داند و آنچه را نفهميده ، گمراه كننده شمارد . هرگاه به مطلبى برخورد كه آن را نمى‏داند . منكرش شود و آن را دروغ شمارد و از روى نادانى خود گويد : من چنين چيزى را نمى‏شناسم و فكر نمى‏كنم كه وجود داشته و گمان نمى‏كنم وجود داشته باشد و كجا چنين چيزى است ؟ و اين از آن روست كه به نظر و رأى خود اعتماد دارد و از نادانى خود بى‏خبر است ! ازاين ‏رو به ‏سبب‏ نادانى خويش پيوسته از جهل بهره‏مند شود و حقّ را انكار كند و در نادانى سرگشته ماند و از طلب دانش تكبر ورزد.
تحف العقول : 73 منتخب ميزان الحكمة : 118

امام على عليه‏السلام :
لا تَـرى الجاهـِلَ إلاّ مُفْرِطـا أو مُفَرِّطـا؛

هرگز نادانى را نمى‏يابى جز آن كه (در كارهايش) يا افراط مى‏كند يا تفريط .
نهج البلاغة : الحكمة 70 منتخب ميزان الحكمة : 118

 

 

مختصری از زندگی استاد شهید

استاد شهيد آيت الله مطهري در 13 بهمن 1298 هجري شمسي در فريمان  واقع در 75 کيلومتري شهر مقدس مشهد در يک خانواده اصيل روحاني چشم به جهان مي گشايد. پس از طي دوران طفوليت به مکتبخانه رفته و به فراگيري دروس ابتدايي مي پردازد.

ادامه نوشته

بدون شرح

 

ای معلم:

 

فلسفه اخلاق

ادامه نوشته

دین پیامبراسلام پیش از بعثت


 

نظریات متعددی در باره دین پیامبر پیش از بعثت وجود دارد(1) كه مهمترین آنها عبارتند از:

1- پیامبر اسلامی به هیچ شریعتی عمل نكرده و پیرو هیچ دینی نبوده است.


2- ایشان پیرو دین مسیحیت بوده است.


3- ایشان پیرو دین حضرت ابراهیم (ع) بوده است.


4- پیروی دین خود (اسلام) بوده است.


اما نظریه نخست را نمی‏توان پذیرفت، زیرا اولاً حضرت پیش از بعثت به كارهای مختلفی از قبیل عبادات، معاملات و سایر كارها می‏پرداخته و هرگز نمی‏توان پذیرفت كه این اعمال تابع هیچ یك از شرایع و ادیان آسمانی نبوده است. علاوه بر این لازمه این قول این است كه مردم عادی متدین به دینی باشند ولی پیامبر اسلام از هیچ دینی و آیینی در كارهای روزمره خود پیروی نكند.

ادامه نوشته

آشنایی اجمالی با سوره ی هود

 این سوره در مكه نازل شده و 123 آیه است  .مشهور در میان مفسران این است كه تمام این سوره در مكه نازل شده ، و طبق نقل تاریخ القرآن ، چهل و نهمین سوره ای است كه بر پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) نازل گردید . و نیز طبق تصریح بعضی از مفسران نزول این سوره در اواخر سالهائی بود كه پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) در مكه به سر می برد یعنی بعد از مرگ ابو طالب و خدیجه و طبعا در یكی از سختترین دورانهای زندگانی پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) كه فشار دشمن و تبلیغات خشن و زهرآگینش بیش از هر زمان دیگر احساس می شد . به همین جهت در آغاز این سوره ، تعبیراتی كه جنبه دلداری و تسلی نسبت به پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) و مؤمنان دارد دیده می شود . قسمت عمده آیات سوره را سر گذشت پیامبران پیشین مخصوصا نوح كه با وجود نفرات كم بر دشمنان بسیار پیروز شدند تشكیل می دهد . ذكر این سر گذشتها هم وسیله آرامش خاطر برای پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) و مؤمنان در برابر آن انبوه دشمنان بوده ، و هم درس عبرتی برای مخالفان نیرومندشان . و به هر حال آیات این سوره ، همانند سایر سوره های مكی ، اصول معارف اسلام مخصوصا مبارزه با شرك و بت پرستی و توجیه به معاد و جهان پس از مرگ و صدق دعوت پیامبر را تشریح می كند ، و در لابلای مباحث ، تهدیدهای شدیدی نسبت به دشمنان ، و دستورهای مؤكدی در زمینه استقامت به مؤمنان ، دیده می شود . در این سوره علاوه بر حالات نوح پیامبر و مبارزات شدیدش كه مشروحاتفسیر نمونه ج: ۹ص: ۴ آمده است به سر گذشت هود و صالح و ابراهیم و لوط و موسی و مبارزات دامنه دارشان بر ضد شرك و كفر و انحراف و ستمگری اشاره شده است.

ادامه نوشته