معنای بطن قرآن

مهدی

استاد فقید آیت الله معرفت (ره)

مقدمه

بحث از ظهور پر بركت حضرت حجت(عج)، با استناد به آیات قرآنى، به مقدمه‏اى كوتاه نیاز دارد.

اگر ما خواسته باشیم این مسأله را از صریح آیات به دست آوریم، شاید خواسته‏اى بى مورد باشد. اساساً پیغمبر اكرم‏صلى الله علیه وآله از روز اول این تذكر را به عامه مسلمانان داد و فرمود: قرآن داراى ظهر است و بطن؛ «ما من القرآن آیة الاولها ظهر و بطن»

این حدیث از متواترات است، یعنى كتب حدیثى اهل سنت و شیعه اتفاق دارند این حدیث از پیغمبر اكرم‏صلى الله علیه وآله صادر شده است.

سِرّ مطلب این است كه قرآن كریم داراى دو جهت است كه باید مورد عنایت قرار گیرد.

 

مطلب اول

اول این‏كه آیات و سوره‏هاى قرآن در مناسبت‏هاى مختلف و به عنوان علاج حادثه یا واقعه‏اى نازل شده است. این موجب مى‏شود دلالت آیه نوعى وابستگى پیدا بكند با آن شأن نزول. اگر این‏طور شد، دلالت همیشگى قرآن كه پیامى جاودانى باشد، مقدارى زیر سؤال مى‏رود. لذا پیغمبر اكرم‏صلى الله علیه وآله فرمودند: عنایت شما فقط به این اسباب نزول نباشد. در پس پرده یك معناى عامى وجود دارد كه جنبه شمولى دارد و براى همیشه است. لذا ابوبصیر از امام صادق‏علیه السلام سؤال مى‏كند این كه پیغمبر اكرم‏صلى الله علیه وآله فرموده است: «ما فى القرآن آیة الاولها ظهر و بطن1یعنى چه؟ امام علیه السلام مى‏فرماید: «ظهره تنزیله و بطنه تأویله یعنى ظاهر قرآن و ظهر قرآن همان دلالتى است كه با رعایت و عنایت به شأن نزول‏ها روشن مى‏شود كه تقریباً مى‏توان نوعى مقطعى بودن و محدودیت از آن فهمید؛ ولى قرآن به این اكتفا نكرده است.

 

مطلب دوم

قرآن جنبه دوم هم دارد كه جنبه جاوید است، جاوید بودن قرآن به ظهر آن نیست آنچه بقاى قرآن را ضمانت كرده است تا پیامى همیشگى باشد، بطن قرآن است.

بطن قرآن چیست؟

درباره بطن بحث‏هاى بسیار شده است كه مقصود از بطن چیست؟ بطن معنایش خیلى ساده است؛ یعنى این‏طور نیست كه نتوان به آن پى برد. بطن آیات در اختیار ائمه‏علیهم السلام است و آن‏ها از بطن آیات آگاهى دارند؛ اما راه رسیدن به آن را به ما یاد داده‏اند. بطن آیات قرآن آن مفاهیمى است كه جنبه شمولى داشته و از قیودى كه آیه را فرا گرفته جدا شده باشد.

ادامه نوشته

ازدواج فرزندان آدم و حوا چگونه بوده است؟

در آیه‌ی اول سوره‌ی نساء آمده است که :
«یَا أَیُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِی خَلَقَكُم مِن نَفْسٍ وَاحِدَةٍ وَخَلَقَ مِنْهَا زَوْجَهَا وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِیراً وَنِسَاءً...»1
از ظاهر این آیه و آیات متعدد2 دیگر استفاده می‌شود كه مراد از «نفس واحده» آدم(ع) و مراد از «زوجها» حوا می‌باشد كه پدر و مادر نسل انسان است و همه‌ی افراد نوع انسان به این دو تن منتهی می‌شوند. و از تعبیر «وَبَثَّ مِنْهُمَا رِجَالاً كَثِیراً وَنِسَاءً» به دست می‌آید كه نسل موجود انسان، تنها به آدم و همسرش منتهی می‌شود و جز این دو نفر، هیچ كس دیگری در انتشار این نسل دخالت نداشته (نه حوری بهشتی، و نه فردی از افراد جن و نه غیر آن دو) وگرنه می‌فرمود و بث منها و من غیرهما.
بنابراین نتیجه می‌گیریم كه:
1. منظور از رجالاً كثیراً و نساءً كل بشر است و افراد بی‌واسطه مثل هابیل و قابیل و غیره و یا با واسطه مثل فرزندان هابیل و قابیل تا انسان‌های امروزی تا روز قیامت از آدم و حوا منشعب شده‌اند.
2. ازدواج در طبقه اول بعد از خلقت آدم و حوا یعنی در فرزندان بدون واسطه آنها بین خواهران و برادران بوده است یعنی دختران آدم و حوا با پسران آنها ازدواج كرده‌اند؛ چون در آن روز در تمام عالم نسل بشر منحصر در همین فرزندان بوده است و هیچ اشكالی ندارد چون مساله یك مساله تشریعی است و تشریع تنها كار خدا است او می‌تواند براساس مصلحت و ضرورت، عملی را زمانی حلال كند و در زمان دیگر براساس حكمت حرام كند.
تذكر:
تحریم ازدواج با محارم تشریعی است و تابع مصالح و مفاسد است و حكم تكوینی نیست (نظیر مستی آوردن شراب) ازدواج خواهر و برادر در روزگاری كه تجویزش باعث شیوع فحشاء و جریحه‌دار شدن عفت عمومی نمی‌شود از طرف خداوند حلال شمرده می‌شود و در روزگاری دیگر مثل روزگار ما كه باعث این محذور می‌شود تحریم می‌شود اگر سوال شود كه آیا ازدواج با محارم مخالف فطرت انسان (یعنی حرمت ذاتی داشته) است یا خیر؟
در پاسخ می‌گوییم فطرت چنین ازدواجی را صرفاً به خاطر اینكه ازدواج خواهر و برادر است نفی نمی‌كند و از آن تنفر ندارد بلكه نفی آن بخاطر شیوع فحشاء و منكرات است چون این عمل باعث می‌شود كه غریزه عفت باطل و عفت عمومی لكه‌دار گردد و واضح است كه شیوع فحشاء بوسیله ازدواج خواهر و برادر در زمانی است كه جامعه گسترده‌ای از بشر وجود داشته باشد و اما در روزگاری كه در تمام روی زمین غیر از چند پسر و دختر از یك پدر و مادر وجود ندارند و از سوی دیگر مشیت الهی تعلق گرفته كه همین چند تن را زیاد كند دیگر عنوان فحشاء بر چنین ازدواجی منطبق و صادق نیست.
در روایتی از امام سجاد(ع) حكایت شده كه در گفتگوی مرد قرشی فرمود: هابیل «بلوزا» خواهر همزای3 قابیل ازدواج كرد، و قابیل با «اقلیما» خواهر همزای هابیل ازدواج كرده است كه مرد قرشی پرسید آیا هابیل و قابیل خواهران خود را حامله كردند؟ فرمود: آری.
مرد عرضه داشت: اینكه عمل مجوسیان است، آنگاه حضرت فرمود: مجوسیان اگر این كار را می‌كنند و ما آن را باطل می‌شماریم برای این است كه بعد از تحریم خدا آن را انجام می‌دهند. آنگاه اضافه نمود: منكر این مطلب نباش برای اینكه درستی این عمل در آن روز و نادرستیش در امروز حكم خدا است كه چنین جاری شده است. مگر خدای تعالی همسر آدم را از خود او خلق نكرد؟ در عین حال می‌بینیم كه او را بر وی حلال نمود پس این حكم شریعت آن روز در مورد فرزندان آدم و خاص آنان بوده و بعد خدای تعالی حكم حرمتش را نازل فرموده است.4

1 . نساء / 1.
2 . زمر / 6 و اعراف / 27.
3 . قابیل و خواهرش دو قلو بودند و هابیل نیز با خواهش دو قلو بودند.
4 . احتجاج طبرسی، ج 2، ص 44 و بحارالانوار، ج 1، ص 226 روایاتی شبیه به این نقل می‌كند.

منبع:درگاه پاسخگویی به مسائل دینی

5دایره

افلاطون گفته روح دایره است
من دایره های روحم را کشف کردم
5 دایره دور روحم کشیدم
 
و خودم را مرکز این دایره ها قرار دادم
مگر نمی خواستم خودم را کشف کنم؟؟؟
پس مرکز آن دایره ها خودم بودم

ادامه نوشته

معنويت (گفتگو بادكتر سيدحسين نصر )

نام و جايگاه علمي دكتر سيدحسين نصر استاد فعلي مطالعات اسلامي دانشگاه جورج واشنگتن براي عموم محققان حوزه‌هاي عرفان، فلسفه و معنويت اسلامي و بويژه مباحث سنتگرايي ‌آشناست. وي با سابقه ژرف و سترگي از فعاليت‌هاي علمي و فرهنگي و نوشته‌ها و سخنراني‌هاي محققانه فراواني در حوزه انديشه اسلامي بدون شك يكي از صاحبنظران مسلمان محسوب مي‌شود و بويژه در ميان غربيان مورد اعتبار و توجه ويژه‌يي است.

او طي بيش از نيم قرن تلاش علمي درباره زواياي گوناگون اسلام بويژه مباحث صلح، تمدن اسلامي، سنت و معنويت سخن گفته است. او به پرسش‌هايي كه درباره مسائل فعلي بين اسلام و غرب بين غربيان مطرح است پاسخ‌هايي داده كه قطعا جذاب و خواندني است. 

عقيده او درباره اينكه سكولاريسم دشمن مشترك اسلام و غرب است به‌ خودي خود جالب است و تازگي دارد اما كمتر كسي است كه در كشورهاي اسلامي از اين منظر و بدون حب و بغض به انديشه‌هاي ايشان توجه كرده باشد. دنياي مدرن هم چالش‌هاي بسياري را روياروي ما قرار داده و هم ديگراني كه با نام «انسان‌هاي غربي» مي‌شناسيم. يكي از مهم‌ترين اين چالش‌ها جهان‌بيني اومانيستي است كه انسان را به جاي خداوند در مركز جهان نشانده و ديگري نيز سكولاريزه كردن زندگي، انديشه و هنر است.

يك مسلمان جوان كه در انگليس زندگي مي‌كند، مي‌بيند كه فرضيه‌ خدا در جامعه‌ او ديگر بي‌معنا شده است. مردم حول او و فلسفه‌ آنها انگار محروم از دستان خداوند شده‌اند. پس بايد چند كار انجام داد: نخست، بايد راهنماهايي براي شيوه‌ مسلمان‌شدن اين جوانان تهيه ديد، دوم، مراقب بود تا با جداشدن از سنت 14 قرن اسلامي خود اذهان‌مان سكولار نشود و سوم، ما نياز به نوعي حمايت دروني داريم، به نوعي حيات دروني معنوي؛ و در تمام اين زمينه‌ها سنت معنوي و ديگر سنت‌هاي معنويت اسلامي مي‌توانند نقشي اساسي ايفا كنند. اينطور مي‌توانيم در برابر بلاياي جهان مدرن، جنگ‌ها و كشتارها و كنش‌هاي افراط‌گرايانه مقابله كنيم.

ادامه نوشته

تاثير نماز بر شادابي جسم و روان

پپامبر اكرم ( ص) می فرماید: مومن شوخ و لبخند بر دهان باشد و منافق بد خلق و گره ابرو .

امروزه ضرب المثل ايراني خنده بر هر درد بي درمان دواست مصداق كاملاً علمي پيدا كرده است .

 دانش پزشكي در قرن حاضر به وضوح ميداند ، اشخاصي كه اصطلاحاً يك لب و هزار خنده گفته مي شوند ، نسبت به آنان كه به اصطلاح با خودشان نيز قهزند ! و نسبت به زندگي بديبن و عبوس هستند ، بسيار كمتر دچار بيماري جسمي و رواني مي شوند .

به اين ترتيب هر عاملي كه شادابي را به انسان هديه كند ، در واقع به سلامتي جسم و روان او كمك كرده است. اما نكته بسيار مهمي كه دانش طب به بشر آموخته است ، اين مطلب است كه شادابي و افسردگي انسان در سلسله اعصاب مركزي انسان است . 

 افزايش يك ماده شيميايي به نام دوپامين در بدن سبب مي شود ، كه انسان بدون آنكه خود بخواهد ، دچار ناراحتي شود و كاهش اين ماده نيز سبب شاد شدن غير ارادي انسان خواهد شد . بعنوان مثال ، عصبانيت و ناراحتي غير ارادي و بدون علت صبحگاهي كه حالت شديد آن بعنوان ملانكولي يا همان ماليخوليا ( افسردگي درونزاد صبحگاهي ) شناخته مي شود ، در اثر تغييرات و كم و زياد شدن همين مواد شيميمايي بوقوع مي پيوندد.

اما از جمله اين مواد شيميايي داخل بدن كه به صورت غير ارادي سبب شادي انسان مي شود و به او شعف و شنه بي نظير مي بخشد ، ماده اي به نام كورتيزول مي باشد ..كه ميزان آن در داخل بدن انسان در ساعات سحرگاهي بشدت افزايش مي يابد و در صورت بيداري انسان در اين ساعات ،‌لذت و شعف سرمست كننده اي نصيب او مي شود كه بي شك بر زندگي او در تمام طول روز تآثير گذار است .

افزايش كورتيزول در ساعات صبح و ارتباط آن با سرخوشي صبحگاهي ، كه امروزه از مسلمات پزشكي است ، در واقع توجيه قابل توجهي بر همه مضاميني كه در فرهنگ و ادب و عرفان پيرامون اسرار سحر معرفي مي شوند ارائه مي دهد .

از نمونه توجه بسيار به سرخوشي و شادابي سحرگاهي و تآثير آن در زندگي انسان در اشعار خواجه شيرين سخن شيراز حضرت حافظ بسيار مي توان يافت :

 هر گنج سعادت كه خدا داد به حافظ               از يمن دعاي شب و ورد سحري بود

ضرب المثل ايراني مشهور كه منسوب به بزرگمهر مي باشد . يعني : سحر خيز باش تا كامروا باشي

 نيز اشاراتي نغز به تآثير بيداري صبحگاهي بر زندگي شادكامانه و سعادت آميز دارد .

به اين ترتيب واضح است ، امر واجب نماز صبح با ارزاني داشتن بيداري صبحگاهي به انسان تقديم كنده شادابي جسم و روان به ا مي باشد .

يك نتيجه مهم اين شادابي ،سلامت جسم و روان خواهد بود .

منبع:ستاد اقامه نماز

نماز وسيله محو گناهان

 

و أقم الصّلوة طرفي النّهار و زلفاً من الّيل إنّ الحسنات يذهبن السّيئات ذلك ذكري للذّاكرين و اصبر فان الله لا يضيع أجر المحسنين.
نماز را در دو طرف روز و اوايل شب برپادار، چرا كه حسنات،‌ سيئات (و آثار آنها را) برطرف مي‌سازد، اين تذكري است براي آنها كه اهل تذكرند و شكيبائي كن كه خداوند پاداش نيكوكاران را ضايع نخواهد كرد. «هود ، 114»

نماز و صبر

در اين آيات، انگشت روي دو دستور از مهمترين دستورات اسلامي كه در واقع روح ايمان و پايه‌ اسلام است گذارده شده:
نخست فرمان به اقامه‌ نماز داده مي‌گويد: نماز را در دو طرف روز و در اوايل شب برپادار
سپس براي اهميت نماز روزانه خصوصاً و همه‌ عبادات و طاعات و حسنات عموماً چنين مي‌گويد:(حسنات، سيئات را از ميان مي‌برد).(ان الحسنات يذهبن السيئات).
و اين تذكر و ياد‌آوري است براي آنها كه توجه دارند. (ذلك ذكري للذاكرين).
آيه‌ فوق همانند قسمتي ديگر از آيات قرآن تأثير اعمال نيك را در از ميان بردن آثار سوء اعمال بد بيان مي‌كند، در سوره‌ نساء آيه‌ 31 مي‌خوانيم
ان تجتنبوا كبائر ما تنهون عنه نكفر عنكم سيئاتكم
اگر از گناهان بزرگ دوري كنيد گناهان كوچك شما را مي‌پوشانيم.
و در آيه (7 عنكبوت) مي‌خوانيم
و الذين آمنوا و عملوا الصالحات لنكفرن عنهم سيئاتهم
كساني كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند گناهان آنان را مي‌پوشانيم.
و به اين ترتيب اثر خنثي كننده گناه را در طاعات و اعمال نيك تثبيت مي‌كند.
از نظر رواني نيز شك نيست كه هر گناه و عمل زشتي يك نوع تاريكي در روح و روان انسان ايجاد مي‌كند كه اگر ادامه يابد اثرات آنها متراكم شده به صورت وحشتناكي انسان را مسخ مي‌كند.
ولي كار نيك كه از انگيزه‌ الهي سرچشمه گرفته به روح آدمي لطافتي مي‌بخشد كه آثار گناه را مي‌تواند از آن بشويد و آن تيرگيها را به روشنايي مبدّل سازد.
اما از آنجا كه جمله فوق (ان الحسنات يذهبن السيئآت) بلافاصله بعد از دستور نماز ذكر شده يكي از مصداقهاي روش آن نمازهاي روزانه است و اگر مي‌بينيم در روايات تنها تفسير به نماز‌هاي روزانه شده دليل بر انحصار نيست بلكه همان گونه كه بارها گفته‌ايم بيان يك مصداق روشن قطعي است.

اهميت فوق‌العاده‌ نماز

در روايات متعددي كه ذيل آيات فوق از پيامبر ـ صلّي الله عليه و آله ـ و ائمه‌ معصومين ـ عليهم السّلام ـ نقل شده تعبيراتي ديده مي‌شود كه از اهميت فوق‌العاده‌ نماز در مكتب اسلام پرده برمي‌دارد.[1]
نماز انسان را در برابر گناه بيمه مي‌كند و نيز نماز زنگار گناه را از آيينه‌ دل مي‌زدايد.
نماز جوانه‌هاي ملكات عالي انساني را در اعماق جان بشر مي‌روياند.
نماز اراده را قوي و قلب را پاك و روح را تطهير مي‌كند.
نماز در صورتي كه به صورت جسم بي‌روح نباشد مكتب عالي تربيت است.
به هر حال جاي ترديد نيست كه هر گاه نماز با شرايطش انجام شود انسان را در عالمي از معنويت و روحانيت فرو مي‌برد كه پيوندهاي ايماني او را با خدا چنان محكم مي‌سازد كه آلودگيها و آثار گناه را از دل و جان او شستشو مي‌دهد.[2]

ادامه نوشته

نماز يكي از علائم ايمان

انّما المؤمنون الّذين اذا ذكر الله وجلت قلوبهم و اذا تليت عليهم اياته زادتهم ايماناً و علي ربّهم يتوكّلون الّذين يقيمون الصّلوة و ممّا رزقناهم ينفقون اولئك هم المؤمنون حقّاً لهم درجات عند ربّهم و مغفرة و رزق كريم .
مؤمنان كساني هستند كه هر گاه خدا نزد آنها ياد شود دلهاي آنها مي‌ترسد و هر گاه آيات خدا بر آنها تلاوت شود ايمانشان بيشتر مي‌گردد و بر پروردگار خود توكل مي‌كنند، آنان كه نماز را بپا مي‌دارند و از آنچه به آنها داده‌ايم انفاق مي‌كنند و مؤمنان حقيقي آنها هستند، براي آنان درجات (فوق العاده‌اي) نزد پروردگارشان است و براي آنها آمرزش و روزي بي‌نقص و عيب است. «انفال ، 2 و 3 و 4»
در اين آيات خداوند به پنج قسمت از صفات برجسته‌ مؤمنان اشاره كرده كه سه قسمت آن جنبه‌ روحاني و معنوي و باطني دارد و دو قسمت آن جنبه‌ علمي و خارجي سه قسمت اول عبارتند از احساس مسئوليت و تكامل ايمان و توكل و دو قسمت ديگر عبارتند از:(ارتباط با خدا) و (ارتباط و پيوند با خلق خدا).
نخست مي‌گويد: مؤمنان تنها كساني هستند كه هر وقت نام خدا برده شود دلهاي آنها به خاطر احساس مسئوليت در پيشگاهش ترسان مي‌گردد
انما المؤمنون الذين اذا ذكر الله و جلت قلوبهم .
پس از ذكر اين سه قسمت از صفات روحاني و نفساني مؤمنان راستين مي‌گويد: آنها در پرتو احساس مسئوليت و درك عظمت پروردگار و همچنين ايمان فزاينده و بلند‌نگري توكل از نظر عمل داراي دو پيوند محكمند. پيوند و رابطه‌ نيرومندي با خدا و پيوند و رابطه‌ نيرومندي با بندگان خدا. آنها كساني هستند كه نماز را (كه مظهر رابطه‌ با خداست) برپا مي‌دارند و از آنچه به آنها روزي داده‌ايم در راه بندگان خدا انفاق مي‌كنند.
الذين يقيمون الصلوة و مما رزقناهم ينفقون.
تعبير به اقامه‌ نماز (به جاي خواندن نماز) اشاره به اين است كه نه تنها خودشان نماز مي‌خوانند بلكه كاري مي‌كنند كه اين رابطه‌ محكم با پروردگار همچنان و در همه جا برپا باشد و تعبير مما رزقناهم (از آنچه به آنها روزي داده‌ايم) تعبير وسيعي است كه تمام سرمايه‌هاي مادي و معنوي را در بر مي‌گيرد. آنها نه تنها از اموالشان بلكه از علم و دانششان از هوش و فكرشان از موقعيت و نفوذشان و از تمام مواهبي كه در اختيار دارند در راه بندگان خدا مضايقه نمي‌كنند.

منبع:سايت انديشه قم

تاثیر نماز بر سلامت روانی كودكان

رب اجعلنی مقیم الصلوه و من ذریتی ربنا و تقبل دعاء

پروردگارا ! من و فرزندانم را اقامه كنندگان نماز قرار ده و دعای مرا قبول فرما .

سوره مباركه ابراهیم ـ آیه شریفه 40

 

عبارت مشهور " العلم فی الصغر ، كالنقش فی الحجر " ( دانش در كودكی ، مانند نقش پایدار در سنگ است ) ، امروزه با پیشرفت دانش پزشكی و روانپزشكی و بخصوص با پیدایش " روانكاوی توجیه كامل علمی پیدا كرده است .

 

روانشناسی مدرن ، با تداعی از مكتب روانكاوی فروید و نظریات " ژان پیاژه " ، " جان باولف " و بسیاری از دانشمندان دیگر ، به ما می گوید كه مهمترین دوران زندگی بشر كه بوجود آورنده شخصیت  نهایی او ، خواهد بود ، دوران كودكی است . بر این اساس هر قدمی كه در جهت ایجاد سلامت روانی اطفال برداشته شود ، به نوبه خود سبب ایجاد جامعه ای سالم و موفق خواهد شد .

 

اما بزرگترین موهبتی كه ممكن است در جهت ایجاد سلامت روانی نصیب یك طفل نورسیده گردد ، پای گذاشتن او در خانواده ای مومن و نمازگزاراست .

 

تعالیم آیین حیات بخش اسلام كه حتی كوچكترین مسائل بشری را بدون پاسخ نگذاشته است ، از همان بدو تولد نوزاد برای او برنامه ها و روشهای متعددی دارد ، كه عمل به آنها ضامن سعادت و سلامت همیشگی انسان است .

 

 از جمله در بعد سلامت روانی ، آیین اسلام به والدین و بخصوص پدر ، مؤكدا حكم كرده است كه مثلا نام نیك بر بچه بگذارند (2) و امروز علمای روانشناسی متفقا به این نتیجه رسیده اند كه چگونه نام یك كودك در شكل گیری شخصیت او ، تاثیر گذار است و چگونه یك نام بد ممكن است موجبات تحقیر كودك ( مثلا تمسخر او توسط همسالان ) و در نتیجه تزللزل شخصیتش گردد و یا هنگامیكه روانكاوی در قرن بیستم ، حكایت از حضور تظاهرات نهفته اما مقتدر جنسی در وجود اطفال می كند . آن گاه مفهوم عمیق آن بخش عظیم از احادیث و روایات معصومین (ع) كه مثلا " بوسیدن دختران توسط مرد نامحرم را بعد از 5 ، 6 سالگی منع كرده اند ، یا اجازه نداده اند كودك برهنه در كنار كسی بخوابد و .... روشن می شود .(2)

ادامه نوشته

نماز جزء برنامه‌هاي حكومت اسلامي

 الّذين ان مكّنّا هم في الأرض اقاموا الصّلوة و اتوا الزّكوة‌ و امروا بالمعروف و نهوا عن المنكر و للّه عاقبة‌ الاُمور:
ياران خدا كساني هستند كه هر گاه در زمين به آنها قدرت بخشيديم، نماز را برپا مي‌دارند و زكات را ادا مي‌كنند و امر به معروف و نهي از منكر مي‌نمايند و پايان همه‌ امور از آن خداست. (حج ، 41)
ـ اين آيه خطاب به ياران خدا است كه در آيه‌ قبل وعده ياري به آنها داده شده است و مقام و اوصاف مؤمنين را بيان مي‌كند.
ـ آنها هرگز پس از پيروزي، همچون خودكامگان و جباران به عيش و نوش و لهو و لعب نمي‌پردازند و در غرور و مستي فرو نمي‌روند؛ بلكه پيروزيها و موفقيتها را نردباني براي ساختن خويش و جامعه قرار مي‌دهند. آنها پس از قدرت يافتن، تبديل به يك طاغوت جديد نمي‌شوند، ارتباط‌شان با خدا محكم و با خلق خدا نيز مستحكم است؛ چرا كه نماز سمبل پيوند با خالق است و زكات، رمزي براي پيوند با خلق، و امر بمعروف و نهي از منكر پايه هاي اساسي ساختن يك جامعه‌ سالم محسوب مي‌شود.[1]
ـ همين چهار صفت براي معرفي اين افراد كافي است، و در سايه‌‌ آن ساير عبادات و اعمال صالح و ويژگيهاي يك جامعه‌ با ايمان و پيشرفته فراهم است.
ـ مؤمنان تنها قبل از پيروزي به در خانه‌ خدا نمي‌روند بلكه بعد از پيروزي هم به مقتضاي (الّذين ان مكنّاهم في الأرض اقاموا الصّلوة...) رابطه‌ خود را با او همچنان محكم مي‌دارند و پيروزي بر دشمن را وسيله‌اي براي نشر حق و عدالت و فضيلت قرار مي‌دهند.
ـ در بعضي از روايات اسلامي آيه‌‌ فوق به حضرت مهدي ـ عليه السّلام ـ و يارانش يا آل محمد به طور عموم تفسير شده است. چنانكه از حديثي از امام باقر ـ عليه السّلام ـ مي‌خوانيم كه در تفسير آيه‌ (الّذين ان مكنّاهم في الارض) فرمود: اين آيه تا آخر از آن آل محمد و مهدي و ياران او است.
ـ خداوند شرق و غرب زمين را در سيطره‌ حكومت آنها قرار مي‌دهد آيينش را آشكار مي‌سازد و به وسيله‌ مهدي ـ عليه السّلام ـ و يارانش بدعت و باطل را نابود مي‌كند آن چنان كه تبهكاران حق را نابود كرده بودند و آن چنان مي‌شود كه بر صفحه‌ زمين اثري از ظلم ديده نمي‌شود چرا كه آنها امر به معروف و نهي از منكر مي‌كنند.[2]
اين احاديث بيان كننده‌ مصداقهاي روشن و آشكار است و مانع عموميت مفهوم آيه نيست بنابراين مفهوم گسترده‌ آيه، همه‌ افراد با ايمان و مجاهد و مبارز را شامل مي‌شود.
ـ يكي از صفات مؤمنين اين است كه اگر در زمين تمكني پيدا كنند و در انتخاب هر قسم زندگي كه بخواهند به آنها آزادي داده شود، و در ميان همه‌ انواع و انحاء‌ زندگي، يك زندگي صالح را اختيار مي‌كنند و جامعه‌اي صالح بوجود مي‌آورند كه در آن جامعه نماز به پا داشته مي‌شود و زكات داده مي‌شود، و امر به معروف و نهي از منكر انجام مي‌شود.
ـ ‌اگر از ميان همه‌ جهات عبادت، ‌نماز را و از ميان همه‌ جهات مالي، زكات را نام برده بدين جهت است كه اين دو در باب خود، عمده آن باب هستند.[3]
ـ زجاج گويد اين آيه‌ وصف كساني است كه خدا را ياري كنند.
و لله عاقبة ‌الامور عاقبت كارها به دست خدا است، اين جمله نظير (الي الله ترجع الامور) است، يعني هر ملكي و حكومتي و قدرتي باطل مي‌شود جز ملك و حكومت و قدرت حق و سرانجام همه‌ امور به دست خدا مي‌افتد.[4]
اهميت حكومت اسلامي و احياء نماز و زكات و امر به معروف و نهي از منكر
در تفسير الميزان آمده: مراد به تمكين آنان در زمين اين است كه ايشان را در زمين نيرومند كند به طوري كه هر كاري را بخواهند، بتوانند انجام دهند و هيچ مانعي يا مزاحمي نتواند سد راه آنان شود.
ـ در صورت داشتن قدرت و اختيار،‌ اجتماعي صالح به وجود مي‌آورند.
ـ مراد به مؤمنين، عموم مؤمنين آن روز بلكه عامه مسلمين تا روز قيامت است. عالي‌ترين جامعه‌اي كه در تاريخ اسلام تشكيل يافت جامعه‌اي بود كه در عهد رسول خدا ـ صلّي الله عليه و آله ـ در آن جامعه نماز به پا شد.[5]

پی نوشت ها:

[1] . نمونه، ج14، ص117.
[2] . نمونه، ج14، ص121.
[3] . الميزان، ج14، ص574.
[4] . مجمع البيان، ج7، ص139.
[5] . الميزان، ج14، ص574 و 575

منبع:سايت انديشه قم

نماز موهبتي الهي

 وجعلناهم ائمّةً يهدون بامرنا و اوحينا اليهم فعل الخيرات و اقام الصّلوةِ و ايتاءَ الزّكوةِ و كانوا لنا عابدين

و آنان را پيشواياني قرار داديم كه به دستور ما هدايت مي‌كنند و به آنان وحي فرستاديم تا كارهاي نيك انجام دهند و نماز را برپا دارند و زكات بدهند و آنان همگي عبادت كننده ما بودند.(انبياء،73)


سومين و چهارمين موهبت و ويژگي آنها اين است كه ما به آنها انجام كار خير را وحي كرديم، و همچنين برپا داشتن نماز و اداي زكات.

اين وحي مي‌تواند وحي تشريعي بوده باشد يعني ما انواع كارهاي خير و اداي نماز و اعطاي زكات را در برنامه‌هاي ديني آنها گنجانيديم و نيز مي‌تواند وحي تكويني باشد يعني به آنها توفيق و توان جاذبه‌ معنوي براي انجام اين امور بخشيديم.


البته هيچ يك از اين امور جنبه اجباري و اضطراري ندارد بلكه تنها آمادگيها و زمينه‌ها است كه بدون اراده و خواست خود آنها هرگز به نتيجه نمي‌رسد.

ذكر اقامه صلوة و اداء زكات بعد از فعل خير است؛ به خاطر اهميت اين دو برنامه است كه نخست بطور عام در جمله (اوحينا اليهم فعل الخيرات) بعد به طور خاص بيان شده است.[1]


فعل خيرات را كه از انواع عبادات (نماز و زكات) است وحي كرديم.[2]


در تفسير مجمع البيان آمده: ابن عباس گويد: يعني برنامه‌هاي نبوّت و به‌پا داشتن نماز و اداي زكات را به آنها وحي كرديم.[3]


انجام كارهاي نيك و نماز و زكات را به آنان وحي كرديم.


صاحب الميزان مي‌گويد: ائمه مويد به روح القدس، ‌و روح الطهارة و مويد به قوتي رباني هستند كه ايشان را به فعل خيرات و اقامه نماز و دادن زكات (انفاق مالي مخصوص بهر شريعتي) دعوت مي‌كند.

پی نوشت ها:

[1] . تفسير نمونه، ج 13، ص 456.
[2] . روض الجنان، ج 13، ص 249.
[3] . مجمع البيان، ج 7 ـ 8 ص 88.

منبع:سايت انديشه قم

تأثير نماز بر وسواس هاي فكري

ادامه نوشته

کتاب شناسی نماز

محمد صحتی سردرودی

نماز به عنوان «ستون دین » و «معراج انسان های باورمند و مطمئن » همیشه مورد توجه فقها، عرفا، علما و شعرای مسلمان بوده و تاکنون نزدیک به دو هزار کتاب و رساله، و صدها غزل و قصیده در اهمیت و مسائل مختلف نماز به رشته تحریر کشیده شده است .

فقیهان درباره نماز - که نخستین فرع از فروع دین شمرده می شود - کتاب هایی نوشته اند که آکنده از ژرف نگری ها و موشکافی های فقیهانه، و به راستی اعجاب برانگیز است . گویندگان مذهبی، مبلغان دین، واعظان وارسته و پارسا، آنان که دستی بر قلم داشته اند به سهم خود و نیز برای ارشاد مردم، دست به قلم برده، کارهای باارزشی را در تبیین و تفسیر نماز ارائه کرده اند و آثار نماز را در خودسازی انسان ها و اصلاح فرد و اجتماع نشان داده اند .

عارفان نیز که عشق را در عبادت و عبادت را در عشق به خدا و کمال مطلق می دیدند از باب «افضل الناس من عشق العبادة و عانقها، و احبها بقلبه و باشرها بجسده و تفرع لها . . .» (1) نماز را عاشقانه ترین عبادت و عارفانه ترین کار و ریاضت دیده اند و به سبک دل انگیز عارفان، آثاری دل پسند در مورد نماز آفریده اند .

در این میان شاعران پاکدل نیز با زبان شیرین شعر - که به قول استاد سید محمد حسین شهریار زبان عشق است - منظومه های ماندگار و دلواره های جاودانه و بسیاری را در پرتو نماز خلق کرده اند که نه تنها به ادبیات فارسی که به ادبیات همه مسلمانان با هر نژاد و زبانی، غنا و آبرو بخشیده اند . و در سایه سار نماز که فراتر از همه فرهنگ هاست به فرهنگ آب و خاک خود، روح حیات دمیده اند . و با زمزمه های زیبا و عاشقانه ای که در زیر رواق باصفا و بلند نماز سروده اند آثارشان را آسمانی و جاوید ساخته اند . شاعران عارف و عارفان شاعر، دل تشنه خود را از سلسبیل عبادت و از تسنیم تشهد، سیراب ساخته و پیاله قنوت را پر از شراب طهور نماز سر کشیده اند تا آن جا که توانسته اند کوه های کمال را رکعت رکعت درنوردند و با خواندن فاتحة الکتاب، قله های قیام را یکی پس از دیگری فتح کنند و صعود حقیقی را با سجود به خدا و رایت پیروزی را با رکوع به رب العالمین، به دست آرند و ساحل نشینان سبکبار و بی خبر را سرزنش کنند که:

تو را زکنگره عرش می زنند سفیر

ندانمت که در این دامگه چه افتاده است

ادامه نوشته

نقش آداب نماز، در تربیت

محمد محمدی اشتهاردی

نماز، ابعاد گونه گونی دارد که هر بعد آن نقش ارجمندی را در پالایش روح و جان از آلودگی ها بر دوش می کشد، یکی از ابعاد سازنده نماز «آداب » آن است .

برای بررسی و آثار هر چیز، باید به آداب آن عنایت ویژه کرد، چرا که انجام اموری بدون آداب آن، یا بدون ژرف اندیشی به آداب آن، قطعا ناقص است و به کمال بهینه آن نمی توان دست یازید .

در حقیقت رعایت آداب نماز، رعایت ادب و جنبه های تربیتی است که دارای آثار و نتایج درخشان و سازنده خواهد بود .

در نماز نیز که ستون دین است، حتما باید به آداب آن توجه عمیق داشت تا شاهد آثار درخشنده آن بود . این مساله به قدری اهمیت دارد که راحل فقیه، حضرت امام خمینی - قدس سره - کتاب پرمغزی به نام «آداب الصلوة » نگاشته و در آن به شرح آداب درونی و بیرونی نماز پرداخته است . (1)

این آداب در یک تقسیم بندی بر دو قسم است: 1 - آداب ظاهری، 2 - آداب باطنی، و در تقسیم بندی دیگر از سه بخش شکل می یابد که عبارتند از: مقدمات نماز، مقارنات نماز و تعقیبات نماز; مقدمات نماز عبارت است از: طهارت، لباس، مکان، تنظیم وقت، و رو به قبله داشتن .

ادامه نوشته

نماز در آینه حدیث

× رسول الله صلی الله علیه و آله: «ان عمود الدین الصلاة و هی اول ماینظر فیه من عمل ابن آدم فان صحت نظر فی عمله و ان لم تصح لم تنظر فی بقیة عمله » . (1)

همانا نماز ستون دین و اولین کردار انسان است که (در قیامت) مورد بررسی قرار می گیرد; پس اگر پذیرفته شد سایر اعمال نیز بررسی می شود و اگر پذیرفته نشد به سایر اعمال نیز رسیدگی نمی شود .

× رسول الله (ص) : «اول ما یحاسب به یوم القیامة الصلاة فمن اجاب فقد سهل علیه مابعده و من لم یجب فقد اشتد مابعده » . (2)

در روز رستاخیز، نخستین پرسشی که از انسان می شود نمازاست . اگر پاسخ دهد براو آسان می گیرند ولی اگر پاسخی ندهد براو سخت خواهندگرفت .

× رسول الله (ص) : «صلوا صلاتکم فی اول وقتکم فان الله عزوجل یضاعف لکم » . (3)

نماز را در اول وقت بخوانید تا خداوند پاداش شما را دو برابر کند .

× رسول الله (ص) : «من صلی رکعتین و لم یحدث فیهما نفسه بشی ء من امور الدنیا غفرالله ذنوبه » . (4)

هرکس دو رکعت نماز به جاآورد و در اندیشه امور دنیایی نباشد خداوند گناهانش را می بخشاید .

× رسول الله (ص) : «لاینال شفاعتی من استخف بصلاته و لایرد علی الحوض لا والله » . (5)

کسی که نمازش را کوچک بشمارد به خدا سوگند از شفاعت من برخوردار نمی شود و در حوض (کوثر) بر من وارد نمی گردد .

× امام علی علیه السلام: «لیس عمل احب الی الله عزوجل من الصلاة فلا یشغلنکم عن اوقاتها شی ء من امور الدنیا» . (6)

هیچ کرداری نزد خداوند دوست داشتنی تر از نماز نیست . مبادا امور دنیایی شما را از نماز اول وقت باز دارد .

× امام علی (ع) : «لو یعلم المصلی مایغشاه من جلال الله ماسره ان یرفع راسه من سجوده » . (7)

اگر نماز گزار می فهمید که شوکت و شکوه خداوند چگونه او را در بر گرفته، هرگز دوست نمی داشت که سرش را از سجده بلند کند .

× امام صادق (ع) : «علیک بالصلاة فان آخرما اوصی به رسول الله - (ص) - و حث علیه الصلاة » . (8)

نماز را پاس بدار زیرا آخرین سفارشی که پیامبر (ص) کرد و بر آن ترغیب نمود نماز بود .

× امام صادق (ع) : «احب الاعمال الی الله عزو جل الصلاة و هی آخر وصایا الانبیاء - علیهم السلام - » . (9)

نماز دوست داشتنی ترین کارها نزد خداوند و آخرین سفارش پیامبران است .

× امام صادق (ع) : «احب العباد الی الله عزو جل رجل صدوق فی حدیثه محافظ علی صلاته » . (10)

بهترین بندگان نزد خداوند انسان راستگویی است که نمازش را پاس می دارد .

× امام صادق (ع) : «رکعتان یصلیهما متعطر افضل من سبعین رکعة یصلیها غیرمتعطر . (11)

دو رکعت نماز با عطر زدن برتر از هفتاد رکعت نماز بدون استفاده از عطر است .

× امام صادق (ع) : «من صلی صلاة فریضة و عقب الی اخری فهو ضیف الله و حق علی الله ان یکرم ضیفه » . (12)

هرکس نماز واجبی را بخواند و در پی آن نماز دیگری را، نافله به جا آورد، پس او مهمان خداست و خداوند بر خود واجب نموده که مهمان خویش را گرامی بدارد .

× عنهم علیهم السلام: «صلاة رکعتین بتدبر خیر من قیام لیلة و القلب ساه » . (13)

دو رکعت نماز با اندیشیدن و تامل بهتر از شب زنده داری با قلب غافل است .

پی نوشت ها:

1) تهذیب ; ج 2 ، ص 237 ، ح 936 . 2) جامع الاخبار، ص 184، ح 450 .

3) معجم الکبیر، ج 17، ص 370 ، ح 1013 . 4) عوالی اللآلی، ج 1 ص 322 ، ح 59 .

5) کافی، ج 6 ، ص 400 ، ح 19 . 6) خصال ، ص 621 ، ح 10 .

7) خصال، ص 632، ح 10 . 8) قرب الاسناد، ص 36، ح 118 .

9) کافی ، ج 3 ، ص 264، ح 2 . 10) امالی صدوق ص 243، ح 8 .

11) ثواب الاعمال ، ص 62، ح 1 . 12) کافی، ج 3 ، ص 341 ح 3 .

13) عدة الداعی، 168 .

منبع : پاسدار اسلام شهریور 1376، شماره 189

نماز در قرآن

سید احمد خاتمی

نماز در تمام ادیان الهی به عنوان برترین آیین عبادی و رکن معنویت و ارتباط با خداوند مطرح بوده است . درخواست حضرت ابراهیم (ع) چنین بوده است که: «رب اجعلنی مقیم الصلوة و من ذریتی . . . ; (1) پروردگارا، من و ذریه ام را برپا دارنده نماز قرار ده » . به حضرت موسی (ع) در کوه طور خطاب شد: «اننی انا الله لا اله الا انا فاعبدنی و اقم الصلوة لذکری; (2) همانا

من الله هستم، معبودی جز من نیست مرا پرستش کن و نماز را برای یاد من برپا دار» .

حضرت عیسی (ع) می گوید: «. . . و اوصانی بالصلوة والزکاة ما دمت حیا; (3) . . . و مرا توصیه به نماز و زکات مادام که زنده ام کرده است » .

و در چند جای قرآن سخن از میثاق بنی اسرائیل است که بخشی از مواد آن اقامه نماز است . (4)

در آیین مقدس اسلام نیز «نماز» جایگاه ویژه ای دارد و در قرآن کریم بر آن تاکید فراوان شده است .

ادامه نوشته

اسرار نماز

آیة الله جوادی آملی

عبادت که هدف آفرینش انسان است، اسراری دارد; اسرار عبادت غیر از آداب و احکام آن است . احکام عبادت، همین واجبات است که در کتاب های فقهی بیان شده است، مانند واجبات و ارکان نماز . آداب نماز مانند آهسته دعا کردن، پاره ای از این آداب در کتاب های فقهی آمده است و برخی در کتاب های اخلاقی، اما اسرار عبادات ارواح و باطن های عبادت است که با باطن انسان در ارتباط است و انسان با باطن عبادت محشور می شود، این گونه بحث ها در کتاب های عرفانی بیان شده است .

در این مقال به اسرار نماز - که از مهم ترین عبادت هاست - پرداخته می شود .

عبادات ظاهری دارند و باطنی و سری، به ما گفته اند که آن اسرار را فراگیریم و بدان ها عمل کنیم . نماز خواندن و روزه گرفتن و وضو گرفتن و دیگر تکالیف جزء احکام الهی است . هر یک از احکام برای آن است که انسان به اسرار آنها پی ببرد و آزاد شود .

ادامه نوشته

نیاز ثابت انسان

شهید مرتضی مطهری

یکی از خلق های ثابت همگانی تغییرناپذیر و نسخ ناپذیر که زمان، هیچ وقت نمی تواند در آن تاثیر داشته باشد موضوع عبادت و پرستش است . یکی از حاجت های بشر پرستش است . پرستش یعنی چه؟ پرستش آن حالتی را می گویند که در آن، انسان یک توجهی می کند از ناحیه باطنی خودش به آن حقیقتی که او را آفریده است و خودش را در قبضه قدرت او می بیند، خودش را به او نیازمند و محتاج می بیند; در واقع سیری است که انسان از خلق به سوی خالق می کند . این امر اساسا قطع نظر از هر فایده و اثری که داشته باشد خودش یکی از نیازهای روحی بشر است . انجام ندادن آن، در روح بشر ایجاد عدم تعادل می کند . مثال ساده ای عرض می کنم: اگر ما کجاوه ای داشته باشیم و حیوان هایی، خورجین هایی که روی این حیوان ها می گذارند باید تعادلشان برقرار باشد . نمی شود یک طرف پرباشد و طرف دیگر خالی . انسان در وجود خودش خانه خالی زیاد دارد . در دل انسان جای خیلی از چیزها هست . هر احتیاجی که برآورده نشود، روح انسان را مضطرب و نامتعادل می کند . اگر انسان بخواهد در تمام عمر به عبادت بپردازد و حاجت های دیگر خود را برنیاورد، همان حاجت ها او را ناراحت می کند . عکس مطلب هم این است که اگر انسان همیشه دنبال مادیات برود و وقتی برای معنویات نگذارد، باز همیشه روح و روان او ناراحت است .

ادامه نوشته

نردبان آسمان

آیة الله  سید رضا بهاءالدینی

«واستعینوا بالصبر والصلوة و انها لکبیرة الا علی الخاشعین; از صبر و نماز یاری جوئید; (و با استقامت و مهار هوس های درونی و توجه به پروردگار، نیرو بگیرید;) و این کار، جز برای خاشعان، گران است » . (1)

بشر در سازندگی نفوس و تحول آن به نفوس الهی و در طریق تکامل در راه حق و قرب به خدای تعالی، به دو نیرو باید استعانت جوید و از آنها یاری طلب کند: یکی نیروی جاذبه و دیگری نیروی دافعه; یعنی «صبر» و «صلات » . صبر برای مالکیت بر هوا و هوس و نفس اماره است . انسان به وسیله صبر باید تهذیب شود و از شرور و دعوت ها و نداهای شیطانی - چه شیطان داخلی و چه شیطان خارجی - تخلیه پیدا کند و در مقابل محرمات الهی و سختی طاعت، صابر باشد . انسان باید در مسیر قرب الهی باصبر و صلات حرکت کند .

ادامه نوشته

ستون خیمه دین

نماز، محبوب ترین اعمال در پیشگاه ربوبی و آخرین وصیت رسول هدایت است . نماز، ستون خیمه دین و قوام شریعت است . به هنگام نماز، درهای آسمان و بهشت مفتوح می شود و دعاها مستجاب . نماز، نردبان آسمان است و کلید فردوس برین . نماز میزان سنجش اعمال است و معیار پذیرش افعال; اگر مقبول افتد، دیگر کارها نیز پذیرفتنی است وگرنه، نه .

نماز، باران رحمتی بر آتش گناهان است و بازدارنده از پلیدی ها و پلشتی ها .

مگر ای سحاب رحمت، تو بباری، ارنه دوزخ

به شرار قهر سوزد تن جمله ماسوا را

نماز، محکم ترین دستاویز، در بحران هاست و موجب قرب الهی; از این رو بهترین حالت زندگی آدمی را، «نمازگزاری » خوانده اند .

نماز، ذکر خداست و با ذکر خدا قلب ها آرام می گیرند و آن کس که به آرامش روحی رسید، و یاد خدا را با خود قرین ساخت، آشوب های گمراه کننده او را به وادی ضلالت نخواهد برد، جاذبه های ثروت، شهرت و تجمل او را جذب نخواهد کرد، گیرنده های اندیشه او، امواج گمراهی ماهواره ها را دریافت نخواهد نمود، سنگر روانش از بمباران دشمن، تخریب نخواهد شد، با تطمیع و تهدید از راه به در نخواهد رفت . تعریف و تمجیدهای ناآگاهان او را مغرور نخواهد ساخت و تحقیر و سرزنش جاهلان افسرده اش نخواهد کرد .

آری اگر نماز به فرهنگ و باور درآید، دیگر نباید دغدغه خشونت و خیانت، رشوه و تملق، ماهواره و ابتذال، افترا و تخریب و فساد و فحشا دل بیازارد، کسی که به سرچشمه نور رسیده است، وی را با ظلمت چه نسبت است؟ آن که خدا را «مالک یوم الدین » می داند، برای قدرت و شهرت گریبان چاک نمی زند . آن کس که خدا را «رحمان و رحیم » می داند، برای چند صباحی لمیدن در ناز و تنعم، خود را به رشوه و ربا نمی فروشد . آن کس که فقط از خدا مدد می جوید، به زد و بند باندها نمی اندیشد و آن کس که در اندیشه کسب نعمت خداوند و هدایت در صراط مستقیم است، رضایت الهی را در پای هوس های زودگذر شکم و شهوت و قدرت، به مسلخ نخواهد برد .

آن کس که «مغضوبین » و «ضالین » را دوست نمی دارد، به ناامنی و سرقت و جنایت کمر نمی بندد و بندگان خدا را با تیغ زبان، زیان نمی رساند، بل بال رحمت و مودت بر مؤمنان می گشاید و شمشیرش را تنها بر کفار و معاندان از نیام برمی کشد; مردم را بندگان خدا می داند و سعادت را در تقرب به حق و خدمت به خلق .

نماز ذکر خداست و آن که با ذکر خدا همراه شد، منش و روشش نیز خداگونه خواهد شد و آن که از یاد خدا روی برتابید، زندگی سختی را بر جان خرید و آخرتش را بر باد داد; «من اعرض عن ذکری فان له معیشة ضنکا و نحشره یوم القیامة اعمی » .

باری همزمان با هفتمین اجلاس سراسری اقامه نماز و به پاسداشت و تکریم نماز و بندگی خدا، این شماره را بدین مهم اختصاص داده ایم و با عذر تقصیر و قصور، چشم به دریای رحمت الهی و دعای خیر مؤمنان و نیکان دوخته ایم .

آموزش فلسفه در دوران کودکی (هم اندیشی با کودک)

علی اصغر مصلح
 
اگر فلسفه بخواهد در مسیر آموزش و پرورش کودک نقشی ایفا کند، از آن چه کاری ساخته است؟ پاسخ اجمالی آن است که فلسفه نه به ضرورت برای همه کودکان بلکه برای کودکانی که استعداد آموختن آن را دارند می تواند راهی برای ژرف‌تر اندیشیدن باشد. اگر کودک با گوهر فلسفه آشنا شود می‌تواند: «پرسش‌‌‌های خود را بهتر بیان کند. به پرسش‌‌‌هایی که به تدریج در زندگی پیدا می‌کند بهتر فکر کند؛ و بالاخره دریافت‌‌‌های خود را بهتر بیان کند.» تعبیر «هم‌اندیشی با کودک» می‌تواند برای آموزش فلسفه در دوران کودکی، مناسب باشد. با این تلقی، ما مطالب از پیش تعیین شده‌ای را برای آموزش فراهم نمی‌کنیم بلکه به اقتضای شرایط و آمادگی کودک با او وارد گفتگو می‌شویم. اگر هم به نظریات یا آثار فیلسوفان اشاره می‌کنیم، جنبه تمهیدی دارد و برای مأنوس شدن کودک با گوهر تفکر فلسفی است.
ادامه نوشته

بشر در آغاز چگونه متوجه خدا شد؟

 تا آن جا كه تاریخ نشان مى‌دهد و در حفارى‌ها و تحقیقات باستان شناسى به دست آمده است انسان‌هاى گذشته و حتى انسان هاى قبل از تاریخ نیز با ذاتى برتر (به نام خدا یا هر نام دیگر) آشنا بوده و در برابر او كرنش و عبادت می‌كرده‌اند و براى رضاى او مراسمی‌ را انجام می‌داده اند.



ادامه نوشته

هفت شهر عشق

۱- طلب:
در لغت بمعني جستن است (المصادر) و در اصطلاح صوفيان "طالب" سالکي است که از شهوت طبيعي و لذات نفساني عبور نمايد و پرده پندار از روي حقيقت براندازد و از کثرت به وحدت رود تا انسان کاملي گردد (لطايف) – آنرا گويند که شب و روز به ياد خدايتعالي باشد در هر حالي (کشف المحجوب)- در حقيقت «طلب» اولين قدم در تصوف است و آن حالتي است که در دل سالک پيدا مي شود تا او را به جستجوي معرفت و تفحص در کار حقيقت و اميدارد. «طالب» صاحب اين حالتست و مطلوب هدف و غايت و مقصود سالک است.

۲- عشق:
بزرگترين و سهمناک ترين وادي است که صوفي در آن قدم مي گذارد. معيار سنجش و مهمترين رکن طريقت است. عشق در تصوف مقابل عقل در فلسفه است به همين مناسبت تعريف کاملي از آن نمي توان کرد چنانکه مولانا گويد:
عقل در شرحش چو خر در گل بخفت شرح عشق و عاشقي هم عشق گفت

صوفيان در توصيف آن داد معني داده اند و نقل گفتار آنان در اينجا ميسر نيست، فقط به نکته اي از آن اشاره مي شود و براي توجه به کيفيت آن مي توان به مراجعي که در ذيل مي آيد مراجعه نمود. سهروردي گويد: «عشق را از عشقه گرفته اند و عشقه آن گياهيست که در باغ پديد آيد. در بن درخت. اول، بيخ در زميني سخت کند، پس سر برآورد و خود را در درخت مي پيچد و همچنان مي رود تا جمله درخت را فرا گيرد و چنانش در شکنجه کند که نم در ميان رگ درخت نماند و هر غذا که بواسطه آب و هوا بدرخت مي رسد بتاراج مي برد تا آنگاه که درخت خشک شود.
همچنان در عالم انسانيت که خلاصه موجوداتست، درختيست منتصف القامه که آن بحبة- القلب پيوسته است وحبةالقلب در زمين ملکوت رويد... و چون اين شجره طيبه باليدن آغاز کند و نزديک کمال رسد عشق از گوشه اي سر بردارد و خود را در او پيچيد تا بجايي برسد که هيچ نم بشريت در او نگذارد و چندانکه پيچ عشق بر تن شجره زيادتر مي شود آن شجره منتصف القامه زردتر و ضعيف تر مي شود تا بيکبارگي علاقه منقطع گردد. پس آن شجره روان مطلق گردد و شايسته آن شود که در باغ الهي جاي گيرد.» (رسالة في حقيقة العشق ص 13) «محبت چون بغايت رسد آنرا عشق خوانند و کويند که "العشق محبة مفرطه" و عشق خاص تر از محبت است زيرا که همه عشق محبت باشد اما همه محبت عشق نباشد و محبت خاص تر از معرفت است زيرا که همه محبتي معرفت است. اما همه معرفتي محبت نباشد...
پس اول پايه معرفت است و دوم پايه محبت و سيم پايه عشق. و بعالم عشق که بالاي همه است نتوان رسيد تا از معرفت و محبت دو پايه نردبان نسازد (رسالة في حقيقة العشق ص 12).

عطار در الهي نامه آورده است:
ز شهوت نيست خلوت هيچ مطلوب کسي کين سر ندارد هست معيوب

وليکن چون رسد شهوت بغايت ز شهوت عشق زايد بي نهايت

ولي چون عشق گردد سخت بسيار محبت از ميان آيد پديدار

محبت چون بحد خود رسد نيز شود جان تو در محبوب ناچيز

ز شهوت در گذر چون نيست مطلوب که اصل جمله محبوبست محبوب
(الهي نامه ص 48)
بطوريکه گفته شد صوفيان را در توصيف عشق و محبت و محبوب و تقديم و تأخير آنها و کيفيت اين عشق و تاثير آن در سالک و لزوم عشق در طريقت بسيار سخن رانده اند و شرح آنهمه در اينجا ميسر نيست (جهت مزيد اطلاع ر. ک. اللمع ص 57 و رساله قشيريه ص 143 و هجويري ص 392 و منازل السائرين قسم سابع و احياء العلوم الدين ج 4 ص 251 تا 275 و فتوحات المکيه ج 2 ص 220 و سوانح غزالي و رساله في حقيقة العشق سهروردي واشعة اللمعات، لمعه هفتم ص 87 و مصباح الهدايه ص 404 و حواشي نگارنده بر اسرارنامه ص 276 و 280).

۳- معرفت:
معرفت نزد علما همان علم است و هر عالم به خدايتعالي عارف است و هر عارفي عالم. ولي در نزد اين قوم معرفت صفت کسي است که خداي را به اسماء و صفاتش شناسد و تصديق او در تمام معاملات کند و نفي اخلاق رذيله و آفات آن نمايد و او را در جميع احوال ناظر داند و از هوا جس نفس و آفات آن دوري گزيند و هميشه در سروعلن با خداي باشد و باو رجوع کند. (رساله قشيريه ص 141) جهت مزيد اطلاع بر اين اصطلاح ر. ک. مصباح الهدايه ص 90 ببعد و هجويري ص 341 ببعد و منازل السائرين قسم دهم و کيمياي سعادت ص 41 ببعد و فرهنگ مصطلحات عرفاء ذيل کلمه معرفت.

۴- توحيد:
در لغت حکم است بر اينکه چيزي يکي است و علم داشتن به يکي بودن آنست و در اصطلاح اهل حقيقت تجريد ذات الهي است از آنچه در تصور يا فهم يا خيال يا وهم و يا ذهن آيد (تعريفات) (و نيز ر. ک. رساله قشيريه ص 134 و مصباح الهدايه ص 17 ببعد و هجويري ص 356).
تفريد: نفي اضافت اعمال است بنفس خود و غيبت از رويت آن بمطالعه نعمت و منت حق تعالي (مصباح الهدايه ص 143)- و قوفک بالحق معک (ابن عربي)
عطار گويد:
تو در او گم گرد توحيد اين بود گم شدن کم کن تو تفريد اين بود
(ص 210 س 3761 منطق الطير عطار)
شيخ ما (بوسعيد) گفت حق تعالي فرد است او را بتفريد بايد جستن تو او را بمداد و کاغذ جويي کي يابي (اسرار التوحيد ص 201).

۵- تجريد(استغنا):
 ترک اعراض دنيوي است ظاهراً و نفي اعراض اخروي و دنيوي باطناً و تفصيل اين جمله آنست که مجرد حقيقي آن کسي بود که بر تجرد از دنيا طالب عوض نباشد بلکه باعث بر آن تقرب بر حضرت الهي بود (مصباح الهدايه ص 143)- خالي شدن قلب و سر سالک است از ماسوي الله و بحکم "فاخلع نعليک" بايد آنچه موجب بُعد (دوري) بنده است از حق از خود دور کند (فرهنگ مصطلحات عرفا).

۶- حيرت:
 يعني سرگرداني و در اصطلاح اهل الله امريست که وارد مي شود بر قلوب عارفين در موقع تامل و حضور و تفکر آنها را از تامل و تفکر حاجب گردد. (فرهنگ مصطلحات عرفا).

۷- فقر و فنا:

فقر: در اصطلاح صوفيان عبارتست از فقد مايحتاج اليه (تعريفات)- ابوتراب نخشبي گفت: حقيقت غنا آنست که مستغني باشي از هر که مثل تست و حقيقت فقر آنست که محتاج باشي بهر که مثل تست (تذکرة الاولياء ج 1 ص297 و طبقات الصوفيه ص 250- جهت مزيد اطلاع بر اين اصطلاح صوفيان ر. ک. شرح تعرف ج 3 ص 118 تا120).

 فنا: در اصطلاح صوفان سقوط اوصاف مذمومه است از سالک و آن بوسيله کثرت رياضات حاصل شود و نوع ديگر فنا عدم احساس سالک است بعالم ملک و ملکوت و استغراق اوست در عظت باريتعالي و مشاهده حق. از اين جهت است که مشايخ اين قوم گفته اند «الفقر سواد الوجه في الدارين» قشريه (ص 36 و هجويري ص 311 و فتوحات المکيه ج 2 ص 512 و مصباح الهدايه ص 426).

منابع:
لطايف الغات- فرهنگ مثنوي ملاي روم، تدوين مولوي عبداللطيف
منطق الطير مقامات طيور عطار نيشابوري به اهتمام سيد صادق گوهرين
فرهنگ مصطلحات عرفاء- تاليف سيد جعفر سجادي، چاپ تهران

باورها

استفان کاوی (از سرشناسترین چهره‌های علم موفقیت) احتمالاً با الهام از همین حرف انیشتین است که می‌گوید:« اگر می‌خواهید در زندگی و روابط شخصی‌تان تغییرات جزیی به وجود آورید به گرایش‌ها و رفتارتان توجه کنید؛ اما اگر دلتان می‌خواهد قدم‌های کوانتومی بردارید و تغییرات اساسی در زندگی‌تان ایجاد کنید باید نگرش‌ها و برداشت‌هایتان را عوض کنید .»
او حرفهایش را با یک مثال خوب و واقعی، ملموس‌تر می‌کند:...

ادامه نوشته

وصف پیامبر رحمت(ص)

جمال الدین عبدالرزاق اصفهانی (م ح 588) از شاعران برجسته دوره سلجوقی ـ خوارزمشاهی و عصر ویرانی اصفهان به خاطر اختلافات مذهبی و سیاسی است. دیوان وی برجای مانده و تركیب بند ذیل از اوست كه به اعتراف بسیاری از ادیبان و شاعران و مورخان اهل ادب بهترین تركیب بندی است كه تاكنون در وصف رسول اكرم (ص) سروده شده است:

ادامه نوشته

عید سعید مبعث مبارک

جان سحر، جسم سمن بوی توست

شاه، غلام سر گیسوی توست

ماه که خَم کرده سر خویشتن

بوسه زنِ گوشه ابروی توست

ای سمن باغ خداوندگار

سرو، غلام قد ناژوی توست

صبح ازل، پرتو پیشانی ات

شام ابد، طُرّه دل جوی توست

آنچه ز گل نیک تر آمد به باغ

باغِ گُل خُلق تو و خوی توست

زمزمه زندگی کاینات

همهمه شور و هیاهوی توست

عقل تو سرمایه سنگین وحی

عقل جهان کم به ترازوی توست

عقد ثُریّا به کف آسمان

پیشکش گردن بانوی توست

کاش که فریاد دلم می شنید

حلقه آن در که سر کوی توست

شاخه طوبی ندهد در بهشت

آنچه در آن چنبر بازوی توست

هی هی از این عشق خوش احمدی

ذکر لبم ناله هوهوی توست

                                                         علی موسوی گرمارودی


طب سوزنی

 
اگر کسی در حالت سکته قرار گرفت قبل از حمل به بیمارستان، با سوزنی تمیز سر 10 انگشت او را زخمی کنید تا دو قطره خون بیاید و از لخته در مغز جلوگیری شود.
توصیه های یک پروفسور چینی:
یک سرنگ یا سوزن در خانه نگه دارید : یک روش غیر قراردادی و شگفت انگیز برای بهبود سکته. این متن را بخوانید شاید روزی توانستید به کسی کمک کنید.
متحیر کننده است. لطفا این متن را در دسترس بگذارید توصیه های بسیار خوبی هستند . چند دقیقه صرف مطالعه آن بکنید هرگز تصور نمی کنید که ممکن است زندگی یک نفر بستگی به شما داشته باشد.
پدر من بر اثر سکته فلج شد و سپس مرد. کاش من چیزی در باره این نوع کمک های اولیه می دانستم . هنگامی که حمله صورت می گیرد مویرگها به تدریج در مغز پاره می شوند. (ایرن لیو)
هنگامی که سکته اتفاق می افتد، آرامش خود را حفظ کنید. مهم نیست قربانی کجاست . او را حرکت ندهید چون مویرگهایش پاره خواهند شد. برای جلوگیری از سقوط قربانی ، کمکش کنید تا بنشیند سپس می توانید حجامت را شروع کنید. اگر در خانه یک سرنگ تزریقی داشته باشید خیلی عالی می شود. در غیر این صورت یک سوزن خیاطی یا یک سنجاق صاف هم خوب است.
1- سوزن یا سنجاق را روی آتش استریل کنید بعد با آن سر هر 10 انگشت مریض را خراش دهید.
2- این طب سوزنی نیست فقط یک خراش یک میلی متری است روی سر انگشتان.
3- خراش بدهید تا خون خارج شود.
4- اگر خون خارج نشد، با انگشت خودتان سر انگشت مریض را فشار دهید.
5- وقتی از هر 10 انگشت خون خارج شد چند دقیقه صبر کنید تا بیمار هشیاری خود را باز یابد.
6- اگر دهان قربانی کج شد لاله گوشهایش را آنقدر بکشید تا سرخ شوند.
7- بعد هر لاله گوش را دو بار بخراشید تا از هر کدام دو قطره خون خارج شود.
بعد از چند دقیقه قربانی باید هشیاری خود را بدست بیاورد. منتظر بمانید تا بیمار دوباره وضعیت طبیعی خود را بدون هر گونه علامت غیر عادی به دست بیاورد. سپس او را به بیمارستان برسانید. حرکت سریع آمبولانس در راه بیمارستان و افتادن در دست اندازها با عث پارگی مویرگها می شود.
من در باره نجات زندگی با حجامت از یک دکتر سنتی چینی به نام "ها بو تینگ" که در سون جیوک زندگی می کند آموختم. به علاوه من در این زمینه تجربه عملی دارم. پس می توانم بگویم که این روش صد در صد موثر است.
در سال 1979 من در کالج "فور گاپ " در " تای چونگ" تدریس می کردم . یک روز بعد از ظهر مشغول تدریس بودم که ناگهان یک معلم دیگر نفس نفس زنان وارد کلاس شد و گفت : " خانم لیو عجله کن بیا ، سوپروایزر ما سکته کرده است." من فورا به طبقه سوم رفتم و دیدم آقای "چن فو تی ین" سوپروایزر ما همه علائم سکته را دارد: رنگ پریدگی، اختلال در تکلم و کج شدن دهان.
فوراً ا ز یکی از دانشجویان خواستم تا از داروخانه بیرون مدرسه یک سرنگ بخرد تا با آن سر انگشتان آقای چن را خراش بدهم. وقتی ازهمه ده انگشتش قطرات خون ( اندازه یک نخود) خارج شد، رنگ به چهره آقای چن و روح به چشمانش بازگشت . ولی دهانش هنوز کج مانده بود. پس گوشهایش را کشیدم تا پر ا ز خون شدند وقتی کاملا سرخ شدند، لاله گوش راستش را دو بارخراش دادم تا دو قطره خون خارج شود. وقتی از هرلاله گوشش دو قطره خون خارج شد ، یک معجزه رخ داد. در عرض 3-5 دقیقه شکل دهانش به حالت طبیعی خود برگشت و تکلمش هم روان و واضح شد. او را گذاشتیم تا یک مدت استراحت کند و یک فنجان چای داغ هم دادیم بعد کمکش کردیم تا از پله ها پایین برود. او را به بیمارستان "وی واه" رساندیم. یک شب در بیمارستان بستری شد و روز بعد برای تدریس به مدرسه بازگشت . همه چیز به حالت نرمال در آمد.
به طور معمول قربانیان سکته از پارگی جبران ناپذیر مویرگها در راه بیمارستان رنج می برند. در نتیجه این گونه بیماران هرگز بهبود نمی یابند . ( ایرن لیو)
بنابراین ، سکته دومین علت مرگ است. اگر کسی خوش شانس باشد، زنده می ماند ولی ممکن است تا آخر عمر فلج بماند. این اتفاق وحشتناکی است که در زندگی می تواند رخ دهد.
اگر همه ما این روش حجامت را به خاطر داشته باشیم و به سرعت پروسه نجات زندگی را شروع کنیم قربانیان دوباره احیا شده و صد در صد حالت عادی خود را به دست خواهند آورد.

........

مردم اغلب بي انصاف, بي منطق و خود محورند
ولي آنان را ببخش.

اگر مهربان باشي تو را به داشتن انگيزه هاي پنهان متهم مي کنند,
ولي مهربان باش .

اگر موفق باشي دوستانی دروغين ودشمنانی حقيقي خواهي يافت,
ولي موفق باش.

اگر شريف ودرستکار باشي فريبت مي دهند,
ولي شريف و درستکار باش .

آنچه را در طول ساليان سال بنا نهاده اي شايد يک شبه ويران کنند,
ولي سازنده باش .

اگر به شادماني و آرامش دست يابي حسادت مي کنند,
ولي شادمان باش .

نيکي هاي درونت را فراموش مي کنند.
ولي نيکوکار باش .

بهترين هاي خود را به دنيا ببخش حتي اگر هيچ گاه کافي نباشد
ودر نهايت مي بيني
 
 هر آنچه هست همواره ميان "تو و خداوند" است
نه ميان تو و مردم



شیطان پرستی و تاریخچـه آن

شیطان پرستی به معنی پرستش شیطان به عنوان قدرتی فوق العاده قوی و بسیار قوی تر و موثرتر از نیروهای خوب دنیوی همچون خداست.

در شیطان پرستی شیطان به عنوان نماد قدرت و حاکمیت بر روی زمین، قدرتی به عنوان برترین قدرت دو جهان مورد توجه و پرستش قرار دارد و این دنیایی را که به عنوان دوزخ برشمرده می‌شود قانونمند می‌کند.
در شیطان پرستی، غیر از استفاده از شیطان به عنوان قدرت تاریکی و قدرت مطلق از نیروها و اجنه و روح های پلید و شیطانی نیز برای رسیدن به اهداف خود استفاده می‌شود؛ و در نهایت معنای شیطان پرستی؛ پرستش قدرت پلیدی است.

به طور کلی دو تعریف برای گروه‌های شیطان پرستی در نظر افراد وجود دارد؛
تعریف اول : هر گروهی که شیطان را (مشابه شیطان تعریف شده در دین مسیحیت که عاری از مفاهیم غیرطبیعی مربوط به پلیدی و زشتی است یا یک شیطان انتزاعی) به عنوان خدا قبول داشته باشد و آن را عبادت کند که معمولا از آن به عنوان الهه سیاه نیز یاد می‌کنند و منتسب به طبیعت حقیقی انسان می‌نامند.
تعریف دوم : گروه‌هایی که از دین مسیحیت تبعیت نکرده و یا عیسی را با خصوصیاتی که در دین مسیح تعریف شده است قبول ندارند. این تعریف معمولاً توسط بنیادگرایان مسیحی مورد استفاده قرار می‌گیرد و بر مبنای این تعریف بسیاری از گروه‌ها را شیطان پرست می‌نامند. ضرورت انتخاب این موضوع
روزگار عجیبی است ؛ هر گوشه ، در هر خیابان یا بین دوستان را که نگاه می‌کنی درباره این کلمه می‌شنوی مخصوصا بین کسانی که ادعای متال‌بازی و گوش دادن به موسیقی متال به خصوص سبک بلک‌متال را یدک می‌کشند.

چیزی که الان در جامعه مشاهده می‌شود باب شدن شیطان پرستی و انداختن پنتاگرام در گردن است.
*بلک‌متال Darkthrone ، مریلین مانسن ، نیرو انا ، آنتون لاوی، کلیسای شیطان ، satanic bible ، آدم خواری ، skull-n-bone .... احتمالا دست کم یکی از این کلمات را تاکنون شنیده‌ و آدم های زیادی را هم دیده‌اید که خودشان را طرفدار این نامها و گروهها می‌دانند.

موسیقی های آنها را گوش می‌دهند ، گاه‌ لباس‌های عجیب و غریب می‌پوشند، نشانه های خاصی دارند و به قول خودشان تیریپ خفن می زنند!
از اینها که بگذریم حتما زیاد هم شنیده‌اید که در فلان کشور یک عده شیطان پرست یک آدم را تیکه تیکه کردند یا خوردند یا فلان جنایت را انجام دادند. لذا بر آن شدیم تا در مورد شیطان‌پرستی و شیطان‌پرستان تحقیقی اجمالی به عمل آوریم.

ادامه نوشته

عصمت حضرت آدم(ع)

حضرت آیت‌الله سبحانی

 از مجموع آيات مربوط به قصه ى آدم، به دست مى آيد كه آدم با نهى خداوند از خوردن ميوه ى درخت ممنوعه، مخالفت نمود.اين حقيقت با تعبيرهاى مختلفى مانند:( ...ذاقَا الشَّجَرةَ... )( [1])، ( ...فَأَكَلا مِنْها... )( [2])  و ( ...عصى آدَمُ ربَّهُ... )( [3]) بيان شده است. در هر حال بزرگترين دستاويز قائلان به عدم عصمت انبياء، همين داستان آدم است چيزهايى كه مى تواند دستاويز آنان قرار گيرد، به اين شرح است:

آدم با نهى الهى كه فرمود:( ...وَلا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَة... )( [4]) مخالفت كرد ومخالفت با نهى مؤكد، موجب گناه است و با عصمت سازگار نيست.

در پاسخ به اين دستاويز بايد توجّه نمود كه نهى الهى، بسان امر او بر دو نوع است:

1. آمر وناهى از موضع فرماندهى، سخن مى گويند وشنونده را زير دست قرار مى دهند. در چنين شرايطى امر ونهى او، حالت مولوى به خود گرفته و در صورت مؤكّد بودن نهى، آن را مولوى تحريمى ودر غير اين صورت، مولوى تنزيهى (كراهت) ناميده مى شود. وقسمت اعظم اوامر ونواهى الهى از اين مقوله است. ومخالفت با نهى مولوى تحريمى موجب عقاب است، ولى مخالفت با نهى مولوى تنزيهى، مايه ى تيرگى روح وروان مى گردد، اما پيامدى مانند عقاب ندارد.

2. آمر و ناهى از موضع پند و اندرز، سخن مى گويند و مى كوشند افراد را از طريق پند واندرز وتذكر لوازم طبيعى عمل، به كارى دعوت كنند ويا از آن باز دارند. در چنين شرايطى امر ونهى، حالت ارشادى به خود گرفته وپيامدى جز نتيجه ى طبيعى عمل، نخواهد داشت و عقابى هم بر آن مترتب نمى شود.

ادامه نوشته

اجر خدمت به والدین

حضرت موسی چهل شبانه روز بود که با خدای خود در کوه طور خلوت نموده بود و به نماز و نیایش مشغول بود. آخرین روز اقامت او در کوه طور فرارسیده بود و می خواست از کوه پایین بیاید و به کارهای مردم خود رسیدگی کند. مردم او منتظر حضرت بودند تا آخرین دستورات خداوند را به آنها ابلاغ کند.

حضرت موسی آخرین سوال خود را پرسید: خداوندا من پیامبر(ص) برگزیده تو هستم و مدت چهل شبانه روز است که تو را عبادت می کنم آیا بنده شایسته تر از من هم داری که تو را چنین عبادت کند؟

ادامه نوشته