دحوالارض

"وَ الأرضَ بَعدَ ذلِکَ دَحاها"
و پس از آن زمین را بگستراند.

سوره ی نازعات آیه 30

یكي از با شرافت ترين روزهاي سال كه در آن نفحات رحمت ملكوتي به سوي بندگان وزيدن مي گيرد، روز بيست و پنجم ماه ذی القعده است كه در تعابير ديني از آن به «دحوالارض» ياد شده است.

دحوالارض را چنین معرفی می کنند "روزي كه زمين از زير کعبه كشيده و گسترانيده شد "گر چه این مطلب یعنی کشیده شدن و گسترانده شدن زمین در وهله اول عجیب به نظر میرسد اماّ تعریف واضح تر این موضوع این است که گفته شود:پس از آنکه تمام سطح کره زمین به مدت طولانی در زیر آب فرو رفته و خداوند خواست تا آن را از زیر آب بیرون آورد که صحنه زندگی موجودات مهیا گردد ، اولین نقطه ای که از زیر آب سر بیرون آورد همان مکان مقدس کعبه و بیت الحرام بود . این واقعه نشان دهنده اهمیت این نقطه و مرکزیت آن برای همه عالمیان است. در واقع دحوالارض روز شروع حیات بخشی خداوند به جهان خاکی است كه توجه به آن در روایات و تعیین اعمال خاص همچون روزه ، عبادت ، دعا و غسل واهتمام به آن از سوی معصومین (ع) نشانگر عنایت حضرت حق به این روز با برکت است.

بر طبق روايات وارده، در اين روز عظيم، خداوند زمين را از محل خانه كعبه گسترش داد و آن را براي سكونت و زندگي انسانها مهيا كرد و با رحمت خود، زمين و نعمتهاي فراوان آن را به وجود آورد.عارف بزرگ قرن، آيت الله ميرزاجواد آقاملكي تبريزي در «المراقبات» خود معتقد است: «كار مهم در ماه ذي قعده، آگاهي از نعمتهايي است كه خداوند در روز «دحوالارض»، به بشر ارزاني داشته است، چرا كه آگاهي از نعمت و كم و كيف آن، اولين مرتبه شكر است و يكي از نعمتهاي بسيار بزرگ خداوند در اين روز به بشر اين است كه خداوند متعال كعبه را خانه خود قرار داد و اجازه داد كه مردم، آن را زيارت كنند و با پاداش و رضايت فراواني اين عمل را از آنان مي پذيرد و اين نهايت لطف و مهرباني و كرم است.»از مهمترين سفارشها در اين روز بزرگ، گرفتن روزه است كه به گفته مرحوم شيخ عباس قمي: «آسمان و زمين و هرچه در ميان آنهاست براي روزه دار در اين روز استغفار مي كنند.»

درباره روزه این روز آمده است: روزه این روز همانند روزه هفتاد سال است. روزه این روز کفاره گناهان هفتاد سال است.برای روزه دار این روز هرکه و هرچه در میان آسمان و زمین است استغفار می کند و...از دیگر اعمال این روز شریف دو رکعت نماز است که در آن حمد و پنج مرتبه سوره "والشمس" خوانده می شود و پس از نماز نیز دعایی است که در مفاتیح آمده است . و همچنین دعای "اللهم داحی الکعبه ..." از دعاهای مخصوص این روز است.                 

 تعبیر به اینکه "در روز دحو الارض رحمت خدا منتشر گرديده و از براى عبادت و اجتماع به ذكر خدا در اين روز، اجر بسيار است" و امثال آن ، مومنین را بر انجام مستحبات مخصوص این روز ترغیب می نماید.

به جرات مي توان گفت روز دحوالارض سرآغاز ورود به وادي رحمت خداوند است و سالك طريق هدايت با آمادگي در اين روز، خود را براي بهره گيري از بركات فراوان دهه نخست ذي حجه كه از برترين ايام سال است آماده مي كند.

علي«ع» در روايتي فرمود: «اولين رحمتي كه از آسمان به زمين نازل شد، در بيست وپنجم ذي قعده بود. كسي كه اين روز را روزه بدارد و شبش را به عبادت بايستد، عبادت صد سال را كه روزش را روزه و شبش را در عبادت باشد، خواهد داشت. هر گروهي كه در اين روز براي ذكر پروردگار گردهم آيند، پيش از پراكنده شدن، حاجتهايشان برآورده مي شود. در اين روز يك ميليون رحمت نازل مي شود كه نود و نه هزار تاي آن براي روزه داران اين روز و عبادت كنندگان اين شب خواهد بود.

شب 25 ذيقعده نيز از ليالي شريفه است و باران رحمت خدا در آن باريدن مي گيرد و در كتب روايي و دعايي بر انجام عبادت و نماز و استغفار در آن تاكيد بسيار شده است.

روايت است که « امام رضا » عليه السلام فرموده اند: درشب بيست و پنجم ماه ذى القعده حضرت ابراهيم (ع) و حضرت عيسى (ع)متولد شده اند. و نیز در اين روز رسول خدا صلى الله عليه و آله ، به قصد حجة الوداع از مدينه به همراه يكصد و چهار هزار يا يكصد و بيست و چهار هزار نفر از راه شجره به مکه عزيمت نمودند که حضرت فاطمه (ع ) و تمامى زوجات آن حضرت نیز ایشان را همراهی می کردند . و نیز در روایتی است که در این روز قائم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) قیام خواهد نمود.

 التماس دعا




حج چيست؟

حج، [يعني] آهنگ، قصد، يعني حركت و جهت حركت نيز هم. همه چيز با كندن تو از خودت، از زندگي‌ات و از همه علقه‌هايت آغاز مي شود. مگر نه در شهرت سكني؟ سكونت، سكون؟ حج، نفي سكون زندگي، چيزي كه هدفش خودش است يعني مرگ، نوعي مرگ كه نفس را مي‌كشد!
حج يعني جاري شو!
زندگي، حركتي دوري، دوري باطل، آمد و رفتي تكراري و بيهوده، كار اصلي؟ پير شدن. نتيجه واقعي؟ پوسيدن، نوساني يكنواخت و ابلهانه... زندگي؟ تماشايي، و تماشاي صبح و شام‌هاي بي حاصل و بي معنا، يك بازي بي مزه و بي انجام.
و حج، عصيان تو از اين جبر ابلهانه، از اين سرنوشت تكراري، برون رفتن از نوسان!
حج، بودن تو را كه چون كلافي سر در خويش گم كرده است، باز مي‌كند. اين دايره بسته، با يك نيت انقلابي باز مي‌شود، افقي مي‌شود، راه مي‌افتد در يك خط سير مستقيم، هجرت به سوي ابديت، به سوي ديگري، به سوي او!
هجرت «از خانه خويش» به خانه خدا، «خانه مردم» و تو هر كه هستي، كه‌اي؟ انسان بوده‌اي، فرزند آدم بوده‌اي، اما تاريخ زندگي، نظام ضد انساني اجتماع، تو را مسخ كرده است، تو را از خود بيگانه كرده است، در عالم ذر، انسان بودي، خليفه خدا بودي، هم سخن خدا بودي، امانت‌دار خاص خدا بودي، روح خدا در تو دميده شده بود، دانش آموز خاص خدا بودي، تمامي نام‌ها را خدا به تو آموحته بود. خدا تو را كه آفريد، به آفريدگاري خود آفرين گفت و... و تو جاده تاريخ را پيش گرفتي، به راه افتادي، كوله بار امانت خدا بر دوشت، پيمان خدا در دستت، نام‌ها كه خدا به تو آموخت، در دلت و روح خدا در كالبد بدنت و...
و تو تا حال چه کرده اي ؟ زندگي کرده اي؟
اي مسئول امانت او؟ اي مسجود ملائك او؟ اي جانشين اللّه در زمين و در جهان... .
اكنون لحظه ديدار است، ذي‌الحجه است؛ ماه حج، ماه حرمت، شمشيرها آرام گرفته‌اند و شيهه اسبان جنگي و نعره جنگجويان و قداره بندان در صحرا خاموش شده است و جنگيدن، كينه ورزيدن و ترس، زمين را مهلت صلح، پرستش و امنيت داده‌اند. خلق، با خدا وعده ديدار دارند. بايد در موسم رفت! و تو روح خدا را بجوي، بازگرد و سراغش را از او بگير، از خانه خويش و آهنگ خانه او كن، او در خانه‌اش تو را منتظر است، تو را فرياد مي‌خواند؛ دعوتش را لبيك گوي!(1)

حج كن!
 

ادامه نوشته

اظهار عبوديت؛ اساسي‌ترين فلسفه حج

اجتماع عظيم و بي‌نظير حج در ميعادگاه عاشقان داراي ابعاد و اعمال مختلفي است که ابعاد آن زندگي‌ساز بوده و هر يک از اعمال حج نيز به نوعي اظهار عبوديت و بندگي به درگاه خالق هستي‌بخش است.

حج و زيارت خانه خدا از فروع دين اسلام است و مسلمانان با داشتن شرايطي مکلف هستند در دهه اول ماه ذي‌الحجه به اين سفر معنوي رفته مجموعه‌اي از اعمال نيايشي را به‌جا آورند.

ادامه نوشته

تلاش لازمه توفيق

 

امام رضا (عليه السلام)فرمود:

مَنْ سألَ اللهَ التّوفیقَ و لَم یَجتَهِد فقَدِ استَهزَأ بِنَفسِهِ.

 
هرکس از خدا توفیق بخواهد و تلاش جدی نکند، خود را به سخره گرفته است.

(میزان الحکمة،ح2790)

خوشبختی

تاجری پسرش را برای آموختن «راز خوشبختی» نزد خردمندی فرستاد. پسر جوان چهل روز تمام در صحرا راه رفت تا اینکه سرانجام به قصری زیبا بر فراز قله کوهی رسید. مرد خردمندی که او در جستجویش بود آنجا زندگی می‌کرد.
به جای اینکه با یک مرد مقدس روبه رو شود وارد تالاری شد که جنب و جوش بسیاری در آن به چشم می‌خورد، فروشندگان وارد و خارج می‌شدند، مردم در گوشه‌ای گفتگو می‌کردند، ارکستر کوچکی موسیقی لطیفی می‌نواخت و روی یک میز انواع و اقسام خوراکی‌ها لذیذ چیده شده بود. خردمند با این و آن در گفتگو بود و جوان ناچار شد دو ساعت صبر کند تا نوبتش فرا رسد.
خردمند با دقت به سخنان مرد جوان که دلیل ملاقاتش را توضیح می‌داد گوش کرد اما به او گفت که فعلأ وقت ندارد که «راز خوشبختی» را برایش فاش کند. پس به او پیشنهاد کرد که گردشی در قصر بکند و حدود دو ساعت دیگر به نزد او بازگردد.
مرد خردمند اضافه کرد:

 اما از شما خواهشی دارم. آنگاه یک قاشق کوچک به دست پسر جوان داد و دو قطره روغن در آن ریخت و گفت: در تمام مدت گردش این قشق را در دست داشته باشید و کاری کنید که روغن آن نریزد.
مرد جوان شروع کرد به بالا و پایین کردن پله‌ها، در حالیکه چشم از قاشق بر نمی‌داشت. دو ساعت بعد نزد خردمند بازگشت.
مرد خردمند از او پرسید:«آیا فرش‌های ایرانی اتاق نهارخوری را دیدید؟ آیا باغی که استاد باغبان ده سال صرف آراستن آن کرده است دیدید؟ آیا اسناد و مدارک ارزشمند مرا که روی پوست آهو نگاشته شده دیدید؟»
جوان با شرمساری اعتراف کرد که هیچ چیز ندیده، تنها فکر او این بوده که قطرات روغنی را که خردمند به او سپرده بود حفظ کند.
خردمند گفت: «خب، پس برگرد و شگفتی‌های دنیای من را بشناس. آدم نمی‌تواند به کسی اعتماد کند، مگر اینکه خانه‌ای را که در آن سکونت دارد بشناسد.»
مرد جوان این‌بار به گردش در کاخ پرداخت، در حالیکه همچنان قاشق را به دست داشت، با دقت و توجه کامل آثار هنری را که زینت بخش دیوارها و سقف‌ها بود می‌نگریست. او باغ‌ها را دید و کوهستان‌های اطراف را، ظرافت گل‌ها و دقتی را که در نصب آثار هنری در جای مطلوب به کار رفته بود تحسین کرد. وقتی به نزد خردمند بازگشت همه چیز را با جزئیات برای او توصیف کرد.
خردمند پرسید: «پس آن دو قطره روغنی را که به تو سپردم کجاست؟»
مرد جوان قاشق را نگاه کرد و متوجه شد که آنها را ریخته است.
آن وقت مرد خردمند به او گفت:
«راز خوشبختی این است که همه شگفتی‌های جهان را بنگری بدون اینکه دو قطره روغن داخل قاشق را فراموش کنی»

ولادت هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت، آقا امام رضا علیه اسلام مبارکباد.

 

نقاره ها ز اوج   مناره   وزیده اند
مردم صدای آمدنت را شنیده اند
زیباتر از همیشه شده آستان تو
آقا! چقدر ریسه برایت کشیده اند

ادامه نوشته

اهمیت نمازبرای کودکان

نماز از ارکان متعالی و از رشته های مستحکم ارتباطی میان صانع و صنع در دین مبین اسلام است.

نماز از ارکان متعالی و از رشته های مستحکم ارتباطی میان صانع و صنع در دین مبین اسلام است. ارتباط اهل راز با خداوند، از خود دور شدن و به خداوند نزدیک شدن، همه و همه با انجام مراسم ویژه ای به نام نماز امکان پذیر است. اگر انسان بداند نماز چیست؟

آثار و نقش آن در زندگی بشری چگونه است؟ تفاوت انسان نماز گزار با انسان کاهل یا تارک نماز چیست؟ و نیز بداند که انسان می تواند هویت اصلی خویش را در ارتباط با معبود منسجم و آن را دریافت کند. غفلت از نماز را یک خسران مادی و معنوی می داند.

آری، نمازگزار خود را در دنیا بدون تکلیف و سرگردان نمی داند و با اندیشه در اهداف زندگی، مشغول برنامه ریزی برای آینده می شود. اعتقاد به خداوند را به عنوان حلال مشکلات برای رسیدن به آرامش در بحران می داند آن را تجربه و درک می کند. از سوی دیگر بی توجهی به نماز از سوی محیط و نیز خود فرد، روح طغیان گر و عصیان گر را تقویت می کند و سهل انگاری در دیگر امور را نیز خوب می داند. پیامبر اکرم(ص) می فرمودند: «کودکان خود را از کودکی به نماز وادار کنید.» و امام صادق(ع) نیز می فرمودند: «پیش از این که محوری گمراه کننده بر فرزندان غلبه کند آنها را با جریان های دینی آشنا کنید.» و هم آن که ایشان فرموده اند: «از سنین میان ۶ تا ۷سالگی، کودک را به نماز وادار کنید و در ترک آن، او را مؤاخذه کنید.»

این دستورات، اهمیت دوره نوجوانی و کودکی را در شکل گیری های مذهبی و اجتماعی یادآوری می کند. میان زندگی اجتماعی و سیاسی انسان و زندگی معنوی و فردی او تعاملی عجیب وجود دارد. به طوری که بی نمازی یک نوجوان یا جوان می تواند در دزدی، رشوه خواری و نیز اعمال ناهنجار اجتماعی مؤثر باشد و انجام این رذایل نیز بر حیات نماز و روحانیت آن، تأثیر متقابل دارد.

اسلام بیش از ۱۴قرن پیش، پرچم هدایت بشریت را به دست گرفته، آنها را که خواستار سعادت هستند به زیر لوای خود فرامی خواند. اکنون که در کشور ما نوای اسلام سر داده می شود و به برکت این آئین مقدس، قدم در راه رقابت های جهانی می گذاریم، چرا برخی از افراد به ویژه جوانان به رفتارهای دینی از جمله نماز، کم رغبتی نشان می دهند! چه علتی موجب نفوذ بی رغبتی واجباتی نظیر نماز در دل جوانان و نوجوانان می شود!

در این مقاله به بررسی آثار تبلیغ کلامی صرف در دو حیطه خانواده و جامعه می پردازیم.

۱) خانواده

خانواده نهاد مقدس و امنی است که هر جامعه ای راسازمان دهی و پی ریزی می کند و سلامت و سعادت هر جامعه به داشتن کانون گرم و سالم خانواده بستگی دارد. انتقال ارزش های اخلاقی و دینی در هر جامعه در وهله اول به عهده خانواده است. در خانواده ای که میان والدین و فرزند، ارتباط فرهنگی، متزلزل می شود، فرزندان این خانواده دچار بی هویتی فرهنگی و سردرگمی می شوند. عوامل اجتماعی زیر می تواند تبلیغات مثبت برای گسترش و تعمیق نماز در جامعه را کم اثر کند :

الف ) اعتقاد نداشتن به تدین

درخانواده هایی که در آن ها مقوله ای به نام دین هویت ندارد، اگر فرزندی وجود داشته باشد چه انتظاری می رود که برخلاف فکر و اندیشه پدرومادرش به اموری نظیر خدا، قیامت و ... معتقد شود. عضو این خانواده از جمعیت نمازگزار، قیام، سجود و رکوع شان لذت می برد ولی باز پایش در رفتن می لنگد. انسانی که معتقد به خدا و قیامت نیست لزومی نمی بیند که شبانه روز چند نوبت نماز بخواند یا روزه بگیرد و به فکر جواب دادن به پاسخ و پرسش های قیامت هم نیست. پدر و مادر بی ایمان و بی اعتقاد کانون اصلی پرورش فرزندان بی اعتقاد هستند.

ب ) توجه نکردن به مقوله تربیت اخلاقی

چه بسیار والدینی که به تربیت جسمی فرزند اهمیت می دهند اماچشم از تربیت دینی فرزندان خود پوشیده اند و اعتقاد دارند که فرزند باید آزاد باشد. پیامبر اکرم (ص) در این باره فرموده اند: «بدا به حال بچه های دوره آخرالزمان از دست پدر و مادر ایشان، به خاطر این که پدر و مادرها به فکر دنیای بچه هایشان هستند اما به فکر آخرت آنها نیستند، به فکر تأمین آتیه برای اولادشان هستند، اما به فکر تربیت صحیح، ادب و دین آنها نیستند.» بعد فرمودند: «من بری هستم از این گونه مردم و آنها هم از من بری هستند.» بنابراین هسته اولیه علت بی رغبتی جوانان، ریشه در نحوه نگرش پدر و مادر بر جنبه های رفتارهای دینی دارد.

از سوی دیگر والدینی هستند که خود، عبادات کاملی دارند اما لزومی نمی بینند که آنها را به فرزندان منتقل کنند و معتقدند که هرکس در آخرت، خود جوابگوی اعمالش است. این دسته از والدین نه فقط دنیا و آخرت فرزندان را تباه می کنند بلکه آخرت خود را هم نابود می کنند.

پ ) آشنا نبودن با ابزارهای کنترل

خانواده هایی هستند که خود دین دار و معتقدند و فرزندان متدینی نیز دارند اما پس از آموزش احکام، آن ها را به حال خود رها می کنند. مشغله کاری و امور منزل و اداره موجب این شکاف ارتباطی می شود. در این شرایط عضو خانواده به دور از چشم والدین دستخوش آلودگی می شود. والدین باید با دلسوزی و نظارت مستمر، عقاید و اجرای فرایض الهی را در افراد ریشه دار کنند بنابراین تذکر مداوم که آن هم دارای شرایط خاص است می تواند آموزش فرایض دینی از جمله نماز و مناجات را بهینه کند.

ت ) سخت گیری و خشونت

زیر فشارهای شدید و کتک قراردادن بچه ها از سوی خانواده ها، سرخوردگی زیادی نسبت به اعتقادات دینی به وجود می آورد، این احساس ناخوشایند برای اقامه ی مناسک دینی ایجاد شده تا جوانی و بزرگسالی ادامه پیدا می کند. امروزه بیش از هر چیز به ابزارهای روانی و اجتماعی جذاب، ساده و مؤثر برای اقامه نماز نیاز داریم آیا فردی که با آرامش و منطق به نماز خوانده می شود فردا که لذت عبادت را چشید به نوافل نخواهد پرداخت؟!

ث۰ آموزش نادرست والدین

به طور مطمئن خانواده های مسلمان با آموزش ناصواب فرزندان درباره نماز قصد ستیز با دین را ندارند اما ناخودآگاه به دین ضربه می زنند. بویژه در آموزش دین و دینداری نباید خرافات و عرف را بر احکام دین و روش های منطقی ارجحیت داد.

با جوانان نباید زیاد از عقوبت و عذاب صحبت کرد بلکه باید، بیش تر از ثواب و پاداش های شیرین گفت تا جوانان و نوجوانان جذب نماز شوند.

ه) رفتارهای نادرست

بداخلاقی، بدزبانی و نقاط ضعف رفتارهای دینی خود را بیان کردن، موجب گریز از دین می شود. والدینی که نماز را هروقت که کارشان تمام شد، می خوانند و حتی به ظاهر پوشش خود در وقت نماز اهمیت نمی دهند، چگونه می توانند نوجوانان و جوانان را تحت تأثیر مسائل مذهبی قرار دهند؟

۲) جامعه

الف) الگوسازی غلط

برخی از گروه ها، رسانه ها و مطبوعات یک سویه عوامل بیگانه را الگوسازی می کنند.

زمانی که اندیشه غربی به جای اندیشه اسلامی تبلیغ شود جوان در عمل دچار تزلزل می شود و شاید به سمت اعتقادات غربی هم سوق پیدا کند.

ب) مبلغ نماها

انسان های ریاکار به دنبال جاه و مقام اجتماعی در لباس شیادی، بلا و ضربه ای به دین وارد می کنند که امروزه از این نقطه، ضربات مهلکی به دین وارد شده و می شود. زمانی که اعمال و عبادات در جامعه توأم با تظاهر است، روح نداشته و به دل و جان نمی نشیند. نتیجه این تظاهرها و شیادی ها، بی تفاوتی و خستگی طالب دین می شود.

پ) نارسایی مکان ها و امکانات برپایی نماز

طولانی بودن برنامه نماز، فقدان امکانات وضو گرفتن و همه عواملی که به نمازخانه و غیره مربوط است بر اقبال نداشتن جوانان به نماز می افزاید. آموزش و تربیت ائمه جماعات و تغذیه آنها به طور مداوم از نظر آشنایی با علوم دین و نیازمندی های نماز و بکارگیری امامان جماعت آگاه، با قرائت صحیح به جذابیت نماز کمک فراوان می کند.

● راهکار مناسب

علاوه بر شرکت اساتید صاحب نام و صاحب شهرت در نمازهای جماعت، ارائه پاسخ های علمی و قانع کننده به سؤالات مذهبی نمازگزاران، آگاهی بخشی به نمازگزاران درباره فلسفه نماز، عامل بودن توصیه کنندگان به نماز، بیان زندگی بزرگان دین و احیاکنندگان نماز در طول تاریخ، اجتناب از روش های خشن، توبیخ، تنبیه، تهدید، تمسخر و غیره در امر نماز، اجتناب از اجبار و جلوگیری از ریا در فرهنگ نماز، استقبال پرجاذبه از نمازگزاران در مساجد به ویژه جوانان و گوش دادن به حرف های جوانان در مساجد می تواند برای حذف آثار منفی تبلیغ کلامی صرف برای نماز مؤثر باشد.

جوان به علت برخورداری از حس کنجکاوی و دقت نظر شدید، همواره محیط اطراف خود را زیرنظر دارد. چنین فردی به خاطر دقت و تیزبینی نسبت به محیط اطراف و رفتارهای اطرافیان، جایگاه خود و نحوه برخورد با پدیده های اجتماعی را طراحی می کند. مواجهه با دوگانگی در رفتار و کردار برخی مبلغان یکی از مهم ترین عوامل دلزدگی جوان از دین و دین داران است. دعوت به ساده زیستی، عدالت، سلامت اخلاقی و مالی، پرهیز از دروغ و تهمت و حسادت از جمله تعالیمی است که معمولاً برخی از مبلغان به آن نمی پردازند.

عمل گزینشی به تعالیم دینی و ملاحظه منافع شخصی و گروهی در حوزه سیاست و اقتصاد تأثیری عمیق در نگرش نمازگزار بویژه جوان به دین دارد. بنابراین باید تلاش کرد که با ارائه الگوهای عملی مناسب، از انحراف فکری آنها جلوگیری کرد و به آنان آموخت که حساب دین داران و متولیان امر دین را نباید با دین یکی کرد.

عباس ملاتقی
منابع و مآخذ
۱ـ نقش نماز در هویت یابی انسان مسلمان، عباس ملاتقی، نشر ستاد اقامه نماز، چاپ اول، ۱۳۸۰.
۲ تجلی نماز در نهضت عاشورا، عباس ملاتقی، نشر فردابه، چاپ اول، ۱۳۸۶.
۳ـ تربیت فرزند از نظر اسلام، استاد حسین مظاهری.
۴ـ تاریخ اسلام (دانشگاه پیام نور) کلیه رشته ها به غیر از الهیات، دکتر علی اکبر حسینی، فصل سوم.
۵ـ اصول کافی، ثقهٔ الاسلام کلینی، ترجمه و شرح رسولی.
۶ـ وسایل الشیعه، شیخ محمد حر عاملی، جلد ۳.
روزنامه ایران

جنگ‌های پیامبراسلام (ص) در قرآن

در قرآن مجید بعضی از جنگ‌های پیامبر ـ صلی الله علیه و اله و سلّم ـ را صریحاً نام برده است و بعضی را بدون ذكر نام بیان می‌كند كه از شأن نزول‌ها و بیان مفسران می‌فهمیم كه مربوط به كدام یك از جنگ‌های پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و اله و سلّم ـ است.
الف: جنگ‌هایی كه اسم آن‌ها در قرآن آمده است:
1. جنگ بدر: «وَ لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ بِبَدْرٍ وَ أَنْتُمْ أَذِلَّهٌ فَاتَّقُوا اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ»[1] «خداوند شما را در جنگ بدر یاری كرد و بر دشمنان خطرناك پیروز ساخت در حالی كه شما نسبت به آن‌ها ناتوان بودید. پس از خدا بترسید تا شكر نعمت او را به‌جا آورده باشید.»
و در سوره انفال آیات 43، 44، 10، 9، 8،‌7 به جنگ بدر اشاه شده است.
2. جنگ احزاب: «یَحْسَبُونَ الْأَحْزابَ لَمْ یَذْهَبُوا وَ إِنْ یَأْتِ الْأَحْزابُ یَوَدُّوا لَوْ أَنَّهُمْ بادُونَ فِی الْأَعْرابِ یَسْئَلُونَ عَنْ أَنْبائِكُمْ وَ لَوْ كانُوا فِیكُمْ ما قتَلُوا إِلاَّ قَلِیلاً»[2] «آن‌ها گمان می‌كنند هنوز لشكر احزاب نرفته‌اند و اگر برگردند (از ترس آنان) دوست دارند در میان اعراب بادیه نشین پراكنده (و پنهان) شوند و از اخبار شما جویا گردند و اگر در میان شما باشند جز اندكی پیكار نمی‌كنند.»
3. جنگ حنین: «لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِی مَواطِنَ كَثِیرَهٍ وَ یَوْمَ حُنَیْنٍ»[3] «خدا شما را در جاهای زیادی یاری كرد و در روز حنین (نیز یاری كرد.).‌»
ب: جنگ‌هایی كه بدون ذكر نام در قرآن به آن‌ها اشاره شده است:
1. حمراء الاسد: سوره آل عمران، آیات 4 ـ 173.
2. جنگ بنی قریظه: سوره احزاب آیات 25 ـ 27.
3. جنگ بنی مصطلق: سوره حج، آیات 1 ـ 2.
4. جنگ خیبر: سوره‌ فتح،‌آیه 20.
5. جنگ فتح المبین:‌سوره فتح، آیه 24.
6. جنگ تبوك: سوره توبه،‌آیه 117.
7. جنگ احد: سوره آل عمران، آیه 166.
8. جنگ ذات اسلال: سوره عادیات، آیه 1 ­ـ 5.
9. جنگ بنی نظیر:‌سوره حشر، آیات 1 ـ 7.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . سوره‌آل عمران،‌آیه‌123.
[2] . سوره‌ احزاب، آیه 20.
[3] . سوره‌توبه، آیه 25.
به نقل از پایگاه قرآن شناسی حوزه علمیه میبد