از جمله يكى از بزرگ‌ترين قرآن‌پژوهان ايران، آقاى دكتر محمود روحانى، كه صاحب يكى از دقيق‌ترين فرهنگ‌ها و فهرست‌هاى آمارى قرآن است (به‌نام فرهنگ آمارى كلمات قرآن كريم / المعجم الاحصائى لألفاظ القرآن الكريم، 3 مجلد، طبع مشهد، مؤسسه چاپ و نشر آستان قدس رضوى)، بررسى جديد و دقيقى درباره آمار كلمه جلاله (اللَّه) در قرآن انجام دا
ده و با قاطعيت تمام آمار اين كلمه را 2699 نشان مى‌دهد كه با آمار رشاد خليفه يك عدد اختلاف دارد.
- كتاب عبدالرزاق نوفل اعجاز عددى در قرآن‌كريم نام دارد و به قلم قرآن‌پژوه و قرآن‌شناس معاصر، آقاى مصطفى حسينى طباطبائى به فارسى ترجمه شده است. ذيلاً تعدادى از آمار و ارقام شگفت‌آور عبدالرزاق نوفل نقل مى‌شود:
* واژه دنيا در قرآن كريم 115 بار به‌كار رفته است، و واژه آخرت هم همين تعداد.
* شياطين 68 مرتبه، ملائكه هم همين تعداد.
* حيات 71 بار، موت هم همين تعداد.
* علم و معرفت و مشتقات آنها 811 بار، ايمان و مشتقات آن هم همين تعداد.
* ابليس يازده بار، و استعاذه از او هم به همين تعداد.
* كلمه يوم به معناى روز (به صورت مفرد) 365 بار به تعداد روزهاى سال (شمسى) در قرآن به كار رفته است و به صورت تثنيه و جمع سى بار، به‌تعداد روزهاى ماه.
* كلمه شهر به معناى ماه، 12 مرتبه در قرآن ديده مى‌شود به تعداد ماه‌هاى سال.
- كتاب دكتر ابوزهراء النجدى، قرآن‌پژوه شيعه «من الاعجاز البلاغى و العددى للقرآن الكريم» نام دارد. ذيلاً چند تناسب و ظرافت جديد عددى قرآنى را كه او پيدا كرده است نقل مى‌كنيم:
* ساعت / الساعه در قرآن كريم 24 بار به‌كار رفته است به تعداد ساعات شبانه‌روز.
* سماوات السبع يا سبع سماوات، هفت بار به‌كار رفته است.
* «سجد» و مشتقات آن 34 مرتبه به‌كار رفته است كه برابر مجموع سجده‌هاى هفده ركعت نماز شبانه‌روزى است، از قرار هر ركعتى دو سجده، جمعاً 34 سجده.
* لفظ صلاه و قيام و اقيموا و مشتقات آن 51 بار به‌كار رفته است كه برابر با هفده ركعت نماز واجب و 34 ركعت نماز مستحب شبانه‌روزى است.
* مشتقات وصى / توصيه به تعداد اوصياى الهى دوازده بار به كار رفته است.
* لفظ شيعه و مشتقاتش دوازده بار در قرآن به كار رفته است.
* مشتقات فرقه، 72 بار به كار رفته است و اين به تعداد 72 فرقه اسلامى است.
* كلمه (امام) به معناى رهبر و زمامدار الهى به صورت مفرد و جمع 12 بار در قرآن كريم تكرار شده است كه مطابق است با روايات نقل شده از پيامبر اسلام (ص) از طريق شيعه و سنى مبنى بر اينكه تعداد امامان بعد از ايشان 12 نفر مى‌باشند.
* كلمه (رجل) به معناى مرد مساوى كلمه (امراه) به معناى زن هر كدام 24 بار آمده است.
* كلمه (الحسنات) به معناى خوبى‌ها و كلمه (سيئات) به معناى گناهان هر كدام 180 بار تكرار شده است.
* كلمه (الحياه) به معناى زندگى وكلمه (الموت) به معناى مرگ هر كدام 145 بار تكرار شده است.
* كلمه (ارسل) به معناى فرستاد و مشتقات آن 513 بار در قرآن كريم تكرار شده است و نام 28 پيامبرى كه در قرآن از آنها نامى آورده شده است نيز مجموعاً 513 بار تكرار شده است.
* كلمه (الرسل) به معناى پيامبران و كلمه (الناس) به معناى مردم هر كدام 368 بار تكرار شده است.
* كلمه (سرور) به معناى شادى و كلمه (حزن) به معناى غم و اندوه هر كدام 4 بار تكرار شده است.
* كلمه (الحر) به معناى گرما و كلمه (البرد) به معناى سرما هر كدام 4 بار تكرار شده است.
- يکى از دلايل حقانيت قرآن آن است که خداوند متعال در سوره صف آيه 6 مى‌فرمايد: «و به ياد آوريد هنگامى كه عيسى پسر مريم گفت اى بنى اسرائيل من فرستاده خدا به سوى شما هستم در حالى كه تورات را كه قبل از من نازل شده تأييد مى‌كند و بشارت دهنده هستم به پيامبرى كه بعد از من مى‌آيد و نام او احمد است».
همچنين خداوند در سوره اعراف، آيه ى 157 مى‌فرمايد: «مؤمنان كسانى هستند كه از پيامبرى پيروى مى‌كنند كه از هيچ بشرى تعليم نديده است همان پيامبرى كه يهوديان و مسيحيان نام او را در تورات و انجيل نوشته شده مى‌يابند».
حال اگر در همان زمان كه قرآن نازل شد، نام پيامبر در تورات و انجيل وجود نداشت فوراً علماى يهود كه دائماً از نزديك مراقب اسلام بودند براى اثبات عدم حقانيت قرآن به مسلمانان اعلام مى‌كردند كه چنين چيزى نيست و تورات و انجيل را به مسلمانان نشان مى‌دادند، در حالى كه چنين چيزى اتفاق نيفتاد و خود اين مسأله نشانگر اين است كه نام مبارك پيامبر در زمان نزول اين آيات در كتاب‌هاى مقدس يهوديان و مسيحيان بوده است و آنها با اين نام مقدس كاملاً آشنايى داشته‌اند به همين دليل خداوند متعال در سوره انعام آيه 20 مى‌فرمايد: «اهل كتاب (يهوديان و مسيحيان) پيامبر را مى‌شناسند همچنانكه فرزندان خود را مى‌شناسند». اما در قرن‌هاى بعد نام آن حضرت و اوصاف او را از تورات و انجيل به تدريج حذف كردند.