روش تدریس (6)
ساخت گرایان به طرز ساختن یا پدید آوری دانش بر مبنای تجارب شخصی، ساختهای ذهنی و باورها تاکید می کردند و این ذهن است که دنیای خاصی را برای انسان می سازد.
از نظر آنان هیچ جهانی واقعی تر از دیگری نیست و دنیای هرکسی برخود او واقعیتی ملموس تر دارد. و هیچ واقعیت یا هستی به طور مستقل وجود ندارد. همه واقعیتها وابسته به ذهن عاملهای شناسایی ( انسانها ) هستند و ذهن اساس و ابزار تعیبر و تفسیر رخدادها، اشیاء چشم اندازه های جهان است و چنین تفسیرها و تعبیرهای دانش را بنیان می نهند.
تعریف مفاهیم:
1ـ مفهوم ساخت : منظور از ساخت چارچوب مجموعه ای از مفاهیم است.
مفاهیم مربوط به یک حادثه یا رخداد، یک نظام ، دانش، یادگیرنده باید آگاهانه و به منظور معنا بخشیدن به انواع پدیده های هستی اقدام به ایجاد ساختهای ذهنی نمایند. بر اساس ساختهای ذهنی که همان باورها ، اعتقادات و دانش را شامل می شود. به تفسیر هستی بپردازند.
2ـ مفهوم دانش سازی یا ساخت دانش : دانش سازی به معنی تولید ذهنی اطلاعات است.
دانش آموز باید مسئولیت یادگیری و طرز یادگیری خود را بر عهده بگیرد و خود باید به انتخاب یا تدوین راهبردهای یادگیری اقدام نماید و اهداف یادگیری را خود معین سازد.
3ـ مفهوم واقعیت : در نظر یه ساخت گرایی ، واقعیت، آنچه در جهان و در مکان خاص و در خارج از ذهن انسان واقعاند نیست بلکه واقعیت معنایی است که فرد آنان را از جهان و هستی در ذهن خود ساخته است.
نقش های معلم و فراگیردر این روش:
1- معلم در مورد امور گوناگون الگو می دهد، توضیح می دهد و فعالیتهای گوناگونی را بر گروههای همیار عرضه می کند و دانش آموز را تشویق می کند که امور را تجربه کنند. معلم ارائه دهنده والگو دهنده است نه سخنران.
2- معلم تمامی فعالیتهای دانش آموزان را مشاهده می کند و باورهای آنان را باز می شناسد. با آنان به تعامل می پردازد و فرصت یادگیری بیشتری را برای دانش آموزان فراهم می نماید.
3- معلم دانش آموزان را به مفهوم سازی و ساخت دانش هدایت می کند و دانش آموزان را تشویق می کند تا به ایده سازی نیز بپردازند و ایده های خود را بیازمایند.
4- معلم با شناخت از دیدگاههای دانش آموزان، محیط و فرصت یادگیری را برای اخذ تجربه و دانش سازی از سوی دانش آموزان فراهم می سازد و به آنان فرصت کاوش تحقیق و بررسی می دهد.
5- معلم تشویق می کند تا دانش آموزان به ارتقای روابط انسانی وسعه صدر نسبت به تحمل دیدگاههای گوناگون همدیگر تلاش نمایند و از ظرفیت های خارج از کلاس نیز استفاده نمایند.
6- معلم و دانش آموز باید اندازه اثر گذاری تمرینهای ارائه شده برای دانش سازی را سنجیده و انتظارات بوجود آمده را مورد ارزیابی قرار دهد.
7- معلم در حین فعالیتهای خود کمک می کند تا دانش آموزان بین دویا چند فکر ارتباط برقرار کرده و روش معنا داری ساخته و نظریه پردازی کنند، زیرا چنین فعالیتی از سوی دانش آموزان، نمودی از واکنش دانش سازی آنان را نشان می دهد.
بنابر این، در این روش به دست آوردهای شخصی و تولید و ابداع روشها و مفاهیم توجه خاصی می شود و معلم و همه امکانات "تسهیل کننده" بوده و دانش سازی توسط فراگیرندگان انجام می گیرد. معلم تنها فرایند دانش سازی را آسان می سازد.
مراحل اجرایی این روش:
1ـ جستجو و کاوش :
منظور از جستجو و کاوش پیدا کردن راههایی برای دانش سازی توسط دانش آموزان می باشد در این قسمت دانش آموزان با کمک گرفتن از همه حواس خود به دانش سازی می پردازد . دانش سازی در طول جریان کاوش وجستجو اتفاق می افتد در این مرحله معلم می کوشد موضوع را مطرح کند و از دانش آموزان بخواهد اطلاعات مهارتها و نظرات خود بیان کنند. این مرحله تقریباً مرحله نخست روش بارش مغزی و روش استقرایی است. (تکوین مفهوم )
2ـ تفهیم و تشریح :
در این مرحله بحث و تبادل نظر در خصوص اطلاعات – مهارتها و نظرات ارائه شده در مرحله نخست بین معلم و یادگیرندگان صورت می گیرد. به سخن دیگر تفاهم و توافق در مورد مسائل مطرح شده مهمترین اقدام این مرحله تلقی می شودمعلم در این مرحله با طرح سئوال در پی چرایی و چگونگی استدلال فراگیرندگان است. معلم باید یادگیرندگان را هدایت کند تا نظرات و یافته های خود را با هم گروههای خود در میان بگذارد و همدیگر را در یافته های خود شریک نمایند.
3ـ تعمیم و گسترش :
در این مرحله معلم یادگیرندگان را یاری می کند تا یافته های جدید خود را تعمیم و گسترش دهند به بیان دیگر، بهبود و توسعه اطلاعات و مهارتهای شخصی دانش آموزان و گسترش آنها برای سایر فراگیرندگان .در این مرحله و دانش آموزان با مطالعه منابع و کسب اطلاعات از افراد آگاه، موضوع بسط و گسترش می یابد. معمولاً با ارائه تکلیف از نوع بسطی و امتدادی می توان موضوع را گسترش داد.
4ـ بررسی و ارزشیابی:
در این مرحله تمامی فعالیتها، آموخته ها ، مهارتها و یافته ها توسط معلم و دانش آموزان مورد بررسی و ارزشیابی قرار می گیرد تا بدینوسیله میزان تغییرات پدیده آمده در تفکرات، تسلط بر مهارتها، آموخته ها و تولیدات دانش مشخص شود. در این مرحله می توان برای ارزیابی آموخته های فراگیرندگان از سئوالات تفکر برانگیز و ابزارهای مناسبی چون مصاحبه با افراد آگاه، مراجعه به منابع اطلاعاتی مفید استفاده کرد و باید نتایج بدست آمده از این مرحله در نظام یاددهی و یادگیری بکار گرفته شود.
(برای اطلاعات بیشتر به کتاب روشهای نوین تدریس برای آموزش و کارآموزی تألیف دکتر محمد احدیان و محرم آقازاده ونیز کتاب آموزش راههای یادگیری تألیف سهیلا حاجی اسحاق مراجعه کنید.)