تندیس واره های خرد
والتربنیامین ؛27سپتامبر1940
دیالکتیک فلسفه وهنر
«موضوع اصلی نقادی فلسفی نمایاندن این نکته است که کارکرد شکل های هنری جز این نیست که محتوای تاریخی را به حقیقت فلسفی تبدیل کند»تعیین این موضوع برای نقادی فلسفی حاکی از همبستگی میان هنر ،ادبیات، فلسفه،وشاید به نوعی تمام شاخه های معرفت بشری است .
اما برای کسی که حداقل در یکی از آثارش به طور آشکاررابطه ونسبت میان فلسفه وهنر را چون «مسئله ای مهم وحل نشده »معرفی می کند این امر حاکی از درگیری چالش برانگیزی است که به سادگی به جواب قانع کننده ای نمی رسد .البته این چیزی جز وضعیت نا مشخص ومتناقض پسا مدرن نیست.تحلیل ونقادی چنین وضعیتی به نوعی با اعضای حلقه فرانکفورت وبالاخص با نام والتر بنیامین پیوند خورده است چنانکه موضوع اصلی نقادی فلسفی به زعم او در وهله اول دیالکتیک میان این شاخه هاست .
والتر بندیکس شونفلیزبنیامین ،درژوئیه 1892در خانواده ای متمول دربرلین به دنیاآمد.اودر1912وارددانشگاه فرایبورک شد ونزدهاینریش ریکرت نوکانتی وسپس در دانشگاه برلین نزد گئورگ زیمل وهمین طور در دانشگاه مونیخ نزد هاینریش ولفلین مورخ وفیلسوف هنر تحصیل کرد.
در همین زمان است که تحت تاثیر راینر ماریا ریلکه شاعر آلمانی وموریتس گیگر فیلسوف پدیدار شناس قرار می گیرد.
از آثار این دوره بنیامین می توان به «رنگین کمان »که کتابی برای کودکان وسرشار از تخیل است ،«نمایش مرئیه وتراژدی »و«اهمیت زبان در مرثیه وتراژدی »اشاره کرد.
در1918موفق به نگارش تزدکتری اش با عنوان«مفهوم نقد هنری دررمانتیسم آلمان»شد چنانکه بررسی نسبت میان فلسفه ایده آلیستی آلمانی مخصوصا نقادی کانت ورماتیسم آلمانی از دغدغه های اصلی اوبود.
در فاصله سالهای 1919تا1933دوران دشواری برای بنیامین بود زیرا رساله دکتری اش راکه به منظور یافتن موقعیت کاری با ثبات ،تحت عنوان «سرچشمه تراژدیک آلمانی»نگاشته بود رد شد واز طرفی تورم اقتصادی ثروت خانوادگی اش را نابود کرد.
در این دوران بود که با هورکهایمر ،آدورنووبرشت تبادل فکری می کرد .سپس مقاله معروف «اثر هنری در دوران تکثیر مکانیکی آن»را نگاشت.
بنیامین در این اثر بامقاله «استیلای امر فراگیر»پل والری هم رأی است.بنیامین با نگاهی از منظر تاریخی وفلسفی به هنر عکاسی ،آن را آغاز گر تکثیر مکانیکی هنرهای دیداری می دانست وسینما را کامل کننده این مسیر می خواند .زیرا به زعم او با اینکه اثر هنری ارزش آیینی خود را از دست می دهد وبه میان توده مردم می رود ودر نهایت منجر به از بین رفتن نخبه انگاری در هنر می شود ،اما تجلی جنبه یگانه وجاودان اثر ،جای خود را به جنبه گذرا وباز تولید شدن آنی می دهدوبدین سان کپی های متعدد فاقدتجلی از یک اثر بزرگ در اختیار همگان قرار می گیرد .تجلی یا آئورا نزد بنیامین مهم ترین ویژگی اثر هنری است که معنایی عمیق از عین اشیاءبه ما می دهدودر این تکثیر خبری از آن تجلی نیست ...
بنیامین درسال 1940در شرایط وخیم مالی وجسمی تصمیم به مهاجرت به آمریکا می گیرد اما نا گزیر وارد دهکده مرزی اسپانیا ،پورت بو،می شودودرنهایت تنگدستی وبیماری در 27سپتامبر 1940خود کشی می کند .