ديدگاه اقتصادي :               

ديدگاه اقتصادي مهاجرت را بطور كلي به سه بخش عمده مي توان تقسيم كرد :

1-ديدگاه كلاسيك 2- ديدگاه نئو كلاسيك 3- ديدگاه اقتصادي جديد از نظر اقتصادي ، مهاجرتها اعم از داخلي و بين المللي ، مكانيزمي براي باز توزيع نيروي كار است . این نگرش با آرا و عقايد آدام اسميت  ( 1778 ) اقتصاددان كلاسيك و پيروان وي  شكل گرفت . وي مهاجران كارگر را نيز تابع قانون عرضه و تقاضا مي دانست و آن را نه تنها باعث رشد اقتصادي دو منطقه مهاجرپذير و مهاجر فرست محسوب مي داشت بلكه آن را وسيله براي بهبود وضع كار و اشتغال به شمار مي آورد .  (زنجاني، 1380 : 121-120)

اقتصاد دانان معقتدند كه بدنبال ديدگاه كلان اقتصادي ، اقدامي نيز درمقياس خرد اقتصادي به دنبال مي آورد وفرد مهاجر به عنوان عامل اين پديده ، عملكرد خودرادرقالب اصل هزينه – فايده ارزيابي مي كند ودراين بخش كليه هزينه هاي متصور اعم از هزينه هاي ملموس وغير ملموس (مانند هزينه پيدا كردن كار، هزينه مسافرت ، هزينه هاي انطباق با محيط ونظاير آن ) رادر نظر مي گيرد ودرصورتيكه فايده اي بيش از هزينه برآن مرتبت باشد به مهاجرت اقدام مي كند. (زنجاني ،1380:121)

تئوري نئو كلاسيك ها كه از طرف اقتصادداناني چون ساستاد ( 1962 ) و هاريس وتودارو ( 1976 ) مطرح شد،بر پايه اين نظريه هر جا عرضه نيروي كار بيش از سرمايه باشد دستمزدها رو به كاهش مي گذارد و در نقاطي كه انباشت سرمايه بيش از نيروي كار باشد دستمزدها سير صعودي مي يابد ، اين وضع ، مهاجرت نيروي كار را از منطقه نخست به منطقه دوم بر مي انگيزد و تعادلي بين دستمزدها و نيروي كار ايجاد مي كند . ( زنجاني ،1380 : 121 )

بدنبال كاستيهاي تئوري نئوكلاسيك ، نظريه اقتصادي جديد مهاجرت مطرح شد . براساس اين نظريه كه مقياسهاي خرد را در نظر دارد ، مهاجرت اقدامي است كه از طرف افراد انجام مي گيرد و به طور وسيعي در رابطه با عملكردي است كه آنان در جامعه دارند و اين امر نه تنها به منظور افزايش درآمد خانوارها و به حداكثر رساندن آنها انجام مي گيرد بلكه در جهت كاهش و به حداقل رساندن مخاطراتي هم هست كه بازار كار كشورهاي مهاجر فرست با آنها مواجه است. مخاطراتي چون فقدان امنيت و بيمه و داد و ستد ، كاستيهاي بازار و نبود بيمه بيكاري و نظاير آن كه يا در اين كشور وجود ندارد يا در صورت وجود داشتن از دسترسي اكثريت نيروي كار به دور است . ( همان: 122 )

. ديدگاه اجتماعي مهاجرت:

گرچه عوامل اقتصادي در مهاجرت اهميت بسيار بالايي دارند، همواره نمي توان آن ها را عوامل منحصر به فرد برانگيزاننده مهاجرت ها محسوب داشت. در مواردي مهاجرت ها براي دوري جستن از شرايط و اوضاع و احوال تهديد كننده حيات انساني انجام مي گيرد و در مواردي براي سكونت در نقاط خوش آب و هوا يا زندگي در بطن جامعه، قوم يا فرهنگ خودي انجام مي شود كه نه تنها ممكن است انگيزه هاي اقتصادي نداشته باشد بلكه حتي در جهت عكس آن جريان يابد. مهاجرت از ديدگاه اجتماعي به انگيزه هاي متعددي چون انگيزه هاي مربوط به تشكيل يا الحاق به خانوار، تغيير وضعيت زناشويي، انگيزه هاي مربوط به تحصيل اعضاي خانوار، تحمل ناپذير شدن شرايط زيست در مبدأ، تمايل به زندگي در پايتخت يا هرجاي ديگر هم چنين به انگيزه هاي سياسي و تاريخي اشاره شده است كه بخش عمده از آن ها به ديدگاه هاي فرهنگي و اجتماعي افراد مربوط مي شود(زنجاني،1380: 128).

 . ديدگاه سيستمي

يكي ازديدگاه هاي معتبر مهاجرتي رهيافت سيستمي است كه براساس انتقاد ازنظريات كلاسيك (به خصوص رهيافت كاركردگرايي) ورهيافت تضاد مهاجرت به وجود آمده است. طرفداران اين نظريه كه بيشتر بر بعد «سيستمهاي جهاني»2  تأكيد دارند به عناصري از هردو رهيافت كاركردگرايي وتضاد را به  عاريت گرفته وخود به خصايص جوامع  بعد ازصنعتي در تحليل هايشان بهاي فراواني مي دهند.

( ريچموند، 1978 ، به نقل ازلهستاني زاده 1368 : 179 )  (kriTZ Lim and ZLoTink, 1992)

طرفداران اين نظريه در تلاش براي طرح نگرش جامع به مسأله مهاجرتهاي بين المللي به تلفيق وتكميل ديدگاه هاي مختلف پرداخته وبرپويايي جريانات مهاجرتي تأكيد كرده اند. به نظر آن ها مهاجرتهاي بين المللي كه بين سرزمين هاي مبدأ ومقصد مهاجرتي جريان مي يابند به طور تنگاتنگي با ساير علقه هاي موجود بين آن دو ارتباط دارند.علقه هايي كه درهم تنيده شده وسيستمي را به وجود مي آورند كه مهاجرت راشكل داده وبه جرياني پويا وبالنده تبديل مي كنند. از نظر آنان ارتباط تاريخي، فرهنگي، سياسي واقتصادي نه به صورت تنها وجدا ازهم بر مهاجرت تأثير مي گذارد بلكه به عنوان مجموعه اي تفكيك ناپذير،بستر لازم را براي مبادلات مهاجرتي فراهم كرده وآن را تداوم مي بخشد. اولـــين نظريه پردازيها  در اين زمينه با استفاده از نظریات سیستمی در علوم محض به وسیله ی افرادی چون موبو گنج به قلمرو علوم اجتماعی کشیده تا بتواند چارچوب شخصی را برای درک ابعاد پیچیده ی آن بدست دهد.در این جا هدف بررسي مهاجرت درچهارچوب نظريه كلي سيستمهاست.

 يك سيستم مي تواند براساس رابطه با محيطشان به سه دسته تقسيم شوند. 1- سيستم «جدا» كه هيچ گونه ماده وانرژي با محيطشان مبادله نمي كنند. 2- سيستم «بسته» كه انرژي را مبادله كرده ولي ماده را مبادله نمي كند.

 3- سيستم«باز» كه هم انرژي وهم ماده رامبادله مي نمايند.

سيستم مهاجرت، سيستمي اجتماعي- فرهنگي است وداراي خواص سيستم هاي باز است. يكي ازكارهاي اصلي براي درك پديده ي مهاجرت به عنوان يك سيستم تشخيص اجزاي اصلي

 درحال كنش متقابل وخصوصيات وروابطشان است. به اين ترتيب روشن مي شود كه يك سيستم نه دريك خلأ بلكه دريك محيط خاصي كارمي كند ازلحاظ نظري، نواحي دور افتاده يا روستاهاي خودكفا احتمالاً تجربه ي مهاجرت روستا- شهري را ندارند.

اين واقعيت كه امروزه اينگونه جابجايي ها بخشهاي زيادي ازجهان را در بر گرفته است، بدين معني كه نواحي روستايي ديگر منزوي و خودكفا نيستند، بلكه با افزايش راه ها و جاده ها و حمل و نقل و ارتباطات و همچنين ادغام اقتصاد روستا در اقتصاد ملي، وابستگي آن ها به شهر بیشتر شده است.کاهش انزوا به معنی اقدام فرهنگی و اجتماعی روستاها و شهرها نیز هست به طوری که سطح انتظارات در دو ناحیه شروع به همگرایی به سمت یک هنجار ملی مي نمايد. روستاييان براي به دست آوردن كالاها و خدمات شهري ، ناچارند كالاهاي كشاورزي بيشتري توليد كنند و وارد يك مبادله با شهر شوند، در چنين محيطي است كه سيستم مهاجرت روستا-شهري عمل مي كند. اين محيط ها به طور ثابتي در حال تغيير بوده و اين تغييرات بر كار سيستم تأثير مي گذارد. در نتيجه براي اين كه هر نظريه مهاجرت روستا- شهر مفيد باشد ، بايد جنبه هاي پويايي آن را در نظر گرفت. در چهارچوب سيستم ها، نه تنها مهاجرين بلكه نمادهاي مختلف (خرده سيستم ها) و روابط ديگر اجتماعي و اقتصادي مكانيزم هاي سازگاري كه بخشي از فرآيند انتقال مهاجرين است ، مورد توجه قرار مي گيرد. در بحث خرده سيستم ها، خرده سيستم، كنترل آن است. كه بر كار كل سيستم نظارت كرده و زمان و چگونگي ميزان جريان دو سيستم را كم يا زياد مي كند.دو مورد از آنها، خرده سيستم هاي كنترل روستايي و شهري هستند. در مناطق روستايي يك خرده سيستم كنترل مسلماً خانواده است. در ابتدا خانواده كه مهاجران بالقوه را تا هنگام بلوغ از حركت باز مي دارد. جنسيت افراد، متأهل يا مجرد بودن ، نقش هر يك از دو جنس در فعاليت هاي كشاورزي ، سن ازدواج و اشتغال اقتصادي از خانواده از عوامل مهم تعيين كننده مهاجرت افراد هستند كه به خانواده مربوط مي شوند. علاوه بر خانواده جامعه روستايي نيز به عنوان يك خرده سيستم كنترل عمل مي كند. اين كنترل غالباً مستقيم نيست. يك اجتماع روستايي كه مي كوشد وضع اقتصادي اش را از طريق كشاورزي توسعه دهد ممكن است دست كم در كوتاه مدت مانع مهاجرت دائم شود اما يك اجتماع روستايي كه به پيشرفت اجتماعي از طريق تحصيلات تأكيد دارد، ممكن است به طور ناخواسته، مهاجرت به شهررا كه تشويق كننده ي خرده سيستم كنترل شهري، براي تشويق يا باز داشتن مهاجران درجذب به محيط شهر عمل مي کند. جذب در اين سطح دو نوع است. 1- سكونتي 2- شغلي . سيستم شهري مي تواند دسترسي به مسكن نسبتاً ارزان راكه انتقال مهاجران روستايي را تسهيل مي كند، ضمانت كند. اطمينان مهاجر از يافتن شغل در شهرنيز عامل مهم ديگري در تصميم وي به مهاجرت است. تصميم مهاجران به حركت ، يك مكانيزم سازگاري رادر پي دارد. دراجتماع روستايي، اين مكانيزم بايد طوري عمل كند كه موجب افزايش درآمد سرانه دراجتماع شود. حداقل ازلحاظ نظري، فقدان يكي از واحدهاي توليدي در روستا بايد به افزايش قدرت توليدي واحدهاي باقيمانده منجرشود. درغير اين صورت چنين فقدانهايي درنواحي روستايي موجب كاهش توليد كشاورزي، كمبود غذا وقحطي خواهد شد. درنواحي شهري، فرايند سازگاري، احساس تعلق مشترك با يك يا چند مجموعه از گروه هاي شهري كه با يكديگر تنش متقابل دارند، است.

دربحث انرژي در تحليل سيستمها مي توان گفت كه يك سيستم نه تنها از ماده (مهاجران، نهادها وسازمان هاي مختلف) بلكه ازانرژي هم تشكيل مي شود. انرژي مي تواند به شماري از راه ها اظهار شود ولي در اينجا دو مفهوم آن مناسب به نظر مي رسد. اول: انرژي پتانسيل، كه قدرت جسم درانجام كار به لحاظ فشارهاي منتج از رابطه آن با محيطش يا با اجسام ديگر است. دوم: «انرژي جنبشي» كه تونايي جسم براي انجام كار به لحاظ حركت يا فعاليتش است. دربحث مهاجرت روستا- شهري انرژي پتانسيل مي توان به محركي مربوط كرد كه درعمل تحريك فرد به حركت اعمال مي شود. هنگاميكه فرد به طور موفقيت آميز ازمحيط روستايي جدا شد مي توان فرض كرد كه انرژي پتانسيل رابه شكل جنبشي تبديل كرده است. به محض مهاجرت افراد از نواحي روستايي به شهر نقش آن ها درسيستم به ميزان بيشتري وسعت مي گيرد. جهت مهم اين نقش وسعت يافته، مفهوم «اطلاع»، اهميت زياد دارد. «اطلاع» مي تواند به عنوان اجزايي ازپيامها دريك سيستم كه به مجموعه ي خاصي از اعمال منجرمي شودتعريف گردد. اولين مهاجراز روستا به شهرمي توان به زودي اطلاعاتي درمورد پذيرش وپيشرفت خود درشهر رابه روستا برگشت دهد. بنابراين «اطلاع» وجه اجتماعي كار يك سيستم است كه حالت سازمان يك سيستم رامعين مي كند افراد پس ازمهاجرت در ارتباط با روستا به ارسال بازخورد ادامه مي دهند. بازخورد، مشكلات وجنبه هاي منفي زندگي درشهر ويا بازخورد محاسن وجنبه هاي مثبت آن مي تواند مهاجرت به شهر راكاهش يا افزايش دهد.

به طور خلاصه درنظريه مهاجرت روستا- شهري دو مسأله اهميت انتظار روستاييان ورابطه آن با تأثير محرك مهاجرت وجود دارد كه بايد مورد توجه قرارگيرد. يكي ازجاذبه هاي اصلي اين رهيافت اين است كه مهاجرت روستا- شهري را به عنوان يك حركت خطي يك جهتي، رانشي، كششي يا علت ومعلولي درنظر نمي گيرد بلكه به مثابه يك حركت دوري يا وابستگي متقابل پيشرونده وپيچيده مورد نظر قرار     مي دهد كه درآن تغييرات درهر قسمت مي توان به كل سيستم اثر بگذارد.

(موبوگنج، 1970 ، به نقل از لهسايي زاده ،1368:149- 171)

2-4-3.ديدگاه سياسي :

تبيين مهاجرت با نگرشهاي سياسي در وهله اول به قوانين و مقرراتي بر مي گردد كه معمولاً به صورت يك طرفه از سوي كشورهاي مهاجر پذير براي تسهيل پذيرش مهاجران از بعضي از سرزمين ها و جلوگيري و محدود كردن آنها از برخي ديگر انجام مي گيرد علاوه برآن قوانين و مقرراتي نيز براي تابعيت خوني ، پذيرش مهاجران رانده شده و پناهندگان وجود دارد كه در اغلب آنها به مهاجرت از ديد سياسي نگاه مي شود .

يكي از جنبه هاي غير ملموس  مهاجرتهاي سياسي به تركيب قومي ، نژادي و فرهنگي كشورهاي مهاجر فرست بر مي گردددر مواردي كه به دليل اعمال سياستهاي زورمدارانه ، ايجاد همنوايي و تحكيم علقه هاي همبستگي ملي بين گروه هاي مختلف قومي ،نژادي و فرهنگي تشكيل دهنده يك كشور با مشكلات اساسي مواجه شود، نوعي بي تفاوت به آرمانهاي ملي در ايالتهايي كه از اكثريت گروهي خاص تشكيل شده اند شكل مي گيرد و در صورتي كه امكان خود مختاري و جدايي براي آنان وجود نداشته باشد شكلي از انزوا و بي تفاوتي را نسبت به آرمانهاي ملي پيش مي آورد كه ممكن است ترك ولايت و پيوستن به گروه هاي پناهنده را به دنبال داشته باشد امروزه نمونه هاي زيادي از اين نوع در كشورهاي آسيايي ، آفريقايي و آمريكاي لاتين وجود دارد كه سخت گيري هاي بعدي گروه حاكم نيز معمولاً آن را تشديد كرده و آنان را به معضل بزرگ ناراضيان سياسي تبديل كرده است.كه در شرايط جاري ، نه راه بازگشت به كشور اصلي و نه امكان جذب سهل و ساده ، به عنوان مهاجر در سرزمينهاي مقيم را دارند.چه علي الاصول پناهندگان بايد پس از تغييرشرايطي كه منجر به پناهندگي آنان شده است به سرزمين اصلي خود باز گردند.