مهاجرتها انواع و اقسام مختلفي دارند كه يكي از مهمترين آنهامهاجرت از روستا به شهر است . در تحقيقات جامعي كه"دانيل شفر و همكاران" در خصوص مهاجرتهاي روستا/شهري انجام دادند تصريح شده است كه مهاجرت اولاً به بررسي اينكه چرا روستاييان مهاجرت مي كنند و ثانياًعوامل موثر بر تصميم آنان در خصوص مهاجرت چيست،متمركز است.وي معتقد است كه چه عوامل اقتصادي و غير اقتصادي بطور هماهنگ در ايجاد انگيزه براي مهاجرت هاي روستا/شهري موثرند اما بي ترديد در فرآيند تصميم گيري براي مهاجرت،بطور نسبي عوامل تأثير گذار از شخصي به شخص ديگر و از منطقه اي به منطقه اي ديگر كاملاً متفاوت است. (shefer.daniel,1993:135 )

در اين تحقيق عواملي كه بر روند مهاجرت تأثير دارند تحت عناوين عوامل اقتصادي ، اجتماعي ، جمعيتي طبقه بندي كرده اند كه  در زير به شرح مختصر آنها اشاره مي شود.

2-6-1.عوامل اقتصادی

نوشته هاي مربوط به اواخر دهه 1950 و اوايل دهه 1960 كه در آثار لوئيس ، تو دارو ، في ورانيس ، هاريس واستيلگيتز مشهود است .

دلايل اساسي مهاجرت هاي روستا به شهر را به ساختارهاي اقتصادي مرتبط مي سازند . نوشته هاي آن دوره كه ارجاعات عمده در مطالعات اخير نيز بوده است با تأكيد بر سياستهاي تعادلي منطقه اي ، مهاجرت را ناشي از عدم تعادل ميان مناطق مختلف مي دانند .

"بوك" با طرح مؤلفه هاي مؤثر درايجاد انگيزه براي مهاجرتهاي روستا/شهري معتقد است دو گروه از عوامل شامل :"عوامل كشش " و "عوامل فشار" در مهاجرتهاي روستا به شهرمؤثر هستند وي معتقد است عوامل كشش يا جاذبه ها عمدتاً فرصتهاي شغلي بهتر ، فرصتهاي مناسب جهت كسب درآمد بيشتر ، وجود مراكز تفريحي و جذاب فعاليتهاي فرهنگي ، شرايط خوب و قابل قبول محيط كار و زندگي چون مسكن ، خدمات آموزشي و بالاخره فرصتهاي مطلوب جهت دستيابي به آموزشهاي تخصصي و حرفه اي چون تحصيل در مراكز آموزشي را شامل مي شود كه عمدتاً در شهرها متمركزند .

همچنين وي معتقد است پاره اي از عوامل فشار يا دافعه نيز سبب جدايي از روستاها و جذب آنان به شهرها مي گردند .  برخي از اين عوامل عبارتند از :

1- كاهش منابع مالي و عدم توجه به بخش كشاورزي

2- مكانيزه شدن فعاليتهاي كشاورزي و ايجاد محدوديتهاي شغلي در بخش كشاورزي

3- عدم وجود بستر مناسب جهت رشد خلاقيتهاي فرد ، رشد شخصيت ، ازدواج و اشتغال

4- بروز مستمر حوادث طبيعي شامل سيل ، خشكسالي ها و زلزله.

5- وجود روابط ناعادلانه و تبعيض آميز.

در بررسي هاي موردي در پاره اي از مناطق روستايي مكزيك در ناحيه "توكسي" كه توسط "لوردس آريزپ" انجام گرفته است سطح بالاي بيكاري ، ارائه تصوير نادرست از مشاغل سنتي ، شرايط نامتوازن در نظام هاي مبادله به خصوص جهت توليدات كشاورزي ، مالياتها و ادغام در بازارهاي ملي از مهمترين دلايل مهاجرتهاي روستا به شهر محسوب مي شوند "براون" در سال 1987 در كشور ونزوئلا دلايل مهاجرت روستا به شهر را با تفاوتهاي منطقه اي مرتبط مي داند و معتقد است كه سطوح متفاوت توسعه يافتگي بين مناطق مي تواند به ايجاد مهاجرتها روستا به شهر يعني مهاجرت از مناطق كمتر توسعه يافته به مناطق توسعه يافته تر گردد. در تبيين  دلايل مهاجرتهاي روستا به شهر  در نظريه هاي اقتصاد سنتي بيشتر بر نقش چالشهاي بين منطقه اي در ارتباط با نيروي كار و تأثير آن در مهاجرتهاي روستا به شهر تأكيد شده است.

"هنري دبليوهرزوف " معتقد است كه اگرچه عوامل متعددي  در ايجاد انگيزه براي مهاجرت مؤثر واقع مي شوند اما دو عامل درآمد و اشتغال بيش از عوامل ديگر برروند مهاجرتهاي روستايي تأثير گذارند."ويس " معتقد است كه با ترسيم نمودار 2-2 مي توان اين واقعيت را درك كرد كه چگونه مهاجرتهاي درون منطقه اي شكل مي گيرد . در مناطق كشاورزي كمتر توسعه يافته و محروم، فشار نيروي كار افزايش مي يابد. S>D رخ مي دهد . بدين ترتيب نيروي كار از منطقه صنعتي و فشار نيروي كار در منطقه كشاورزي مهاجرت درون منطقه اي نيروي كار را بين دو منطقه موجب مي شود . در حقيقت منطقه داراي اقتصاد كشاورزي مهاجر فرست خالص و منطقه صنعتي مهاجر پذير خالص قلمداد مي شود. (طاهر خاني،1379 :12-3

 فاوست و همكاران " معتقدند كه از ديدگاه نظري چهار عامل در تصميم گيري براي مهاجرت مؤثر هستند .

1-               فشارهاي بوم شناختي 

2-               عوامل هنجاري

3-               انگيزه هاي اقتصادي

4-               انگيزه هاي روان شناختي .

وي آنگاه به ترسيم ماتريس هزينه – فايده مهاجرت     مي پردازد و مطابق جدول(2-4) تقسيم مهاجرت را تابعي از هزينه ها و منافع آن مي داند فاوست همچنين معتقد است كه در بين دلايل انگيزه هاي شخصي و ويژگيهاي ساختاري در ابعاد اجتماعي و اقتصادي با ارزشهاي مورد انتظار از مهاجرت رابطه تنگاتنگي وجود دارد . براين مبنا وي ارزشهاي مورد انتظار از مهاجرت را در هفت مؤلفه ثروت، منزلت اجتماعي، آسايش، تحرك،آزادي عمل و استقلال ، وابستگي و اخلاقيات خلاصه مي كند. (طاهر خاني، 1379 :14-13 )

جدول2-3 ماتريس هزينه – فايده مهاجرت

مهاجرت

 

هزينه هاي بالقوه

منافع بالقوه

1-هزينه هاي حمل ونقل به سكونت گاه جديد

2- عدم اطمينان از جهت يافتن شغل

3- نياز به مسكن همزمان با جستجوبراي شغل

4-تأمين غذا همزمان با جستجو براي شغل و مسكن

5- تأمين پوشاك

6-عدم تطابق فرهنگ بيگانه و ايجاد سوءِ رفتار

7- زندگي در محيط بيگانه

8-نياز به استفاده از زبان و اصلاح گفتار

9- نياز به تغيير نسبت به (لباس -رفتار)

1- دريافت دستمزد بالاتر

2- انتخاب شغل بر حسب اولويت و خواست فرد

3- اصلاح و تعمير مسكن (كسب مسكن مناسب تر)

4-فرصتهاي آموزشي بهتر براي فرزندان

5-دسترسي به مؤسسات ارائه دهنده خدمات اجتماعي

6-زندگي اجتماعي جالبتر و مهيج تر

7- برخورداري از شرايط اجتماعي

عدم مهاجرت

 هزينه هاي مهاجرت

عوامل كشش براي مهاجرت

1-دشواري يافتن شغل در ابعاد محلي

2-فقدان اشتغال مناسب در ابعاد محلي

3-سلطه وتفوق بنيانهاي خانواري

4-عدم رضايت از مناسبات اجتماعي در ابعاد محلي

5-عدم رضايت از مؤسسات ارائه دهنده خدمات در ابعاد محلي

6-عدم رضايت از نژاد ،قوم و شرايط سياسي محلي

 

1-ارزاني مسكن

2-ارزاني غذا،انجام تفريحات

3-ارتباط روزانه با دوستان

4-ارتباط روزانه با خانواده و فاميل

5-زندگي در محيط هاي خانوادگي و ايجاد آرامش ،برخورداري از منزلت اجتماعي

6-علاقمندي به حفظ فرهنگ (گفتار،لباس)

7-اطمينان شغلي

عوامل فشار براي مهاجرت

عوامل تعديل كننده مهاجرت

(منبع؛ طاهرخاني ،1379:17)

.عوامل اجتماعي:

عوامل اجتماعي به اشكال گوناگون آشكار مي شودمثلا در بسياري از كشورهاازجمله هند رسوم اجتماعي مانند نقل مكان عروس به محل اقامت داماد و حركت زنان به محل اقامت شوهرشان در زمان زايمان موجب افزايش معني دارتعداد مهاجران شده است مسئله آزادي هاي مذهبي از ديگرعوامل مهم اجتماعي در گذ شته و حال شمرده مي شود . تمايل فرهنگي ،فراهم بودن اطلاعات، مناقشات سياسي و سياست هاي حكومتي نيز از عوامل ديگراجتماعي است كه همگي بر روند مهاجرت تاثير مي گذارند. تاثير رواج و ترويج اطلاعات بر پديده هاي اجتماعي كه تحت سلسله سنت هاي باستاني و رسوم و پيوند هاي اشتراكي قومي هستند ،كمتر از آنها به لحاظ اجتماعي بيدارتر و مردمشان با كشورهاي ديگر تمايل فرهنگي دارند به مهاجرت مي پردازند .

گروه اخير گرايش بيشتري براي تبادل اجتماعي دارند. گاه ممكن است به دلايل سياسي ،اجتماعي و سياستهاي حاكم بر كشور از جابجايي جمعيت جلوگيري كند يا آن را تشويق كند براي نمونه حكومت چين در اوايل سازماندهي نظام سياسي و اقتصادي خود مردم را ناگزير از اقامت در روستا      مي كرد.

2-6-3.عوامل جمعيت شناختي

نقش عوامل جمعيت شناختي در كنترل جريانهاي مهاجرت بسيار مهم است . ناهمگني مناطق و نرخ افزايش طبيعي جمعيت اساس همه جابجايي هاي جمعيتي است .

عوامل مؤثرجمعيت شناختي رابطه بسيار نزديكي با منابع منطقه و رشد جمعيت دارد به بيان ديگر فشار جمعيت آن طور كه بر حسب ارتباط بين منابع انساني و فيزيكي منطقه بيان مي شود عامل جمعيت شناختي مهمي براي همه انواع مهاجرت شمرده مي شود .

بنا براين از اين ديدگاه ارتباط فيزيكي و انساني ميان مناطق كليدي درك روند مهاجرت بشمار مي رود. (ماهر، 92:1372)