هوش هیجانی و جنسیت :
اینکه مردان از نظر هوش هیجانی در مقایسه با زنان چگونهاند ازمباحث مورد توجه بسیاری از اندیشمندان و متفکران حوزههای مختلف میباشد. براساس تشريح كرچ ماير[1] (1998) نیم رخهای آماری زنان و مردان حاکی ازتفاوت میان این دو گروه میباشد كه عبارت است از :
مرد دارای هوشبهر بالا، با طیف گستردهای از علایق و تواناییهای ذهنی مشخص میباشد، که البته جای تعجبی ندارد. این مرد بلند پرواز و مولد، قابل پیشبینی و سرسخت است و در بند علایق فردی خود نیست. او همچنین عیب جو و فخرفروش، مشکل پسند و بازدارنده، در تجارب جنسی واحساسات ناراحت، غیربیانگر و مستقل و از نظر عاطفی سرد و بی روح است.
برعکس، مردانی که از نظر هوش هیجانی بالا هستند، از نظر اجتماعی متوازن، خوش برخورد و بشاش هستند و در مقابل افکار نگران کننده یا ترسآور مقاومند. آنان در زمینه خدمت به مردم یا حل مشکلات، قبول مسئولیت و برخورداری از دیدگاهی اخلاقی، ظرفیتی قابل توجه برخوردارند؛ در ارتباط خود با دیگران هم حسی و توجه نشان میدهند. زندگی عاطفی آنها غنی اما همخوان است، آنان با خود، دیگران و مجموعه اجتماعی که درآن زندگی میکنند راحتند.
زنان دارای هوشبهر بالا از اتکا به نفس هوشمندانهای که از آنان انتظار میرود برخوردارند، تفکرات خود را به راحتی مطرح می کنند و برای موضوعات ذهنی ارزش قائلند و طیف گستردهای از علایق ذهنی و زیبایی شناختی دارند. آنان همچنین دروننگر، مستعد ابتلا به اضطراب، فرو رفتن در خیالات و احساس گناه هستند و در ابراز آشکار خشم خود درنگ میکنند.
برعکس، زنان دارای هوش هیجانی سرشار، باجرات هستند و احساسات خود را به طور مستقیم ابراز میدارند و درباره خودشان احساس مثبتی دارند، زندگی برای آنان سرشار از معناست. آنان هم مانند مردان خوش برخورد و اجتماعی هستند و احساسات خود را به طور مقتضی ابراز میدارند ؛ خود را به خوبی با فشارهای عصبی منطبق میکنند. جایگاه اجتماعی آنان به آنها امکان میدهد تا به آسانی با افراد جدید روبرو شوند، با خودشان به قدر کافی راحت هستند تا آنکه بتوانند شوخ طبع، خود برانگیخته و در مقابل تجارب عاطفی پذیرا باشند. زنان دارای هوش بهر بالا و ناب بندرت احساس اضطراب و گناه میکنند و یا در خیالات واهی خود گم میشوند.
البته تصورات بالا نشانگر دو جنبه افراطی هر حالت است که دید سازندهای به ما میدهند این تصورات بر اساس میزان جنبههای هوش هیجانی و شناختی در هم آمیخته شده و جلوهای از تواناییهای هیجانی فرد را نشان میدهد.
استرو ورايلي (1999) پي بردند كه وقتي زنان داراي تمام ويژگي ها و مشخصه هاي شبيه مردان هستند از لحاظ تحريك جغرافيايي، رشد و پيشرفت حقوق و مزايا كماكان با مردان اندكي فاصله دارند، ولي از نظر ارتقاء و ترفيع با آنها تفاوتي ندارند.