اميد يكي از سازه هاي روان شناسي مثبت است كه به جاي تمركز صرف بر ضعف هاي انسان، توانمنديهاي او را مورد توجه قرار مي‌دهد(سليگمن[1]،2002).

اميد به زندگي انسان معنا مي‌بخشد و هنگام هجوم مشكلات، ناملايمات، رنج ها و اندوه ها و مصائب و ناگواري ها، از فروپاشي رواني انسان جلوگيري مي‌كند و مانع استيلاي ياس و دلسردي برانسان مي‌گردد. بدون اميد زندگي بي معنا، تلاش ناموجه و اضطراب و افسردگي موجه مي‌گردد(حسيني، 1387).

در مورد اهميت اميد در زندگي مي‌توان گفت كه خداوند متعال در سوره يونس( آيه 8-7) اشاره مي‌كند كه اميد به آينده برتر در اين دنيا و آخرت است كه موجب مي‌شود تا انسان باورها و عكس العمل هاي خود را تصحيح كند و به اصلاح و بهسازي اعمال خو دبپردازد. با توجه به آيات متعدد درقرآن كريم مي‌توان نتيجه گرفت روحيه شخص با اميد به رسيدن به هدف تقويت مي‌شود و دربرابر سختي ها از خود پايداري نشان مي‌دهد(بهاري، 1388)

اسنايدر و همكارانش(2001) اميد را مجموعه شناختي مي‌دانند كه مبتني بر احساس موفقيت ناشي از منابع گوناگون(تصميم هاي هدف دار) و مسيرها (شيوه هاي انتخاب شده براي نيل به اهداف است. اميد يعني انتظار مثبت براي دستيابي به اهداف، انتظار مثبت يا تفكر هدفدار، از دو مولفه مرتبط به هم يعني مسيرهاي تفكر (گذرگاه[2]) و عامل انگيزش (كارگزار[3]) تشكيل شده است. تفكر گذرگاه، توانايي ادراك شده فرد براي شناسايي و ايجاد مسيرهايي به سمت هدف است و تفكر عامل، تفكري است كه افراد در مورد توانايي خود براي شروع و تداوم حركت در مسير انتخاب شده به سمت هدف دارند. تفكر عامل فرد را براي شروع و حفظ حركت درطول مسير به سمت هدف بر مي‌انگيزد(اسنايدر و همكاران، 1991، 2000، 2001)

سه مولفه اصلي اميد (هدف، تفكر عامل و تفكر گذرگاه) بريكديگر اثر متقابل دارند به اين صورت كه تعيين اهداف مهم منجر به افزايش انگيزه مي‌شود و اين انگيزه برانگيخته شده به نوبه خود به يافتن گذرگاه كمك مي‌كند( كار، ترجمه شريفي و همكاران، 1385)

يافته هاي پژوهشي نشان داد كه افرادي كه از اميد بالاتر برخوردارند از عزت نفس زيادتر(ركر[4]، 1997)، عملكرد تحصيلي بيشتر(وونگ،1998) و احساس خود ارزشمندي بالاتر(اسنايدر، 1997) برخوردارند. وانگ وليم[5] (2009)، ري بو و رادين[6] (2010)، كلاسنر[7] و همكاران(1998، 2000) نشان دادند كه اميد وخوش بيني منجر به افزايش رضايت از زندگي و كاهش افسردگي مي‌گردد.كاترواسنايدر(2005)، تريسي و فلاور[8] (2004) تأثير اميد را در سلامت روان در اعضاي خانواده ها و كاهش اضطراب و تأثير آن را در مداخلات زوج درماني نشان دادند.

يكي از عواملي كه موجب اميد درفرد مي‌گردد وجود معنا در زندگي است(اسنايدر و فلدمن[9]، 2005). وجود معنا در زندگي باعث بهزيستي رواني عاطفي فردشده كه به صورت سيستماتيكي با ابعاد گوناگون شخصيت، سلامت جسمي‌و ذهني، سازگاري و انطباق با استرس  و اختلالات رفتاري ارتباط دارد(اسكنل و بكر[10]،2006).

ريچارد و برگين[11](1997) معتقدند شخصيت انسان داراي حيطه معنوي است و تا زماني  كه به رشد و تحول معنوي خود كمك كند مي‌تواند بهترين بهره را از زندگي خود ببرد. آنها معتقدند انسان داراي هويت معنوي (احساس شخصي فرد در ارتباط با خدا و جهان) است كه به رشد، تكامل فرد كمك مي‌كند(ميلر[12]، 2003).

الكينزوهدراستوم[13](1998) معتقدند كه معنويت به معناي«نقش زندگي» يا روشي براي بودن و تجربه كردن است كه با آگاهي يافتن از يك بعد غيرمادي بوجود مي‌آيد و ارزش هاي قابل مشخص، آن را معين مي‌سازد. اين ارزشهاي قابل مشخص، آن را معين مي‌سازد. اين ارزش ها به ديگران، خود، طبيعت و زندگي مربوطند و به هر چيزي كه فرد به عنوان غايت قلمداد مي‌كند اطلاق مي‌شود(تگريان، 1387).

معنا بخش بودن زندگي عبارت است از پاسخ مثبت به زندگي علي رغم هر چه با آن روبرو
مي‌شويم، خواه رنج و خواه مرگ معنا جويي، تلاش و مبارزه انسان در جهت نيل به يك آرمان با ارزش و در نهايت تلاش براي دستيابي به معناي زندگي است (پيدمنت،[14]2005).