خطای ادراک
خطای مولر-لایر
یکی از خطاهای ادراکی است که وقتی به2خط b و a نگاه کنند خط b دراز تر از a می نماید کودکان نیز تفاوت خط b و aرا به همان صورت درک می کنند و حال آنکه خط a و b مساوی هستند. در آزمایشهائی که با حیوانات به عمل آمده است به نظر می رسد که این دو خط را حیوانات نیز مانند آدمی ادراک می کنند در چند خطای ادراکی دیگر نیز دیده شده است که حیوانات به انسان شبیهند
خطای مولر لایر و بسیاری دیگر از این قبیل خطاهای ادراکی را نیز می توان با حس لامسه درک کرد. برای این موضوع اشکال را به صورت مهر لاستیکی درست می کنند و روی پوست بدن می زنند.
ثبات ادراکی
خطای مویر لایر پدیده فای را نشان می دهد که آنچه درک می کنیم همیشه با آنچه در مقابل ماست منطبق نیست. آنچه پدیده ثبات خوانده شده است مثال دیگری بر عدم انطباق ادراک با موضوع ادراک است. منظور از ثبات ادراکی تمایل طبیعی ماست که چیز ها را همیشه ثابت و یکسان درک کنیم هر چندکه اثر آنها در روی آلات حس ما یکسان نباشد.مثلاً مدادی را در مقابل چشم خود قرار دهید آیا وقتی مداد را با دست از مقابل چشم خود دور می کنید مداد کوچکتر بنظر می آید؟ البته کوچکتر بنظر نمی آید ولی حقیقت اینست که تصویری که از آن به شبکیه چشم می افتد هر چند آنرا از جلو چشم دورتر کنیم کوچکتر می شود.
روشنی یا تاریکی چیزها مثال دیگریست .ممکنست بر قطعه زغال سنگی آنقدر نور بتابیم که نوری که از آن منعکس می شود و بر پرده چشم ما تاثیر می کند همانقدر باشد که نوری که از شی سفیدی منعکس می شود.بنابراین اگر صرفاً تاثیرات خارجی ملاک ادراک باشند، باید قطعه زغال را سفید ببینیم. اما زغال را همچنان سیاه می بینیم یعنی نوعی ثبات ادراکی در کار هست. شکل چیزها مثال دیگری بر وجود ثبات ادراکی است وقتی از پهلو به بشقابی که روی میز گذاشته شده است نگاه می کنید آنرا گرد می بینید و حال آنکه تصویری که از آن بر پرده چشم شما می افتد در حقیقت بیضی است و از این قبیل. نقاشان از این پدیده آگاهند و مثلاً وقتی می خواهند تصویر میز چهار گوشی را با زاویه های قائمه از پهلو بکشندزاویه ها را قائمه نمی کشند.
ثبات ادراک اشیاء نوعی فایده برای ارگانیزم دارد چه اگر غیر از این بود داد و ستد ما با جهان خارج دشوار می شد و ناچار دچار تردید و سرگردانی می شدیم که مثلاً شیء ای که در یک متری خود می بینیم همانست که در دو سه متری ما قرار داشته است یا نه. در حدودی، مثل اینست که ما اشیاء را چنان می بینیم که می پنداریم باشند و نه چنانکه تصویر آنها در شبکیه چشم گواهی می دهد.
تشخیص نسبت
تشخیص ارتباط در کودکان خردسال و در حیوانات نیز دیده شده است با روش پاسخ مشروط به حیوان یا کودک می آموزند که از دو دایره a و b به دایره a که بزرگتر است پاسخ مثبت دهند و از b اجتناب نماید. وقتی حیوان این پاسخ را یاد گرفت او را با دو دایره cوd مواجه می کنند حیوان فوراً به دایره c که بزرگتر است پاسخ مثبت می دهد. هر چند دایره c در حقیقت همان دایره b است که دفعه پیش آموخته بود از آن اجتناب کند.آزمایش نشان می دهد که حیوان به دایره بزرگتر پاسخ می دهد یعنی از نسبت بین دو دایره آگاه است. شبیه به این آزمایش با نور روشن و نور روشنتر نیز به عمل آمده و همان نتیجه گرفته شده است.
تاثیر تجربه گذشته در ادراک
اگر آنچه را درباره سازمان یافتن ابتدائی گفتیم استثنا کنیم می توان گفت ادراکات ما مبتنی بر تجربه های گذشته هستند.
وقتی چیزی را ادراک می کنیم معنائی که برای ما پیدا می کند بسته به این است که در گذشته چه نوع اثری در ذهن ما بجا گذاشته و در چه متنی ادراک شده و واکنش ما نسبت بدان چه بوده است. مثلاً معنایی را که سیب ممکنست در دوره های مختلف رشد ذهنی کودک برای او داشته باشد در نظر گیرید. قبل از این که کودک بتواند سیب را به صورت خوردنی ببیند ممکنست آنرا مثل توپ برای بازی به او داده باشند در این دوره سیب مثل توپ چیزی است که می توان آنرا غلطانید و با آن بازی کرد در این دوره ممکنست سیب مصنوعی و سیب طبیعی برای کودک یکسان باشند وقتی طفل به مرحله ای رسید که بتواند سیب را بخورد سیب برای او ادراک تازه ای ایجاد خواهد کرد.بتدریج که کودک با درخت سیب و خواص سیب آشنا شود، سیب مفهوم و معنای تازه ای پیدا می کند.
بدیهی است کسی که هیچگاه سیب ندیده باشد ادراک بسیار محدودی از آن خواهد داشت.
کسانی که کور زاده شده و پس از آن در اثر عمل چشم بینا شده اند اول بار که چیز ها را می بینند اصلاً نمی شناسند مثلاً کسی را که در اثر لمس صورت او با انگشتان خود می شناختند تا صورتش را مجدداً لمس نکنند نخواهند شناخت . این کسان که سابقاً تفاوت مکعب و شیء گردی را با انگشتان خود فوراً حس می کردند وقتی مکعب و چیز گردی را برای اول بار ببیند نمی توانند آنها را از هم باز شناسند. شامپانزه ای که در تاریکی مطلق بزرگ شده است و هر روز با بطری پستانک دار شیر خورده است و از راه حس لمس آن را تشخیص می دهد وقتی در روشنائی آورده شود بطری شیر را نمی شناسد و اصلاً به آن اعتنا نمی کند. لازم بود سی بار بطری را به لبان او نزدیک کنند تا بتوانند آن را از دور تشخیص دهد.
تاثیر آمادگی در ادراک
آمادگی عادی در ادراک ما تاثیر دارد به این معنی که مثلاً دانشمند ستاره شناس وقتی به آسمان نگاه کند چیز هائی می بیند که بی خبران از ستارگان نمی بینند. حتی دیده شده است که آمادگی خاص دانشمندی او را قادر کرده است در طبیعت چیزهائی ببیند که دانشمندان دیگر نمی دیده اند یکی از بحثهای جالب توجه بین علمای نجوم بحث بین کسانی است که ادعا می کنند توانسته اند با تلسکوپ در کره مریخ کانالهائی ببینند و کسانی که نتوانسته اند چنین کانال هائی ببینند شاید اختلاف بحث ناشی از اختلاف دو گروه در آمادگی برای ادراک کانال باشد.
توهمات نیز تاثیر آمادگی را نشان می دهند وقتی شخص منتظر است یا آماده است چیزی را ببیند ممکن است واقعاً ببیند هر چند که آن چیز وجود خارجی نداشته باشد.
برگه های مخفف
وقتی با موضوع ادراک آشنائی کامل پیدا شود قطعه کوچکی از آن کافیست که همه آن را به ذهن بیاورد. جزئی که به این ترتیب کل را به یاد می آورد برگه یا قرینه می خوانیم. مثال خوبی برای توضیح این معنی خواندن است. بتدریج که در خواندن تواناتر می شویم عده درنگهای چشم بر روی کلمات و خطها کمتر می شود و در اثر این امر است که وقتی چیزی را به سرعت می خوانیم ممکنست متوجه غلطهای کوچک چاپی نشویم.
دوستان خود را وقتی از دور می بینیم با یک یا دو صفت مشخصه می شناسیم ممکنست این صفت شیوه راه رفتن یا حرکت دادن دست یا نگهداشتن سر باشد.گاه نیز وقتی بیگانه ای این صفات را داراباشد او را اشتباهاً آشنای خود می پنداریم.
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۹/۰۴/۲۸ ساعت 18:26 توسط فاطمه شفيعي لو
|