اگر با چشم دل، به آنچه که از بهشت برای تو وصف کرده اند بنگری، از آنچه در دنیاست، دل می کنی؛ هر چند شگفتی آور و زیبا باشد... و از خواهش های نفسانی و خوشی های زندگانی و منظره های آراسته و زیبای آن کناره می گیری و اگر فکرت را به درختان بهشتی مشغول داری که شاخه هایشان همواره به هم می خورند و ریشه های آن در توده های مشک پنهان و در ساحل جویباران بهشت قرار گرفته، آبیاری می گردند؛ خوشه هایی از لؤلؤ آبدار به شاخه های کوچک و بزرگ درختان آویخته و میوه های گوناگونی که از درون غلاف ها و پوشش ها سربیرون کرده اند، سرگردان و حیرت زده می گردی... شاخه های پرمیوه بهشت که بدون زحمتی خم شده در دسترس قرار گیرند، تا چیننده آن هرگاه که خواهد برچیند.
مهمانداران بهشت، گرد ساکنان آن و پیرامون کاخ هایشان در گردشند و آنان را با عسل های پاکیزه و شراب های گوارا پذیرایی کنند.
آنها کسانی هستند که همواره از کرامت الهی بهره مندند تا آنگاه که در سرای ثابت خویش فرود آیند و از نقل و انتقال سفرها آسوده گردند...
ای شنونده! اگر دل خود را به منظره های زیبایی که در بهشت به آن می رسی مشغول داری، روح تو با اشتیاق فراوان به آن سامان پرواز خواهد کرد؛ و از این مجلس من، با شتاب به همسایگی اهل قبور خواهی شتافت...
در بهشت، درجاتی از یکدیگر برتر، و جایگاه هایی گوناگون و متفاوت وجود دارد که نعمت هایش پایان ندارد، و ساکنان آن هرگز خارج نگردند... ساکنان بهشت جاوید، هرگز پیر و فرسوده نگردند، و گرفتار سختی ها و شدائد نخواهند شد؛ خداوند با لطف خود، من و شما را از کسانی قرار دهد که با دل و جان برای رسیدن به جایگاه نیکان تلاش می کنند.

اینها سخنان آسمانی مولای عارفان و امام عاشقان، امیر مؤمنان علی (ع) است که در توصیف بهشت برین فرموده اند؛ حال با خود می اندیشم که آیا این وصف بی نظیر از زبان و قلم مرد بی نظیر خدایی، ارزش خوب زیستن و خوب نگریستن را ندارد. من طالب بهشتم ... بهشتی که جایگاه پاکان و صالحان است و هیچ سختی و عذابی در آن راه ندارد؛ من طالب بهشتم... بهشتی که مشتاق بنده های ناب و زلال خداست...
اگر در این شب ها و روزها و ساعات و دقایق، کاری نکنم، سهم من از این بهشت، چه خواهد بود؟! نمی دانم... فقط این را می دانم که دارد دیر می شود ...