مترسک
برای ساختن من وقت زیادی صرف نکردن ،می تونستن منو قشنگتر از این که هستم بسازن،با هر چی دم دستشون بود منو ساختن .همین قدر که دیگران باور کنن من هستم.
هر وقت که بارون میادوگودال جلو پام پر آب میشه وآینه ای میشه واسه دیدن خودم،
چشام پر اشک میشه وبه خودم میگم :بیچاره پرنده ها !حق دارن ازم بترسن.کلی دلم می گیره!آخه توی دنیای به این بزرگی خیلی تنهام!

                                 ××××××××××××××××××
مثبت اندیشی وامید
مردی شبی را در خانه ای روستایی می گذراندوپنجره های اتاق باز نمی شد.نیمه شب با احساس خفگی از خواب بیدار شدودرتاریکی به سمت پنجره رفت وبا مشت به شیشه کوبید،هجوم هوای تازه را احساس کردوسرتاسر شب را به راحتی خوابید.صبح روز بعد فهمید که شیشه کتابخانه را شکسته است....اوتنها با فکر اکسیژن هوای لازم را به خود رسانده بود.
                                 ××××××××××××××××××

خدایا کجایی؟
کشیشی در روستایی از مناره کلیسا بالارفت تا به خدا نزدیک تر شود.اومی خواست مانند موسی کلام خدا را به گوش اهالی روستا برساند فریاد زد: خدایاکجایی؟من صدایت را به وضوح نمی شنوم وصدایی به گوش رسید که می گفت:من این پایین هستم درمیان بندگانم.توکجایی؟؟؟

                               ××××××××××××××××××
ساعت 3شب....
زنگ تلفن به صدادرآمدمادری پشت خط بود .پسر با عصبانیت گفت:چرا این وقت شب مرا بیدارکردی؟
مادر گفت:25سال پیش در همین موقع شب تومرا از خواب بیدار کردی !فقط خواستم بگویم عزیزم تولدت مبارک!

                             ××××××××××××××××××
کودکی بهترین دوران یادگیری
حفظ الغلام الصغیرکالنقش فی الحجر وحفظ الرجل بعد مایکبر کالکاتب علی الما
 محفوظات طفل نورس مانند نقشی است که برسینه سنگ حک شده باشد ،ولی محفوظات مرد بزرگسال مانند کسی است که برروی آب بنویسد.
 
پدیده ای عجیب در این رابطه
چندین سال پس از جنگ جهانی دوم که آلمانیها فرانسه را اشغال کردند زنی فرانسوی به جراحی مغز احتیاج پیدا کرد.هنگام عمل جراحی وقتی چاقوی پزشک جراح به رگی از مغز اوبرخورد کرد، زن در حال بیهوشی شروع به خواندن سرودی آلمانی کرد.وقتی جراح چاقورابرداشت سرودخواندن او هم قطع شد.برای بار دوم جراح چاقورا به آن رگ زد ودوباره سرودخواندن زن شروع شد.این امر موجب شگفتی پزشکان شد .پس از اینکه زن به هوش آمداظهار کردکه اصلا قادر به تکلم به زبان آلمانی نیست واین امر بر تعجب پزشکان افزود .
دربررسی این پدیده شگفت انگیز جمعی از روانشناسان گردهم آمدندوبه تحقیق پرداختند.پس از مطالعات زیاد دریافتند که هنگام حمله سربازان آلمانی به منزلشان کودکی خردسال بوده است وسرود هایی که آلمانیها می خواندند در مغز وذهن او اثر گذاشته وبه یادگار مانده است.
این داستان از نظر روایات قابل تصدیق است زیرا در احادیث آمده هنگامی که کودک متولد می شود در گوشش اذان واقامه بگویید و....

                               ×××××××××××××××××
حکایتی از امپراتور روم
امپراتور روم  نامه ای به حضرت علی (ع)نوشت وراه درمان سردرد (عجیبی را که به آن مبتلا بود )را از او خواستار شد.چون تا آن زمان تلاش اطبا به جایی نرسیده بود
حضرت در جواب نامه کلاهی برای او فرستادوفرمود به او بگویید هرگاه سردرد عارض شد برسر بگذارد .
این جریان موثر واقع شد وامپراتور از سردرد های شدید نجات یافت.روزی به فکر افتاد ببیند علی (ع)چه کرده است، دستور شکافتن کلاه را داد .
نوشته ای به چشم می خورد:بسم الله الرحمن الرحیم
                               
     کتاب علم تورا آب بحر کافی نیست
                                                    که تر کنم سر انگشت وصفحه بشمارم

                                  ×××××××××××××××××××  
به اسکندر گفتند:چرا معلمت را بیش از پدرت تعظیم می کنی ؟
گفت:چون پدر مرا از عالم ملکوت به زمین آورد ،ولی معلمم مرا از زمین به آسمانها می رساند.