نخست عين كلمات وى را در اين باره مى‌آوريم، وى در اينجا چند گفتار را آورده است كه هركدام به طور جداگانه جواب داده مى‌شود.

حديث المهدي هذا حديث خرافة وقد ترتب عليه نتائج خطيرة في حياة المسلمين.

حديث مهدى، حديث خرافى است و بر آن، نتايج خطرناكى در زندگى مسلمانان مترتب است.

امين مصري‏، احمد( متوفاي 1954م)، ضحي الاسلام‏، ج3، ص243، مكتبة الاسرة، مصر،1999م.

احمد امين، درجايى ديگر، اخبار و احاديث حضرت مهدى عليه السلام را نوعى از خبر دادن از غيب مى داند و سپس به طور كلى وجود هر نوع اخبار غيبى در احاديث را منكر مى‌شود:

فامتلأت عقول الناس بأحاديث تروى وقصص تقص ونشأ باب كبير في كتب المسلمين اسمه الملاحم فيه أخبار الوقائع من كل لون فأخبار العرب والروم وأخبار في قتال الترك.

عقلهاى مردم پرشد از احاديث و قصه هايى و در كتابهاى مسلمانان، باب بزرگى پيدا شد كه اسم آن « مسائل غيبي» بود و در آن خبرهاى حوادث آينده از هر رنگ پيدا مى شد، مثل خبرهاى عرب و روم وخبرهايى در كشتار ترك.

امين مصري‏، احمد (متوفاي 1954م)، ضحي الاسلام‏، ج3، ص244، مكتبة الاسرة، مصر،1999م.

پاسخ عبد المحسن العباد به اين گفته احمد امين:

عبد المحسن بن حمد العباد به اين شبهه احمد امين پاسخ داده است و آن را در مجله‌اى كه مدير آن، مفتى اعظم سابق عربستان (بن باز) بوده است، جواب داده است و جواب وى در اين مورد براى هر شنونده با انصافى كافى است:

هذا القول فيه زيادة في الهلكة لما فيه من استنكار هذا الباب الذي اشتملت عليه دواوين السنة النبوية وهو باب الملاحم وما يندرج تحته من أحاديث عن أخبار بمغيبات وكثير من أحاديث هذا الباب موجودة في الصحيحين وفي غيرها.

در اين گفته احمد امين، زياده‌روى در به هلاكت افكندن گوينده است؛ زيرا در آن انكار بابى است كه بر آن مطالب سنت نبوى مشتمل است و آن مسائل و اخبار غيبى است و بيشتر احاديث اين باب در صحيحين موجود است.

العباد، عبد المحسن بن حمد، «الرد علي من كذّب با لاحاديث الصحيحة الوارده في المهدي»، مجلة الجامعة الإسلامية - المدينة المنورة، العدد 45، قسمت 17، 1400هـ ق.

وجود آثار منفي براي اعتقاد به مهدويت:

وى در ادامه با شمردن برخى از آثار منفى كه به گمان وى براى احاديث مهدويت به وجود آمده است، مى نويسد:

وجعلت هذه الأشياء كلها أحاديث بعضها نسبوه إلى النبي صلى اللّه عليه وسلم وبعضها إلى أئمة أهل البيت وبعضها إلى كعب الأحبار ووهب بن منبه وهكذا وكان لكل ذلك أثر سيئ في تضليل عقول الناس وخضوعهم للأوهام... وهذا كله من جراء نظرية خرافية هي نظرية المهدية وهي نظرية لا تتفق وسنة اللّه في خلقه ولا تتفق والعقل الصحيح"انتهى.

 و براى همه اين اخبار غيبى، احاديثى جعل شد و بعضى از آن احاديث را به نبى مكرم اسلام صلى الله عليه و اله و بعضى ديگر را به امامان اهل بيت عليهم السلام نسبت دادند و بعضى ديگر را به كعب الاحبار و وهب بن منبه ـ كه غير مسلمان بودند و بعدا مسلمان شدندـ نسبت دادند و براى هر كدام از آنها اثر بدى در گمراه كردن عقلهاى مردن و پناه بردن آنها به اوهام و خيال پردازى بود...و نظريه خرافى مهدويت، نظريه‌اى است كه با سنت خداوند و با عقل صحيح نمى سازد.

امين مصري‏، احمد( متوفاي 1954م)، ضحي الاسلام‏، ج3، ص244، مكتبة الاسرة، مصر،1999م.

پاسخ عبد المحسن العباد به اين گفته احمد امين:

يجاب عنه بأن مثل ذلك لا يصلح أن يطلق عليه نظرية لأنه من الأمور الغيبية التي هي ليست محلا للرأي والنظر وإنما يتوقف قبول ذلك على صحة الحديث به عن رسول اللّه صلى اللّه عليه وسلم وقد صاحت الأحاديث بخروج المهدي في آخر الزمان والعقل السليم لا يختلف مع النقل الصحيح بل يتفق معه إذ أن العقل تابع للنقل وهو معه كالعامي المقلد مع العالم المجتهد كما قال ذلك بعض العلماء وخروج المهدي في آخر الزمان متفق مع سنة اللّه في خلقه فإن سنة اللّه تعالى أن الحق في صراع دائما مع الباطل واللّه تعالى يهيئ لهذا الدين في كل زمان من يقوم بنصرته ولا تخلو الأرض في أي وقت من قائم للّه بحجته والمهدي فرد من أمة محمد صلى اللّه عليه وسلم ينصر الله به دينه في الزمن الذي يخرج فيه الدجال وينزل فيه عيسى بن مريم عليه الصلاة والسلام من السماء كما صحت الأخبار بذلك عن الذي لا ينطق عن الهوى صلى اللّه عليه وسلم.

جواب داده مى شود به اينكه: اطلاق نظريه چنين ادعائى اصلا صحيح نيست؛ زيرا اين گفته از امور غيبيه است كه نمى‌توان بر آن رأى و نظر گفت؛ زيرا قبول عقيده مهدويت متوقف است بر صحيح بودن حديث در باره آن از رسول اكرم صلى الله عليه و اله و احاديث نيز فرياد مى‌زنند بر خروج مهدى عليه السلام السلام در آخر الزمان و عقل سليم نيز هرگز با نقل صحيح اختلافى ندارد، بلكه با آن با آن همراه و متفق است؛ زيرا عقل تابع نقل است، و همراهى عقل با نقل، مثل تقليد عوام مردم با مجتهد مى‌باشد؛ همچنانكه بعضى از علما اين را گفته‌اند.

و خروج مهدى در آخر الزمان با سنت خداوند نيز متفق است، زيرا (در سنت خداوند) حق، دائما با باطل، در جنگ است و خداوند متعال هميشه براى يارى اين دين، كسى را آماده كرده است و زمين هيچ‌گاه خالى از حجت الهى نيست و مهدى عليه السلام السلام فردى از امت پيامبر صلى الله عليه و اله است كه خداوند به سبب او دينش را در زمانى كه دجال خروج مى‌كند و حضرت عيسى از آسمان نزول مى‌كند، همچنانكه روايات؛ از كسى كه ار روى هوى و هوس سخن نمى‌گويد( پيامبر صلى الله عليه و اله) بر صحت اين مطلب گواهى مى دهند.

العباد، عبد المحسن بن حمد، «الرد علي من كذّب با لاحاديث الصحيحة الوارده في المهدي»، مجلة الجامعة الإسلامية - المدينة المنورة، العدد 45، قسمت 17، 1400هـ ق.

شبهه محمد فريد وجدي:

وى پس از نقل احاديث مهدى منتظر مى‌گويد:

والناظرون فيها من أولي البصائر لا يجدون في صدورهم حرجا من تنزيه رسول الله صلى الله عليه وسلم من قولها. فإن فيها من الغلو والخبط في التواريخ والاغراق في المبالغة والجهل بأمور الناس والبعد عن سنن الله المعروفة ما يشعر المطالع لأول وهلة أنها أحاديث موضوعة تعمد وضعها رجال من أهل الزيغ أو المتشايعين لبعض أهل الدعوة من طلبة الخلافة في بلاد العرب أو المغرب.

كسانى كه با چشم بصيرت به اين احاديث بنگرد، ترديد نمى‌كنند كه بايد ساحت رسول خدا صلى الله عليه و اله از آن منزه كنند؛ زيرا اين روايات سرشار از غلو، اشتباهات تاريخى، اغراق، مبالغه و نادانى به امور مردم بوده و از سنت‌هاى مشهور خداوند دور است، كسى كه در آن ها مطالعه كند، در همان لحظه اول مى‌فهمد كه همه آن‌ها رواياتى است ساختگى كه عمدا توسط اهل گمراهى و برخى از پيروان طالبان خلافت در سرزمين هاى عربى و غربى ساخته شده‌است.

فريد وجدي، محمد، دائرة معارف القرن العشرين، ج10، ص480 ـ 481، الناشر:  تصوير دار المعرفة، الطبعة الثالثة، 1971م.

پاسخ:

در واقع اين شبهه، يك مغالطه بسيار ساده است كه از فرق نگذاشتن بين اشياى متشابه به وجود مى‌آيد؛ ترديدى نيست كه ممكن است در روايات مهدويت، به ويژه آن‌ها كه از طريق غير اهل البيت عليهم السلام نقل شده‌اند، اشكالاتى وجود داشته باشد؛ اما اين دليل  نمى‌شود كه اصل اعتقاد به مهدويت كه با روايات متواتر اسلامى ثابت شده، به خاطر اين روايات ضعيف زير سؤال برود.

و نيز ترديدى نيست كه روايات ضعيف و مخالف با عقل در همه ابواب و مسائل اعتقادى،‌ مثل توحيد، نبوت، معاد و... به وفور يافت مى‌شود؛ مثل رواياتى كه در بخارى، مسلم و ديگر صحاح سته اهل سنت مبنى بر جسمانيت خداوند وجود دارد و ثابت مى‌كند كه خداوند: دست، پنج انگشت، پا، كمر، صورت و... دارد، مانند ماه شب چهارده مى‌درخشد، سوار بر حيوانات مى‌شود و...

آيا كسى مى‌تواند ادعا كند كه چون چنين رواياتى در باره خداوند وجود دارد و با عقل و منطق و قرآن ناسازگار است؛ پس بايد اصل وجود خداوند را منكر شويم؟

در واقع اگر كسى بخواهد مانند او مغالطه كند مى‌تواند بگويد: «با اولين نظر در روايات توحيد،‌خرافات فراوانى ديده مى شود؛ پس مساله توحيد خرافه است !!»

عقيده به مهدويت و ظهور منجى آخر الزمان، از اعتقادات مشترك تمام مسلمانان و بلكه از اعتقادات مشترك تمام اديان آسمانى است، آيات قرآن كريم و روايات متواتر آن را ثابت مى‌كند، حال اگر روايت و يا رواياتى وجود دارد كه از آن بوى غلو، اغراق، مبالغه، جهل و... استشمام مى‌شود، وظيفه علما و بزرگان دين است كه آن روايات را رد و روايات صحيح و خالى از اشكال را براى مردم بخوانند، نه اين كه به محض ديدن يك يا چند روايت ضعيف و داراى اشكال، اصل اعتقاد به مهدويت را منكر شوند.منبع:مؤسسه تحقیقات حضرت ولی عصر