شبهه رشيد رضا در مهدویت (قسمت اول)
پاسخ ناصر الدين الباني:
قبل از اينكه به اين شبهه و ساير شبهات رشيد رضا پاسخ دهيم خوب است متذكر شويم كه پاسخ محمد ناصر الدين ألبانى ـ كه از وى به « بخارى دوران» تعبير مى كنند ـ ما را از ساير پاسخها به شبهه رشيد رضا بى نياز مى كند، مخصوصا كه وى تصريح به خطاى گفتار رشيد رضا در اين زمينه نموده است. وى در پاسخ به كسى كه از او خواسته بوده كه براى مرتبه دوم كتابهاى رشيد رضا و محمد عبد الله السمان، را مطالعه نمايد، نوشته است:
نعم لقد كنت على علم بما كتبه الشيخ رشيد -رحمه الله- وكذا بما كتبه الأستاذ السمان في كتابه الذي أسماه " الإسلام المصفى " ! وأنا أجزم بخطأ ما كتباه في هذه المسألة.
بله من آگاهم به آنچه كه شيخ رشيد رضا و استاد سمان در كتابش« الاسلام المصفي» نوشته است و من يقين دارم به خطاى آنچه كه آن دو نفر در اين مسأله نوشته اند.
ناصرالدين البانى، محمد، مجله التمدن الاسلامى)، شماره 22، مقاله «حول المهدي (عليه السلام، چاپ دمشق، سال 1371هـ ق.
ناصر الدين البانى سپس در پاسخ به شبهه تعارض روايات مهدويت مى نويسد:
وقد أعلها السيد بعلة أخرى وهي التعارض ! وهذه علة مدفوعة لأن التعارض شرطه التساوي في قوة الثبوت، وأما نصب التعارض بين قوي وضعيف فمما لا يسوغه عاقل منصف، والتعارض المزعوم من هذا القبيل.
وسيد محمد رشيد رضا احاديث مهدويت را به علت تعارض تضعيف كرده است، اين تضعيف مردود است؛ زيرا شرط تعارض، مساوى بودن در قوّت و ثابت بودن است؛ اما تعارض بين قوى و ضعيف را هيچ عاقل با انصافى جايز نمىشمارد و تعارضى كه در اينجا مورد گمان وى است از اين قبيل است.
ناصرالدين البانى، محمد، مجله التمدن الاسلامى)، شماره 22، ص643، مقاله «حول المهدي (عليه السلام، چاپ دمشق، سال 1371هـ ق.
سپس رشيد رضا تعارض در جزئيات و خصوصيات حضرت مهدى مىباشد را به عنوان نمونه اى از تعارض در احاديث مهدويت مى آورد:
ولاجل ذلك كثر الاختلاف في اسم المهدي ونسبه وصفاته وأعماله وكان لكعب الأحبار جولة واسعة في تلفيق تلك الأخبار. مِنْهَا: أَنَّ أَشْهَرَ الرِّوَايَاتِ فِي اسْمِهِ وَاسْمِ أَبِيهِ عِنْدَ أَهْلِ السُّنَّةِ أَنَّهُ مُحَمَّدُ بْنُ عَبْدِ اللهِ، وَفِي رِوَايَةٍ: أَحْمَدُ بْنُ عَبْدِ اللهِ، وَالشِّيعَةُ الْإِمَامِيَّةُ مُتَّفِقُونَ عَلَى أَنَّ مُحَمَّدَ بْنَ الْحَسَنِ الْعَسْكَرِيَّ وَهُمَا الْحَادِي عَشَرَ وَالثَّانِي عَشَرَ مِنْ أَئِمَّتِهِمُ الْمَعْصُومِينَ، وَيُلَقِّبُونَهُ بِالْحُجَّةِ وَالْقَائِمِ وَالْمُنْتَظَرِ.
وبراى همين تعارض در اخبار مهدى مىباشد كه در اسم مهدى و نسب او و صفات او و اعمال او اختلاف زياد شده است و براى كعب الاحبار فرصت وسيعى پيش آمده است براى تلفيق آن احاديث. از آن اختلاف احاديث اين است كه از مشهورترين روايات درباره اسم مهدى و اسم پدرش در نزد اهل سنت اين است كه او محمد بن عبد الله است و در يك روايتى: احمد بن عبد الله است و شيعه اماميه متفق القول هستند بر اينكه فرزند امام عسگرى عليه السلام است كه اين دو يازدهم و دوازدهم از امامان معصومشان است و ايشان( مهدي) را لقب دادهاند به « الحجة» و«القائم» وَ«المنتظَر».
محمد رشيد بن علي رضا بن محمد (متوفاي 1354هـ)، تفسير القرآن الحكيم (تفسير المنار)، ج9، ص418، ناشر: الهيئة المصرية العامة للكتاب، 1990م.
پاسخ:
در اينجا پاسخى كه ما مىدهيم اين است كه: بر فرض كه ما همه احاديث در باب مهدويت را از نظر قوت و ضعف مساوى بدانيم و متعارض بودن آنها را را بپذيريم؛ اين تعارض در جزئيات و خصوصيات حضرت مهدى مىباشد و در اصل و اساس اعتقاد به مهدويت هيچگونه تعارضى در بين اخبار و روايات نمىباشد و حال اينكه ما رواياتى كه مهدى را غير از فرزند امام عسگرى عليه السلام مىداند را قبول نداريم.
شبهه دوم: ( احاديث مهدويت، تنها از طريق شيعه نقل شده است):
أَنَّ أَحَادِيثَ الْمَهْدِيِّ لَا يَصِحُّ مِنْهَا شَيْءٌ يُحْتَجُّ بِهِ... وَأَنَّ مَصْدَرَهَا نَزْعَةٌ سِيَاسِيَّةٌ شِيعِيَّةٌ مَعْرُوفَةٌ،وَلِلشِّيعَةِ فِيهَا خُرَافَاتٌ مُخَالِفَةٌ لِأُصُولِ الدِّينِ لَا نَسْتَحْسِنُ نَشْرَهَا فِي هَذَا التَّفْسِير.
احتجاج كردن به هيچ كدام از احاديث مهدويت صحيح نيست،... و جايگاه صدور آنها انگيزش سياسى معروف شيعه است و براى شيعه در آنها خرافاتى است كه مخالف اصول دين است كه انتشار آن در اين تفسير خوب نيست.
محمد رشيد بن علي رضا بن محمد (متوفاي 1354هـ)، تفسير القرآن الحكيم (تفسير المنار)، ج10، ص342، ناشر: الهيئة المصرية العامة للكتاب، 1990م.
پاسخ ناصر الدين الباني به اين شبهه:
هذا ثم إن السيد رشيد أو غيره لم يتتبعوا ما ورد في المهدي من الأحاديث حديثاً حديثاً، ولا توسعوا في طلب ما لكل حديث منها من الأسانيد، ولو فعلوا لوجدوا فيها ما تقوم به الحجة حتى في الأمور الغيبية التي يزعم البعض أنها لا تثبت إلا بحديث متواتر! مما يدلك على ذلك أن السيد رشيد -رحمه الله- ادعى أن أسانيدها لا تخلو عن شيعي ! مع أن الأمر ليس كذلك على إطلاقه، فالأحاديث الأربعة التي أوردتها ليس فيها رجل معروف بالتشيع، على أنه لو صحت هذه الدعوى لم يقدح ذلك في صحة الأحاديث لأن العبرة في الصحة إنما هو الصدق والضبط، وأما الخلاف المذهبى فلا يشترط في ذلك كما هو مقرر في مصطلح علم الحديث ولهذا روى الشيخان في صحيحيهما لكثير من الشيعة وغيرهم من الفرق المخالفة واحتجا بأحاديث هذا النوع.
رشيد رضا و غير او احاديث مهدويت را يكى يكى جستجو نكردند و تلاش براى اسانيد هريك از احاديث نكردند و اگر تلاش مىكردند؛ هر آيينه مىيافتند آنچه را كه با آن حجت اقامه مى شود حتى در امور غيبى كه به گمان بعضى ها، درآن امور غيبى فقط حديث متواتر ثابت و حجت است، و دليل اين مطلب براى شما اين است كه: رشيد رضا ادعا كرده است كه: «سندهاى احاديث مهدويت خالى از اشخاص شيعه نمى باشد» و حال اينكه مى بينيم كه به طو ر مطلق اينطور نيست، زيرا احاديث چهارگانه اى كه (پيش از اين)آوردم در آنها فردى كه معروف به تشيع باشد نبود (چهار حديث در باره حضرت مهدى را در قبل از اين آورده بود) و بر فرض كه اگر اين ادعاى رشيد رضا در شيعى بودن اسانيد اين احاديث صحيح هم بود، ضررى به صحيح بودن احاديث مهدويت نمىزد، زيرا معيار در صحيح بودن احاديث؛ راست بودن آن و ضابط بودن راوى آنها مىباشد، واما مخالف مذهب بودن راوى حديث؛ هرگز در مورد قبول بودن آن شرط نيست همچنانكه اين مطلب در علم الحديث( علم رجال و درايه) ثابت شده است، براى همين نيز بخارى و مسلم در كتابشان احاديث زيادى از مخالفين مذهب را آوردهاند وبه اين نوع از احاديث احتجاج كردهاند.
ناصرالدين البانى، محمد، مجله التمدن الاسلامى)، شماره 22، ص643، مقاله «حول المهدي (عليه السلام، چاپ دمشق، سال 1371هـ ق.
منبع: موسسه تحقیقاتی حضرت ولی عصر (عج)