اسلام هراسی درغرب
پس از پيدايش پديده انقلاب اسلامي در ايران، اقليتهاي مسلمان در كشورهاي غربي بويژه در اروپا و آمريكا، در پرتو آن بيدارتر و عزتمندتر شدند و زمينه شناخت افراد و اشخاص غير مسلمان به دين اسلام را نيز فراهم آمد. هماكنون مسلمانان به مسلمان بودن خود افتخار ميكنند و از ابراز آن نميهراسند.
علي رغم اينكه اسلامهراسي در غرب، توسط دولتها و نهادها و رسانههاي وابسته به صهيونيست جهاني تبليغ و تشديد ميشود، مسلمانان مقيم كشورهاي اروپا و آمريكا از مباني اعتقادي و سياسي و فرهنگي خود دفاع ميكنند. مسلمانان با احداث و ايجاد مراكز فرهنگي و ديني، مدارس اسلامي، مساجد، فروشگاههاي مواد غذايي مانند، گوشت ذبح شده و نيز با پوشش حجاب اسلامي و بر پايي نماز جماعت، حضورشان را اعلام مينمايند و از تبليغات ضد ديني و تهمتهاي ناروا مانند تروريسم بودن منفعل نميشوند.
رسانهها و بنگاهها، موسسات و اشخاص در غرب با ساخت فيلمهاي ضد ديني و اسلامي، توهين به مقدسات، چاپ كتاب، و كاريكاتور و پاره كردن كتاب مقدس قرآن، هدفي به جز تضعيف و تخريب چهره اسلام و مسلمانان در نزد ساير ملل غير اسلامي ندارند تا بدينوسيله در راستاي تحقق اهداف شوم صهيونيستها خدمت كنند، و سبب جلوگيري از گرايش مردم جامعه خود به دبن اسلام شوند.
اعمالي از اين نوع، نه تنها مانع رشد اسلامگرايي و به انزوا كشاندن مسلمانان نشده، بلكه زمينه تحقيق در خصوص دين اسلام را براي نخبگان و حتي مردم عادي آن جوامع را فراهم آورده است و به دنبال آن، دينگرايي و بيداري ديني را در بين ساير اديان الهي زنده و تشديد كرده است. هماكنون بيشترين هراس و نگراني دشمنان دين اسلام از اسلام سياسي از نوع شيعي آن است، به همين منظور به تعدادي از اهداف شوم اسلام ستيزان در غرب اشار ه ميشود:
1- كمك به اهداف صهيونيستها به منظور مقابله با اسلام انقلابي.
2- جلوگيري از بيداري و آگاهي نسبت به اسلام شيعي در جوامع غربي.
3- به انزوا كشاندن مسلمانان و تخريب چهره آنان نزد ديگر ملتها.
4- جلوگيري از گرايش به دين و اسلام آوردن افراد و اشخاص در جوامع ديگر.
5- ايجاد محدوديتها براي مسلمانان مقيم كشورهاي غربي به بهانههاي مختلف از جمله موضوع حجاب بانوان.
6- بهكارگيري واژههايي مانند، تروريسم و نسبت دادن آن به مسلمانان.
7- تبليغ دروغين و توهين به مقدسات مسلمانان به وسبله رسانهها و اشخاص مغرض و بي دين.
8-ايجاد اختلاف بين مذاهب اسلامي به منظور عدم اتحاد و همبستگي آنان.
9-ترور و كشتن شخصيتهاي ديني و اسلامي از سوي مزدوران غربي به بهانه تبليغ دين و مسلمان بودن.
10- حمايت از گروهها و رسانهها و موسسات وابسته به مراكز قدرت غربي و تحت فشار قرار دادن و محدويت و نيز محروم ساختن مسلمانان در جوامع غربي با هدف به انزوا كشاندن و يا مهاجرت آنان به ساير كشورها و سرزمينها، از اهداف عمده آنان است.
آنچه كه در حال حاضر حائز اهميت است، در طول تاريخ بشريت، انديشه و اعتقادات از نوع الهي از جايگاه ويژهاي برخوردار بوده؛ به طوري كه هرگز انسانهاي سلطهگر و زيادهخواه با زور نتوانستهاند آن را از بين ببرند؛ زيرا عقايد و اديان الهي از بين رفتني نيست؛ شايد در مقطعي از زمان و تاريخ كمرنگ و گرد و غبار گرفته شده باشد، اما سرانجام مانند خورشيد تابناك خواهد درخشيد.
امروز جهانيان شاهد رشد اسلامگرايي از يك سوي و اسلامستيزيي از سوي ديگر در جوامع غربي از جمله اروپا و آمريكا هستند. كشورهاي غربي و جوامعي كه بزرگترين و گستردهترين رسانههاي جمعي را در اختيار دارند و با تمام توان، زندگي دنيوي و گرايش به لذات و ماديات و انسان محوري را اشاعه ميدهند.
پس از پيدايش پديده انقلاب اسلامي در ايران، اقليتهاي مسلمان در كشورهاي غربي بويژه در اروپا و آمريكا، در پرتو آن بيدارتر و عزتمندتر شدند و زمينه شناخت افراد و اشخاص غير مسلمان به دين اسلام را نيز فراهم آمد. هماكنون مسلمانان به مسلمان بودن خود افتخار ميكنند و از ابراز آن نميهراسند.
علي رغم اينكه اسلامهراسي در غرب، توسط دولتها و نهادها و رسانههاي وابسته به صهيونيست جهاني تبليغ و تشديد ميشود، مسلمانان مقيم كشورهاي اروپا و آمريكا از مباني اعتقادي و سياسي و فرهنگي خود دفاع ميكنند. مسلمانان با احداث و ايجاد مراكز فرهنگي و ديني، مدارس اسلامي، مساجد، فروشگاههاي مواد غذايي مانند، گوشت ذبح شده و نيز با پوشش حجاب اسلامي و بر پايي نماز جماعت، حضورشان را اعلام مينمايند و از تبليغات ضد ديني و تهمتهاي ناروا مانند تروريسم بودن منفعل نميشوند.
رسانهها و بنگاهها، موسسات و اشخاص در غرب با ساخت فيلمهاي ضد ديني و اسلامي، توهين به مقدسات، چاپ كتاب، و كاريكاتور و پاره كردن كتاب مقدس قرآن، هدفي به جز تضعيف و تخريب چهره اسلام و مسلمانان در نزد ساير ملل غير اسلامي ندارند تا بدينوسيله در راستاي تحقق اهداف شوم صهيونيستها خدمت كنند، و سبب جلوگيري از گرايش مردم جامعه خود به دبن اسلام شوند.
اعمالي از اين نوع، نه تنها مانع رشد اسلامگرايي و به انزوا كشاندن مسلمانان نشده، بلكه زمينه تحقيق در خصوص دين اسلام را براي نخبگان و حتي مردم عادي آن جوامع را فراهم آورده است و به دنبال آن، دينگرايي و بيداري ديني را در بين ساير اديان الهي زنده و تشديد كرده است. هماكنون بيشترين هراس و نگراني دشمنان دين اسلام از اسلام سياسي از نوع شيعي آن است، به همين منظور به تعدادي از اهداف شوم اسلام ستيزان در غرب اشار ه ميشود:
1- كمك به اهداف صهيونيستها به منظور مقابله با اسلام انقلابي.
2- جلوگيري از بيداري و آگاهي نسبت به اسلام شيعي در جوامع غربي.
3- به انزوا كشاندن مسلمانان و تخريب چهره آنان نزد ديگر ملتها.
4- جلوگيري از گرايش به دين و اسلام آوردن افراد و اشخاص در جوامع ديگر.
5- ايجاد محدوديتها براي مسلمانان مقيم كشورهاي غربي به بهانههاي مختلف از جمله موضوع حجاب بانوان.
6- بهكارگيري واژههايي مانند، تروريسم و نسبت دادن آن به مسلمانان.
7- تبليغ دروغين و توهين به مقدسات مسلمانان به وسبله رسانهها و اشخاص مغرض و بي دين.
8-ايجاد اختلاف بين مذاهب اسلامي به منظور عدم اتحاد و همبستگي آنان.
9-ترور و كشتن شخصيتهاي ديني و اسلامي از سوي مزدوران غربي به بهانه تبليغ دين و مسلمان بودن.
10- حمايت از گروهها و رسانهها و موسسات وابسته به مراكز قدرت غربي و تحت فشار قرار دادن و محدويت و نيز محروم ساختن مسلمانان در جوامع غربي با هدف به انزوا كشاندن و يا مهاجرت آنان به ساير كشورها و سرزمينها، از اهداف عمده آنان است.
آنچه كه در حال حاضر حائز اهميت است، در طول تاريخ بشريت، انديشه و اعتقادات از نوع الهي از جايگاه ويژهاي برخوردار بوده؛ به طوري كه هرگز انسانهاي سلطهگر و زيادهخواه با زور نتوانستهاند آن را از بين ببرند؛ زيرا عقايد و اديان الهي از بين رفتني نيست؛ شايد در مقطعي از زمان و تاريخ كمرنگ و گرد و غبار گرفته شده باشد، اما سرانجام مانند خورشيد تابناك خواهد درخشيد.
امروز جهانيان شاهد رشد اسلامگرايي از يك سوي و اسلامستيزيي از سوي ديگر در جوامع غربي از جمله اروپا و آمريكا هستند. كشورهاي غربي و جوامعي كه بزرگترين و گستردهترين رسانههاي جمعي را در اختيار دارند و با تمام توان، زندگي دنيوي و گرايش به لذات و ماديات و انسان محوري را اشاعه ميدهند.
پس از پيدايش پديده انقلاب اسلامي در ايران، اقليتهاي مسلمان در كشورهاي غربي بويژه در اروپا و آمريكا، در پرتو آن بيدارتر و عزتمندتر شدند و زمينه شناخت افراد و اشخاص غير مسلمان به دين اسلام را نيز فراهم آمد. هماكنون مسلمانان به مسلمان بودن خود افتخار ميكنند و از ابراز آن نميهراسند.
علي رغم اينكه اسلامهراسي در غرب، توسط دولتها و نهادها و رسانههاي وابسته به صهيونيست جهاني تبليغ و تشديد ميشود، مسلمانان مقيم كشورهاي اروپا و آمريكا از مباني اعتقادي و سياسي و فرهنگي خود دفاع ميكنند. مسلمانان با احداث و ايجاد مراكز فرهنگي و ديني، مدارس اسلامي، مساجد، فروشگاههاي مواد غذايي مانند، گوشت ذبح شده و نيز با پوشش حجاب اسلامي و بر پايي نماز جماعت، حضورشان را اعلام مينمايند و از تبليغات ضد ديني و تهمتهاي ناروا مانند تروريسم بودن منفعل نميشوند.
رسانهها و بنگاهها، موسسات و اشخاص در غرب با ساخت فيلمهاي ضد ديني و اسلامي، توهين به مقدسات، چاپ كتاب، و كاريكاتور و پاره كردن كتاب مقدس قرآن، هدفي به جز تضعيف و تخريب چهره اسلام و مسلمانان در نزد ساير ملل غير اسلامي ندارند تا بدينوسيله در راستاي تحقق اهداف شوم صهيونيستها خدمت كنند، و سبب جلوگيري از گرايش مردم جامعه خود به دبن اسلام شوند.
اعمالي از اين نوع، نه تنها مانع رشد اسلامگرايي و به انزوا كشاندن مسلمانان نشده، بلكه زمينه تحقيق در خصوص دين اسلام را براي نخبگان و حتي مردم عادي آن جوامع را فراهم آورده است و به دنبال آن، دينگرايي و بيداري ديني را در بين ساير اديان الهي زنده و تشديد كرده است. هماكنون بيشترين هراس و نگراني دشمنان دين اسلام از اسلام سياسي از نوع شيعي آن است، به همين منظور به تعدادي از اهداف شوم اسلام ستيزان در غرب اشار ه ميشود:
1- كمك به اهداف صهيونيستها به منظور مقابله با اسلام انقلابي.
2- جلوگيري از بيداري و آگاهي نسبت به اسلام شيعي در جوامع غربي.
3- به انزوا كشاندن مسلمانان و تخريب چهره آنان نزد ديگر ملتها.
4- جلوگيري از گرايش به دين و اسلام آوردن افراد و اشخاص در جوامع ديگر.
5- ايجاد محدوديتها براي مسلمانان مقيم كشورهاي غربي به بهانههاي مختلف از جمله موضوع حجاب بانوان.
6- بهكارگيري واژههايي مانند، تروريسم و نسبت دادن آن به مسلمانان.
7- تبليغ دروغين و توهين به مقدسات مسلمانان به وسبله رسانهها و اشخاص مغرض و بي دين.
8-ايجاد اختلاف بين مذاهب اسلامي به منظور عدم اتحاد و همبستگي آنان.
9-ترور و كشتن شخصيتهاي ديني و اسلامي از سوي مزدوران غربي به بهانه تبليغ دين و مسلمان بودن.
10- حمايت از گروهها و رسانهها و موسسات وابسته به مراكز قدرت غربي و تحت فشار قرار دادن و محدويت و نيز محروم ساختن مسلمانان در جوامع غربي با هدف به انزوا كشاندن و يا مهاجرت آنان به ساير كشورها و سرزمينها، از اهداف عمده آنان است.
آنچه كه در حال حاضر حائز اهميت است، در طول تاريخ بشريت، انديشه و اعتقادات از نوع الهي از جايگاه ويژهاي برخوردار بوده؛ به طوري كه هرگز انسانهاي سلطهگر و زيادهخواه با زور نتوانستهاند آن را از بين ببرند؛ زيرا عقايد و اديان الهي از بين رفتني نيست؛ شايد در مقطعي از زمان و تاريخ كمرنگ و گرد و غبار گرفته شده باشد، اما سرانجام مانند خورشيد تابناك خواهد درخشيد.
| امواج جدید اسلام هراسی در غرب |
| سعه صدر و تحمل عقاید دیگران از صفات پسندیده ای است که اسلام نیز بر آن تاکید دارد. چرا که اسلام، دین منطق، گفتگو و استدلال است. البته دنیای غرب نیز با شعار لزوم تسامح و تنوع آراء در جامعه، تحمل عقاید دیگران را تبلیغ می کند. اما هنگامی که نوبت به عمل به این شعار به ویژه درمورد مسلمانان می رسد، به گونه ای دیگر رفتار می كند. امواج جدید اسلام ستیزی، حاکی از آن است که دولت ها و رسانه های غربی، گسترش بیداری اسلامی و گرایش به اسلام را تاب نمی آورند و با تبلیغات نادرست می كوشند چهره اسلام را در جهان، تیره و تار نشان دهند. البته مقابله غرب با اسلام، از زمان مواجهه آن با این دین آغاز شد و در پی جنگ های صلیبی و استعمار ملل مسلمان، این جریان شدید تر شد. اما از چند دهه قبل، روند اسلام هراسی در غرب، شتاب بیشتری یافته و روش های تبلیغی جدیدی برای مبارزه با اعتقادات مسلمانان، درپیش گرفته شده است.
اولین موج اسلام ستیزی به شکل جدید آن از اوایل دهه 1980 آغاز شد. این اقدام، واکنشی در برابر روند رو به رشد بیداری اسلامی بود. جریان بیداری اسلامی با تحرک جنبش های اسلامی به ویژه شكل گیری انقلاب اسلامی ایران، تاثیر فراوانی بر جهان اسلام گذاشته است. جنبش بیداری اسلامی، از پیروان این مکتب می خواهد تا با مراجعه به تعالیم و آموزه های اصیل اسلام، با ستمکاران و استعمارگران به مقابله برخیزند. چنین حرکتی، با منافع نامشروع قدرت های سلطه گر مغایرت اساسی دارد و به همین دلیل، آن ها نیز اسلام ستیزی را شدت بخشیدند. انتشار کتاب "آیات شیطانی" توسط سلمان رشدی، نویسنده مرتد انگلیسی و اهانت به پیامبر و دیگر مقدسات اسلامی را می توان در همین جهت ارزیابی کرد. جهان غرب در برابر اعتراضات گسترده مسلمانان به این کتاب موهن، نه تنها انتشار آن را ممنوع نکرد، بلکه بارها از کتاب و نویسنده آن، تجلیل به عمل آورد. واقعه یازدهم سپتامبر سال 2001، نقطه عطف دیگری در روند اسلام هراسی بود. انتساب این حادثه به اسلام گرایان، این احساس را در دولت های غربی، به ویژه آمریکا به وجود آورد که با آزادی عمل بیشتر می توانند حملات تبلیغاتی و حتی نظامی را علیه مسلمانان تدارك ببینند. جورج بوش رئیس جمهوری آمریکا، به اصطلاح مبارزه با تروریسم را جنگ صلیبی خواند و شخصیت های تندرو و افراطی آمریکایی و اروپایی، اهانت به مقدسات مسلمانان را در دستور كار خود قرار دادند. حتی ویلیام کوهن وزیر دفاع اسبق آمریکا، مقابله با اسلام را جنگ جهانی چهارم خواند. در چنین فضایی، آمریکا، افغانستان و عراق را اشغال کرد و حملات رسانه ای به مسلمانان افزایش یافت. انتشار کاریکاتورهای اهانت آمیز علیه پیامبر اسلام (ص) و تولید و پخش اینترنتی فیلم "فتنه" ازجمله نمونه های جدید اسلام ستیزی در غرب است. تبلیغات غرب علیه اسلام بر اتهام هایی بی اساس مبتنی است. آن ها با غوغا و هیاهو، مطالبی غیرواقعی را به اسلام نسبت می دهند و آن قدر این مطالب را تكرار می كنند تا مخاطبان القائات آن ها را بپذیرند. در این جهت، مهم ترین محور تبلیغاتی رسانه های جمعی غرب در چند سال گذشته، خشونت طلب جلوه دادن مسلمانان و به ادعای آن ها حمایت اسلام از خشونت و تروریسم بوده است. این اتهام بزرگ با شیوه هایی چون ابهام آفرینی و نشان دادن صحنه هایی موحش و ترسناك، به مخاطب القاء می شود. ناآگاهی مردم غرب از آموزه های عالی اسلام، مهم ترین تکیه گاه این گونه تبلیغات مسموم است. زیرا مختصر آشنایی با تعالیم اسلام، روشن می كند که اسلام طرفدار صلح، عدالت، مودت و نوع دوستی است و کشتار مردم بی گناه را به شدت محکوم می کند. چنان که در قرآن می خوانیم که هرکس، شخص بی گناهی را بکشد، مانند آن است که همه مردم را به قتل رسانده است. همچنین در آیات و روایات متعدد، بر گفتگو و مدارا با دیگران تاکید شده است. نقض حقوق بشر، اتهام دیگر غربی ها به اسلام است. درحالی که در اسلام نه تنها به حقوق انسانها، بلکه به حقوق حیوانات و گیاهان نیز توجه دقیق شده و همگان به رعایت این حقوق توصیه شده اند. از نظر این دین، انسان ها از آزادی های گسترده ای برخوردارند و حتی در انتخاب دین آزادند. این موضوع درمورد اقلیت های غیرمسلمانان نیز صادق است. از دیدگاه اسلام، زنان و مردان در اجتماع، دارای حقوق برابر و یكسانند و در خانه باید یار صمیمی یكدیگر و در مسئولیت های خانوداگی، مكمل هم باشند. جالب آن است که دولت های غربی در حالی اسلام را به نقض حقوق بشر متهم می کنند که پرونده سیاهی از قرن ها استعمار و کشتار مردم دیگر کشورها را در سابقه خود دارند. هم اکنون نیز مردم مظلوم كشورهای مختلف به ویژه در عراق، افغانستان و فلسطین از ظلم و بیداد آن ها، در رنج و عذاب هستند. در ماجرای اسلام ستیزی غربی ها، سناریوی دیگری نیز جلب توجه می كند و آن این كه آن ها می كوشند اسلام را دینی عقب مانده و مخالف علم نشان دهند. آنان برای اثبات مدعای پوچ خود، مخالفت اسلام با برخی مظاهر زیان بار تمدن جدید چون فیلم های مبتذل، آزادی های افسار گسیخته جنسی و همچنین سوء استفاده از بعضی از دستاوردهای علمی را ذکر می کنند. اما واقعیت این است كه هیچ مکتبی به اندازه اسلام، مردم را به فراگیری علم و دانش ترغیب نکرده است. در سایه همین تشویق ها بود که تمدن بزرگ اسلامی شكل گرفت و در تاریخ درخشید. به علاوه، اسلام با هیچ یک از دستاوردهای علوم جدید مخالفت نکرده است، اما ازآن جا كه برای انسان و سرنوشت او اهمیت فراوانی قائل است، تنها با سوء استفاده از علوم و فناوری ها علیه بشر، مخالف است. این مخالفت، امری معقول و منطقی و همسو با موازین انسانی است. باتوجه به بی پایه بودن تبلیغات كشورهای غربی علیه اسلام، این سؤال پیش می آید که در جهانی که تحمل و مدارا، اصل شمرده می شود، چرا عقاید مسلمانان این گونه مورد بی احترامی و اهانت قرار می گیرد؟ این سؤال مهم، پاسخ های متعددی دارد. آن چه درمورد مسلمانان برای دولت های غربی حائز اهمیت است، مقابله با بیداری اسلامی است. رسانه های غربی با حملات مکرر به اسلام و اهانت های هدف مند به ارزش های این دین آسمانی، می کوشند به تدریج مسلمانان را نسبت به آموزه های دینشان سست و بی تفاوت کنند. این موضوع از آن جهت برای قدرت های غربی اهمیت دارد که اسلام، دینی ظلم ستیز و عدالت خواه است و پیروان خود را به ایستادگی دربرابر ستم و سرکشی دعوت می کند. اما اگر مسلمانان درباره این آموزه ها بی تفاوت شوند، به راحتی به سلطه قدرت های استعماری تن می دهند. علاوه براین، پس از فروپاشی شوروی در سال 1991 و افول کمونیسم، غرب، اسلام را به عنوان قدرتمند ترین مکتب و مرام درمقابل خود می بیند و می پندارد كه با تبلیغات کذب و ایراد تهمت های بی منطق، می تواند این دین زنده و پرانرژی را از صحنه براند. بدون شك، یكی از اهداف تبلیغات ضد اسلامی در غرب، هراساندن مردم مغرب زمین از اسلام است، یعنی كسانی كه از واقعیات و درونمایه های اسلام آگاهی ندارند. در این گونه تبلیغات با استفاده از ابزارهای گوناگون از قبیل فیلم ها، کتاب ها، مطبوعات و اینترنت، به غربی ها هشدار داده می شود که اسلام درحال پیشروی و گسترش است و به زودی اروپا و آمریکا را فرا می گیرد. آن ها با تهمت هایی چون خشونت آمیز بودن اسلام و مخالفت آن با حقوق بشر، می کوشند مردم غرب را از پیشرفت اسلام بترسانند. بدیهی است افراد زیادی در غرب، به اسلام گرایش پیدا كرده اند، اما افزایش گرایش به این مکتب، تنها به دلیل ارزش ها و تعالیم مترقی و منطقی آن است. این افراد كه غالبا از طبقات تحصیل كرده و روشنفكر هستند، از روی اختیار و علاقه و پس از یك سلسله مطالعات گسترده، این راه را انتخاب كرده اند. ازطرف دیگر، مهاجران مسلمان که راست گرایان افراطی غرب خواستار اخراج و یا سرکوب آن ها هستند، نقش مهمی در توسعه اقتصادی کشورهای اروپایی داشته اند. ضمن آن که اگر غرب واقعاً به حقوق اولیه بشر چون آزادی دین و عدم تحمیل عقیده به دیگران پایبند است، نباید به این شیوه غیر منطقی مسلمانان را تحت فشار قرار دهد. قطعاً یکی از دلایل تبلیغات اسلام هراسی در غرب، جلوگیری از اسلام آوردن مردم كشورهای غربی است که از مادی گری و زندگی خالی از معنویت تمدن غربی خسته و دل زده شده اند. اما جالب این كه علیرغم این سیاه نمایی ها و تبلیغات هراس انگیز، روز به روز تعداد بیشتری از مردم غرب و سایر نقاط جهان، حقیقت را در اسلام جستجو می كنند و به آن می گروند. به عبارتی، اسلام با انرژی فراوانی كه در جوهره آن نهفته است، در برابر این تند بادها می ایستد، نمی شكند و راه خود را به سوی آینده ای روشن تر می گشاید. |