صلاة در آيه در اصل به معناى انعطاف بوده و صلات خدا بر پيغمبر به معناى انعطاف او به وى است، به وسيله رحمتش البته انعطافى مطلق، چون در آيه شريفه صلات را مقيد به قيدى نكرده و همچنين صلاة ملائكه او بر آن جناب‏صلى الله عليه وآله انعطاف ايشان است بر وى، به اين كه او را تزكيه نموده و برايش استغفار كنند، و صلات مؤمنين بر او انعطاف ايشان است به وسيله درخواست رحمت براى او.

و در اينكه خداوند قبل از امر به مؤمنين كه بر او صلوات بفرستيد، نخست صلات خود و ملائكه خود را ذكر كرده، دلالتى است بر اينكه صلوات مؤمنين بر آن جناب به پيروى خداى سبحان و متابعت ملائكه اوست. [11] و اين خود دليلى است بر عظمت آن بزرگوارصلى الله عليه وآله وسلم.

صفت حكيم بودن اقتضاء دارد كه كارها با عنايت و هدف باشد، غنى ذاتى خداوند بى‏نيازى از هدف و غايت را مى‏رساند، و امر به پيروى و اطاعت و صلوات بر بهترين مخلوقش به طور حتم براى خير رساندن به ديگران است. از طرفى عقل هم حكم مى‏كند حال كه او بهترين مخلوقين است و مورد توجه ويژه و خاص خداوند، و از طرفى اطاعت از خدا و رسولش براى نيل به كمال مطلق واجب است، در اطاعت به اين امر مهم قطعاً هدف تكاملى پيروان لحاظ شده است. چون مى‏گوييم: «خدايا رحمتت را بر پيامبرصلى الله عليه وآله نازل فرما وقتى رحمت بر حضرت نازل شد به ديگران هم مى‏رسد چون او مجراى فيض است و اگر بخواهد خيرى به ديگران برسد بايد به عنوان رحمت خاصه نخست به حضرت‏صلى الله عليه وآله نازل شده و سپس به ديگران برسد».[12]

لذا صلوات براى توضيح درجه ما - فرستنده صلوات - است، چرا كه پيغمبر اكرم‏صلى الله عليه وآله اشرف موجودات است، پس بايد يك كمال وجودى‏اى را داشته باشد كه «لا كمال فوقه» هيچ كمالى بالاتر از آن نباشد، بنابراين اعطاى كمال جديدى به ايشان كه داراى آن نباشد، تصور نمى‏شود، پس صلوات ما يك نحوه تعظيم و تكريم است كه در اثر آن به كمال و مرتبه آن بزرگوار هيچ اضافه نمى‏شود و عيناً مثل اين است كه يك سيب به باغ سيب ببرند و براى تعظيم و تكريم صاحب باغ به او بدهند، زيرا هر مزيت دينى و دنيايى از بركات رسول اكرم است و آن حضرت صاحب همه خيرات و مبرات مى‏باشد. [13]

صلوات بر محمد و آل محمدصلى الله عليه وآله فعلى از افعال ما است و علم و عمل هر دو جوهرند، كه گوهر انسان را مى‏سازند و عين حقيقت و ذات انسان مى‏شوند و انسان كامل مبراى از امكان استعدادى است كه در كمال فعليت رسيده است هر چند عبد شكور امت پس بداند كه صلوات عايد ما مى‏شود كه از نقص به كمال و از قوه به فعليت مى‏رويم نه عايد آن كه خود عارى از قوت است. [14]

و صلوات، نيز مانند ساير اعمال شكل و روحى دارد، روح آن اين است كه مقام آنان را نزد خدا فهميده و بفهميم كه آنها وسيله‏ها و شفيع‏هايى نزد خدا بوده و خداوند كسى را بدون توسل به آنان نمى‏پذيرد. و نيز آنان به انسان به خود او اُولى مى‏باشند.

و پايه اين مطلب اندك شناخت واقعى است كه باعث عمل به اولويت آنان مى‏باشد، و آن گاه كه اين شناخت واقعى تحقق يافت و بنده با اين شناخت يك بار صلوات فرستاد، رسول خداصلى الله عليه وآله ده بار بيشتر و بى نهايت بر او صلوات مى‏فرستد، و اگر اين صلوات در دعا باشد، دعا مستجاب مى‏گردد. [15]

و گفته‏اند كه فايده صلوات بر آن حضرت‏صلى الله عليه وآله براى فرستنده است كه بر اثر اين عمل پاداش مى‏يابد، زيرا خداى تعالى درجه و مقامى به آن بزرگوار داده و نعمت‏هايى به او بخشيده كه درود و دعا بر آن چيزى نمى‏افزايد، البته عده‏اى گفته‏اند فايده آن درخواست، بالا بردن درجه و افزوده شدن پاداش آن حضرت‏صلى الله عليه وآله هم هست، زيرا نعمت‏هاى خدا را اندازه نيست، و بر اين گفتار اخبار رسيده از معصومين‏عليهم السلام است كه دلالت به مطلب دارد. [16]

از جمله آن روايات، اينكه صلوات بر پيامبرصلى الله عليه وآله موجب مغفرت و بخشش گناهان است. [17] از امام صادق‏عليه السلام است كه فرمود: حضرت رسول خداصلى الله عليه وآله فرمود: هر كه بر من درود فرستد خدا و فرشتگان بر او درود فرستند، پس هر كه خواهد كم و هر كه خواهد بسيار درود بفرستد. [18] و همچنين پيامبرصلى الله عليه وآله فرمود: صداهايتان را به درود بر من بلند كنيد كه نفاق و دورويى را از بين مى‏برد. [19] در جايى ديگر در حالى كه شاد بود فرمود: جبرييل به نزدم آمد و گفت: اى محمد! هر كسى بر تو يك بار درود فرستد خداوند براى او ده حسنه مى‏نويسد و ده گناه او را محو مي كند و ده درجه بر درجات او مى‏افزايد. [20] و فرمود هر كسى بر من درود بفرستد خداوند و فرشتگان بر او درود مى‏فرستند. [21]

صلوات بر پيامبرصلى الله عليه وآله آن قدر ارزش و عظمت در درگاه خداوند دارد كه براى اجابت دعاها گفته‏اند: تا صلوات در آن نباشد به اجابت نخواهد رسيد و در دعاى مكارم الاخلاق و دعاى به والدين در صحيفه سجاديه زياد صلوات تكرار مى‏شود، علت همين است. [22]

هشام بن سالم از امام صادق‏عليه السلام نقل مى‏كند كه فرمود: همواره دعا از عروج به مرتبه اجابت ممنوع است تا آن كه در او صلوات بر پيغمبرصلى الله عليه وآله و آل او فرستاده شود. سكونى نيز از حضرت امام صادق‏عليه السلام نقل كرده كه فرمودند: اگر كسى دعا كند و نام مبارك رسول خداصلى الله عليه وآله را با درود ياد نكند آن دعا بر بالاى سرش پرپر مى‏كند و توان عروج ندارد و چون نام مبارك رسول اللَّه‏صلى الله عليه وآله را با درود يادآورى مى‏كند دعايش به مرتبه اجابت عروج مى‏نمايد. [23]

بنابراين اولاً قدردانى و سپاسگزارى از حضرت پيامبرصلى الله عليه وآله امر عقلايى است كه او واسطه فيض و اسوه و مربى و راهنماى ماست و از طرفى بهترين مخلوق خداوند و عصاره خلقت و ثانياً او و خاندانش راه و صراط اقوم براى نيل به سوى خداوند كه حتى نماز بدون ذكر صلوات بر آنان قبول نيست و ثالثاً به دليل نياز بشر به كمال و ضعف مفرط و وفور نعمت‏هاى خداوند بر او عقل حكم مى‏كند، شكر منعم و سپاسگزارى از او در گفتار و عمل، لذا خداوند فرمود : من و ملائكه درود مى‏فرستيم بر محمدصلى الله عليه وآله اى مؤمنين شما نيز چنين كنيد. لذا از اين جهت هم واجب و لازم است، اگر چه بيان شد كه نفس صلوات براي فرستنده و خود راهى و صراطى براى هدايت و به كمال رسيدن بشر است.

پاورقي

[1] قواعد العقائد، خواجه نصرالدين، تصحيح على ربانى گلپايگانى، بحث عصمت، ص 90.

[2] شيعه در اسلام، علامه طباطبايى، ص 85.

[3] سوره احزاب، آيه 21.

[4] بحار، ج 15، ص 352، روايت 3.

[5] بحار، ج 14، ص 475 و ج 18، ص 271.

[6] سوره اسرا، آيات اول.

[7] بحار، ج 6، ص 155.

[8] در محضر علامه طباطبايى، محمد حسين رخشا، ج اول سال 1380، قم، ص 90.

[9] همان.

[10] سوره احزاب، آيه 56.

[11] ترجمه الميزان، ج 16، ص 508 ذيل آيه.

[12] حكمت عبادات، آيت اللَّه جوادى، اسرا قم، ج 3، ص 1279 ،242.

[13] در محضر علامه، ص 121.

[14] هزار و يك نكته، علامه حسن‏زاده، نكته 189.

[15] ترجمه الراقبات، ترجمه ابراهيم محدث ، ص 243.

[16] همان، ص 244.

[17] كنزالعمال، ج 1،ص 436.

[18] ترجمه المراقبات، ص 244.

[19] كنزالعمال، همان.

[20] همان.

[21] اصول كافى، ج 2، ص 402.

[22] شرح مناجات شعبانيه، ترجمه آيت اللَّه محمد گيلانى، ج 1، ص 1313 ،43.

[23] شرح مناجات شعبانيه.

 به نقل از موسسه آموزشی و پژوهشی مذاهب اسلامی