تفاوت سلام و صلوات بر پیامبر اسلام(ص)
پدید آورنده : سجاد چوبینه ، صفحه88
«ان الله و ملائکته یصلون علی النبی یا ایها الذین آمنوا صلوا علیه و سلموا تسلیماً»خداوند در آخرین کتاب فرستاده بر پیامبر پایانی اش، بر فرستاده بزرگ خود درود می فرستد و از پیروانش می خواهد بر او درود فرستند و تحیت گویند، که اشاره به حقیقتی راز آلود دارد. با تدبر و تأملی شایسته، می توان به بخشی از گستره این حقیقت مکتوم دست یافت، و ابعاد محدودی از آن را کشف نمود. حقیقت آسمانی حضرت محمد - صلی الله علیه و آله - محور اشارات و رموز این بیان عرشی و سفارش ملکوتی است؛ و تبیین شأن و شکوه خاتم نبوت و رسالت، و خاتم امامت و ولایت، مقصد اصلی و مقصود اساسی است. گرچه نمی توان به گوهر اصلی این دریای وجود دست یافت، ولی نزدیک شدن به ساحل تماشایی آن، بی نهایت بهجت افزا و سرور آفرین است. این مقاله در حدّ گشایش بابی برای ورود به بررسی بیش تر و تحلیل عمیق تر و دقیق تر موضوع نگارش یافته که اگر تنها منتج به تأملی دیگر و درنگی بیش تر هم در این باب شود، توانسته است به هدفی که دنبال می کند رسیده یا نزدیک گردد. جا دارد یادآور شویم که مباحث متعدد دیگری که از فروعات این مسئله مهم معرفتی و تربیتی است، می تواند در این جا مطرح گردیده و مورد بحث قرار گیرد، ولی در این مقاله مختصر از آنها صرف نظر کرده، به اموری کلی و ابعادی فلسفی از موضوع در این جا تنها به نکاتی که شاید محوری ترین و مهمترین جنبه های آن به حساب آید، پرداخته می شود. اشاره ای دور به حقیقت محمدیه - صلی الله علیه و آله - وجود بسیط و مبارک حضرت محمد - صلی الله علیه و آله - ، قبل و بعد از آفرینش، آدم و آدمی را فرا گرفته و از دایره زمان فراتر رفته است: «کنتُ نبیاً وآدم بین الماء و الطین»
این حقیقت نوریه دلالت دارد که تمام انبیای الهی مقدمه حضور او بوده و از او نیابت تشریع و تبلیغ داشته اند؛ چنان که آفرینش عالم نیز مقدمه وجود او و ممهد تشریف قامت او بوده است. امیر المؤمنین - علیه السلام - می فرماید: «بعث [سبحانه] محمداً رسول الله - صلی الله علیه و آله - لانجاز عدته و اتمام نبوته، مأخوذاً علی النبیین میثاقه.» «محمد - صلی الله علیه و آله - را مبعوث کرد؛ پیامبری که از همه پیامبران، پیمان پذیرش نبوت او را گرفته بود.»
نور این حقیقت عظمی منشأ انوار وجود و روح او مبدأ ارواج و نفوس است؛ یعنی او جوهر و باقی عرض اند؛ زیرا که مخلوق اول که عقل باشد روح آن شمس تابناک است؛ که فرمود: «اول ما خلق الله نوری و روحی.» بنابر این، توسط فیض وجود او، تمام عالم غیب و جمله عالم شهود و مظاهر آنها، از حق تعالی روشنی و نور وجود گرفته و می گیرند.
امام سجاد - علیه السلام - در صلوات خاصه بر آن حضرت می فرماید: «اللهم صل علی محمد امینک علی وحیک... امام الرحمة و قائد الخیر و مفتاح البرکة» «خداوندا، پس بر محمد که بر وحی و پیغام تو درستکار بود درود فرست...؛ آن پیشوای رحمت و مهربانی و پیشاهنگ خیر و نیکی و کلید برکت و مایه افزونی.» در بیان امام - علیه السلام - آن حضرت ابر باران زایی است، که با بارش بر سرزمین هستی به آن طراوت بخشیده و مایه حیات و برکت است. ماهیت و مراتب صلواتبا توجه به بساطت وجود حضرت محمّد ـ صلّی اللّه علیه وآله ـ و تجلی خاص آفریدگار، آن حضرت مجرای فیض خدای فیاض و وسیله اتصال به مبدأ هستی است.
واسطه فیض بودن حضرت محمّد ـ صلّی اللّه علیه وآله ـ به جهت تمامیت عبودیت و تکامل همه جانبه قابلیت آن حضرت بوده، که موجب کسب رتبه فاعلیت برای ایشان شده، تا دارای قدرت نفوذ و تأثیر در عالم نفوس و ارواح باشد. به همین سبب، او مظهر تام و تمام رحمانیت حضرت رحمن است؛ که فرمود: «رحمتی وسعت کل شی ء» زیرا در کتاب خود، با بیانی لطیف به دِلالت التزامی و تضمنی، بشارت اعطای این همه کمالات را به آن صاحب کرامات داده و از او به عنوان تجسم کامل رحمت خویش اشارت کرده و فرموده است: «وما ارسلناک الا رحمة للعالمین» بیان سوره اعراف، مبین این حقیقت است که رحمت الهی در همه عالم جاری است. بیان سوره انبیاء، ناظر به این معناست که حضرت محمّد ـ صلی الله علیه و آله - واسطه أعطای رحمت الهی به عالم است. شعاع اصلی جریان فیض، از مرکز و مبدأ عالم به محیط دایره هستی است. بنابراین، به طور تکوینی، صلوات خداوند به پیامبرش، انعطاف و عنایت خاص به او است و موجب برخورداری موجودات عالم از برکات این عنایت و رحمت خاص می شود و بازخورد طبیعی و نتیجه نهایی آن، صلوات تکوینی موجودات عالم بر آن وجود مقدس و ملکوتی خواهد بود. این نوع تصلیه ـ که در واقع، تجلی عشق آفرینش به حضرت محمد - صلی الله علیه و آله - است ـ ناشی از ادراک تکوینی هستی به آن ظرف ظریف رحمت و واسطه اخذ فیض از فیاض مطلق است؛ البته سمع و بصری سامع و بصیر،و گوش و هوشی آشنای راز و محرم اسرار می خواهد تا این طواف عاشقانه پروانه زیبای عالم هستی را به دور شمع جمع آفرینش مشاهده کرده، زمزمه و همهمه صلوات آن را بشنود. این ثروت و دارایی آن دارای دانا، به سبب اتصال ذاتی او به ذات حق تعالی و اتصاف صفاتی او به صفات جمال و جلال اوست؛ چنان که خود از این مقام خبر داده و فرموده است: «من رآنی فقد رأی الحق». خداوند سبحان نیز فراوان به آن تصریح فرموده، از جمله محبت خود را منوط به تبعیت از او - صلی الله علیه و آله - کرده است: «قل ان کنتم تحبون الله فأتبعونی یحببکم الله» و اطاعت او را مقارن اطاعت خویش: «ومن یطع الله و رسوله فقد فاز فوزاً عظیماً»، «الرسول فقد اطاع الله» و آن چه که به آن بنده کامل خود نسبت داده، به خود نسبت داده است: «وما رمیت اذ رمیت و لکن الله رمی» این همه شأن و شکوه، نشانگر وسعت انعطاف حق تعالی با فرستادن صلوات خاصه بر اوست؛ زیرا صلوات خداوند بر عبد، انعطاف و عنایتی است که به فراخور حال عبد و ظرفیت و وسعتش، او را واجد کمال می کند و به او جمال و جلال می بخشد، چنان که فیض کاشانی در تفسیر الصافی از ثواب الاعمال نقل می کند: از امام موسی کاظم - علیه السلام - سؤال شد: معنای صلوات خداوند، فرشتگان و مؤمنان چیست؟ آن حضرت فرمود: صلوات خداوند، رحمت از جانب او؛ صلوات فرشتگان، تزکیه؛ صلوات مؤمنان، ثنا و دعاست. پس ماهیت صلوات بستگی به فرستنده صلوات از سویی، و گیرنده صلوات از سوی دیگر دارد؛ که اختلاف این دو، منشأ اختلاف مراتب و ماهیت صلوات می گردد. بر این اساس، آسان تر می توان به تبیین مفهومی صلوات خداوند و فرشتگان بر اهل ایمان، در کنار صلوات او به پیامبرش پرداخت و به نوعی از ماهیت و مراتب صلوات سخن گفت. خداوند متعال، درود و تحیت خود و فرشتگان را بر مؤمنان به رسالت حضرت ختمی مرتبت، بشارت داده، می فرماید: «هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمات الی النور و کان بالمؤمنین رحیماً. تحیتهم یوم یلقونه سلام و اَعَدَّ لهم اجراً کریما» «او کسی است که بر شما درود و رحمت می فرستد، و فرشتگان او نیز برای شما تقاضای رحمت می کنند تا شما را از ظلمات [جهل و گناه] به سوی نور [ایمان و علم و عمل پاک] رهنمون گردد؛ او نسبت به مؤمنان همواره مهربان بوده است. تحیت آنان در روزی که او را دیدار کنند سلام است؛ و برای آنها پاداش پر ارزشی فراهم ساخته است» صلوات خداوند بر اهل ایمان، عنایت او به هدایت آنان به نور و پاک کردن آنان از ظلمات کثرت و گمراهی است. اگر خداوند بر موجودی صلوات نفرستد، یعنی رحمت رحمانیه از جنس وجود به او عطا نکند، از ظلمت عدم بیرون نمی آید، و بالطبع استعداد و قابلیت برای اتصال به فیوضات بعدی، بعد از پوشیدن لباس وجود پیدا نمی کند. حق تعالی با انعطافی، او را از کتم عدم بیرون می آورد و بعد از آن هم، با صلوات و انعطاف و عنایتی دیگر، از رحمت خویش در راه یابی به بارگاه خویش برخوردار می سازد. سیوطی در الدرالمنثور، ذیل آیه مذکور، در تفسیر خود آورده است: «قال - صلی الله علیه و آله -: صلاته علی عباده، سبوح قدوس تغلب رحمتی غضبی.» مرحوم علامه طباطبایی در المیزان در تفسیر این آیه می گوید: آن چه که در قرآن از «صلوات» به خدای سبحان نسبت داده شده، به معنای رحمت و عنایت به مؤمنان است، که سعادت و رستگاری ابدی آنان مترتب بر آن می باشد. همچنین خدای سبحان در کتاب خود، نسیان و غفلت بندگان از یادش را موجب بی اعتنایی وی به آنان، و ذکر و یادش را نیز موجب یادکرد و رویکرد رحیمانه او به آنان عنوان کرده است؛ از جمله در: «نسوالله فنسیهم» و «فاذکرونی اذکرکم». صلوات او بر آنان، که در واقع رحمتی از جانب او به بندگانش است، فرع بر ذکر کثیر بندگان او است. از این رو، می توان گفت: اگر «ذکروا الله ذکراً کثیراً» محقق شود، «صلی علیهم» و الا فلا. و از این نکته معلوم می شود که «هو الذی یصلی علیکم...». در مقام تعلیل برای «یا ایهاالذین آمنوا اذکروا الله..»است. به نظر نگارنده، تکمیل این ذکر ـ که در تحلیل و تفسیر مرحوم علامه طباطبایی آمده است ـ به تحقق کامل و همه جانبه علمی، معرفتی، عینی و عملی صلوات و سلام بر حضرت محمد - صلی الله علیه و آله - ممکن می شود و ذکر خداوند با تصدیق نظری و عملی این ذکر، تأیید و تثبیت می شود؛ زیرا منت صلوات و عنایات حضرت رب العالمین، فرع بر نعمت رسالت حضرت رحمة للعالمین است. این عنایت، بشارت آن رسالت است،و به برکت آن کرامت، افاضه و اعطا می شود. به تبع وجود صاحب رسالت، این امت صاحب شرافت شده است. پس به یمن صلوات ما بر او - بتمامه و کماله - به ما صله صلوات بخشیده اند و به آن اختصاصاً مفتخر گشته ایم؛ صله ای خاص و مختص این امت، که سایر امم از آن بی بهره اند. امام سجاد - علیه السلام - در دعای دوم صحیفه می فرماید: «و الحمد لله الذی مَنَّ علینا بمحمد نبیه - صلی الله علیه و آله - دون الامم الماضیة و القرون السالفة»؛ «سپاس خدای را» که به محمد پیامبرش بر ما منت نهاد؛ منتی که امت های گذشته و مردم پیش از ما از آن بی بهره بودند. منتی که خداوند آن را به ما گوشزد کرده و می فرماید: «لقد مَنَّ الله علی المؤمنین اذ بعث فیهم رسولاً من انفسهم...» «خداوند بر مؤمنان منت نهاد - نعمت بزرگی بخشید - هنگامی که در میان آنان، پیامبری از خودشان برانگیخت... .» حضرت فاطمه ـ سلام اللّه علیها ـ در خطبه فدک، به برخی نعمت های بزرگ به واسطه این منت سترگ، که به همه امم ارزانی شده است، اشاره می کند و می فرماید: «فَاَنَارَ الله بمحمدٍ - صلی الله علیه و آله - ظلمها و کشف عن القلوب بهمها و جلی عن الابصار غممها و قام فی الناس بالهدایة و انقذهم من الغوایة و بَصَّرهم من العمایة.» «خداوند به واسطه محمد - صلی الله علیه و آله - تاریکی هایشان را روشنی بخشید؛ و از دل ها و نفوس، دلتنگی ها را برد. و از دیدگان پرده ها برگرفت؛ و در میان مردم به امر هدایت برخاست؛ و آنان را از گمراهی رهانید؛ و از نابینایی [نجاتشان داده] بینایشان کرده.» خداوند به واسطه برتری پیامبر بر سایر انبیا، امت او را بر سایر امم برتری داد و آنان را در بسیاری از فضایل آن پیامبر بزرگ شریک گردانید. به عنوان نمونه، با توبه و بازگشت رحیمانه بر پیامبر - صلی الله علیه و آله - بر آنان در مرتبه ای نازل تر، رحمت آورد و در مسیر انذار و بیم کسانی که خدا و پیامبرش را آزار می دهند، آزاردهندگان به مؤمنان را بیم داد و انذار کرد. تفاوت مفهومی صلوات و سلامدر آیه مورد بحث، به صلوات و سلام اهل ایمان بر حضرت محمّد - صلی الله علیه و آله - به تبعیت از صلوات خداوند و فرشتگان، امر شده است. چنان که در حدیث امام کاظم - علیه السلام - ذکر شد، صلوات مؤمنان بر پیامبر خدا، جنبه ثنا و دعا دارد و به تبعیت از صلوات خداوند و فرشتگان، درخواست رحمت و ترفیع مقام از خداوند برای آن حضرت است. سلام ـ که ظاهر آن نوعی تحیت است ـ دارای معنایی عمیق تر و وسیع تر است، که جنبه عملی داشته و به تحقق عینی امری مهم، که همانا تسلیم در برابر اوامر رسول خداست، دلالت دارد. شاید این مفهوم را از مفعول مطلق «تسلیماً». که در بیان نوع و ماهیت سلام، در پایان آمده است، بتوان استنباط کرد. آیه 65 سوره نساء، مؤید همین برداشت است: «فلا و ربک لایؤمنون حتی یحکموک فیما شجر بینهم ثم لایجدوا فی انفسهم حرجاً ممّا قضیت و یسلّموا تسلیماً»؛ «به پروردگارت سوگند، که آنان مؤمن نخواهند بود، مگر این که در اختلافات خود، تو را به داوری طلبند، و سپس از داوری تو، در دل خود احساس ناراحتی نکنند؛ و کاملاً تسلیم باشند.» تأکید «یسلموا تسلیماً» در این آیه، بر اطاعت محض و بی چون و چرا از پیامبر - صلی الله علیه و آله - دلالت داشته، آن را نشانه و شرط ایمان به خداوند می داند. بنابراین، صلوات مؤمنان بر پیامبر - صلی الله علیه و آله - به دو بخش انصراف دارد: «صلوا علیه» که بیش تر جنبه علمی و معرفتی دارد و «تسلیماً» که جنبه عینی و عملی دارد و هدایت به لزوم فرمانبری و اطاعت محض از اوست؛ چنان که ابی جارود از امام باقر - علیه السلام - در تفسیر آیه «فلا و ربک لا یؤمنون... و یسلموا تسلیماً» روایت می کند: منظور، تسلیم و خشنود بودن به قضاء آن حضرت و تن دادن کامل به حکم اوست. تحقق عینی این جنبه از جنبه های مفهومی سلام و صلوات، می تواند در کنار جنبه معرفتی آن، آثار و برکات عینی تر و ملموس تری را برای بشر، به ویژه برای مسلمانان، به ارمغان آورد و مسیر سعادت آنان را در حوزه فردی و اجتماعی تسهیل و هموار سازد. بدون تحقق این بعد، ابعاد نظری این جنبه مهم معرفتی و تربیتی نیز به ذکری بی روح و یادی نه چندان کارآمد تبدیل خواهد شد. امام علی - علیه السلام - به این حقیقت ظریف و واقعیت اصیل اشاره کرده، می فرماید: برای این آیه، ظاهری و باطنی است. ظاهر گفتار خداوند، «صلواته» است؛ و باطن قول حق تعالی، «سلموا تسلیماً» است؛ یعنی تسلیم فرمان او شوید، در رابطه با امر کسی که سفارش او نمود و او را جانشین خود بر شما قرار داد. کیفیت صلوات
در کتاب های روایی و تفسیری شیعه و سنی، روایات فراوانی که به حد تواتر رسیده است، کیفیت صلوات را بیان کرده اند. این روایات که بیش تر مجموعه سؤالات اصحاب از رسول خدا - صلی الله علیه و آله - و جواب های آن حضرت هنگام نزول آیه 56 سوره احزاب است، کیفیت صلوات را بیان و هر گونه ابهامی را در این رابطه از میان برداشته است. در این روایات، عموماً، کیفیت صلوات مؤمنان بدین گونه ذکر شده که از خداوند طلب کنند تا بر پیامبر و آل او درود و رحمت فرستد. به عنوان نمونه، سیوطی 21 حدیث از طرق گوناگون در این مورد ذکر کرده است که همه آنها بر لزوم ذکر «آل» و «اهل بیت» در صلوات بر پیامبر تأکید دارند. در تفسیر قرطبی 4حدیث و در تفسیر ابن جریر طبری 6 حدیث نقل شده که در این جا به ذکر یکی از احادیث طبری که در ذیل آیه و در تفسیر آن آورده است، بسنده می کنیم. او از عده ای از اصحاب روایت می کند: هنگامی که آیه نازل شد، یاران گفتند: ای پیامبر خدا می دانیم چگونه بر تو سلام گوییم، اما کیفیت صلوات را نمی دانیم. آن حضرت فرمود: بگویید: «اللهم صل علی محمد عبدک و رسولک و اهل بیته کما صلیت علی ابراهیم (و آل ابراهیم) انک حمید مجید.» در عیون اخبار الرضا - علیه السلام - آمده است: امام رضا - علیه السلام - در مجلس مأمون فرمود: هنگامی که آیه «صلوات» نازل شد، گفته شد: ای پیامبر خدا! معنای سلام بر تو را می دانیم؛ اما چگونه بر تو صلوات بفرستیم؟ آن حضرت فرمود: بگویید: «اللهم صل علی محمد و آل محمد ما صلیت و بارکت علی ابراهیم و آل ابراهیم انک حمید مجید». پس آیا در این خلاف و تردیدی هست؟ مأمون گفت: نه. در این گفتار پیامبر هیچ تردیدی نیست و بر آن امت اجماع دارند؛ اما آیا درباره «آل» نزد تو چیزی از قرآن هست که روشن تر از بیان رسول خدا بوده باشد؟ امام رضا ـ علیه السلام ـ فرمود: آری! خداوند می فرماید: «یس و القرآن الحکیم». منظور از «یس» چیست؟ دانشمندان حاضر در مجلس گفتند: «یس»، محمد - صلی الله علیه و آله - است و کسی در آن شک ندارد. امام رضا ـ علیه السلام ـ فرمود: خداوند، محمد و آل او را نیز فضل و بزرگی عنایت کرده است که کسی جز خردمندان نتوانند آن را وصف و بیان کنند و آن، این است که همانا خداوند بر هیچ کس جز پیامبران درود نفرستاد؛ زیرا خدای تبارک و تعالی فرمود: «سلام علی نوح فی العالمین» و قال: «سلام علی ابراهیم» و قال: «سلام علی موسی و هارون»؛ و نفرمود: سلام علی آل نوح؛ و نفرمود: سلام علی آل ابراهیم؛ و نفرمود: سلام علی آل موسی و هارون؛ و فرمود: «سلام علی آل یاسین»؛ یعنی آل محمد - صلی الله علیه و آله - . ابن عربی دربیان فضیلت اهل بیت، با اشاره به آیه تطهیر و آثار و برکات دنیوی و اخروی آنان برای امت، به حدیث «اهل بیتی امان لامتی» اشاره کرده، می گوید: اهل بیت پیامبر - صلی الله علیه و آله - امان برای مؤمنان، بلکه برای همه انسان ها هستند؛ و این معنای «ورحمتی وسعت کل شی ء» است. وی همچنین از آیه «لیغفر لک الله ماتقدم من ذنبک و ما تأخر» استنباط می کند که خداوند، اهل بیت پیامبر را شریک فضایل او کرده است. تبیین فلسفی و عرفانی وجوب صلوات بر اهل بیت پیامبر - صلی الله علیه و آله - منوط به درک این حقیقت است که آنان در ولایت ـ که جامع فضایل و خصایص عصمت است ـ با پیامبر - صلی الله علیه و آله - شریکند، بلکه پیامبر نیز در زمره «اهل البیت» است. چنان که با نزول آیه تطهیر همگی در زیر کساء عصمت و طهارت جمع شدند. این اقدام که بیان تأویل و تعیین مصداق برای «اهل بیت» - علیهم السلام - و تبلیغ مقام و موقعیت آنان و گوشزد کردن آن به امت بوده، مبین اطلاق اهل بیت بر همه افراد تحت کساء است، که شامل خود آن حضرت نیز می شود. از این رو، آن حضرت در حدیث معروف فضیلت سلمان فرمود: «السلمان منا اهل البیت» و نفرمود: السلمان من اهل بیتی، که مؤید دیگری بر همین مطلب است». آن حضرت در حدیث دیگری می فرماید: «نحن الاخرون السابقون و السابقون الاولون». ضمیر «نحن» دلالت بر اشتراک و یگانگی پیامبر ـ صلّی اللّه علیه وآله ـ و اهل بیتش دراین مقام دارد. اهل بیت، در نبوت آن حضرت، اشتراک تشریعی و تکلیفی ندارند، ولی در ولایت با او متحد و مشترکند، چنان که با شریعت او، نبوت پایان پذیرفت، ولی ولایت در ذریه اش استمرار یافت. همچنین تعبیر عمیق سید الانبیاء از سید الاوصیاء به «دروازه شهر حکمت» در کنار تعبیر از خویش به «شهر حکمت»، باز مؤید اطلاق اهل بیت بر خود پیامبر اسلام - صلی الله علیه و آله - و انوار مقدس معصومین - علیهم السلام - به طورجمعی است؛ زیرا «باب البیت» داخل در «بیت» و جزء آن است؛ ضمن آن که لازمه طبیعی ورود به بیت، گذر از باب است. پس صلوات بر اهل بیت، ورود به باب الابواب بیت حکمت و معرفت رحمةً للعالمین، و وسیله دست یابی به معارف نبوی است؛ و صلوات بر صاحب بیت، واسطه وصول به معرفت رب العالمین و تحصیل معارف الهی است. تحصیل همه این معارف ـ با ترتیبات خاص و تقدم و تأخری که دارند ـ بر اساس وجوب تحصیل مقدمه برای وصول به ذی المقدمه ـ واجب و لازم است. بنابراین، اصل ذکر صلوات، واجب است و بدون ذکر اهل بیت، ابتر و ناقص و ناتمام؛ چنان که حدیث نبوی بر آن دلالت دارد. فضیلت صلواتصلوات ما بر پیامبر و اهل بیت او، نوعی اتصال به واسطه فیض است؛ چنان که صلوات ما در برابر خداوند، اتصال به مبدأ فیض است. اتصال به مبدأ فیض، منوط به اتصال به واسطه فیض است. به حکم ضرورت «ابتغاء الوسیله» برای «حصول نتیجه»، تحصیل این معارف و تمسک به این حقایق، امری واجب و واقعیتی اجتناب ناپذیر در حوزه معرفتی است که یافت و دریافت آن دارای برکات زیاد و ثمرات فراوانی است. از این رو، صلوات خداوند بر مؤمنان که در «هو الذی یصلی علیکم و ملائکته» مژده اش را داد، منوط به تبعیت همه جانبه از اراده اش در امر «صلوا علیه و سلموا تسلیماً» است. پس در حقیقت، امر به صلوات بر پیامبرش، تمهید مقدمات تحقق صلوات حق تعالی و فرشتگانش بر خود ماست؛ چنان که درفرمان او به مودت و دوستی اهل بیت پیامبر - صلی الله علیه و آله - نیز چنین مشابهت فلسفی را مشاهده می کنیم؛ زیرا فلسفه آن اراده و خواست ربوبی نیز تربیت ما و در نهایت نجات و رستگاری ما است؛ که در ضمن آیه «قل ما سألتکم من اجر فهو لکم» به آن اشاره شده است. در پایان، چند حدیث درباره فضیلت و آثار و برکات صلوات ذکر می کنیم. «عبدالسلام بن نعیم می گوید: به ابی عبدالله - علیه السلام - عرض کردم: من وارد خانه [کعبه] شدم و هیچ دعایی جز صلوات بر محمد و آل او به خاطر نیاوردم. فرمود: بدان! هیچ کس مانند تو [در فضیلت و ثواب] از خانه (کعبه) بیرون نیامده است. ابوبصیر از امام صادق - علیه السلام - روایت می کند: «هنگامی که نام پیامبر - صلی الله علیه و آله - برده شود، بر او زیاد صلوات بفرستید؛ زیرا هر کس یک صلوات بر او بفرستد، خداوند هزار بار در هزار صف از فرشتگان بر او صلوات می فرستند؛ و به برکت صلوات خداوند و فرشتگان، چیزی از آفریدگان نمی ماند، جز این که بر این بنده درود می فرستد. و هر کس در این فضیلت رغبت نکند، نادان و مغرور است و خداوند و پیامبر و خاندانش از او بیزارند.» اصحاب روایت کرده اند: «روزی پیامبرخدا - صلی الله علیه و آله - وارد شد، در حالی که اثر خوشحالی در چهره آن حضرت دیده می شد، فرمود: جبرئیل بر من وارد شد و گفت: خداوند متعال می فرماید: آیا راضی نمی شوی که از امتت هرکس بر تو صلوات فرستد، من ده صلوات بر او بفرستم؛ و هر کس از امتت به تو سلام گوید، من ده سلام به او گویم؟» پیامبر خدا - صلی الله علیه و آله - فرمود: «سزاوارترین مردمان به من، کسی است که بر من بیش تر صلوات بفرستد.» «مؤمن را از بخل همین بس که نزد او نام من برده شود و بر من صلوات نفرستد.» عبیدالله بن دهقان می گوید: «خدمت حضرت رضا - علیه السلام - شرفیاب شدم، آن حضرت به من فرمود: معنای گفتار خداوند که فرموده است: «و ذکر اسم ربه فصلی»؛ «و نام پروردگارش را به یاد آورد و نماز بخواند» چیست؟ عرض کردم: یعنی هر زمان نام پروردگارش را به یاد آورد، نماز گزارد. فرمود: اگر چنین است، خداوند تکلیفی نابجا و طاقت فرسا کرده است. عرض کردم:قربانت شوم! پس معنای آن چگونه است؟ فرمود: "هر زمان نام پروردگارش را یاد کند، بر محمد و آل او صلوات فرستد.» امام علی - علیه السلام - می فرماید: «هر گاه از خدای سبحان درخواستی داری، ابتدا بر پیامبر اسلام - صلی الله علیه و آله - درود فرست،سپس حاجت خود را بخواه؛ زیرا خداوند بزرگوارتر از آن است که از دو حاجت درخواست شده، یکی را برآورد و دیگری را باز دارد. حضرت محمّد ـ صلّی اللّه علیه وآله ـ فرمود: «در زمین، فرشتگانی هستند که در گردش اند و سلام امتم را به من می رسانند.» اول103 |