نقش واسطه ها در تقرب به خدا
در روایات متعددی که از طریق شیعه و سنی وارد شده، به لزوم و نقش توسل پرداخته شده است.
در کتاب "وفاءالوفاء" تألیف سمهودی (از اهل سنت) می خوانیم: مدد گرفتن و شفاعت خواستن از پیامبر اکرم (ص) و از مقام و شخصیت او، هم پیش از خلقت او مجاز است و هم بعد از تولد و هم قبل از رحلت او و هم بعد از رحلت او، در عالم برزخ و در قیامت[5]. او بعد از این جملات، روایتی درباره توسل حضرت آدم به پیامبر اکرم (ص) از عمر بن خطاب نقل کرده است که: "آدم از روی اطلاعی که از آفرینش پیامبر اسلام در آینده داشت به پروردگار عرض کرد: "یا رب اسئلک بحق محمد (ص) لما غفرت لی".[6] خداوندا به حق محمد (ص) از تو تقاضا می کنم که مرا ببخشی. همچنین حدیث دیگری را از جماعتی از راویان سنی از جمله نسائی و ترمذی نقل می کند که: مرد نابینایی تقاضای دعا از پیامبر (ص) برای شفای بیماری اش کرد، پیامبر (ص) دستور داد که چنین دعا کند: پروردگارا من از تو به خاطر پیامبرت پیامبر رحمت تقاضا می کنم و به تو روی می آورم، ای محمد (ص) من در پیشگاه خداوند به تو توجه کرده ام که حاجتم را برآورده سازی، پروردگارا پیامبر را شفیع من قرار بده[7].
و از بیهقی نقل می کند که در زمان خلافت خلیفه دوم، دو سال قطحی شد. بلال به همراهی عده ای از صحابه بر سر قبر پیامبر آمد و چنین گفت: ای پیامبر برای امت خودت طلب باران کن زیرا (از بی آبی) در حال هلاکت هستند...[8]».[9]
اما چرا به وسیله و واسطه نیاز داریم؟ جواب این است که جهان بر اساس نظام علت و معلولی و اسباب و مسببات برای هدایت و رشد و تکامل انسان ها آفریده شده است و نیازمندی های بشر با عوامل و اسباب مادی و گاهی غیر مادی برآورده می شود. در حقیقت واسطه ها نقش اسباب و علل تقرب به درگاه پروردگار را دارند؛ زیرا فیوضات معنوی خداوند، همچون هدایت، مغفرت، آمرزش و ... نیز بر اساس نظمی خاص بر انسان ها نازل می شود و اراده حکیمانه خداوند بر این تعلق گرفته که این امور از طریق اسباب خاص و علل معین به انسان ها برسد. بنابراین، همان گونه در عالم ماده، این سؤال بی مورد است که پرسیده شود: چرا خداوند متعال زمین را به وسیله خورشید نورانی کرده است؟ و چرا تشنگی انسان ها را به واسطه آب برطرف می کند؟ و چرا خود بدون این واسطه ها، این نیازها و سایر نیازهای مخلوقات را برآورده نمی سازد؟ در عالم معنا نیز نمی توان گفت چرا خداوند مغفرت و تقرب و هدایت خود را بدون وسیله و بدون واسطه شامل حال بندگانش نمی کند؟ به هر حال همان گونه که گیاه بدون استمداد از آب و خاک و نور و... نمی تواند به درجات کمال برسد، انسان هم بدون استمداد از وسایط فیض الاهی، نمی تواند به هدف مطلوب نایل آید.
شهید مطهری می گوید: فعل خدا، دارای نظام است و اگر کسی بخواهد به نظام آفرینش اعتنایی نداشته باشد گمراه است. به همین جهت است که خداوند متعال گناهکاران را ارشاد کرده است که در خانه رسول خدا (ص) بروند و علاوه بر این که خود طلب مغفرت می کنند، از آن بزرگوار بخواهند که برایشان طلب مغفرت کند! قرآن کریم می فرماید[10]: "و اگر این مخالفان، هنگامی که به خود ستم می کردند (و فرمان های خدا را زیر پا می گذاشتند) به نزد تو می آمدند و از خدا طلب آمرزش می کردند و پیامبر هم برای آنها استغفار می کرد، خدا را توبه پذیر و مهربان می یافتند[11]». [12]
به خاطر رعایت همین سنت الاهی است که در آیات و روایات (سنت) تأکید فراوانی به وسیله قرار دادن، و توسل به واسطه های آمرزش و تقرب، شده است.
خداوند متعال می فرماید: "ای کسانی که ایمان آورده اید از (مخالفت فرمان) خدا پرهیر کنید و وسیله ای برای تقرب او بجویید...".[13]
علامه طباطبائی در بحث شفاعت به نقش شفیع (واسطه های شفاعت الاهی) این گونه اشاره می کند که در حقیقت شخصى که متوسل، به شفیع می شود نیروى خودش به تنهایى براى رسیدنش بهدف کافى نیست. لذا نیروى خود را با نیروى شفیع گره مىزند، و در نتیجه آن را دو چندان نموده، به آنچه می خواهد نایل مىشود، به طوری که اگر این کار را نمىکرد و تنها نیروى خود را به کار مىگرفت، به مقصود خود نمىرسید؛ چون نیروى خودش به تنهایى ناقص و ضعیف و کوتاه بود... شفاعت وسیلهاى است براى تتمیم سبب... .[14]
ضروری است در پایان این مقال به چند نکته توجه شود:
1. اگرچه احتیاجات مادی انسان با علل و اسباب مادی برآورده می شود، اما بدین معنا نیست که اسباب غیر مادی نظیر دعا و توسل نمی توانند نقشی در برآوردن نیازهای مادی داشته باشند، اسباب معنوی گاهی سبب سازند و گاهی سبب سوز؛ یعنی گاهی اثر از آن اسباب مادی است، اما زمینه های حصول این اسباب با دعا و ... فراهم می شوند و گاهی هم دعا و... اثر را از اسباب مادی سلب می کند؛ مثلا آتشی که باید بسوزاند، از تاثیر بازداشته می شود و سرد و گلستان خواهد شد. به هر حال مسبب الاسباب خدا است و او می تواند همان اثری که در دارو قرار داده است، در اسباب معنوی هم قرار دهد.
2. منظور از توسل و واسطه قرار دادن پیامبر (ص) یا امام (ع) یا ولی خدا این است که به مقام آن شخص بزرگوار در پیشگاه خداوند توسل شود و در حقیقت از مقام تقربی که این فرد به خدا دارد استفاده می شود تا خداوند به خاطر مقام آنها این بندگان را نیز به مقام قرب برساند.[15]
[1] مائده، 35.
[2] المیزان، ترجمه، ج 5، ص 535.
[3] تفسیر نمونه، ج 4، ص 364- 367.
[4] توبه، 114.
[5] وفاء الوفاء، ج3، ص 1371، نقل از تفسیر نمونه، ج 4 ، ص 367.
[6] همان.
[7] "اللهم انی اسئلک و اتوجه الیک بنبیک محمد نبی الرحمة، یا محمد انی توجهک بک الی ربی فی حاجتی لتقضی لی اللهم شفعه فی"، وفاء الوفاء، ج2، 1372، نقل همان.
[8] "یا رسول الله استسق لامتک فانهم قدهلکوا..."، التوصل ال حقیقة التوصل، ص 329، نقل از همان، ص 368- 369.
[9] تفسیر نمونه، ج 4، ص 369- 368.
[10] "ولو انهم اذظلموا انفسهم جاؤوک فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدو الله تواباً رحیماً".
[11] نساء، 64، ترجمه مکارم شیرازی.
[12] مجموعه آثار شهید مطهری، ج 1، ص 264.
[13] مائده، 35، ترجمه مکارم شیرازی.
[14] المیزان، ترجمه، ج 1، ص 239 و 240. برای آگاهی بیشتر رجوع شود به نمایه: تلاش و نقش آن در سرنوشت آخرت، سؤال 280.
[15] رجوع شود به: تفسیر نمونه، ج 4، ص 167- 172؛ المیزان، ج 1، ص 239- 246.