عیدشمامبارک!

ای عزیزان به شما هدیه زیـــــــــزدان آمد

عید فرخنـــــــده ی نورانی قربـــــــــان آمد

حاجیان سعی شما شد به حقیقت مقبول

رحمت واسعــــه ی حضــرت ســـبحان آمد

عید قربان به حقیقـــت...زخــــــداوند کریم

آفتابی به شــــــب ظلمت انســــان آمد

جمله دلهاچو کویری ست پر از فصل عطش

بر کویــــر دل ما...نعــــــــــــمت باران آمد

خاک میسوخت در اندوه عطش باحسرت

نقش در سینه ی این خاک.. گلستان آمد

امر شد تا که به قربانـــــــی اسماعیلش

آن خلیــــلی که پذیرفتـــه ز رحـــــمان امد

امتحان داد به خوبی بخـــــــدا ابــــراهیم

جای آن ذبح عظیمی که به قربــــان آمد

آن حسینی که زحج رفت سوی کرببــلا

به خدا بهر سر افـــــرازی قـــــــــرآن آمد.


شعر سید محمدرضا هاشمی زا ده

مقايسه تقرير برهان جهان‌شناختي بر اثبات خدا نزد ابن سينا و سويين برن

 حسين شمس 
 دکتر اميرعباس علي‌زماني
چكيده
تقريرهاي مختلفي از براهين جهان شناختي در اثبات وجود خدا ارائه شده که يکي از معتبرترين آن ها، برهان وجوب و امکان است. ابن سينا آن را در چند کتاب خود به ويژه در «اشارات و تنبيهات» به تفصيل مطرح کرده؛ و آن را برهان صديقين ناميده است. فيلسوف دين معاصر، ريچارد سويين برن نيز در ذيل براهين جهان شناختي، اين برهان را مورد اشاره قرار داده است. هر چند تقرير اين دو فيلسوف از برهان مذکور داراي مباني و پيش فرض هاي مشترکي است؛ از قبيل غير بديهي دانستن وجود خدا، اثبات پذير دانستن آن و استفاده از يکي از ويژگي هاي عالم به نام امکان، امّا تفاوت هاي عمده اي نيز ميان آن دو وجود دارد: از جمله اين که ابن سينا، با ارائه برهان وجوب و امکان که يک قياس مبتني بر بديهيات است، وجود خدا را به صورت يقيني اثبات پذير مي داند، امّا سويين برن با تکيه بر روش استقرايي و ارائه مجموعه براهين به جاي يک برهان، وجود خداوند را به صورت محتمل قابل اثبات مي داند. در اين مقاله، با بررسي و مقايسة اين دو تقرير معلوم مي گردد که تقرير ابن سينا از اين برهان، بر تقرير سويين برن رجحان دارد.

واژه کلیدی
براهین جهان شناختی، برهان وجوب و امکان، قیاس، استقراء، دلیل انباشتی، ابن سینا، سویین برن
برای مطالعه اصل مقاله به فصلنامه علمی و پژوهشی پژوهشنامه فلسفه دين (نامه حکمت) شماره 15 دانشگاه امام صادق (ع)مراجعه کنید.
براي تهيه اين مجله به صفحه اصلي اين پايگاه و براي اطلاع از نحوه اشتراک يا دانلود آن به آدرس زير مراجعه نماييد:
http://mag.isu.ac.ir/Eshterak.pdf

روز شناخت

روز عرفه، روز شناخت است. عرفه روزي است كه خداي سبحان بندگان خود را به عبادت و اطاعت خويش فرا مي خواند و خوان كرم و احسان و لطف خود را براي آنان مي گسترد و درهاي مغفرت و بخشش و رحمتش را بر روي آنان مي گشايد.  

دل در جوشش ناب عرفه، وضو مي گيرد و در صحراي تفتيده عرفات، جاري مي شود. آن جا كه ايوان هزار نقش خداشناسي است. لب ها ترنم با طراوت دعا به خود گرفته و چشم ها امان خود را از بارش توبه، از دست داده اند. دل، بيقرار روح عرفات، حضرت اباعبدالله الحسين (ع) شده است. پنجره باران خورده چشم ها از ضريح اجابت، تصوير مي دهد و اين صحراي عرفات است كه با كلمات روحبخش دعاي امام حسين (ع) و اشك عاشقان او بر دامن خود اجابت را نقش مي كند. اشك و زمزمه ما را نيز بپذير، اي خداي عرفه.

در اين روز حجاج بيت ا... الحرام با وقوف در صحراي عرفات با خداي خويش به مناجات مي پردازند و دعاي عرفه امام حسين(ع) را قرائت مي كنند.
مسلمانان نيز در گوشه گوشه اين كره خاكي در اين روز همه با هم نجوا كردند:
"خداي من، من به گناهانم اعتراف مي كنم، آنها را ببخش، منم كه بد كردم، منم كه خطا كردم، منم كه تصميم به گناه گرفتم، منم كه ناداني كردم."
مسلمانان با شركت در آيين پرفيض و ملكوتي دعاي عرفه، با ريختن اشك عشق، از معبود خود طلب عفو كرده و براي گناهان گذشته خود از ذات اقدس الهي طلب مغفرت كردند.

***
ادامه نوشته

تاريخچه پيدايش باب و بهائيت


همان طور که در عکس زیر مشاهده می کنید حکومت استعمارگر انگلیس به پاس سالها وطن فروشی وتفرقه افکنی به عبدالبهاء(مدعی دروغین پیامبری) لقب SIR اهدا می کند. به راستی کدامین پیامبر الهی در طول تاریخ سراغ داریم که از سوی حکومتهای جبار و استعمارگر زمان خود مورد پشتیبانی و تقدیر و تشکر قرار بگیرد آنگونه که عبدالبهاء(عباس افندی) مورد تقدیر حکومت استعمارگر انگلستان قرار گرفت؟!

  

                   

                   

تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل


(به نقل از وبلاگ تاریخچه بهائیت)


  تاريخچه پيدايش باب و بهائيت

علي بروني

مقدمه
با سلام و درود بي پايان به خاتم پيامبران محمد مصطفي - صلي اللّه عليه و آله - و جانشينان و ائمه بر حق آن حضرت و به ويژه، منجي عالم بشريت، ستاره درخشنده آسمان ولايت و امامت، امام زمان، مهدي موعود عجل اللّه تعالي فرجه الشريف.
در روزگاري كه ابرهاي تيره ظلم و جنايت آسمان دنياي انساني را پر كرده و ناله مظلومان و بي كسان با فريادهاي پير مردان و بيوه زنان در هم پيچيده شده و چشمان بي رمق يتيمان در جستجوي ناجي و فرياد رسي بود تا شايد دست آنان را گرفته و از زير بار زورگوييها و تعديها بيرونشان آورد. ناگهان زمزمه‏هايي از گوشه و كنار ايران به گوش رسيد. بارقه‏اي از اميد در دل آنان پديد آمد، از يكديگر مي‏پرسيدند، چه شده؟ چه اتفاقي افتاده؟ آيا آرزوي ديرينه تحقق يافته؟ آيا كسي كه انتظارش را مي‏كشيديم از سفر بازگشته! و صدها سؤال ديگر كه جواب كاملي نداشت. كم‏كم جنجال و هياهو بالا گرفت، هر روز خبرهاي تازه‏اي در شهر براي گفتن وجود داشت. عده‏اي با شور و شوق از ظهور او سخن مي‏گفتند و عده‏اي نيز تكذيب مي‏كردند و دسته‏اي نيز با شك و ترديد فقط به اين سخنان گوش مي‏دادند، كم‏كم جناح بنديها و موضعگيري‏هايي از طرف معتقدان و منكران رخ نمود و پس از مدت كوتاهي جنگهاي خونين وبرادر كشيهاي وحشيانه‏اي را در پي داشت. و اين آغازي بود براي خونريزيها و درگيريهاي بعدي كه سالها ادامه پيدا كرد. فرقه و دين جديدي پيدا شد و گروهي از شيعيان و مسلمانان را از كيش اصلي خويش دور كرده و تا جايي به پيش رفت كه از دست موءسسان اوليه اين دين جديد كه ايراني تبار بودند نيز خارج شد و سراز امريكا و انگلستان در آورده و موطن آن در اسرائيل و امريكا قرار داده شد.
مؤسس اصلي اين آيين جديد، سيد علي‏محمد شيرازي ملقب به باب با دعوي امام زماني عده‏اي را به سوي خود كشيده، احكامي را صادر كرد و قوانيني را پايه‏گذاري نمود كه اندكي پس از او قسمتي از آنها توسط مريدانش نسخ شده و احكام ديگري جايگزين آن شد و اين سير نسخ و جايگزيني تا كنون ادامه پيدا كرده است و مبالغه نيست اگر بگوييم كه نسبت به كيشها و فرقه‏هاي ديگر، بيشترين تغييرات و نزاعها را مي‏توان در اين فرقه يافت، زيرا اصل اوليه آن بر پايه نسخ قوانين و مقررات اسلام بنا گذارده شد و هر كدام از رهبران آن در زمان خود قسمتي از احكامي را كه از طرف رهبر پيشين صادر شده بود بر هم مي‏زدند و احكام جديدي را مي‏آوردند. در اين ميان بيشترين سود را كساني بردند كه سالها چشم طمع به اين سرزمين حاصلخيز را داشته‏اند و هر روز به هر بهانه‏اي سعي مي‏كرده‏اند سياست مخصوص خويش با نام تفرقه بينداز و حكومت كن را به اجرا گذارده و از آب گل آلود ماهي بگيرند. فرقه بابي و بهايي كه يك روز خود را به آغوش روس و روز ديگر به دامن انگلستان و روز ديگر به دامن آمريكا و اسراييل انداخته‏اند وسيله خوبي بودند تا سالها اغتشاش و نا آرامي را براي ايران به ارمغان بياورند و سود سرشاري به اين دولتهاي استعماري برسانند اگر چه در اين راستا كتابهاي زياد و مفصلي نوشته شده و ماهيت اين فرقه از لحاظ اعتقادي و سياسي و غيره مورد بررسي قرار گرفته است ولي هنوز كساني هستند كه ناآگاهانه و از روي بي اطلاعي فريب خورده و با شعارهاي پوچ اين فرقه از قبيل «ليس الفخر لمن يحب الوطن» و «تساوي حقوق زن و مرد» هويت اسلامي خويش را باخته و كوركورانه عقايد آنان را بازگو مي‏كنند.
گفتار حاضر چكيده و خلاصه شده چندين كتاب است كه در رد عقايد اين فرقه نوشته شده كه به صورت اجمال در آمده و اطلاعاتي را به صورت محدود در اختيار خواننده مي‏گذارد. تا به گوشه‏هايي از نيرنگها و فريبهاي مردماني جاه طلب و دغلباز كه جز فساد و فتنه در امت اسلام فكري ديگر نداشته‏اند پي‏برده و به برخي از نقشه‏هايي كه پير استعمار هر روز براي كشورهاي اسلامي مي‏كشد آگاه شوند. اميد است مورد توجه خوانندگان محترم قرار گرفته و به لغزشها و خطاهايي كه در اين نوشته به چشم مي‏خورد با نظر لطف و اغماض بنگرند.



 

ادامه نوشته

آثارسوء ظن

سوءظن و خصلت بدگمانی در انسان چه آثار زیانبار فردی و اجتماعی را به همراه دارد؟
ـ سوءظن یا خصلت بدگمانی یکی از شاخص های بیماری روحی انسان به حساب می آید همان گونه که حسن ظن یا گمان خوب داشتن نسبت به دیگران یکی از نشانه های ایمان و سلامت روح او تلقی می گردد. پیامبراعظم(ص) در این زمینه فرمود: «گمان خود را نسبت به برادران دینی خوب کنید که بدین وسیله به صفا و طهارت طبع می رسید. در اینجا به آثار زیانبار فردی و اجتماعی سوءظن اشاره می کنیم تا بهتر معلوم شود این پدیده ضدارزشی تا چه اندازه خطرناک بوده و چه مفاسدی را به دنبال دارد. باشد تا بیماری های خود را هرچه بیشتر مورد شناسایی قرار داده و هرچه زودتر درصدد بهبود و اصلاح آن برآییم.

الف) آثار زیانبار سوءظن
۱) گوشه گیری
یکی از زیانهای فردی سوءظن این است که شخص بدگمان به دلیل عدم اعتماد به مردم همیشه در رنج و ناراحتی بسر می برد، و به گمان بد خود، دیگر کسی را نمی یابد که با او معاشرت کند. زیرا افراد بدبین به خاطر ترسی که از مردم دارند و آنان را مورد اعتماد خود نمی دانند، جز اینکه گوشه نشینی اختیار کرده و دور از اجتماع زندگی کنند، و به طور کلی روابط خود را با مردم قطع نمایند، چاره ای ندارند. چرا که از همه می ترسند. علی(ع) می فرماید: «من لم یحسن ظنه استوحش من کل احد» کسی که بدبین است از همه وحشت دارد. (فهرست موضوعی غرر، ص ۲۲۷)

۲) غیبت قلبی
علمای اخلاق سوءظن را خود نوعی مصداق «غیبت قلبی» می دانند. به این معنی که اگر انسان در دل و ضمیر خود نسبت به برادر مسلمانش بدبین شد در دل از او غیبت کرده است که علمای اخلاق از آن تعبیر به «عقدالقلب» کرده اند و عقد قلب مقدمه غیبت زبانی، تهمت، سخن چینی و... خواهد شد.

۳) تباه شدن عبادت
از مفاسد دیگر سوءظن این است که سبب فساد و تباهی عبادت انسان می شود. از این رو علی(ع) مردم را از عاقبت این بلایی که دامنگیر افراد می شود برحذر داشته و می فرماید:
ایاک ان تسیئی الظن فان سوءالظن یفسد العباده و یعظم الوزر. از گمان بد دوری کنید زیرا بدگمانی (اثر) عبادت را از بین می برد و گناه (انسان) را بزرگ می سازد. (فهرست موضوعی غرر، ص ۲۲۷)
و نیز آن حضرت فرمود: لا ایمان مع سوءظن. ایمان با سوءظن جمع نمی شود. (همان، ص ۲۲۸)

۴) بدترین گناه و زشت ترین ظلم
علی(ع) در این زمینه می فرماید: «سوءالظن بالمحسن شرالاثم و اقبح الظلم. بدگمانی نسبت به انسان نیکوکار (و بی گناه) بدترین گناه و زشت ترین ستم است. (همان، ص ۲۲۷)
دلیل این امر هم روشن است زیرا سوءظن از پلیدی نفس سرچشمه می گیرد و اگر کسی از طینت پاکی برخوردار باشد، با ظن و گمان آبروی کسی را نمی برد و براساس حدسیات و یا ظنیات حیثیت و شخصیت افراد را لکه دار نمی کند.

ب) تشدید تفرقه و اختلافات 
یکی از زیانبارترین آثار اجتماعی سوءظن این است که رشته الفت و مودت مردم را از بین می برد و میان آنان تفرقه، جدایی و بی اعتمادی به وجود می آورد. علی(ع) می فرماید: من غلب علیه سوءالظن لم یترک بینه و بین خلیل صلحا. بر هر کس بدگمانی غلبه کند هرگونه صلح و صفایی بین او و دوستانش از بین می رود. (همان، ص ۲۲۸)

در پایان ذکر این نکته ضروری است که از مجموعه آیات و روایات به وضوح استفاده می شود که سوءظن (در صورتی که به مرحله عقد قلب و ترتیب اثر عملی برسد) حرام است. برای اینکه گمان های بد به مرحله باور و عقد القلب نرسد دستور این است که به تصورات و خاطرات بدی که احیاناً در ذهن انسان خطور می کند اعتنا نکند. قرآن با اینکه تنها بعضی از ظنون را گناه می داند ولی می فرماید: اجتنبوا کثیرا من الظن... از بسیاری از ظنون اجتناب کنید مبادا گرفتار سوءظن حرام شوید. (حجرات- ۱۲)

اوصاف بهشت












اگر با چشم دل، به آنچه که از بهشت برای تو وصف کرده اند بنگری، از آنچه در دنیاست، دل می کنی؛ هر چند شگفتی آور و زیبا باشد... و از خواهش های نفسانی و خوشی های زندگانی و منظره های آراسته و زیبای آن کناره می گیری و اگر فکرت را به درختان بهشتی مشغول داری که شاخه هایشان همواره به هم می خورند و ریشه های آن در توده های مشک پنهان و در ساحل جویباران بهشت قرار گرفته، آبیاری می گردند؛ خوشه هایی از لؤلؤ آبدار به شاخه های کوچک و بزرگ درختان آویخته و میوه های گوناگونی که از درون غلاف ها و پوشش ها سربیرون کرده اند، سرگردان و حیرت زده می گردی... شاخه های پرمیوه بهشت که بدون زحمتی خم شده در دسترس قرار گیرند، تا چیننده آن هرگاه که خواهد برچیند.
مهمانداران بهشت، گرد ساکنان آن و پیرامون کاخ هایشان در گردشند و آنان را با عسل های پاکیزه و شراب های گوارا پذیرایی کنند.
آنها کسانی هستند که همواره از کرامت الهی بهره مندند تا آنگاه که در سرای ثابت خویش فرود آیند و از نقل و انتقال سفرها آسوده گردند...
ای شنونده! اگر دل خود را به منظره های زیبایی که در بهشت به آن می رسی مشغول داری، روح تو با اشتیاق فراوان به آن سامان پرواز خواهد کرد؛ و از این مجلس من، با شتاب به همسایگی اهل قبور خواهی شتافت...
در بهشت، درجاتی از یکدیگر برتر، و جایگاه هایی گوناگون و متفاوت وجود دارد که نعمت هایش پایان ندارد، و ساکنان آن هرگز خارج نگردند... ساکنان بهشت جاوید، هرگز پیر و فرسوده نگردند، و گرفتار سختی ها و شدائد نخواهند شد؛ خداوند با لطف خود، من و شما را از کسانی قرار دهد که با دل و جان برای رسیدن به جایگاه نیکان تلاش می کنند.

اینها سخنان آسمانی مولای عارفان و امام عاشقان، امیر مؤمنان علی (ع) است که در توصیف بهشت برین فرموده اند؛ حال با خود می اندیشم که آیا این وصف بی نظیر از زبان و قلم مرد بی نظیر خدایی، ارزش خوب زیستن و خوب نگریستن را ندارد. من طالب بهشتم ... بهشتی که جایگاه پاکان و صالحان است و هیچ سختی و عذابی در آن راه ندارد؛ من طالب بهشتم... بهشتی که مشتاق بنده های ناب و زلال خداست...
اگر در این شب ها و روزها و ساعات و دقایق، کاری نکنم، سهم من از این بهشت، چه خواهد بود؟! نمی دانم... فقط این را می دانم که دارد دیر می شود ...

آفات دانش

چه آفات و آسیب هایی موجبات از بین رفتن علم و دانش انسان را فراهم آورده و او را از واقع بینی و واقع گرایی دور می کند؟
ـ در اینکه هر پدیده ای آفاتی دارد که موجودیت آن را در معرض فنا و نیستی قرار می دهد تردیدی نیست. «لکل شیئی آفه » برای هر چیزی آفتی است. لکن آفت و آسیب هر چیزی متناسب با خود آن پدیده می باشد که در اینجا به اهم آسیب ها و آفات علم و دانش به نحو اجمال اشاره می کنیم:

۱) نسیان
نسیان و فراموشی از مهم ترین آفات علم و دانش است که موجودیت و ماهیت آن را در معرض خطر و نابودی قرار می دهد. به این جهت در آداب المتعلمین گفته اند که «الدرس حرف و التکرار الف» یعنی برای جلوگیری از فراموشی علم و آموخته های جدید هزار بار باید آن را تکرار کرد.
پیامبر اعظم(ص) می فرماید: آفه العلم، النسیان: آسیب دانش، فراموشی است. (تحف العقول، ص۶)

۲) حسادت
حسادت صفت رذیله ای در انسان است که هیچ گاه او را به آرامش و سعادت و سروری نمی رساند. انسان حسود هیچگاه نعمتی را که در دیگران وجود دارد برنمی تابد و در درون و برون خود خواهان زوال آن نعمت می گردد.
پیامبر اعظم(ص) می فرماید: آفه العلم الحسد: آسیب دانش، حسادت است. (من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص ۳۷۳). متأسفانه این آفت در میان علما، شیوع و قوت بیشتری دارد.

۳) خود بزرگ بینی
تکبر و خودبزرگ بینی انسان را از مسیر واقع بینی و حق گویی دور می کند. زیرا چنین شخصی همیشه خود را بالاتر و برتر از دیگران و حتی یافته ها و اندوخته های خود می بیند در نتیجه قضاوت ها و تحلیل های او نمی تواند منطبق بر واقعیت ها و حقیقت علم و دانش باشد. پیامبر اعظم در این زمینه می فرماید: آفه العلم الخیلاء: آسیب دانش، خودبزرگ بینی است. (بحارالانوار، ج ۳۷، ص ۶۱۹)

۴) درشتی و خشونت
درشتی و خشونت در رفتار و سلوک انسان یعنی دور شدن از مدار عقل و منطق و علم و دانش. درنتیجه رفتار و تعاملی که براساس درشتی و خشونت باشد از منطق علم و دانش برخوردار نخواهد بود.
امام علی(ع) می فرماید: رأس العلم الرفق، و آفته الخرق: اساس دانش، نرمش است و آسیب آن، درشتی (خشونت). (تحف العقول، ص ۸۹)

۵) به کار نبستن علم
بدون شک علم و دانش مقدمه عمل است و کسی که پس از اخذ و اکتساب علم و دانش آن را به کار نبندد و جنبه کاربردی آن را لحاظ نکند، پس از مدتی آن علم از ذهن او رخت برمی بندد و به ورطه فراموشی سپرده می شود. بنابراین در روایت معصوم آمده است که «العلم یهتف الی العمل» یعنی علم انسان را به سوی عمل فرامی خواند که اگر اجابت کرد موجبات تثبیت و ترسیخ علم فراهم می گردد. امام علی(ع) می فرماید: آفه العلم ترک العمل به: آسیب دانش، به کار نبستن آن است. (غررالحکم، ح ۸۴۹۳)

شاخه های توحید افعالی در قرآن

توحید مراتبی دارد: توحید ذات، توحید صفات، توحید افعال، توحید در عبادت . توحید در افعال عبارت است از اینکه موثر و فاعل حقیقی در نظام موجودات منحصرا ذات او است هر فاعل و مؤثری به خواست او و به مشیت او فاعل و مؤثر است. هیچ موجودی اعم از مجرد یا مادی. با اراده یابی اراده از خود استقلال ندارد نظام علت و معلول تنها مجرای اراده و مشیت ذات حق است، هستی ملک او است و او در ملک خود شریک ندارد. «لم یتخذ صاحبه و لا ولدا و لم یکن له شریک فی الملک و لم یکن له ولی من الذل و کبره تکبیرا» (مفاتیح الجنان)؛ خدای که احدی را به فرزندی نگرفته و برای او شریکی در فرمانروایی نبوده و برای او از خواری و ناتوانی سرپرستی نبوده و او را بسیار بزرگش شمار.

توحيد افعالى" نيز به نوبه خود شاخه هاى زيادى دارد از جمله :

ادامه نوشته

نيكي به پدر مادر

پدر و مادر نسبت به فرزند خود واسطة در آفرينش هستند و خداوند به خاطر اينكه پدر و مادر باعث به وجود آمدن فرزند مي شوند، نيكي و شكرگزاري به آنها را همرديف شكرگزاري خويش قرار داده است. پدر و مادر به خاطر اينكه يك انسان را به وجود مي آورند و با تمام سختي ها او را بزرگ مي كنند و به جامعة انساني تحويل مي دهند شايستة تكريم و نيكي هستند. و اگر اين نيكي و تكريم نباشد پدر و مادر ديگر انگيزه اي براي به وجود آوردن فرزندان ناسپاس نخواهند داشت. و نسل بشري را در مخاطرة انقراض و از بين رفتن قرار خواهند داد.
در روايتي از امام سجاد ـ عليه السلام ـ حقّ مادر اين چنين بيان شده است: «و اما حق مادرت بر تو، اين است كه بداني او تو را در جايي حمل كرده است كه هيچ كس، ديگري را حمل نمي كند و از ميوة دلش به تو داد كه أحدي به ديگري نمي دهد و تو را با تمام أعضايش حفظ كرد و اهميتي نمي داد كه خود گرسنه باشد، اما تو سير باشي و خودتشنه باشد اما تو را سيراب كند و خود برهنه باشد اما تو را بپوشاند و خود زير آفتاب باشد امّا تو را سايه افكند و به خاطر تو خواب را بر خود حرام كند و از گرما و سرما نگاهت دارد، تا تو را داشته باشد و از دست ندهد. بنابراين تو جز با كمك و توفيق الهي، از پس قدرداني او بر نمي آيي.»[1]

ادامه نوشته

ماه ذیحجه

 

امام على علیه السلام:

الحاجُّ والمُعتَمِرُ وَفْدُ اللهِ، ویَحْبُوهُ بِالمَغْفِرَةِ.
حج‌گزار و عمره‌گزار میهمان خدا هستند و خداوند به آنان آمرزش هدیه می‌کند.

(میزان الحکمه، ح3260)

 

ماه ذیحجه دوازدهمین و آخرین ماه قمری و ماه حج است که دهه اول آن فضیلت و کرامات بسیاری داشته و اعمال خاصی به منظور بهره‌مندی هرچه بیشتر از برکات آن ذکر شده است.

ادامه نوشته

اندیشه من...


اندیشه من غروب  خورشید در صلاة ظهر یک عاشوراست

اندیشه من اندیشه ی خورشید برای هشداری به آدمک هاست

اندیشه من بغض ماه برای همدردی با بی ستاره هاست

اندیشه من اندیشه یک بره در میان حلقه ای از گرگ هاست

اندیشه من غربت بانگ اذان به روی بامی از نیرنگ هاست

اندیشه من اندیشه رگبار برای تشنه های عاشوراست

اندیشه من اندیشه فرشته ی بدون بال در ارتفاع کمتر از آسمان هاست

اندیشه من پیکر فرشته به روی دستان این آدمک هاست

اندیشه من نیاز به لالایی برای همه ی سنین در این روز هاست

اندیشه من فریاد یک عاشق به روی بلند ترین قله ی این دنیاست

اندیشه من نفرین حق برای نابودی دشمن هاست

اندیشه من تورم زشتی هاست

اندیشه من آرزوی خواب برای ندیدن خیلی چیز هاست

اندیشه من غنچه ماندن در باغی پر از گل های زیباست

اندیشه من ترس از چیده شدن در کابوسهای شبانه ی این غنچه هاست

اندیشه من قرص های رنگ و وارنگ برای پس نیفتادن در این روز هاست

اندیشه من سپید تر از هر ابری در آسمان خداست....

ودرآخر:

وبلاگ اندیشه بهترین وبلاگ دنیاست.

در مجالی که برایم باقیست...

در مجالی که برایم باقیست

باز همراه شما مدرسه‌ای می‌سازیم

که در آن همواره اول صبح

به زبانی ساده مهر تدریس کنند

و بگویند خدا

خالق زیبایی

و سراینده عشق

آفریننده‌ ماست

مهربانیست که ما را به نکویی

دانایی

زیبایی

و به خود می‌خواند

جنتی دارد نزدیک،زیباو بزرگ

دوزخی دارد به گمانم

کوچک و بعید

در پی سودا نیست

که ببخشد ما را

و بفهماندمان

ترس ما بیرون از دایره‌ رحمت اوست

         *******

در مجالی که برایم باقیست

باز همراه شما مدرسه‌ای می‌سازیم

که خرد را با عشق

علم را با احساس

و ریاضی را با شعر

دین را با عرفان

همه را با تشویق تدریس کنند

لای انگشت کسی

قلمی نگذارند

و نخوانند کسی را حیوان

و نخوانند کسی را کودن

و معلم هر روز

روح را حاضر و غایب بکند

و به جز ایمانش

هیچکس چیزی را حفظ نباید بکند

مغز‌ها پر نشود چون انبار

قلب خالی نشود از احساس

درس‌هایی بدهند

که به جای مغز،دل‌ها را تسخیر کند

از کتاب تاریخ

جنگ را بردارند

در کلاس انشا

هرکسی حرف دلش را بزند

«غیر ممکن»را از خاطره‌ها محو کنند

تا کسی بعد از این

باز همواره نگوید هرگز

و به آسانی همرنگ جماعت نشود

           *******

زنگ نقاشی تکرار شود

رنگ را در پاییز تعلیم دهند

قطره را در باران

موج را در ساحل

زندگی را در رفتن و برگشتن

از قله کوه

و عبادت را در خدمت خلق

کار را در کندو

و طبیعت را در جنگل و دشت

مشق شب این یاشد

که شبی چندین بار

همه تکرار کنند:

عدل

آزادی

قانون

شادی...

امتحانی بشود که بسنجند ما را

تا بفهمند چقدر عاشق و آگه وآدم شده‌ایم


در مجالی که برایم باقیست

باز همراه شما مدرسه‌ای می‌سازیم

که در آن آخر وقت

به زبانی ساده

شعر تدریس کنند

و بگویند که تا فردا صبح

خالق عشق نگه‌دار شما.

« بيان علوم درقرآن »‌

درباره اينكه تا چه حدي علوم مختلف در قرآن وجود دارد ديدگاههاي گوناگوني مطرح گرديده است كه عبارتنداز:
1- ديدگاه حداكثري
بنابراين ديدگاه، تمام علوم در قرآن موجودند. به دليل آيه شريفه 59 سوره انعام «ولا رطب ولايابس الا في كتاب مبين» و هيچ تر و خشكي نيست، مگر اينكه دركتاب مبين ثبت است.
و همچنين آيه شريفه 88 سوره نحل: «ونزلنا عليك الكتاب تبياناً لكل شيء» ما كتاب را بر تو نازل كرديم كه روشن كننده هرچيزي است. براساس اين آيات همگان مي توانند با سعي و تلاش و متناسب با رشته تخصصي خود، حتي دانش هاي مختلف همانند علم فيزيك، شيمي و... را از قرآن استخراج كنند و حقايق را كشف نمايند.
اسكندراني در «كشف الاسرار التوراتيه» طنطاوي در كتاب «الجواهر في تفسيرالقرآن» ابن كثير در «تفسير القرآن العظيم» و ملامحسن فيض كاشاني ازاين گروهند.
2- ديدگاه حداقلي
بنابراين ديدگاه، قرآن تنها به بيان عقايد و ارزش ها پرداخته است و طرح مسائل علمي با قدسي بودن قرآن و دين، سازگار نيست. عبدالكريم سروش در كتاب «فربه تر از ايدئولوژي» از اين گروه است. ناگفته نماند طرح مسائل علمي در قرآن با قدسي بودن آن منافات ندارد، چنان كه ظاهر بسياري از آيات قرآن، درباره كارهاي دنيايي مردم، جنگ و صلح آنها دقت در پديده هاي طبيعي و زمين و آسمان مي باشد.
3- ديدگاه اعتدالي
براساس اين ديدگاه، همه علوم در قرآن وجود ندارد، بلكه قرآن كتاب هدايت است و برخي علوم ديگر به مناسبت هاي گوناگون، تنها مورد اشاره قرار گرفته اند. علامه طباطبايي (ره)و شهيد مرتضي مطهري(ره) از اين گروه مي باشند.

پرسش: آيا اين ديدگاه كه گفته مي شود همه علوم در قرآن وجود دارد صحيح مي باشد؟
پاسخ: در بخش نخست پاسخ به اين سؤال به نحو اجمال به سه ديدگاه حداكثري، حداقلي و اعتدالي اشاره كرديم. اينك در بخش پاياني، پيرامون قول سوم كه منظور نظر و قول مختار مي باشد، توضيحات بيشتري ارائه مي نماييم.
بنابراين ديدگاه، آيه شريفه: «و نزلنا عليك الكتاب تبيانا لكل شيء» گرچه مربوط به همين قرآن كريم است، ولي روشن كننده هر چيزي در موضوع خودش است و موضوع قرآن، هدايت بشر است؛ علوم تجربي و رياضي و فيزيك، بلكه هرچيزي كه درباره هدايت لازم باشد در قرآن وجود دارد.
فرض كنيد در يك كتاب شيمي، نويسنده دانشمند مي نويسد: من در اين كتاب، از هيچ مسئله اي فروگذار نكردم. منظور چيست؟ مسلما مقصود او، مسائل مربوط به موضوع همان كتاب است كه شيمي است. قرآن نيز كتاب هدايت و كتاب انسان سازي است و اگر گفته شود همه چيز در آن است. منظور چيزهايي است كه مربوط به هدايت انسان مي باشد. حال اگر سؤال شود كه در آيه شريفه «كل شيء» آمده، اگر منظور آيه، فقط هدايت بود مخصص آن را مي آورد، ولي نياورده، پس مقصودش عموم است، به ويژه كلمه «كل» كه نص در عموم است. پس چرا بايد آيه را فقط مربوط به علوم هدايتي انسان دانست؟ دراينجا قرينه و قيد و مخصص عقلي، اين است كه اگر همه علوم در قرآن وجود مي داشت شمار صفحات آن چند برابر قرآن فعلي مي شد و علاوه بر اين، بايد آن مطالب از قرآن فهميده مي شد و صرف ادعا فايده ندارد، درحالي كه فهم علوم و دانش هاي مختلف، مانند شيمي و فيزيك از قرآن، مشكل است. بنابراين به قرينه عقلي دراين آيه و ظهور آيات ديگر، معناي آيه اين است كه قرآن كتاب هدايت بشر است و از آنچه در اين باره لازم باشد فروگذار نشده است. اين در حالي است كه درباره آيه شريفه «لارطب ولايابس الا في كتاب مبين» نيز برخي گفته اند: منظور از كتاب مبين لوح محفوظ و كتاب علم غيب الهي مي باشد كه فراتر از اين قرآن است. البته مي توان گفت همين قرآن موجود نيز داراي لايه ها و بطون فراواني است؛ البته كليد فهم آنها در اختيار مفسران اصلي و اهل بيت(ع) است. در روايات آمده است: «قرآن هفت بطن دارد و هر بطني نيز هفت بطن دارد.» بنابراين ما معتقديم كه همه علوم در قرآن نيست، بلكه اشاراتي درقرآن هست كه خاستگاه كسب تمامي علوم مي تواند باشد. مثلا «ما آهن را خلق كرديم در آن منافعي براي شما هست.» با اين آيه خداوند بشر را راهنمايي مي كند، تا سراغ استفاده از آهن برود، ولي معناي آن اين نيست كه هرچه در رابطه با آهن است در ظاهر الفاظ قرآن باشد، بلكه بايد از اشارات قرآن جهت پاسخ يابي نيازهاي بشر استفاده كرد و قرآن به خوبي چنين ظرفيت گسترده اي را دارا مي باشد. حتي از بعضي آيات استفاده مي شود كه تمام كهكشان ها درحال حركت هستند. مثل «كل في فلك يسبحون» همه چيز درحال سير است ولي معناي آن اين نيست كه قرآن تمام مسائل علوم نجوم را بيان كرده است. با چنين نگاهي مي توان گفت كه تمامي علوم و يا بسياري از دانش ها از قرآن قابل استخراج است كه چنين كاري توسط پيامبراعظم(ص) و امامان(ع) و راسخان في العلم امكان دارد.

 

دلایل قرآنی

دلیل نبوّت، نجات مردم است. «لِیُخْرِجَكُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ» 1

دلیل نماز، یاد او و تشكر از اوست. «وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِی» 2

دلیل روزه، تقواست. «كُتِبَ عَلَیْكُمُ الصِّیَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِینَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ » 3

دلیل حج، حضور و شركت در منافع است. «لِیَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ » 4

دلیل جهاد، رفع فتنه و حفظ مكتب است. «حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ » 5

دلیل قصاص، زندگى شرافتمندانه است. «وَلَكُمْ فِی الْقِصَاصِ حَیَاةٌ » 6

دلیل حجاب، تزكیه و تطهیر قلوب است. «ذَلِكُمْ أَطْهَرُ لِقُلُوبِكُمْ وَقُلُوبِهِنَّ » 7

دلیل زكات، پاكى است. «خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ » 8

دلیل تحریم شراب و قمار، بازداشتن آن دو از راه خدا(یادخدا و نماز)است. «وَیَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللّهِ وَعَنِ الصَّلاَةِ » 9

نجات بشر از تاریكى‏هاى جهل و ظلم و شرك و خرافه و تفرقه، تنها در گرو روى‏آوردن به نور وحى است.
«كِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَیْكَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ »10 و 11
1- حدید، 9
2- طه، 14.
3- بقره، 183.
4- حج، 28.
5- بقره، 193.
6- بقره، 179.
7- احزاب، 53.
8 توبه، 103.
9- مائده، 91.
10 ابراهیم، 2
11- طه، 14

بهشت آدم

 

در آیه «وَ قُلنا یـادمُ اسكُن أَنتَ وَ زَوجُكَ الجَنَّةَ = و گفتیم اى آدم! تو و همسرت دربهشت جاى گزینید» (بقره/2، 35) و نیز اعراف/7، 19 و طه/20، 117 از بهشت آدم سخن به میان آمده است.

در این‌كه مقصود از این بهشت چیست، چندین نظر وجود دارد:

1. بسیارى از مفسّران از جمله حسن بصرى، عمروبن‌عبید، واصل‌بن‌عطا و بسیارى از معتزله مثل جبایى، رمانى و ابن‌اخشید، آن را بهشت موعود مى‌دانند؛ به این دلیل كه «الجنة» عَلَم براى بهشت موعود است.
[1] قرطبى نیز در تفسیر خود همین رأى را برگزیده است.[2]
2. . به گفته ابوهاشم، آن بهشت در آسمان قرار دارد؛ ولى بهشت موعود نیست.[3]
به جبایى نیز نسبت مى‌دهند كه گفته است: آن بهشت در آسمان هفتم قرار داشته، دلیل آن «اِهبِطوُا» است. وى «اهباط اوّل» را از آسمان هفتم به آسمان اوّل و «اهباط دوم» را از آسمان اوّل به زمین دانسته‌است.[4]
3. در این وجه كه قوى‌تر و دقیق‌تر از وجوه دیگر است، بهشت، جنبه برزخى و مثالى داشته و داراى جوهرى نورانى است و مثالِ هرچه را در عالمِ وجود است، در خود گنجانده است؛ ولى در هر حال دو بهشت است: یكى پیش از نشئه دنیایى كه مرتبه‌اى از مراتب نزول است و دیگرى پس از نشئه دنیایى كه از مراتب عروج تلقّى مى‌شود و در پایانِ سلسله صعود قرار دارد.

ادامه نوشته

عالم ذر

در باره عالم ذر توجه به چند نكته لازم است:


الف) هيچ موجودي در وجود يافتنش داراي اختيار نيست و وجود انسان نيز از اين قبيل است و عالم ذر، ربطي به آن ندارد.


ب) در مورد عالم «ذر» در ميان دانشمندان، مفسران، متكلمان و محدثان، گفت و گوهاي زيادي واقع شده است و اين، نشانگر پيچيدگي موضوع (عالم ذر) مي باشد.


خداي سبحان در قرآن كريم مي فرمايد: « به خاطر بياور زماني را كه پروردگارت از پشت فرزندان آدم، «ذريه ي» آنها را برگرفت و آنان را گواه بر خودشان گرفت و از آنها پرسيد: « آيا من پروردگار شما نيستم؟ آنان همگي گفتند: آري، ما گواهي داديم. اين كار را خداوند به خاطر آن انجام داد كه در روز قيامت نگوييد ما از اين موضوع –توحيد و معرفه الله – غافل بوديم». 1


حال، اين ظهور و بروز كه( در عالم ذر)  واقع شده، به چه صورت انجام گرفته است و منظوراز عالم ذر چيست؟

ادامه نوشته

حج درروایت معصوم

در روایت مفصلی که از امام رضا(ع) توسط محمد بن سنان و در برخی از کتاب ها از فضل بن شاذان نقل شده است، به آثار و اسرار گوناگون حج اشاره شده است. 

ادامه نوشته

توحید افعالی

مقدمه:

خداوند همانگونه که یکتا است، در افعال خود نیز یگانهاست و شریک و همکاری ندارد.
افعال الهی را می‌توان تحت عناوین کلی، مانند«خلق»، «رزق»، «هدایت» و ... طبقه بندی کرد. در نتیجه، توحید افعالی نیز متناظر با اقسام کلی افعال الهی، به شاخه‌های گوناگونی مانند توحید در خالقیت، توحید در رازقیت، توحید در هدایت و ... تقسیم می‌شود. ما در اینجا و در این تحقیق نگاهی مختصرانه به توضیح توحید افعالی و شاخه‌های آن می‌پردازیم. 
 توحید افعالی به چه معناست
در بینش اسلامی، توحید افعالی به این معناست که اولا خداوند در افعال خود از هرگونه شریک و یاوری بی‌نیاز است و ثانیا هیچ موجودی غیر او در افعال خود مستقل نیست و هر فعل و اثر و تغییر و تحولی که در عالم رخ می‌دهد در حوزه اراده و مشیت خداوند است.  در دیدگاه حکیمان و متکلمان مسلمان، خداوند افزون بر آن که دارای صفات کمالی است، مبدا وقوع افعال نیز می‌گردد. بر این اساس، آفریدن، روزی دادن، تدبیر امور مخلوقات، بخشایش و ... در زمره افعال الهی قرار می‌گیرد به گونه‌ای دیگر توحید افعالی پی‌بردن و مشاهده صدور موجودات و ظهور آنها از حق تعالی است اجمالا و تفصیلا غیبا و شهادتا من الازل الی الابد به نحو غیرمنقطع و در نتیجه اسناد همه افعال به حق تعالی. در دعای معروف توحید که می‌خوانیم لااله‌الاالله وحده‌ وحده وحده تکرار وحده ناظر به توحیدات سه‌گانه است وحده ذاتا و صفة و فعلا سه مرتبه طولی است. همه افعال نشانه‌ی فعل او، همه اوصاف نشانه‌ی وصف او و همه‌ی ذات نشانه‌ی ذات اوست. هیچ ذاتی نیست مگر ذات حق، هیچ وصفی نیست مگر وصف حق و هیچ فعلی نیست مگر فعل حق.
تعبیر دیگر آن است که منظور از توحید افعالی این است که تمام کارها در جهان به ذات خدا بازمی‌گردد و هر موجودی هرگونه اثر و خاصیتی دارد از اوست. سوزندگی آتش، برندگی شمشیر، درخشندگی آفتاب و... همه از ناحیه خدا و به فرمان اوست حتی کار‌هایی که از ما سر می‌زند و ما در انجام آن مختار و آزاد هستیم باز قدرت به انجام آن از ناحیه‌ی خدا است منتها ما گاهی از این قدرت سوءاستفاده و گاهی حسن استفاده می‌کنیم.

*محبوبه گرمرودی ثابت  با راهنمایی دکتر حسینی شاهرودی
ادامه نوشته

شهادت امام جواد علیه السلام تسلیت باد.

شخصيت بي نظير، جذاب و پر نفوذ امام جواد (ع) با پاسخگويي وي به سئوالات وشبهات وارده بر دين در محضر بزرگان تشيع و نيز مناظره با افرادي چون" يحيي بن اكثم" و" ابي داود" آن هم با سني كم و... موجب محبوبيت روز افزون امام جواد (ع) در بين مردم شد . اين محبوبيت ، زنگ خطر را براي دستگاه بني عباس به صدا درآورد .
مامون كه بر آن بود تا با زيركي خاص خود و كمك امّ الفضل و بهره برداري از جايگاه دامادي امام جواد (ع) به مهار وقايع روزگار خود خصوصا علويان بپردازد ، در روز پنج شنبه هفدهم رجب يا شعبان سال 218 از دنيا رفت.(بحار الانوار ج50 ص16 ، تاريخ الامم والملوك ج50 ص30 ) ومعتصم برادر وي با نگرشي ديگر به معادلات سياسي و اجتماعي وي روحيه سپاهي گري و نظامي گري به قدرت رسيده بود. وجود حضرت را هرگز تحمل نمي كرد، از اينرو پس از رسيدن به خلافت، امام جواد(ع) را از مدينه به بغداد فرا خواند كه در حقيقت اين فرا خواني، آغاز محدوديت و محصور كردن امام به شمار مي آيد.
بنابر روايات امام رضا (ع) ، امام جواد(ع) قرباني خشم و غضب شد ، خشم و غضبي كه ريشه در عجز و ناتواني دستگاه بني عباس در مقابل شخصيت و درايت حضرت داشت.
حكيم بن عمران مي گويد هنگامي كه حضرت به دنيا آمد امام رضا (ع) به ياران خويش فرمود : براي من فرزندي به دنيا آمده كه مانند " موسي بن عمران " درياها را مي شكافد و چون "عيسي بن مريم" مادر او مقدس و پاكيزه و پاكدامن است . سپس فرمود: اين فرزند من از روي خشم و غضب كشته مي شود و اهل آسمانها بر وي مي گريند. خداوند بر دشمن ستمگر او غضب مي كند و در مدت كوتاهي آنانرا به عذاب دردناك مبتلا مي سازد(بحار الانوار ج50 ص15 )
معتصم پس از رسيدن به خلافت و گرفتن بيعت، از وضعيت امام جواد (ع) و محل سكونت وي پرسيد كه در پاسخ به او مي گويند در مدينه به سر مي برند .

ادامه نوشته

معنای وحي

وحي در لغت به معناي آگاهانيدن يا سخن گفتن پنهاني است . گاهي به معاني الهام , طلب , اخبار,فرمان , اشارهء سريع رمزي , ايماء وسوسه , رؤيا, تنزيل , قرآن , تعريض و شنيدن آواز آمده است .
وحي در اصطلاح به كلام خاصي كه خداوند سبحان بر پيامبرانش فرو مي فرستد, اطلاق مي شود و اين وحي اصطلاحي مختص به پيامبران است . در قرآن كريم تعبير وحي زياد به كار رفته كه در بسياري موارد به معناي وحي اصطلاحي نيست , چنان كه آمده است : اين وحي به معناي الهام فطري است كه به مادر حضرت موسي(ع)شده است .(1) ممكن است در خواب الهام شده باشد.
تفاوت وحي با الهامات غيبي , اين است كه وحي مختص پيامبران است , اما الهامات غيبي ممكن است براي پيامبر و غير پيامبر همانند ائمهء معصوم حاصل شود.

(1 .بهاءالدين خرمشاهي , دانشنامهء قرآن و قرآن پژوهي , ج 2 ص 2300 )

ادامه نوشته

علت تجدید نبوت‏ها

برای دین تعریف‏های متعددی شده است اما بهترین و جامع‏ترین تعریف دین که شامل تمام ادیان شده و در فرهنگ ما و میان ما شناخته شده تر میباشد، آن است که به "مجموعه اعتقادات و باورها و احکام و قوانین الهی" دین اطلاق میشود.بر مبنای این تعریف که در ادیان آسمانی به آن توجه شده است، ادیان الهی نمیتوانند مختلف باشند؛ به این معنا که باورها و اعتقادات اصیل و اصول ادیان با هم تفاوت داشته باشد، زیرا تمام دین‏های آسمانی از طرف خداوند نازل شده و همه آنها در گوهر و اصول با هم اشتراک دارند. همه ادیان آسمانی به یکتاپرستی و اعتقاد و باور به رستاخیر دعوت کرده‏اند و همه پیامبران آسمانی در این دعوت با هم مشترک‏اند، همان گونه که در آیات قرآن به آن اشاره شده است.
ادامه نوشته

وقتی آسمان از هم پاشیده می‌شود، یک گل سرخ متولد می‌گردد!

به لحاظ علمی ثابت شده ‌است که هنگام انفجار و فروپاشی ستارگان، گازها و موج‌های حاصل، ترکیبی بسیار زیبا به مانند گل رُز ایجاد می‌کنند. این مساله هرچند شاید برای آنها که با دیدگاهی مادی‌گرایانه به همه چیز می‌نگرند، اندکی عجیب باشد اما مساله‌ای است که قرنها پیش از این در کتاب آسمانی ما مسلمانان یعنی قرآن مجید به آن اشاره شده بود.

به گزارش "شبکه ایران"، در قرآن مجید در سوره الرحمن آیه 37 بیان گردیده است: «فإذا انشقت السماء فکانت وردة کالدهان» که معنای آن چنین است: «هنگامی که آسمان از هم پاشیده شود و مانند رنگ سرخی رُز(گلگون) درآید»

اینها تنها بخشی از معجزه قرآن هستند؛ کتابی که نه فقط برنامه عملی زندگی مسلمانان است بلکه مفاهیم ارائه شده در آن حتی لائیک‌ترین دانشمندان جهان را نیز به تعظیم وامی‌دارد. برای لحظه‌ای هم که شده در این عظیم‌ترین معجزه خلقت، بیندیشیم!

http://files.tabnak.com/pics/201011/201011050911033041.jpg

به نقل از تابناک

بيست و پنجم ماه ذيقعده(دحو الارض)



دحوالارض» به معنى گستردن زمين است. دَحو از جهت لغوى به معنى گستردن است و بعضى آن را به معنى پرتاب كردن و تكان دادن چيزى را از محل اصليش نيز معنا كرده‏اند و چون اين دو معنا لازم و ملزوم يكديگرند به يك مطلب برمى‏گردد، بنابراين مراد از دحوالارض اين است كه در آغاز تمام سطح زمين را آب‏هاى حاصل از باران‏هاى سيلابى نخستين فرا گرفته بود. اين آبها تدريجاً در گودال‏هاى زمين جاى گرفتند و خشكى‏ها از زير آب سربرآوردند و روز به روز گسترده‏تر شدند تا به وضع فعلى درآمد، (تفسير نمونه، ج 26، ص 100) كه به نظر برخى از مفسرين آيه 30 سوره نازعات وَ اَلْأَرْضَ بَعْدَ ذلِكَ دَحاها زمين را بعد از آن گسترش داد اشاره‏اى به همين گسترده شدن زمين دارد. به هر حال تعيين يك روز خاص مى‏تواند به عنوان زاد روز يا آغاز دوره‏اى باشد كه زمين از وضع پيشين خود متحول گشته

 (پس از گذشت دوران‏هايى كه مى‏گويند زمين كره مشتعلى بوده، رفته رفته سرد شده و پس از يكسرى تغييرات) سطح آن را مواد خاكى و عناصر اوليه پوشانده و آماده براى ظهور گياهان و حيوانات گشته است. در برخى از احاديث نيز آمده است كه زمين در آغاز از زير كعبه فعلى گسترش يافته است.
در کتاب سعد النفوس للنفوس المنضود ص28 در ذیل « هو الذی مد الارض و جعل فیها رواسی و .....» آورده است که مدّ بمعنای همان دحوالارض می باشد که خداوند زمین را چون فرشی مبسوط کرد برای بندگان ....


ادامه نوشته

حاجی احرام دگربندببین یارکجاست؟

به طـــــواف کعبه رفتم به حــــــرم رهم ندادند

که برون در چـــــه کردی که درون خـــــانه آیی

ادامه نوشته

درسی از دکتر حسابی

شام در کنار تخت استاد سرد شده است. /ظاهرا دیگر نیازی به خوردن غذا نیست./پزشکان و مسئولان بیمارستان دانشگاه به این نتیجه رسیده اند که معالجه روی قلب استاد دیگر اثری ندارد، بنابراین آنژیوکت چند دارو برای ادامه تپش قلب از رگ دست راست و آنژیوکت تزریق مسکن درد از دست چپ ایشان را خارج کرده اند و حتّی ماسک تأمین اکسیژن را که دیگر ریه ها قادر به تامین آن نبوده برداشته اند و تنها سنسورهای تپش قلب روشن است./ امّا شگفت اینجاست که در چنین شرایطی – در کمال حیرت پزشکان و متخصصین بیمارستان کانتونال دانشگاه ژنو،- پروفسور حسابی در این آخرین لحظات زندگی نیز به چیزی جز مطالعه و فراگیری نمی اندیشد.این تصویر منحصر به فرد را یکی از کارکنان همان بیمارستان به عنوان یک تصویر تکان دهنده و تاثیر گذار ثبت کرده است.


ostad hesabi آخرین عکس دکتر حسابی و درسی که به ما داد(از دست ندهید)


سایت خبری ایران ایران

راههای شناخت خدا

خداوند تبارک و تعالی، وجود مطلق و کمال مطلق است که هیچ گونه عیب و نقصی در آن نیست. مفهوم واژه خدا از عمومی ترین و ساده ترین مفاهیمی است که همه انسانها حتی کسانی که منکر وجود خداوند هستند، نیز آن را درک می کنند.
هر چند شناخت کنه و حقیقت ذات خداوند تبارک و تعالی برای انسان غیر ممکن است ولی از راههای بسیار زیادی می توان یقین به وجود خداوند تبارک و تعالی پیدا نمود. راههای شناخت خدا در یک دسته بندی کلی به راههای زیر تقسیم می شود:
1ـ راه عقلی (مثل برهان امکان و وجوب و مانند آن)
2- راه تجربی (برهان نظم)
3ـ راه دل (برهان فطرت)
آسان ترین و بهترین راهها، برهان فطرت (خدا شناسی از راه دل) می باشد که انسان با بازگشت به درون خویش، بی نیاز از هر گونه استدلال عقلی یا مشاهده تجربی خدای خویش را می یابد و از راه دل به کوی یار می رسد.
در پاسخ به این سؤال که خدا چگونه خلق شده و یا چه کسی خدا را خلق کرده است؟ بحثی تحت عنوان «ملاک و مناط نیاز به علت» مطرح شده است.  متکلمین در ملاک نیاز به علت روی مسأله ی حدوث، انگشت نهاده، اما فلاسفه، ملاک اصلی نیاز به علت را مسأله امکان ( امکان ماهوی یا امکان فقری)دانسته اند، از دیدگاه اینان چون ذات پروردگار متعال «مبرّا» از وصف امکان  و فقر وجودی بوده و واجب الوجود است، لذا از مدار مسأله نیاز به علت بیرون می باشد.
در نتیجه از آنجائی که خداوند نه حادث است و نه ممکن، و نه فقیر، پس نیاز به علت و آفریننده ندارد.

حجّ ابراهیمی ـ حجّ جاهلیت


ادامه نوشته

حج در آیین مسیحیت


مسیحیان نیز همانند یهود، در آیین خود، راه و روش های متعددی را پیموده اند که زاییده خیالات و تصورات آن هاست و آنچنان این نظرات و تصورات در ذهن آنان جلوه کرده، که خود را به حق و دیگران را در مسیر باطل پنداشته اند!

ادامه نوشته

کعبه، قبله‌گاه عاشقان

کعبه یا بیت العتیق بنایی در میان مسجدالحرام در شهر مکه و کشور عربستان واقع است که مقدس‌ترین مکان دین مبین اسلام محسوب محسوب شده، قبله‌گاه عاشقان و شیفتگان معبود است.


ساختار کعبه
کعبه بنایی مکعبی شکل است که از سنگ‌های سیاه و سخت است. این سنگ‌ها که از سال 1040 قمری تا به امروز بر جای مانده، از کوه‌های مکه به ویژه جبل الکعبه در محله شُبَیکه گرفته شده است.

http://files.tabnak.com/pics/201010/201010241155491561.jpg

سنگ‌ها اندازه‌های مختلف دارند به طوری که بزرگترین آنها با طول و عرض و ارتفاع 190، 50 و 28 سانتیمتر و کوچکترین آنها با طول و عرض 50 و 40 سانتیمتر است.

ادامه نوشته

استخاره در روایات

1- «علی بن ابراهیم» در تفسیر و «حِمْیَری» در «قُرْبُ الاَسْناد» روایت کرده‏اند از «علی بن اسباط» که گفت: رفتم به خدمت حضرت امام رضا علیه‏السلام و گفتم می‏خواهم به سفر مصر بروم و نمی‏دانم از راه دریا بروم یا از راه صحرا. حضرت فرمود که برو به مسجد حضرت رسول صلی‏الله‏علیه‏و‏آله‏وسلم در غیر وقت نماز واجب و دو رکعت نماز بجا آور و بعد از آن صد و یک مرتبه بگو «استخیرُ اللّه‏» و به روایت حمیری صد مرتبه بگو.

2- «کلینی» و «شیخ» به سند صحیح از حضرت صادق علیه‏السلام روایت کرده‏اند که دو رکعت نماز بکن و طلب خیر خود از حق تعالی بکن، پس به خدا سوگند می‏کنم که هیچ مسلمان، طلب خیر از خدا نمی‏کند مگر آن‏که البته آنچه خیر اوست خدا به نزد او می‏آورد.

ادامه نوشته