آغاز بهار علم و دانش مبارك باد.

رسول خدا صلی الله علیه وآله و سلم فرمود:

«المعلّمون خیر الناس کلّما خلق الذکر جدّوده، اعطوهم فلا تستأجروهم.....»

«معلمان بهترین مردم اند. هرگاه یاد خدا کهنه شود، آن را تجدید و احیا می کنند، به آنان (حقوق) عطا كنيد، و اجيرشان نگيريد.....»

منبع:

الفردوس بماثور الخطاب، ابن شجاع الدیلمی، ج4، ص193، ش6597.

تبليغ در قرآن و حديث،قرائتیِ ،54 .

 

 

جلادی درسیمای یک زن

صندلی اعدام را از زیر پایش می کشد اعدامی دچار تشنج می شود اما پس از مدتی تکان خوردن از حرکت باز می ایستد همه به اعدامی نگاه می کنند او همچنان نفس می کشد !
اعدامگر این بار یک زن است !

به طرف اعدامی آویزان از طناب دار می رود و خود را به آن می آویزد تا با شکسته شدن استخوان گردن اعدامی کار این غضب شده هم به پایان رسد .

مدتی می گذرد هزاران چشم شاهد چوبه دار بلندی هستند که بر آن یک اعدامی آویخته شده و از آن اعدامی زن اعدامگر ...

اعدامگر خسته می شود اعدامی را رها می کند و باز همه می بینند اعدامی همچنان نفس می کشد . مردم شاد می شوند . نیروهای امنیتی اعدامی را از چوبه دار پایین می کشند و به بیمارستان منتقل می کنند هر چند در آنچا با یک چوب حلقوم اعدامی را پاره می کنند و کار تمام می شود !

امروز 27 سال از آن واقعه می گذرد نام آن اعدامی "الصادق حامد الشویهدی" بود یکی از صدها هزار مخالف سرهنگ معمر قذافی و نام آن اعدام گر خانم "هدی بن عامر" .
بیست و هفت سال گذشته است مردم هدی بن عامر را از دخمه ایی که در آن پنهان شده بود بیرون کشیده و دستگیرش کردند . او در طی این 27 سال صدها الشویهدی دیگر را نیز کشته بود . و امروز
عاقبت این زن چه می شود ؟ اگر همان طور که حکیم ارد بزرگ می گوید : « میوه کشتن ، کشته شدن است » رخ دهد پس باید شاهد بدار کشیده شدن هدی بن عامر  باشیم .

حتما زمانی که سرهنگ قذافی مراسم عروسی هدی را برپا می کرد او این روز را هیچ گاه تصور نمی نمود . اما امروز میوه اعمال و رفتار او رسیده است ...

ای میل!


مرد بیکاری برای سمت آبدارچی در مایکروسافت تقاضا داد. رئیس هیئت مدیره مصاحبه‌ کردوگفت: «شما استخدام شدین، آدرس ایمیل‌تون رو بدین تا فرم‌های مربوطه رو واسه‌تون بفرستم که پر کنین و همین‌طور تاریخی که باید کار رو شروع کنین..»

مرد جواب داد: «اما من کامپیوتر ندارم، ایمیل هم ندارم!»

رئیس هیئت مدیره گفت: «متأسفم. اگه ایمیل ندارین، یعنی شما وجود خارجی ندارین. و کسی که وجود خارجی نداره، شغل هم نمی‌تونه داشته باشه.»

مرد در کمال نومیدی اونجا رو ترک کرد. نمی‌دونست با تنها 10 دلاری که در جیب‌ش داشت چه کار کنه. تصمیم گرفت به سوپرمارکتی بره و یک صندوق 10 کیلویی گوجه‌فرنگی بخره. یعد خونه به خونه گشت و گوجه‌فرنگی‌ها رو فروخت. در کمتر از دو ساعت، تونست سرمایه‌ش رو دو برابر کنه. این عمل رو سه بار تکرار کرد و با 60 دلار به خونه برگشت. مرد فهمید می‌تونه به این طریق زندگی‌ش رو بگذرونه، و شروع کرد به این که هر روز زودتر بره و دیرتر برگرده خونه. در نتیجه پول‌ش هر روز دو یا سه برابر می‌شد. به زودی یه گاری خرید، بعد یه کامیون، و به زودی ناوگان خودش رو در خط ترانزیت (پخش محصولات) داشت.

5 سال بعد،  یکی از بزرگترین خرده‌فروشان امریکاشد. شروع کرد تا برای آینده‌ی خانواده‌ش برنامه‌ربزی کنه، و تصمیم گرفت بیمه‌ی عمر بگیره. به یه نمایندگی بیمه زنگ زد و سرویسی رو انتخاب کرد. وقتی صحبت‌شون به نتیجه رسید، نماینده‌ی بیمه از آدرس ایمیل مرد پرسید. مرد جواب داد: «من ایمیل ندارم.»

نماینده‌ی بیمه با کنجکاوی پرسید: «شما ایمیل ندارین، ولی با این حال تونستین یک امپراتوری در شغل خودتون به وجود بیارین. می‌تونین فکر کنین به کجاها می‌رسیدین اگه یه ایمیل هم داشتین؟» مرد برای مدتی فکر کرد و گفت: «آره! احتمالاً می‌شدم یه آبدارچی در شرکت مایکروسافت.!»


اسلام هراسی درغرب

ادامه نوشته

امیدبخش‌ترین آیه قرآن برای نجات

مهندس امیر فرهادی

صاحب کتاب الغایات(جعفر قمی رازی) به سند خود نقل می‌کند که:

نزد امیرالمومنین علیه‌السلام نشسته بودیم. به اصحابش فرمود: کدام آیه در کتاب خدا هست که به شما برای نجات فردا(ی قیامت) بیشتر امید می‌دهد؟!



یکی از اصحاب به آیه 31 سوره نساء اشاره کرد: اگر از گناهان بزرگی که از آنها نهی می‌شوید دوری کنید، گناهان کوچکتان را از شما محو می کنیم و شما را به جایگاهی ارزشمند و نیکو وارد می کنیم.


امیرالمومنین فرمودند: چقدر نیکوست نظرت! آیا کسی نظر دیگری دارد؟



مردی دیگر گفت: بله ای پیشوای مومنان. سپس آیه 116 سوره نساء را خواند؛ مسلماً خدا این را که به او شرک آورده شود نمی‌آمرزد و فروتر از آن را برای هر که بخواهد می‌آمرزد و هر که به خدا شرک ورزد یقیناً به گمراهی بسیار دور(از سعادت)ی دچار شده است.


امیرالمؤمنین فرمودند: چقدر نیکوست نظرت! آیا کسی نظر دیگری دارد؟



مرد دیگری گفت: بله. این کلام خدا که فرمود... و آیه 53 سوره زمر را تلاوت کرد؛ بگو ای بندگان من که [با ارتکاب گناه] بر خود زیاده‌روی کردید! از رحمت خدا نومید نشوید یقینا خدا همه گناهان را می‌آمرزد زیرا او بسیار آمرزنده و مهربان است.


امیرالمؤمنین فرمودند: چقدر نیکوست نظرت! آیا کسی نظر دیگری دارد؟



زمانی که اصحاب دیدند که (به آنچه منظور امام است) نرسیدند، گفتند: خدا و رسولش و پیشوای مومنان آگاه‌ترند.


طبق این نقل امیرالمومنین فرمودند: آیه‌ای در قرآن نیست که بیشتر از این آیه برای من امید به نجات فردا(ی قیامت) را بدهد و سپس آیه 30 سوره شورا را تلاوت فرمودند:


وما أصابکم من مصیبة فبما کسبت أیدیکم ویعفو عن کثیر


هر مصیبتی به شما رسد بخاطر اعمالی است که انجام داده‌اید و بسیاری را نیز عفو می‌کند!


(که این آیه ظاهراً در مورد مصائب و سختی‌های دنیایی است که ناشی از اعمال ماست)


سپس امام فرمودند: آنچه خدا جزایش را در دنیا داده که داده. اما آنچه را در دنیا عفو کرده پس خداوند بردبارتر و بزرگوارتر از آن است که چیزی را در دنیا عفو کند اما در آخرت دوباره به (بازخواست) آن برگردد.

وداع امام سجاد با ماه مبارک رمضان

 ماه رمضان رو به پایان است و اندوه را برای همگان، چه کسانی که آنرا قدر دانسته‌اند و چه افرادی که این فرصت را سوزانده‌اند به همراه دارد. امام سجاد(ع) برای وداع با این ماه دعایی دارد که آیت‌الله مجتبی تهرانی به بخشهایی از آن اشاره‌هایی داشته است.

معنای دیگر «السلام علیک» یعنی «خداحافظ»

در محاورات عربی، چه بسا در آداب شرعیه ما هم این‏طور باشد؛ هم در هنگام ورود به شخص سلام می‏کنند و هم هنگام خروج و وداع؛ یعنی دو نفر وقتی که به هم می‏رسند، به هم سلام می‏کنند و وقتی که می‏خواهند از هم جدا شوند نیز سلام می‏کنند. ولی ما در محاورات، هنگام برخورد «سلام» می‏کنیم و هنگامی که می‏خواهیم جدا شویم، می‏گوییم: «خداحافظ» عرب زبانان به جای «خداحافظ» مثل هنگام برخورد، می‏گویند: «السلام علیک».

خداحافظ ای ماه بزرگ خدا

«السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا شَهْرَ اللَّهِ الْأَکْبَرَ وَ یَا عِیدَ أَوْلِیَائِهِ الْأَعْظَمَ»، این عبارت «السلام علیک» را دیگر خودتان می‏توانید ترجمه کنید. الآن گفتم: یعنی خداحافظ! خداحافظ ای ماه بزرگ خدا و عید بزرگ اولیای خدا! «السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَکْرَمَ مَصْحُوبٍ مِنَ الْأَوْقَاتِ وَ یَا خَیْرَ شَهْرٍ فِی الْأَیَّامِ وَ السَّاعَاتِ» خداحافظ ای بزرگ‏ترین همراه از میان زمان‏ها و اوقات؛ و بهترین ماه‏ها در ایّام و ساعات.

ادامه نوشته

نام خلیج فارس در شرح ابن ابی الحدید بر خطبه 13نهج‌البلاغه

حضرت علی علیه السلام در خطبه سیزدهم نهج البلاغه می‌فرماید:

(وَ مِنْ كَلامٍ لَهُ عَلَيْهِ السَّلامُ ) فِى ذَمِّ الْبَصَرَةِ وَ أَهْلِها: كُنْتُمْ جُنْدَ الْمَرْأَةِ، وَ ‏أَتْباعَ‏ ‏الْبَهِيمَةِ، ‏رَغا فَأَجَبْتُمْ، وَ ‏عُقِرَ فَهَرَبْتُمْ، ‏أَخْلاقُكُمْ‏ ‏دِقاقٌ‏، وَ عَهْدُكُمْ شِقاقٌ، وَ دِينُكُمْ نِفاقٌ، وَ ماؤُكُمْ ‏زُعاقٌ‏، وَ الْمُقِيمُ بَيْنَ أَظْهُرِكُمْ ‏مُرْتَهَنٌ‏ بِذَنْبِهِ، وَ الشَّاخِصُ عَنْكُمْ مُتَدارَكٌ بِرَحْمَةٍ ‏مِنْ‏ رَبِّهِ، كَأَنِّى بِمَسْجِدِكُمْ ‏كَجُؤْجُوءِ ‏سَفِينَةٍ، قَدْ بَعَثَ اللَّهُ عَلَيْهَا الْعَذابَ مِنْ فَوْقِها وِ مِن تَحْتِها، وَ غَرِقَ مَنْ فِى ضِمْنِها. و فى رواية: وَ ايْمُ اللَّهِ لَتُغْرَقَنَّ بَلْدَتُكُمْ حَتّى كَأَنِّى أَنْظُرُ إِلى مَسْجِدِها ‏كَجُؤْجُوءِ ‏سَفِينَةٍ ‏أَوْ ‏نَعامَةٍ ‏‏جاثِمَةٍ‏. و فى رواية: كَجُؤْجُوءِ طَيْرٍ فِى ‏لُجَّةِ ‏بَحْرٍ.

«سرزنش مردم بصره: شما سپاه يك زن بوديد، و پيروان حيوان (شتر عايشه) تا شتر صدا مى‏ كرد مى‏جنگيديد، و تا دست و پاى آن قطع گرديد فرار كرديد، اخلاق شما پست، و پيمان شما از هم گسسته، دين شما دورويى، و آب آشاميدنى شما شور و ناگوار است، كسى كه ميان شما زندگى كند به كيفر گناهش گرفتار مى‏شود و آن كس كه از شما دورى گزيند، مشمول آمرزش پروردگار مى‏گردد، گويا مسجد شما را مى‏بينم كه چون سينه كشتى غرق ‏شده است، كه عذاب خدا از بالا و پايين او را احاطه مى‏كند و سرنشينان آن همه غرق مى‏شوند.

و در روايتى است: سوگند به خدا، سرزمين شما را آب غرق مى‏كند، گويا مسجد شما را مى‏نگرم كه چون سينه كشتى يا چونان شترمرغى كه بر سينه خوابيده باشد بر روى آب مانده است و در روايت ديگر: مانند سينه مرغ روى آب دريا.
و در روايت ديگرى آمده است: خاك شهر شما بد بوترين خاك‌هاست، از همه جا به آب نزديكتر و از آسمان دورتر، و نه دهم شر و فساد در شهر شما نهفته است، كسى كه در شهر شما باشد، گرفتار گناه و آنكه بيرون رود در پناه عفو خداست؛ گويى شهر شما را مى‏نگرم كه غرق‏ شده و آب آن را فرا گرفته، چيزى از آن ديده نمى‏شود، مگر جاهاى بلند مسجد، مانند سينه مرغ روى امواج آب دريا».


 ابن ابی الحدید (۱)در شرح این خطبه آورده است :


فأما إخباره ع أن البصرة تغرق عدا المسجد الجامع بها فقد رأیت من یذکر أن کتب الملاحم تدل على أن البصرة تهلک بالماء الأسود ینفجر من أرضها فتغرق و یبقى مسجدها . و الصحیح أن المخبر به قد وقع فإن البصرة غرقت مرتین مرة فی أیام القادر بالله و مرة فی أیام القائم بأمر الله غرقت بأجمعها و لم یبق منها إلا مسجدها الجامع بارزا بعضه کجؤجؤ الطائر حسب ما أخبر به أمیر المؤمنین (ع) جاءها الماء من بحر فارس من جهة الموضع المعروف الآن بجزیرة الفرس و من جهة الجبل المعروف بجبل السنام و خربت دورها و غرق کل ما فی ضمنها و هلک کثیر من أهلها . و أخبار هذین الغرقین معروفة عند أهل البصرة یتناقلها خلفهم عن سلفهم.

«و درست آن است كه اين موضوع اتفاق افتاده و بصره تا كنون دو بار غرق شده است، يك بار به روزگار حكومت القادر بالله و بار ديگر به روزگار حكومت القائم بامرالله و در اين هر دو بار تمام بصره را آب گرفته و غرق شده است و فقط مسجد آن شهر چون سينه كشتى يا سينه پرنده از آب بيرون مانده و مشخص بوده است، به همان‌گونه كه اميرالمومنين ـ عليه السلام ـ در اين خطبه خبر داده است، آب از خليج فارس از جايى كه امروز به «جزيره فرس» معروف است و از سوى كوهى كه به «كوه سنام» معروف است، طغيان كرده و تمام خانه‌هاى آن ويران و هر چه در آن بوده غرق شده و بسيارى از مردمش كشته شده‌اند و اخبار مربوط به اين دو حادثه نزد مردم بصره معروف است و اشخاص از قول نياكان خود آن را نقل مى‌كنند».

(۱) نام اصلی وی فخرالدین ابوحامد عبدالحمید و معروف به ابن ابی الحدید است. او در سال 586 متولد شده و در سال 656 در سن هفتاد سالگی در بغداد وفات یافته است. شرح او، یکی از بهترین شرح­های نهج­ البلاغه است که به دستور وزیر شیعی خلیفه عباسی محمد ابن احمد افخمی شیعی نوشته شده و از شروحی است که مورد قبول محققین، بزرگان و اساتید شیعه و سنی و شرح جامع و مقبولی است که در آن عصاره و خلاصه کتب ادبی، تاریخی، کلامی و فقهی آمده است.

به نقل از تابناک با اندکی تصرف

بَقِيَّةُ اللّهِ یعنی چه؟

در پاسخ به سوال آقا یا خانم کرمی(باسلام:لطفاَ در صورت امکان درمورد معنای بقیه الله در آیه بقیه الله خیر لکم مطلب بگذارید.)

بقيه در لغت به معناى باقى مانده، بازمانده و زيادى چيزى آمده است.[1] اين واژه از ريشه «ب‌‌ـ‌‌ق‌‌ـ‌‌ى» در برابر فناست، از اين رو دربردارنده نوعى ثبات و دوام و به معناى باقى‌‌مانده ثابت و پايدار است.[2]
واژه مذكور نزد عرب به صورت ضرب‌‌المثلى براى خوبى و فضيلت نيز به كار مى‌‌رود: «فلانٌ بقية‌‌القوم» يعنى آن شخص از برگزيدگان قوم است.[3]
واژه «بقية الله» در قرآن تنها يك بار و در داستان‌‌حضرت شعيب(عليه السلام) آمده است كه وى پس از برحذر داشتن قوم خويش از كم‌‌فروشى در داد‌‌و‌‌ستدها فرمود: آنچه خداوند براى شما باقى گذارده بهتر است براى شما، اگر ايمان داشته باشيد: «بَقِيَّةُ اللّهِ خَيرٌ لَكُم اِن كُنتُم مُؤمِنينَ».(هود/11،86) واژه «بقيه» بدون اضافه به «الله» و ديگر مشتقات از ريشه بقاء در موارد متعددى به كار رفته و در آنها از مسائلى چند سخن به ميان آمده است؛ مانند لزوم دورى جستن از سود حاصل از ربا (بقره/2،278)، ماندگار بودن خداى متعالى (طه/20،73) و آنچه نزد اوست (نحل/16،96؛ قصص/28،60؛ شورى/42،36)، باقى ماندن آخرت (اعلىَ/87،17) و رزق الهى (طه/20،131) و اظهار شگفتى از نبودن بقايايى از‌‌نسل قديم كه
دائرة المعارف قرآن كريم، جلد 6، صفحه 14
از فساد در زمين نهى كنند. (هود/11،116)

ادامه نوشته