شب قدر در نگاه علامه طباطبایی(ره)

شب قدر یعنی چه؟
مراد از قدر، تقدیر و اندازه گیری است و شب قدر شب اندازه گیری است و خداوند متعال در این شب حوادث یک سال را تقدیر می کند و زندگی، مرگ، رزق، سعادت و شقاوت انسان ها و اموری از این قبیل را در این شب مقدر می گرداند.

شب قدر کدام شب است؟
در قرآن کریم آیه ای که به صراحت بیان کند شب قدر چه شبی است دیده نمی شود. ولی از جمع بندی چند آیه از قرآن کریم می توان فهمید که شب قدر یکی از شب های ماه مبارک رمضان است.

قرآن کریم از یک سو می فرماید: «انا انزلناه فی لیله المبارکه». این آیه گویای این مطلب است که قرآن یکپارچه در یک شب مبارک نازل شده است و از سوی دیگر می فرماید: «شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن» و گویای این است که تمام قرآن در ماه رمضان نازل شده است و در سوره قدر می فرماید: «انا انزلناه فی لیله القدر» از مجموع این آیات استفاده می شود که قرآن کریم در یک شب مبارک در ماه رمضان که همان شب قدر است نازل شده است. پس شب قدر در ماه رمضان است. اما اینکه کدام یک از شب های ماه رمضان شب قدر است، در قرآن کریم چیزی بر آن دلالت ندارد و تنها از راه اخبار می توان آن شب را معین کرد.

ادامه نوشته

ايام سوگواری شهادت مولاي متقيان حضرت علي(ع)تسليت باد.

اس ام اس و پیامک ویژه ایام  شهادت حضرت علی (ع)

امشب این دل یاد مولا می کند
لیلة القـدر است و احیا می کند
بشنو ای گـوش دلها بی صدا
نغمه ی فـزت و رب الکعبه را

آیاپیامبرغیرازقرآن معجزه دیگری داشت؟

موضوع گفتار ما در این بخش این است که آیا معجزه پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله منحصر به قرآن بوده یا علاوه بر قرآن دارای معجزات دیگری نیز بوده است؟
برای نخستین بار این موضوع از جانب مسیحیان عنوان شده است آنان به منظور پایین آوردن مقام و عظمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مدعی آن شدند که پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله معجزه ای جز قرآن نداشت و تنها با قرآن تحدی می کرد و هر موقع از او معجزه می خواستند به کتاب خود اشاره می نمود.

ادامه نوشته

حقیقت معراج رسول

ادامه نوشته

میلاد کریم اهل بیت، تنهاترین سردار و غریب شهر پیامبر تهنیت باد.

 

 

فلسفه استغفار معصومین علیهم السلام

ادامه نوشته

اثر روزه در ایجاد قدرت روحانی

استادشهید مرتضی مطهری
انسان درنتيجه تقرب به خداوند- و تقرب به خداوند در نتيجه عبوديت و اخلاص و خود را فراموش كردن و تذلل در نزد پروردگار و اطاعت محض در برابر پروردگار- مي رسد به اين مرحله كه در عين اينكه بدنش نيازمند به روح است، روحش از بدنش بي نياز مي شود، چطور؟ ما الآن، هم روحمان نيازمند به بدنمان است، هم بدنمان نيازمند به روحمان.


الآن اگر آن روح و قوه حيات ما نباشد اين بدن ما زنده نيست؛ اگر هم اين بدن ما نباشد اين روح ما در اينجا كارى از او ساخته نيست، نمي تواند كارى بكند. اما آيا همه انسانها همين جورند؟ هم بدنشان نيازمند به روح است و هم روحشان نيازمند به بدن؟ يا اينكه انسانهايى در نتيجه تقرب به خدا و عبوديت پروردگار، مي رسند به اين حد كه لااقل روحشان از بدنشان بي نياز مي شود. چطور بي نياز مي شود؟ يعنى اين قدرت را پيدا مي كنند كه به اصطلاح، روح را از اين بدن تخليه كنند (البته در اينجا تخليه به معنى مردن نيست)، يعنى همان استقلال روح را در مقابل بدن حفظ مي كنند.

در زمان خودمان، هستند چنين اشخاصى كه قدرت دارند تخليه كنند، يعنى روح را از بدن منفك كنند به طورى كه خودش را مسلط بر اين بدن مي بيند. بدنِ خودش را مي بيند كه در اينجا مثلًا مشغول عبادت است و خودش در جاى ديگر سير مي كند، افق وسيعترى را دارد مي بيند.

شيخ شهاب الدين سهروردى، معروف به «شيخ اشراق» عبارتى دارد، مي گويد ما حكيم را حكيم نمي شماريم مگر آن وقتى كه قدرت داشته باشد بر اينكه روح خودش را از بدنش خلع كند.

ميرداماد مي گويد ما حكيم را حكيم نمي شماريم مگر در آن مرحله‏ اى كه خلع بدن برايش ملكه شده‏ باشد، يعنى هر وقت كه اراده كند بتواند روح خودش را از بدنش مستقل و جدا كند.

ادامه نوشته

فلسفه سلام به ائمه بعداز اتمام نماز

پاسخ به پرسش آقا یا خانم رضایی

با سلام لطفاً اگر ممکنه به این سوال در وبلاگ جواب دهید. با تشکر
چرا بعد از نماز رو به قبله به حضرت امام حسین (ع) و امام زمان (عج)و پشت به قبله به امام رضا (ع) سلام می دهند؟

با احترام و تشکر و اهداء سلام

سلام هایی که پس از پایان نماز و تمام شدن مراسم اهداء میشود عبارت است از:

 نخست رو به طرف قبله به حضرت سیدالشهدا سلام داده می شود:

((السلام علیک یا ابا عبدالله ، السلام علیک یابن رسول الله ، السلام علیکم و رحمه الله برکاته ))

و بعد رو به طرف خراسان به حضرت رضا سلام داده می شود :

((السلام علیک یا علی بن موسی الرضا المرتضی ، السلام علیک یا معین الضعفاء والفقرا، السلام علیکم و رحمه الله و برکاته ))

آن گاه رو به طرف قبله به حضرت حجت بن الحسن سلام داده می شود :

((السلام علیک یا صاحب الزمان ، السلام علیک یا شریک القرآن و یا قاطع البرهان ، السلام علیکم و رحمه الله و برکاته )).

البته باید توجه داشت ، سلام های یاد شده در همه حالات ذکرش نیکو است و تنها به نماز و پس از آن اختصاص ندارد.
و یکی از علت ها این است که اولاً، توصیه فراوانی نسبت به زیارت حضرت امام حسین(ع) از سوی ائمه(ع) شده است و فرموده اند اگر از راه دور هم سلامی به آن حضرت داده شود ثواب زیارت آن بزرگوار را دارد و سلام به حضرت رضا نیز از شعارهای شیعیان دوازده امامی است زیرا انشعابات شیعه تا امام کاظم(ع) ادامه دارد ولی کسانی که حضرت رضا(ع) را به امامت پذیرفته اند سایر ائمه دوازده گانه را قبول دارند و سلام بر امام زمان نیز به جهت آن است که امام زنده زمان ما و حجت الله و بقیه الله در زمین است. البته سلام دادن به سایر امامان معصوم و پیامبر اکرم و حضرت زهراس) در حالی که رو به قبله هستید ثواب فراوان دارد.

امتحان وزرا

پادشاهی سه وزیرش را فراخواند و از آنها درخواست کرد کار عجیبی انجام دهند :
از هر وزیر خواست تا کیسه ای برداشته و به باغ قصر برود و اینکه این کیسه ها را  برای پادشاه با میوه ها و محصولات تازه پر کنند.
همچنین از آنها خواست که در این کار از هیچ کس کمکی نگیرند و آن را به شخص دیگری واگذار نکنند…
وزراء از دستور شاه تعجب کرده و هر کدام کیسه ای برداشته و به سوی باغ به راه افتادند !...

وزیر اول که به دنبال راضی کردن شاه بود بهترین میوه ها و با کیفیت ترین محصولات را جمع آوری کرده و پیوسته بهترین را انتخاب می کرد تا اینکه کیسه اش پر شد…

وزیر دوم با خود فکر می کرد که شاه این میوه ها را برای خود نمی خواهد و احتیاجی به آنها ندارد و درون کیسه را نیز نگاه نمی کند، پس با تنبلی و اهمال شروع به جمع کردن نمود و خوب و بد را از هم جدا نمی کرد تا اینکه کیسه را با میوه ها پر نمود…

وزیر سوم که اعتقاد داشت شاه به محتویات این کیسه اصلا اهمیتی نمی دهد. کیسه را با علف و برگ درخت و خاشاک پر نمود !!!

روز بعد پادشاه دستور داد که وزیران را به همراه کیسه هایی که پر کرده اند بیاورند

و وقتی وزیران نزد شاه آمدند، به سربازانش دستور داد، سه وزیر را گرفته و هرکدام را جدا گانه با کیسه اش به مدت سه ماه زندانی کنند…!!!

نتیجه اخلاقی:این روزهامراقب محتویات کیسه هایمان باشیم!!!!

چهل حديث روزه

1-پايه هاي اسلام
قال الباقر عليه السلام:
بني الاسلام علي خمسة اشياء، علي الصلوة و الزكاة و الحج و الصوم و الولايه.
امام باقر عليه السلام فرمود:
اسلام بر پنج چيز استوار است، برنماز و زكات حج و روزه و ولايت (رهبري اسلامي).فروع كافي، ج 4 ص 62، ح 1

2-فلسفه روزه
قال الصادق عليه السلام:
انما فرض الله الصيام ليستوي به الغني و الفقير.
امام صادق عليه السلام فرمود:
خداوند روزه را واجب كرده تا بدين وسيله دارا و ندار (غني و فقير) مساوي گردند.
من لا يحضره الفقيه، ج 2 ص 43، ح 1

ادامه نوشته

آیا واژه ابلیس و شیطان بر یک موجود اطلاق می شود؟

ابليس:نام خاص موجودى زنده، مكلّف، متمرّد از فرمان الهى و رانده شده از درگاه وى این واژه در قرآن كريم يازده بار به كار رفته كه نُه بار آن در ضمن داستان آفرينش آدم* و فرمان سجده بر وى آمده است. (بقره/2،34؛ اعراف/7،11؛ حجر/15، 31 و 32؛ اسراء/17،61‌؛ كهف/18، 50‌؛ طه/20، 116؛ ص/38، 74 و 75) شرح داستان بر اساس آيات سوره اعراف كه با تفصيل بيش‌ترى به اين موضوع پرداخته، چنين است: هنگامى كه خداوند، بشر را از گِل آفريد و از روح خويش در او دميد، به فرشتگان فرمان سجده بر وى داد. همه فرشتگان، جز ابليس سجده كردند؛ ولى او تكبّر ورزيد و از سجده سرباز زد. وقتى خداوند سبب را پرسيد، ابليس گفت: من از او بهترم؛ زيرا مرا از آتش و او را از گِل آفريدى؛ آن‌گاه خداوند ابليس را از آن مقام راند و او را لعنت* كرد. ابليس از خداوند تا روز بعث مهلت خواست و خدا به او مهلت داد؛ سپس ابليس سوگند ياد كرد كه همه بندگان به جز مخلَصان را از‌راه به در بَرَد و خداوند به او و پيروانش وعده جهنّم داد. در دو مورد ديگر نيز واژه ابليس آمده‌است: يكى در سوره سبأ/34،20 كه به پيروى قوم سبأ از او اشاره دارد و ديگرى در سوره شعراء/ 26، 95 كه پايان كار او و پيروانش در روز بازپسين را گزارش مى‌دهد.
واژه شيطان و شياطين نيز 88 بار در قرآن به‌كار رفته كه در بسيارى از موارد به معناى ابليس‌است. شيطان، اسم جنس و نامى فراگير براى هر موجود شرير متمرّد و فريب‌كار است. از‌بررسى موارد كاربرد واژه شيطان در قرآن و گفته‌مفسّران بر مى‌آيد كه در اغلب موارد، مقصود‌از شيطان يا دست كم، مصداق بارز آن، همان ابليس است.[۱] برخى تصريح كرده‌اند كه شيطان اغلب به معناى ابليس به كار[۲] رفته و عَلَم‌بالغلبه [براى آن شده است][۳] و به نظر برخى، «الشيطان» همه جا مرادف ابليس است.[۴] قرآن پس از سرباز زدن ابليس از سجده، او را «الشيطان» ياد مى‌كند. (بقره/ 2، 36؛ اعراف/ 7، 20؛ طه/20، 117) در پاره‌اى از آيات ديگر، واژه شيطان معنايى جز ابليس را نمى‌رساند؛ به طور مثال، در آيه: «وَ قَالَ الشَّيطَـنُ لَمَّا قُضِىَ الأَمرُ إِنَّ اللّهَ وَعَدكُم وَعدَ الحَقِّ» (ابراهيم/14،22) به‌اتّفاق گفته شده كه مقصود از «شيطان»، جز ابليس موجود ديگرى نيست؛[۵] البتّه در پاره‌اى از موارد چون آيه «الشَّيطَـنُ يَعدُكمُ الفَقرَ» (بقره/2،268) در اين‌كه مقصود، ابليس است يا ديگر فريب‌كارانِ جنّ و انس را نيز در بر مى‌گيرد، اختلاف نظر وجود دارد.[۶] برآيند كاوش‌ها آن است كه مقصود از مفرد معرفه (الشيطان)، ابليس است، مگر آن‌كه قرينه‌اى برخلاف باشد و در بيش‌تر موارد، مقصود از مفرد نكره (شيطان) نيز ابليس به‌شمار مى‌رود و صيغه جمع آن (شياطين) نيز ابليس را كه يكى از مصاديق روشن است، فرا‌مى‌گيرد.[۷]
برابر برخى روايات، نام اصلى ابليس، حارث (حرث) بوده است كه به دليل عبادت طولانى، او را عزازيل، يعنى عزيز خدا، خطاب مى‌كردند. وى پس از عُجب، ابليس ناميده شد و پس از امتناع از سجده* و رانده شدن از درگاه الهى، الشيطان نام‌گرفت.[۸]

ادامه نوشته

تفاوت دعای مأثور و غیرمأثور

حضرت آیت الله مجتبی تهرانی در جلسه‌ای به تشریح انواع دعا و عواملی که به اجابت دعا کمک می‌کنند پرداخت و دستاوردهای توسل به حضرت زهرا(س) به وقت گرفتاری را یادآور شد.

مروری بر مباحث گذشته

بحث ما در سال‎های گذشته در ایام ماه‎مبارک رمضان، بحث دعا بود و مناسب‎ترین بحث هم در ایام ماه مبارک رمضان همین بحث است. چون اهل معرفت می‎گویند ماه رمضان، ماه سلوک اِلی‏الله و دار ضیافت‏الله و ماه نزول و فرود کلام الهی از مصدر وحی و ماه صعود کلام عبد و تقاضای او از رب است. لذا در باب ماه مبارک رمضان، بهترین اعمال بازگو کردن کلام ربّ است، یعنی تلاوت قرآن که پاداشش نسبت به زمان‎های دیگر اصلاً قابل قیاس نیست.

رمضان، ماه گسستن و پیوستن

همچنین این ماه، ماه دعا است. دعا  ـ‏یعنی درخواست عبد از ربش‏ـ در این ماه مقبول است و به تعبیری که در روایات داریم، بین عبد و رب دیگر هیچ حجابی در میان نیست. لذا ما این تعبیر را می‎کنیم که ماه مبارک رمضان ماه گسستن و ماه پیوستن است؛ گسستن از غیر رب و پیوستن به رب.

اینکه در روایات متعدده به دعا در ماه مبارک رمضان سفارش شده است، جهتش همین است که دیگر حجابی در کار نیست و آنچه را که عبد بخواهد با ربّش راز و نیاز کند، بدون هیچگونه حجابی به رب او می‎رسد و حتی مقبول هم واقع می‎شود. من در گذشته به این روایات اشاره کردم و حالا هم به یکی دو روایت اشاره دارم و بعد وارد بحثم می‎شوم.

درهای آسمان گشوده شده است

روایت از پیغمبر اکرم(ص) است که حضرت فرمودند: «إِنَّ أَبْوَابَ السَّمَاءِ تُفَتَّحُ فِی أَوَّلِ لَیْلَةٍ مِنْ شَهْرِ رَمَضَانَ وَ لَا تُغْلَقُ إِلَى آخِرِ لَیْلَةٍ مِنْه». تمام در‎های آسمان- اشاره به جهت عِلوی است، یعنی آن عالم برتر از عالم ماده- در اولین شب ماه رمضان،باز می‎شوند؛ و این درها تا آخرین شب ماه مبارک رمضان بسته نمی‎شوند.

ادامه نوشته

استقبال از ماه رمضان

آیت الله صافی

درآمد بار دیگر ماه یزدان
به فرّ و شوكت و فیض فراوان

صباح مكرمت گردید طالع
منوّر شد جهان از طلعت آن

بهار توبه و آمرزش آمد
مه ایمان و عید حق پرستان

نسیم مغفرت هر سو وزان است
سحاب مرحمت باشد خروشان

مه روزه است و هنگام عبادت
خوشا حال نكوی روزه داران

درآ در مكتب «صوموا تصحوا»
كه در آن می شود امراض درمان

هلا بر خود بنازید و ببالید
كه ایزد را در این ماهید مهمان

الا ای معصیّت كار گرفتار!
كه از كردار خود هستی پشیمان

چرا بیگانه ای از درگه دوست؟
چرا حال تو زار است و پریشان؟

بنه تاریكی جهل و ضلالت
بیا در پرتو انوار قرآن

مپو زین پس ره شرّ و شقاوت
بیا اندر طریق خیر و احسان

مشو نومید از عفو خداوند
و گر هستی غریق بحر عصیان

به نقل از الف

عقل سرخ؛ تاملي بر سير حكمت از فردوسي تا سهروردي

دكتر اصغر دادبه

سهروردي در سده ششم هجري قمري مي‌زيست. او فردوسي ثاني بود و اگر فردوسي عجم بدين پارسي زنده كرد، يعني زبان و ادب پارسي را حيات جاودان بخشيد، سهروردي حكمت ايراني را زنده كرد.
 
حكمتي كه از يك سو از سرچشمه زلال معنويت فرهنگ ايران باستان سيراب مي‌شود و از سوي ديگر از درياي معرفت قرآني بهره مي‌برد.
 
سهروردي آشكارا خود را زنده‌كننده حكمت ايران‌باستان مي‌داند. براي آنكه جايگاه سهروردي را در فرهنگ والا و حكمت ارجمند ايران زمين بشناسيم و بدانيم كه اين بزرگمرد چه كرد و به كدام نياز فرهنگي مردم ما پاسخ گفت، ناگزيريم تا به عنوان مقدمه به كوتاهي از تحولات فكري و فرهنگي ايران زمين از آغاز عصر اسلامي، از سده اول تا سده هفتم، و كوتاه‌تر از آن از سده هفتم به بعد سخن بگوييم تا معلوم شود كه قرن ششم، قرن سهروردي از نظر فرهنگي در چه وضع و چه موقعيتي است و سهروردي در آن روزگار چه كرده است و چه بايد انجام مي‌داده است.

سده اول و دوم؛ عصر خاموشي، عصر انتقال فرهنگ: دو قرن سكوت و دو قرن تلاش در امر مهم انتقال فرهنگ. در سده نخست، ايران فتح مي‌شود و بتدريج اكثر بخش‌هاي ايران با تمام امكانات در اختيار اسلام قرار مي‌گيرد. تا پايان سده دوم و آغاز سده سوم، ايران حكومت مستقر ندارد و لاجرم زبان و ادب از سوي حكومتي كه هنوز تشكيل نشده است نمي‌تواند مورد حمايت باشد و همچنين است كه نظم و نثري از آن روزگار برجاي نمانده و به دست ما نرسيده است. 

ادامه نوشته

روزهای آخر ماه شعبان

براى این‌كه آمادگى ورود به ماه رمضان ایجاد شود، ماه رجب و شعبان را قرار داده‌اند.

به گزارش برنا مقام معظم رهبری در دیدار وزیر، مدیران و كاركنان وزارت اطلاعات در مهرماه 1383 نکات قابل تاملی را در خصوص روزهای آخر ماه شعبان فرمودند که به گوشه‌های از آنها اشاره می‌شود:

"از این فرصتها استفاده كنید. الان ماه شعبان متأسفانه دارد تمام مى‌شود. ماه شعبان، ماه دعا و ماه عبادت است. در همین صلواتى كه در مفاتیح مقرر است: «الّذى كان رسول اللَّه (صلّى‌اللَّه‌علیه‌واله) یدأب فى صیامه و قیامه فى لیالیه و ایّامه بخوعا لك فى اكرامه واعظامه الى محلّ حمامه»؛ پیغمبر تا دم مرگ، تا آخر عمر، ماه شعبان را بزرگ مى‌داشت و در مقابل ماه شعبان خضوع مى‌كرد و عادت داده بود خودش را به صیام و قیام در ماه شعبان.

در دنباله‌ى این صلوات هست كه: «اللّهم فاعنّا على الاستنان بسنّته فیه»؛ از خدا مى‌خواهد كه ما را هم موفق بدار كه همان سنت پیغمبر را در ماه شعبان رعایت كنیم. این ماه شعبان - حتماً مى‌دانید دیگر - دالان و دهلیز ماه رمضان است. ماه رمضان تالار ضیافت الهى است؛ یك تالار عظیم كه اگر كسى وارد آن تالار شد و به خود فرصت داد و همت كرد كه از آنچه در آن‌جا خداى متعال آماده كرده، به خودش بهره‌یى برساند، بهره‌ى فراوانى خواهد برد كه آن بهره در ماه شوال و ماه‌هاى دیگرِ سال نیست؛ فقط مخصوص ماه رمضان است.

انواع و اقسام ضیافتهاى الهى: رحمت الهى، عزت الهى، توفیق الهى، قرب الهى، استغناى ناشى از تفضل الهى، رزق مادى، رزق معنوى، همه در ماه رمضان است؛ اینها را سر سفره‌ى ماه رمضان گذاشته‌اند. بعضى‌ها مى‌آیند و به این سفره نگاه نمى‌كنند و از وسط این سفره و اشیاء آن عبور مى‌كنند و مى‌روند و هیچى هم گیرشان نمى‌آید؛ بعضى‌ها یك چیز مختصرى برمى‌دارند؛ یك روزه‌یى مى‌گیریم ما؛ یك مختصركى، یك چیزى؛ اما بعضى‌ها نه، حسابى مى‌نشینند سر این سفره و از رحمت الهى كیسه‌ى خودشان را پُر مى‌كنند؛ عزت مى‌خواهند، دنیا مى‌خواهند، آخرت مى‌خواهند؛ رفع گرفتارى مى‌خواهند، گشایش در زندگى مى‌خواهند، استغناى طبع مى‌خواهند، صفات و خُلق حسنه مى‌خواهند؛ هرچه مى‌خواهند، براى خودشان و براى دیگران برمى‌دارند.

براى این‌كه انسان بتواند وقتى وارد این تالار شد، چشمش باز باشد، غافل نشود، دچار گیجى و گولى نشود كه سرش را بیندازد پایین و از این در وارد شود و از آن در بیرون برود؛ نگاهى به دوروبر كند و استفاده‌یى ببرد و براى این‌كه این آمادگى در من و شما پیدا شود، این ماه رجب و شعبان را قرار داده‌اند؛ رجب یك‌جور، شعبان یك‌جور دیگر. رجب، بیشتر ماه نماز است؛ شعبان، بیشتر ماه دعا و روزه است؛ این مناجات شعبانیه را ببینید. من یك وقتى از امام (رضوان‌اللَّه‌علیه) پرسیدم در این دعاهاى مأثورى كه وجود دارد، شما كدام دعا را بیشتر از همه خوشتان مى‌آید و دوست دارید؟

فرمودند: دعاى كمیل و مناجات شعبانیه. اتفاقاً هر دو دعا هم مال ماه شعبان است؛ دعاى كمیل كه مى‌دانید اصلاً ورود اصلى‌اش مال شب نیمه‌ى شعبان است، مناجات شعبانیه هم كه از ائمه نقل شده، متعلق به ماه شعبان است. لحن این دو دعا به هم نزدیك است؛ هر دو عاشقانه است. در مناجات شعبانیه: «و ان ادخلتنى النّار اعملت اهلها انّى احبّك»؛ جهنم هم كه من را ببرى، فریاد مى‌كشم تو را دوست دارم. و در دعاى كمیل: «لان تركتنى ناطقا لاضجّن الیك بین اهلها ضجیج الاملین و لاصرخنّ الیك صراخ المستصرخین و لابكینّ بكاء الفاقدین»؛ اگر به من در جهنم اجازه بدهى و نطق را از من نگیرى، فریاد مى‌كشم؛ فریادِ امیدواران، فریادِ دلدادگان و فریادِ."

به نقل از الف

عقاید و باورهای فرقه علي اللهي ها و اهل حق

اهل حق به معنى مردان حق است، و آن یك مذهب باطنى است كه معتقدان آن بیشتر در مغرب ایران زندگى مى‏كنند.
در بین فرقه های اهل حق کسانی هستند که به الوهیت برخی مخلوقات مثل حضرت علی (ع) عقیده دارند، اینها قطعاً کافرند، در بین آنها گویا کسانی هم هستند که به الوهیت مخلوقات قائل نیستند، اگر اینها منکر دیگر ضروریات دین اسلام هم نباشند مسلمان خواهند بود؛ لکن به نظر می رسد که بسیاری از اینها منکر ضروریات دین هستند مثلا برخی از آنها شرب خمر را حلال می دانند یا به روزه به آن شکلی که اسلام گفته است اعتقاد ندارند و...؛ مشکلی که در مورد اهل حق وجود دارد این است که آنها دارای فرقه های بسیار متعددند و حکم کردن در مورد همه آنها به یک صورت درست نخواهد بود. مشکل دیگر در مورد این فرقه ها این است که آنها عقائد خود را فاش نمی کنند و به اصطلاح خودشان حفظ اسرار می کنند لذا اطلاع از عقائد آنها کارآسانی نیست چون در مواجهه با مسلمین عقائد خلاف خود را انکار می کنند.
در مورد تاریخ پیدایش اهل حق برخی از هواداران این فرقه معتقدند که این فرقه در قرن دوم هجری پدید آمده و در قرن هفتم تجدید حیات یافته است اما از نظر برخی دیگر این فرقه در قرن چهارم به دست شخصی به نام مبارک شاه، ملقب به شاه خُوَشین از اهالی بلوران از توابع لرستان تأسیس شده است. (ر.ک: فرق و مذاهب کلامی، علی ربانی گلپایگانی، ص 331 ) به برخی ازعقائد این فرقه به نقل از كتاب « فرهنگ فرق اسلامى، ص 87 » نوشته « دكتر محمد جواد مشكور » اشاره می شود. بعضى دیگر از فرق اسلام نیز مانند حروفى‏ها و متصوفه، خود را اهل حق یا حقیقت نامیده‏اند. اما اهل حق، بمعنى اخص نام گروهى است، كه به ایشان با نوعى تسامح على اللهى نیز می گویند، ولى آنان على اللهى واقعى نیستند، بلكه عقایدشان آمیخته‏اى از اعتقادات «مانوى‏»، و ادیان كهن «ایرانى‏»، و مذهب «اسماعیلى‏»، و «تناسخ هندى‏» و دیگر ادیان سرّى است.

ادامه نوشته

سیری در روشهای تدریس

تعریف روش:

« روش در مقابل واژه ی لاتینی «متد » به کار می رود ، وواژه ی متد در فرهنگ فارسی « معین » و فرهنگ انگلیسی به فارسی «آریانپور »به :روش ، شیوه ،راه ،طریقه ، طرز ، اسلوب معنی شده است . به طور کلی «راه انجام دادن هر کاری » را روش گویند .روش تدریس نیز عبارت از راه منظم ،با قاعده و منطقی برای ارائه درس می باشد .

تقسیم بندی روش تدریس :

1 ـ روشهای تاریخی   2 ـ روشهای نوین « صفوی ، ص 239، 1370)

« اصطلاح تدریس ،اگر چه در متون علوم تربیتی مفهومی آشنا به نظر می رسد ،اکثر معلمان و مجریان برنامه های درسی با معنی و ماهیت درست آن آشنایی دارند . برداشتهای مختلف معلمان از مفهوم تدریس می تواند در نگرش آنان نسبت به دانش آموزان و نحوه ی کار کردن با آنها تأثیرمثبت یا منفی بر جای گذارد . برداشت چند گانه از مفهوم تدریس می تواند دلایل مختلفی داشته باشد ؛از مهمترین آنها ضعف دانش پایه و اختلاف در ترجمه و برداشت نادرست معلمان از دیدگاههای مختلف تربیتی است. گاهی آشفتگی و اغتشاش در درک مفاهیم تربیتی به حدی است که بسیاری از کارشناسان ، معلمان و دانشجویان این رشته مفاهیمی چون پرورش ، آموزش ،تدریس و حرفه آموزی را یکی تصور می کنند وبه جای هم به کار می برند . این مفاهیم اگر چه ممکن است در برخی جهات وجوه مشترک و در هم تنیده داشته باشند ، اصولاً مفاهیم مستقلی هستند و معنای خاص خود را دارند .

ادامه نوشته

نمونه فرم طرح درس

ادامه نوشته

جملات قابل تأمل

وظیفه آموزش این است که ذهن های خالی را به ذهن های باز تبدیل کند نه ذهن های پر.

 خوشبخت کسی است که یا کتابهای خوب دارد یا دوستانی که اهل کتاب باشند.

یک تمبر پستی موفق است زیرا این توانایی را دارد که تا رسیدن به هدف به پاکت بچسبد.

موفقیت مانند سایه به دنبال پشتکار است.

 شرط پیروزی داشتن اراده قوی است شرایط دیگر اهمیت چندانی ندارد. 
 

خواندن بدون فکر کردن همانند خوردن بدون هضم کردن است. 
 

برای آدمهای مصمم و جدی همیشه وقت و فرصت فراهم است. 

 آرمانهای بزرگ همت های بلند می طلبد.

عظمت زندگی در علم نیست بلکه در عمل است. 

 جدیت مقصد را نزدیک می کند. 
 

در دنیا لذتی نیست که با لذت مطالعه برابری کند. 
 

فردا وقتیست که تنبلها کار خواهند کرد.

رابطه تشویق و تربیت

همواره کودکان از تشویق و تحسین خوششان می آید، یکی از مایه های شادی و کار کردن با کودکان مشاهده خشنودی در چهره آنها است، به ویژه زمانی که در کاری موفق می شوند و ما نشان می دهیم که متوجه موفقیت آنان شده ایم. تقریباً درباره همه کودکان این موضوع مصداق دارد که تحسین، انگیزش و تشویق بیشتر از تنبیه و عیب جویی می تواند رفتاری را در کودک نهادینه کند که بزرگسالان خواهان آن هستند.
احتمالاً بیشتر افراد متوجه این نکته شده اند که تحسین و تشویق در مقایسه با تنبیه و تحقیر، اثرات بهتری به بار می آورد، علاوه بر این به نظر می رسد بسیار بجاست که در عین حال، در پی یافتن خطاهای کودک نیز باشیم.

تشویق و تمجید بعضی از نیازهای اساسی را برطرف می کند، به گونه ای که کودکان همانطور که باید به طرز مناسبی تغذیه شوند و لباس بپوشند به این نیاز دارند که:


▪ کسی برای آنها اهمیت و احترام قائل شود، باور کنند که کسی نسبت به آنان متعهد است و به اندازه کافی دلسوز آنهاست و به شادی آنها فکر می کند، آنان باید احساس کنند که دوست داشتنی هستند.
▪ آنان باید به صورتی روشن و مثبت، راهنمایی شوند تا بدانند که چگونه باید زندگی خود را اداره کنند، آنان نیاز دارند که بدانند چه کاری را باید انجام دهند، نه این که چه کاری را نباید انجام دهند.
▪ باید خشنود و راضی باشند و دیگران را شاد کنند، آنان نیاز دارند بشنوند که موجب خوشحالی والدینشان شده اند و دوست دارند سعی و تلاش زیاد آنها مورد توجه والدینشان قرار بگیرد.کودکانی که به آنها بی اعتنایی می شود، نمی توانند حس کنند که عزیز شمرده می شوند، زیرا مورد توجه قرار نمی گیرند. کودکانی که فقط هنگامی وجودشان احساس می شود که مورد انتقاد باشند و فقط پیام هایی منفی درباره رفتار خود می شنوند، آنها یاد می گیرند که چه کاری را نباید انجام دهند، ولی نمی دانند چه کارهایی را باید انجام دهند.برای بسیاری از والدین سخت است که از فرزند خود تعریف کنند، بعضی ها صرفاً نمی دانند که چه تعریف یا تحسینی از او کنند، برخی دیگر از ابراز تعریف و تمجید احساس ناراحتی می کنند و یا اکراه دارند، چون معتقدند:
▪ تعریف و تمجید، کودکشان را پر مدعا و از خود راضی خواهد کرد.
▪ فقط زمانی باید از کودک تعریف کرد که کاری برجسته و دور از انتظار انجام داده باشد.
▪ رفتار و کار «عادی»، شایسته اظهارنظر خاصی نیست.
▪ پیش از آنکه بابت یک تکلیف، از کودک تعریف و تحسینی به عمل آید، او باید در بعضی از حوزه های مورد نظر والدین نیز موفق شود، در غیر این صورت ممکن است تصور کند که همه چیز رضایتبخش است و زمانی که «لازم است» به اصلاح برخی از عملکردهای خود بپردازد، کوتاهی کند.خود پدر و مادر با فراهم آوردن امکانات و اعمال انضباطی مؤثر، مسئول موفقیت کودک بوده اند.

ادامه نوشته

جایگاه روش تدریس در دوره متوسطه

نظام های آموزشی و فعالیت های حاکم بر آن، با توجه به پیشرفت جوامع همواره دستخوش تغییر و تحول است و تحول آموزشی خود معلول تحول اجتماعی و تحول علوم و تکنولوژی است. با پیشرفت علوم و فنون و پیچیده شدن جوامع، نیازهای فردی و اجتماعی نیز پیچیده و متنوع می شوند و ارضای آنها احتیاج به علوم و فنون پیچیده دارد.کسب علوم و فنون جدید در سایه روش های آموزش پیشرفته امکان پذیر است. به این جهت وظیفه و مسئولیت معلم امروز نسبت به گذشته سنگین تر و پیچیده تر شده است.


دیگر نمی توان با روشهای سنتی جامعه و افراد آن را به سوی یک تحول پیچیده و پیشرفته سوق داد.(شعبانی،1382 ص1)امروزه فراگیران برای ورود به عصر دانایی و روبرو شدن با تحولات شگفت انگیز قرن بیست ویکم باید به طور فزاینده ای مهارت های تفکر انتقادی و خلاق را برای تصمیم گیری های مناسب و حل مسائل پیچیده ی جامعه فرا گیرند. دانش آموزان باید به مهارت های پژوهش و حل مسئله مجهز شوند و روحیه جست و جو گری را در خود تقویت کنند.

ادامه نوشته

اخلاق سیاسی در سیره ی امام علی(ع)

ادامه نوشته

یادداشتی از نلسون ماندلا

ادامه نوشته