دیدار در کثرت  (جان هيك؛ از بيرمنگام تا انديشه جهاني)

جان هاروود هيك متولد 1922 شهر اسكاربورو در ايالت يوركشاير انگليس است. وي تحصيلات ابتدايي خود را در كليساي محلي انگليكن مي‌گذراند و با وجودي كه برنامه هفتگي كليسا را بسيار كسالت‌بار مي‌دانست اما در همان زمان كودكي و نوجواني حضور خدايي متشخص كه عاشق انسان‌هاست و پروردگار عالميان را احساس مي‌كرد و بعدها همين احساس را مهم‌ترين جنبه ديني فكر خود خواند كه در نظام فكري‌‌اش به عنوان تجربه ديني نقشي بنيادين بازي كرد. وي در همان نوجواني آثار فلاسفه و متفكران قديم و جديد را مطالعه كرد و حتي قبل از 18سالگي با حكمت چيني و هندويي و بودايي نيز آشنايي يافته بود. 

ادامه نوشته

گوهر و گردو

 کشاورزی افریقایی در مزرعه اش زندگی خوب و خوشی را با همسر و فرزندانش داشت.  روز ی شنید که در بخشی از افریقا معادن الماسی کشف شده اند و مردمی که به آنجا رفته اند ، با کشف الماس به ثروتی افسانه ای دست یافته اند .

او که از شنیدن این خبر هیجان زده شده بود ، تصمیم گرفت برای کشف معدنی الماس به آنجا برود. بنابر این زن و فرزندانش را به دوستی سپرد و مزرعه اش را فروخت و عازم سفر شد .

او به مدت ده سال افریقا را زیر پا می گذارد و عاقبت...

به دنبال بی پولی ، تنهایی و یاس و نومیدی خود را در اقیانوس غرق کرد .

اما زارع جدیدی که مزرعه را خریده بود ، روزی در کنار رودخانه ای که از وسط مزرعه میگذشت ، چشمش به تکه سنگی افتاد که درخشش عجیبی داشت . او سنگ را برداشت و به نزد جواهر سازی برد . مرد جواهر ساز با دیدن سنگ گفت که آن سنگ الماسی است که نمی توان قیمتی بر آن نهاد.

مرد زارع به محلی که سنگ را پیدا کرده بود رفت و متوجه شد سرتاسر مزرعه پر از سنگهای الماسی است که برای درخشیدن نیاز به تراش و صیقل داشتند!

 زارع پیشین بدون آنکه زیر پای خود را نگاه کند ، برای کشف الماس تمام افریقا را زیر پا گذاشته بود ، حال آنکه در معدنی از الماس زندگی می کرد !
نتیجه:گاهی برای رسیدن به خواستنی ترین خواسته هایمان  به زمین نگاهی کنیم.

عرفان و عبادت در سيره پيامبراعظم(ص)

محمدرضا جبارى

چكيده

عرفان و عبادت از مهم ترين محورهاى بحث در سيره نبوى(صلى الله عليه وآله) است. عبادت، فرع و مترتب بر معرفت است، و از همين روى، پيامبراعظم(صلى الله عليه وآله)تحت تربيت الهى مسير كسب معرفت را چنان طى كرد كه آماده پذيرش رسالت عظيم الهى شد. درجات بالاى معرفتى آن حضرت، حالتى قرين با ذكر و احساس حضور دايم در پيشگاه حق به او بخشيده بود. اين حالت به صورت خشوع و خداترسى و خوف حقيقى از سخط الهى در عبادات آن حضرت متجلى مى شد. جلوه هاى عبادت در سيره پيامبراعظم(صلى الله عليه وآله) در نماز و ذكر، تهجد و نوافل، روزه، اعتكاف و حج رخ نموده است. نماز ايشان، كه آن را نور چشم خود مى خواند، همراه بود با اوج توجه و حضور دل. حضرت رسول(صلى الله عليه وآله) بر تهجد و نوافل نيز اهتمام خاصى داشتند. همچنين عبادات سنگين و طولانى همراه با فراهم سازى لوازم و مقدمات آن از قبل، و نيز آداب خاصى چون تقسيم نماز بر ساعات شب، بيدارى پس از ثلث يا نصف شب و قرائت قرآن و مناجات در گزارش هاى مربوط به سيره عبادى آن حضرت به چشم مى خورد.

واژگان كليدى: عرفان، عبادت، سيره عبادى، سيره نبوى(صلى الله عليه وآله)، نماز، نافله، تهجد، حج، اعتكاف و روزه.


ادامه نوشته

نسبت دين و عرفان

براي آن‌كه دين و عرفان را با يكديگر مقايسه كنيم، بايد نخست تعريفي از اسلام و عرفان ارائه دهيم. اسلام ديني است استوار بر سه اصل توحيد، نبوت و معاد. اساس عرفان نيز اين است كه جهان دو رويه ظاهري و رويه باطني: كثرت و وحدت دارد. ديدگاه عرفاني بر اصولي چون وحدت وجود، نزول و صعود وجود، سلوك و مجاهده، فنا، كشف و شهود، رياضت، عشق و محبت و راز و رمز استوار است. زهد اسلامي زمينه‌ساز تصوف است و تصوف اسلامي نيز از تعاليم اديان و مكاتب پيرامونش اثر پذيرفته است. البته تعاليم قرآني و سنت نبوي در پيدايي مفهوم زهد نقش داشته‌اند. در ظاهر دين اسلام، دعوتي به اصول و مباني عرفان مشاهده نمي‌شود. جوانه‌هاي عرفان نيز به‌دست عارفاني چون رابعه عدويه تا حارث حماسبي شكوفا شد و در دوره بعد نيز از بايزيد بسطامي تا شبلي، به اوج و رشد رسيد. مرحله نظم و كمال عرفان هم با نوشته‌هاي كلابادي و مكي و ابن عربي و مولوي صورت پذيرفت و پس از آن با صدرالدين قونيوي تا ابن حمزه فناري به مرحله شرح و تعليم رسيد.

ادامه نوشته

ياد مرگ

ياد مرگ و سراى پس از آن، بهترين موعظه، سازنده‏ترين اندرز و نيكوترين پند براى هر انسان است و غفلت از آن موجب مى‏شود كه انسان به بيراهه رود و از حركت در مسير كمال بازماند.
در اخبار و روايات وارد شده از معصومان(ع) به ياد سراى ديگر و پرهيز از غفلت بسيار توجه شده است؛ از جمله:
سُئِلَ النَّبي(ص): أيُّ المُؤمنينَ اَكْيَسُ؟
قال: «اَكْثَرُهُم ذِكْراً لِلْمَوْتِ وَ اَشَدُّهُم لَهُ اسْتِعْداداً».(1)
از پيامبر(ص) سؤال شد: هوشيارترين مؤمنان كيانند؟
حضرت فرمود: «هوشيارترين مؤمنان كسانى هستند كه بيشتر به ياد مرگ باشند و خود را براى آن آماده كنند».
سُئِلَ النَّبي(ص): مَنْ اَزْهَدُ النّاس؟
قالَ: «مَنْ لَمْ يَنْسَ المَقابِرَ و الْبَلى‏؛ وَ تَرَكَ فَضْلَ زينَةِ الدُّنيا؛ وَآثَرَ مايُبْقى‏ على مايُفنى‏، وَلَمْ يَعُدَّ غَداً مِنْ اَيّامِهِ؛ وَعَدَّ نَفسَهُ في المَوتى‏».(2)
از پيامبر(ص) سؤال شد: پرهيزكارترين مردم كيست؟
حضرت فرمودند: «پرهيزكارترين مردم كسى است كه قبر و عذابهاى آن را از ياد نبرد؛ زينتهاى دنيا او را نفريبد؛ سراى جاودان را بر اين دنياى گذران برگزيند؛ فردا را از عمر خويش نشمرد و خود را آماده مرگ كند».
قال الصادق(ع):« ذِكْرُالْموتِ، يُميتُ الشَّهواتِ فى النَّفسِ؛ ويُقَطِّعُ مَنابِتَ الغَفْلَة؛ وَيُقوّى القلبَ بمواعِدِ اللَّهِ؛ و يَرُقُّ الْطَبعَ؛ و يُكسِّرُ اَعلامَ الهَوى‏؛ و يُطْفي نارَالْحِرصِ؛ وَيُحَقِّرُالدّنيا».(3)
امام صادق(ع) فرمود: «ياد مرگ، خواهشها و هوسهاى نفسانى را مى‏ميراند؛ ريشه‏هاى غفلت را قطع مى‏كند؛ دل را به نويدهاى الهى نيرو مى‏دهد؛ خوى بندگى را در نهاد انسان مى‏آفريند؛ نقش و نگارهاى دلباختگى به دنيا را به هم مى‏زند؛ شعله‏هاى حرص و طمع را فرو مى‏نشاند و دنيا را پست و كوچك مى‏گرداند».

بنابراين «یاد مرگ» انسان را از گناه باز مى‏دارد؛ او را به سوى كارهاى نيك فرا مى‏خواند؛ ايمان را در دل مى‏آفريند و به زندگى و حيات انسان معنا و جهت مى‏دهد.

ادامه نوشته

لا یوم کیومک یا ابا عبدالله

روز عاشورا  نمی دانی که هست     

ماتم  جانی  که از قرنی  به است           

پیش مومن کی بود این قصه  خوار 

قدر عشق گوش   عشق  گوشوار           

پیش مومن   ماتم آن   پاک  روح                

شهره تر باشد زصد  طوفان نوح         

                                         .........                                                     

پس عزا بر خود  کنید  ای خفتگان              

زانکه بد مرگی است این خواب گران   

روح   سلطانی ز زندانی   بجست              

جامه چون دریم و چون  خائیم  دست       

چون که ایشان  خسرودین بوده اند             

وقت شادی شد چو بگسستند بند           

سوی   شادروان   دولت    تاختند              

کنده   و   زنجیر  را  انداختند                     

دور ملک است وگش و شاهنشهی             

گر تو یک ذره از ایشان آگهی             

                                                                                                                                             دفتر ششم   مثنوی

ترجیع بند عاشورایی محتشم کاشانی

بند 1
باز این چه شورش است که در خلق عالم است
باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است
باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین
بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است
این صبح تیره باز دمید از کجا کزو
کار جهان و خلق جهان جمله در هم است
گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامی ذرات عالم است
گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست
این رستخیز عام که نامش محرم است
در بارگاه قدس که جای ملال نیست
سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است
جن و ملک بر آدمیان نوحه میکنند
گویا عزای اشرف اولاد آدم است
خورشید آسمان و زمین نور مشرقین
پرورده کنار رسول خدا حسین

ادامه نوشته

باز محرم رسید...

 

باز محرم رسيد، دلم چه ماتمزده

کسي ميان اين دل، خيمه ماتم زده

 

باز محرم رسيد، شدم چه حيران و مست

از اين همه عاشقي، دوباره ام مست مست

 

باز محرم رسيد، ميکده ها وا شدند

تمام عاشقانت، واله و شيدا شدند

 

باز محرم رسيد، اين من و گريه هايم

رفع عطش مي کند، فرات اشک هايم

 

باز محرم رسيد، شهر سيه پوش توست

دل ، نگران رنج خواهر مظلوم توست

 

باز محرم رسيد، مدرسه عشق باز

کلاس درس زينب، کار نموده آغاز

 

باز محرم رسيد، وعده گه بيدلان

فصل جنون و مستي، صاحبِ صاحبدلان

 

باز محرم رسيد، تا سحر آواره ام

ميان ميخانه ها، مستم و ديوانه ام

 

باز محرم رسيد، عاشقي سوداگريست

گرمي بازار عشق، شور دل زينبيست

روزشمار وقایع محرم و قبل و بعد از آن

15 رجب 60 هجري

مرگ معاويه و نشستن يزيد به جاي او


28 رجب 60 هجري

رسيدن نامه يزيد به والي مدينه جهت بيعت گرفتن از امام حسين (ع).

29 رجب 60 هجري

هجرت امام حسين (ع) از مدينه، همراه با اهل‌بيت و جمعي از بني‌هاشم.

 

3 شعبان 60 هجري

رسيدن نامه‌اي از کوفيان به دست امام حسين (ع).

 

10 رمضان 60 هجري

رسيدن نامه‌اي از کوفيان به دست امام حسين (ع)

 

15 رمضان 60 هجري

رسيدن هزاران نامه دعوت به دست امام حسين (ع)

 

15 رمضان 60 هجري

فرستادن مسلم بن عقيل به کوفه جهت بررسي اوضاع و احوال.

5 شوال 60 هجري

ورود مسلم بن عقيل به کوفه و استقبال مردم از وي.

 

11 ذيقعده 60 هجري

نامه نوشتن مسلم بن عقيل در کوفه با چهارهزار نفر، سپس پراکندگي آنان از دور مسلم.

 

8 ذيحجه 60 هجري

ايراد خطبه توسط امام حسين (ع) در مکه براي مردم، تبديل نمودن حج را به عمره و خروج از مکه همراه با 82 نفر از افراد خانواده و ياران به طرف کوفه.

 

8 ذيحجه 60 هجري

دستگيري و شهادت هاني در کوفه

 

9 ذيحجه 60 هجري

درگيري مسلم بن عقيل با کوفيان، سپس دستگيري او و شهادتش بر بام دارالاماره کوفه.

9 ذيحجه 60 هجري

ديدار امام حسين (ع) با فرزندان در بيرون مکه.

 

9 ذيحجه 60 هجري

برخورد امام حسين (ع) با حر و سپاه او در منزل شراف.

 

2 محرم 61 هجري

ورود امام حسين (ع) به سرزمين کربلا و فرود آمدن در آنجا.

 

3 محرم 61 هجري

ورود عمر سعد به کربلا، همراه با چهار هزار نفر از سپاه کوفه و آغاز گفتگوي وي با امام براي وادار کردن آن حضرت به بيعت و تسليم شدن.

      

7 محرم 61 هجري

رسيدن دستور از کوفه بر ممانعت سپاه امام از آب، ماموريت پانصد سوار دشمن بر شريعه فرات به فرماندهي عمرو بن حجاج.

     

9 محرم 61 هجري

ورود شمر با چهارهزار نفر به کربلا، همراه با نامه ابن زياد به عمر سعد، مبني بر جنگيدن با امام حسين (ع).

 

10 محرم 61 هجري

درگيري ياران امام حسين (ع) با سپاه کوفه، شهادت امام و اصحاب، غارت خيمه‌ها، فرستادن سر مطهر امام به کوفه، توسط خولي.

 

11 محرم 61 هجري

حرکت سپاه عمر و نيز اسراي اهل‌بيت از کربلا به کوفه.

1 صفر 61 هجري

ورود اسراي اهل‌بيت امام حسين (ع) از کربلا به دمشق.

20 صفر 61 هجري

بازگشت اهل بيت امام حسين (ع) از سفر شام به مدينه.

منبع :  مجله در سوگ عاشورا   

 

روش تدریس(4)

طراحی جدول های درسی

ادامه نوشته

معاد جسمانى است یا روحانی؟

گروهى از فلاسفه اصرار دارند "روح داراى تجرد است و هیچ گونه کیفیات مادی براى آن معنا ندارد".
برخى دیگر، روح را نوعى مادة لطیف می‌دانند و به تعبیر دیگر آنرا "نیمه مجرّد" مى دانند، مثلاً ما یقین داریم نور، خواه به صورت امواج باشد یا به صورت ذرّات، نوعى جسم است، ولى مسلّماً حساب آن از اجسام معمولى جدا است و قوانینى که بر اجسام معمولى حاکم است، بر آن حاکم نیست. به همین دلیل از اجسام شفّاف عبور می‌کند و خلاء و ملاء براى آن یکسان است.
خواه بگوییم روح مجرّد صرف است و هیچ گونه کیفیات مادى ندارد یا بگوییم روح نوعى مادة لطیف است، در مباحث مربوط به معاد تأثیر چندانى ندارد. آن چه مهم است، استقلال روح و بقاى آن بعد از متلاشى شدن جسم است که می‌تواند بعد از فناى جسم، باقى و فعّال باشد.(1)

ادامه نوشته

روش تدریس(3)

 

بله خیر

مکتوب

مشهور

منظور

مخلوق

مفتوح

....

خاطر

منظره

کتاب

شهید

یذهب

....

 

عربی سوم راهنمایی :الدرس الثانی  

روش دریافت مفهوم

ادامه نوشته

روش تدریس(2)

روش بدیعه پردازی:

درس هفدهم تعلیمات دینی پایه سوم(احکام)

ادامه نوشته

خلاصه ای از كتاب فلسفه زبان ديني تأليف دان استيور ترجمه ابوالفضل ساجدی

نظریه ی ویتگنشتاین

ویتگنشتاین در حوزه ی فلسفه ی زبان ، معرفت بخشی انواع گزاره ها و باورهای دینی آرایی مطرح کرده است . کسانی که از او تأثیر پذیرفته اند ، برخی بر نگرش غیر شناختاری و برخی بر نگرش شناختاری پای فشرده اند .در این میان ، استیور رویکرد فلیپس و بریث ویث را غیر شناختاری و رویکرد جان ویزدم ، رمزی و کرامبی را شناختاری دانسته است . و خود ویتگنشتاین را به نگرش غیر شناختاری نزدیک تر می بیند .

از نوشتجات ویتگنشتاین می توان دلیلی بر غیر معرفت بخشی گزاره های دینی یافت که مرکب از مؤلفه های زیر است :

1-    نظریه ی کاربردی معنا : از نظر وی به جای سخن از واژه ها باید از کاربرد آنها سخن گفت .

2-  تنوع کاربرد واژه ها : به نظر وی جملات و واژه ها کاربد های متعدد و بلکه بی شماری دارند که همه ی آنها نیز درست اند .

3-  فقدان وجه مشترک در کاربرد های متنوع : به نظر ویتگنشتاین نمی توان مدلول و معنای واحدی برای کاربرد های گونگون تعین کرد . بسیاری از واژه ها تنها شباهت خانوادگی دارند .

4-    بازی های زبانی و نحوه ی معیشت : به نظر وی گونه های مختلف معیشت زبان خاص خود را دارند .

ویتگنشتاین با تکیه بر مؤلفه های فوق معتقد است که به دلیل فقدان مفاهیم مشترک و عدم دستیابی به معیار های داوری مشترک میان بازی های گوناگون زبانی ، آنها جدا از همدیگر ند و هریک تابع قواعد خاص خود هستند و داوری مشترک در باره ی همه ی بازی های زبانی با معیار های مشترک امکان پذیر نیست . او زبان دینی را یکی از انواع بازی های زبانی بر شمرده و آن را مشمول داوری هایی دانسته که در تبیین اصول فوق در باره ی بازی های زبانی مطرح کرده است .

ادامه نوشته

مباحث فلسفي مرتبط با جاودانگي  :

1 - اين هماني شخصيت

2 - مسأله نفس و بدن

3- مسأله شعور

ادامه نوشته

گفتگو با مخترع كلونايزر ، كامپيوتر ملي ايران

طاهره ساعدي

محقق و مخترع ايراني براي اولين بار در جهان موفق به ساخت نسل جديدي از رايانه شده كه در واقع كليه امكانات قرن ٢١ و عصر اطلاعات را يك جا در خود جاي داده است. مهندس مهدي كاشاني مخترع برجسته جهاني كه كلونايزر را به نام ايران در آمريكا به ثبت رسانده است، در تشريح قابليت هاي منحصر به فرد اين رايانه به خراسان مي گويد: هر چند غول هاي IT جهان مثل « اپل» و « اچ.پي» با صرف هزينه هاي هنگفت تلاش كرده اند مشابه كلونايزر را بسازند ولي تاكنون موفق نشده اند با اين حال ما با بهره گيري از استعدادهاي درخشان جوانان خلاق ايراني به اين مهم دست يافته ايم...

ادامه نوشته

اهميت تحقيق و پژوهش از ديدگاه اسلام (به بهانه هفته پژوهش)

اسلام و قرآن همواره انسان را به تحقيق و تتبع تشويق مي كنند و او را وا ميدارند تا در سايه آن جلوه حق را بدانگونه كه هست عيان سازند. اين امر هم براي خود شخص و هم براي ديگران لازم و ضروري است، زیرا  خود فرد بايد بداند چه راه و روشي براي زندگي خود برگزيده است، آنچه كه او مشي ميكند طريق صواب است يا خطا، تنها كاوش و تحقيق است كه پرده از اين راز بر ميدارد. به همين جهت پذيرش اصول اعتقادي در اسلام بايد از روي تحقيق باشد وگرنه ايمان شخص ارزشي ندارد؛ ومتعاقب آن تحقيق قبل از هرعملي عين صواب است .و نیز بر هر انسان متعهد و مسئول لازم است كه از حقايقي كه خود به دست آورده، ديگران را نيز آگاهي دهد و يا خود در برابر عمل و رفتار ديگران احساس مسئوليت كند به تحقيق و كشف حقيقت بپردازد و لذا آن كس كه امكان و قدرت تحقيق را دارد مسئوليت بيشتري را در قبال جامعه پيدا ميكند.

 

ادامه نوشته

 معمای آلبرت انیشتن

  معمای آلبرت انیشتن در قرن نوزدهم میلادی : آیا شما باهوش هستید؟

ادامه نوشته

اختراع نمايشگر كروي شكل

مايكروسافت غول نرم افزاري دنيا پس از عرضه رايانه هاي كاملا نوآورانه سطح و ديوار لمسي در راستاي اهداف استراتژيهاي ورود به دنياي سخت افزار، صفحه نمايشگر جديدي را با عنوان كره معرفي كرد...
ادامه نوشته

اولین نسخه آزمایشی از ویندوز هفت | Windows 7 Vienna M1

مایکروسافت رسما زمان عرضه نسخه ویندوز7 را که با عنوان ویندوز"وینا" شناخته می شود، سال 2010 اعلام کرد.
در کنفرانس "تبادلات جهانی مایکروسافت"(MGX) که درحال حاضر در "اورلاندو" درحال برگزاری است، گروه بیل گیتس زمان رسمی عرضه ویندوز آینده را اعلام کرد.

درصورتی که ویندوز ویستا را ویندوز 6 بنامیم، "ویندوز وینا" (Vienna) یا "وین" هفتیمن نسل از سیستم عامل های ویندوز خواهد بود.

براساس گزارش وب نیوز، نسخه آینده ویندوز برای ایستگاه کاری در ویرایش 32 بیتی عرضه می شود.

به گفته مقامات مایکروسافت ویندوز هفت دارای نرم افزارهای متنوع تر و خدمات گزینه ای بیشتری نسبت به ویندوز ویستا است.

بنابراین گزارش، پیش از عرضه ویندوز وینا حداقل یک سرویس پک برای ویندوز ویستا و آخرین پک به روز شده ویندوز ایکس پی وارد بازار می شود.

اعلام رسمی این خبر به شایعات اخیر مبنی بر زمان عرضه این ویندوز پایان داد.

آموزش مبتدی برنامه نویسی پاسکال

دانلود کنید

رایت 1GB اطلاعات روي يك CD معمولي

دانلود کنید

10 سخن کوتاه از بزرگان برنامه نویس کامپیوتر

1-برنامه نویسی سطح پایین (Low-level) روح برنامه نویس‌ها را جلا می‌بخشد

2-صحبت كردن ساده است. كدت رو نشون بده

...

ادامه نوشته

راهکار های حفظ وحدت از دیدگاه قرآن

اتّحاد به معناى يكى شدن، در اصل از ريشه «وحد» به مفهوم يكتايى و يگانگى است.(1) قرآن به مسأله اتّحاد ازديدگاه اجتماعى آن نگريسته و بر اهمّيّت اتّحاد ميان جهانيان، اديان، مسلمانان و نهاد خانواده تأكيد كرده است و پيوند ميان دل‏هاى مؤمنان را نوعى تصرّ ف الهى مى‏شمارد و براى ايجاد و حفظ چنين يگانگى، ارسال پيامبران به همراه شرايع را ضرور مى‏داند و براى برقرارى يگانگى و نيز حفظ آن، راه‏كارهاى گوناگونى را پيش بينى كرده كه بخشى از آن، جنبه پيش‏گيرى از تفرقه، و بخشى ديگر به درمان آن ناظر است.

ادامه نوشته

عشق در عرفان اسلامی

هر كه شد محرم دل در حرم یار بماند                         

و آنكه این كار ندانست در انكار بماند

از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر                       

یادگاری كه در این گنبد دوار بماند

(حافظ)

ادامه نوشته

مساله شر از دیدگاه متكلمان

چكیده

با طرح و رواج راه حلهاى فلسفى در رویارویى با شبهه «شر»، دیدگاه متكلمان تقریبا به بوته فراموشى سپرده شده است. چون به نظر نگارنده، متكلمان در حل معماى شر نسبت‏به فلاسفه موضع واقع‏بینانه‏اى داشتند، از این رو ضرورت احیا و تبیین بیشتر نظریه متكلمان احساس مى‏شد لذا در این نوشتار بعد از تبیین اشكال و تحلیل ادله سه‏گانه متكلمان (آیه ها، روایتها و عقل) به تطابق آراى بعض عالمان مغرب زمین با موضع متكلمان اشاره مى‏شود، و در پایان به نقد اشكالهاى راه حل متكلمان كه از سوى فلاسفه غرب مانند جان هاسپرز طرح شده است، مى‏پردازیم.

ادامه نوشته

توحید افعالى از دیدگاه اشاعره و عرفا

مقدمه

كیفیت رابطه خدا، انسان و جهان مهمترین مسأله‏اى است كه همه جهان بینى‏هاى معتقد به خدا با آن مواجه و در صدد تبیین آن بوده‏اند. تفاوت عمده این جهان بینى‏ها مربوط به نقش و تأثیرى است كه براى سه عامل فوق (خداـ انسان ـ جهان) در نظام هستى قائلند. بعضى از این جهان بینى‏ها خدا محور، برخى انسان محور و بعضى نیز معتقد به تقسیم عادلانه قدرت بین سه عامل فوقند.

در تفكر اسلامى، در زمینه خدا محورى، دو گرایش عمده وجود دارد. دو گرایشى كه از این سه عامل، همه سهم را به خدا مى‏دهند. این دو عبارتند از «اشعریت» و «عرفان». مراد ما از اشعریت در اینجا، مكتب كلامى است كه با شیخ ابو الحسن اشعرى (م ـ 324 ه) شروع شده و به دست پیروان او به كمال رسیده است. و منظور از عرفان مكتب خاصى است كه با محیى الدین ابن عربى (م ـ 638 ه) شهرت یافته است.

بین ظواهر سخنان این دو طایفه شباهتهاى متعددى یافت مى‏شود كه نمونه هایى از آن را در مسأله جبر و اختیار، نفى اسباب و علل، مسأله رؤیت خداوند، مسأله تشبیه و تنزیه، تحقیر و ناكافى دانستن عقل و روش عقلى و مسأله مسؤول نبودن خداوند و اراده مطلقه او مى‏توان جستجو كرد. این امر باعث شده است كه از دیر باز بحثهایى در مورد تشابه و یا تفاوت این دو گرایش درگیرد. گروهى آن دو را یكى شمرده و به بهانه حمایت از عقل، در برابر عقل ستیزى اشاعره، به عرفان تاخته‏اند. برخى نیز با همین تحلیل لیكن به انگیزه دفاع از تشیع در برابر تسنن اشعرى، عرفا را مورد بى مهرى قرار داده‏اند. عده‏اى نیز ضمن واحد دانستن آن دو، در قالب عرفان، به تبلیغ اشعریت پرداخته‏اند.

بحثهاى مذكور گاه به طور عام مطرح شده است و زمانى نیز اشخاصى چون ابن عربى، حافظ و مولوى را محور قرار داده و ضمن اذعان به عرفان آنها، در باره اشعریت ایشان بحث كرده‏اند؛ چنان كه در زمان ما این بحث در مى‏گیرد كه آیا مولوى از نظر كلامى، اشعرى است(1) و یا اینكه عرفان او با كلام اشعرى آنچنان فاصله‏اى دارد كه قیاس آنها با یكدیگر حاكى از ناآگاهى از هر دو جریان فكرى است(2)

هیچ كس شك ندارد كه عرفان و كلام از نظر روش، منابع و ابزار شناخت، دو معرفت كاملاً مستقل و متفاوت هستند. اگر بحثى از تشابه یا تفاوت «اشعریت» و «عرفان» در میان است مربوط به دعاوى این دو مكتب است. آیا دعاوى آنها بخصوص در باب «توحید افعالى» یكى است و یا با هم تفاوت دارند؟ اگر متفاوتند تفاوت آنها در چیست؟ و آیا این تفاوتها به حدى مى‏رسد كه این دو مكتب را به صورت دو گرایش غیر قابل جمع در آورد؟
ادامه نوشته

مقامات و احوال در تصوف

هفت شهر عشق را عطار گشت      ما هنوز اندر خم یك كوچه ایم

«مولوی»

یكی از علومی كه در دامن فرهنگ اسلامی زاده شد و رشد یافت و تكامل پیدا كرد علم «عرفان و تصوف» است. قدیمترین شكل تصوف اسلامی تزهد و تقثف است كه اساسا  عكس العملی بوده در مقابل دنیا دوستی و انهماك در لذات، یعنی از یك نوع طغیان داخلی و برآشفتگی ذهنی بر ضد بی عدالتیهای اجتماعی و       بی عدالتیهای افراد و مردم، و مهمتر از همه، خصوصا بر ضد خطایا و معاصی شخصی خود و اقبال به تصفیه و تطهیر باطن تا به هر وسیله ای هست مورد رضای خدا شوند . این است آنچه از سبك زندگی و گفتار صوفیان عهد اول یا بهتر آن است گفته شود زهاد اوایل اسلام از قبیل حسن بصری، مالك بن دینار، حبیب عجمی و ابراهیم ادهم بر می آید
ادامه نوشته

تفاوتهای اساسی فلسفه و عرفان

دکتر مجید صادقی حسن آبادی

منبع: خردنامه صدرا / شماره 30

چكیده

فلسفه و عرفان دو حوزه معرفتی هستند كه از سویی در یك مجموعه اصطلاحات (از قبیل موجود و معدوم، واحد و كثیر، حق و خلق، حادث و قدیم، علت و معلول، جوهر و عرض و مانند آن) مشتركند و از سویی دیگر در آن معانی كه فیلسوف و عارف آنرا اراده می كنند یكسان نیستند. این دو دستگاه معرفتی در مبادى، مسائل و غایت تفاوتهای اساسی با هم دارند. اشاره ای به مهمترین اختلافات آندو، می تواند خواننده را در چارچوب بحث قرار دهد.

كلید واژه ها: وحدت و كثرت؛ظهور و بطون؛ علیت و تجلى؛عقل و دل؛ تنزیه و تشبیه؛برهان و تمثیل؛ خدا؛ فلسفه و عرفان.

ادامه نوشته

اندیشه سیاسی صدر المتألهین

محسن مهاجر

جایگاه‌ سیاست‌ در اندیشة‌ صدرالمتألهین‌
منظومة‌ فکری‌ ملاصدرا تلفیقی‌ آشتی‌ جویانه‌ بین‌ فلسفة‌ مشأ و فلسفة‌ اشراق، عرفان‌ و معارف‌ کتاب‌ و سنت‌ از مجاری‌ عقل‌ و وحی‌ و دل‌ است‌ و در ابعاد نظری‌ و عملی‌ نگاهی‌ جامع‌ به‌ هستی‌ و انسان‌ دارد. حکمت‌ متعالیة‌ او در حقیقت، حکمت‌ متعادلی‌ است‌ که‌ با رهیافتی‌ نوین‌ همة‌ طرق‌ معرفت‌ شناسانه‌ را همسو و سازگار می‌کند و انحصارات‌ برهانی‌ فیلسوفان، یافته‌های‌ اشراقی‌ عارفان‌ و براهین‌ وحیانی‌ متکلمان‌ را نقض‌می‌کند و با رویکردی‌ مسالمت‌ جویانه‌ یافته‌های‌ عرفانی‌ در سفرهای‌ روحانی‌ را با ترازوی‌ برهان‌ می‌سنجد و سنجش‌ می‌کند، اشراق‌ سهروردی‌ و ابن‌ عربی‌ را با برهان‌ فارابی‌ و سینوی‌ و خواجوی‌ در هم‌ می‌آمیزد و با محصولش‌ به‌ تبیین‌ ره‌آورد وحیانی‌ خاتم‌ پیامبران‌ 9 می‌پردازد و قاعدة‌ ملازمة‌ عقل‌ و دین‌ را مبنای‌ معرفت‌شناسی‌ خویش‌ قرار می‌دهد. وی‌ در «حکمت متعالیة» می‌گوید آنکه‌ دینش‌ دین‌ انبیانیست‌ حکمت‌ ندارد و آنکه‌ از حکما شمرده‌ نشود قدم‌ راسخی‌ در راه‌ معرفت‌ حقایق‌ برنداشته‌ است(1) و در «شرح‌ فیوضات‌ وحیانی» خویش‌ آورده‌ است‌ «همچنان‌ که‌ برهان‌ یقینی‌ مطابق‌ وحی‌ است‌ و هرگز با آن‌ مخالفت‌ ندارد پیرو رسالت‌ محمد9 نیز حکم‌ عقل‌ را گردن‌ می‌نهد و با آن‌ معاندتی‌ ندارد(2) و تا بدانجا پیش‌ می‌رود که‌ عقل‌ و شرع‌ را دو نور الهی‌ می‌نامد که‌ تعاملشان‌ نور علی‌ نور است‌ و تلازمشان‌ را نه‌ بر طریق‌ استحباب‌ و رجحان‌ فقیهان‌ بلکه‌ بر سلوک‌ ضرورت‌ عقلی‌ حکیمان‌ و فیلسوفان‌ می‌پذیرد و می‌گوید «حاشا و کلا که‌ احکام‌ شریعت‌ منافی‌ معارف‌ یقینی‌ ضروری‌ باشد». شعار متدولوژیک‌ صدرایی‌ بر این‌ اساس‌ است‌ که‌ «نابود باد فلسفه‌ای‌ که‌ قوانینش‌ مطابق‌ کتاب‌ و سنت‌ نباشد».(3) «از طرف‌ دیگر محصول‌ قطعی‌ این‌ برهان‌ را منطبق‌ بر مشاهدات‌ عرفانی‌ می‌داند و بر این‌ باور است‌ که‌ هیچ‌گاه‌ خطابات‌ شرعی‌ و حقایق‌ دینی‌ مخالف‌ با براهین‌ فلسفی‌ نیست. بنابراین‌ صدرالمتألهین‌ برخلاف‌ سیرة‌ صوفیان‌ و عقل‌ گرایان‌ پیشین، ضمن‌ پذیرش‌ عرفان‌ نظری‌ و براهین‌ فلسفی، با تمسک‌ به‌ قرائت‌ و تفسیر شیعی‌ از معارف‌ الهی‌ و حقایق‌ وحیانی‌ راه‌ جدیدی‌ را گشود و با ارائة‌ نظریة‌ «حرکت‌ جوهری» در عرصة‌ هستی‌ و جدا کردن‌ حکمت‌ الهی‌ و «علم‌النفس» از طبیعیات‌ ارسطویی، فلسفة‌ الهی‌ را از قید فلسفة‌ طبیعی‌ قرون‌ وسطایی، که‌ در اندیشة‌ فیلسوفان‌ مسلمان گذشته‌ کاملاً‌ ملموس‌ بود، آزاد نمود تا آنجا که‌ به‌ تعبیر برخی‌ از معاصران‌ تمایز بین‌ فلسفة‌ الهی‌ و حکمت‌ طبیعی‌ توسط‌ صدرالمتألهین‌ در دوران‌ معاصر این‌ اثر را دارد که‌ در مقابل‌ حملة‌ متجددان، که‌ به‌ سلاح‌ نظریات‌ جدید علمی‌ مجهز هستند، می‌توان‌ از حکمت‌ سنتی‌ دفاع‌ کرد و این‌ خدمت‌ او به‌ علوم‌ عقلی‌ اسلامی‌ سبب‌ حفظ‌ آن‌ شده‌ است.(4)
ادامه نوشته

روش تدریس تعلیمات دینی(1)

روش تدریس اعضای تیم:

معمولا دانش آموزان ازکارهای گروهی استقبال می

 کنند،هرچند تعدادسرسام آوردانش آموزان، استفاده

ازروش های دانش آموز محوررابامشکل روبروساخته

است اما استفاده ازروش های متعددتوسط معلم

 برکارایی وجذابیت معلم وتوجه دانش آموزان می افزاید.

روش تدریس اعضای تیم،روشی مناسب جهت دروسی

است که چندمفهوم مستقل رادربردارندبنابراین خود متن

 درس باید مناسب بااین روش باشدومعلم تعداد گروهها

را متناسب باهربخش مستقل درس انتخاب نماید. 

به عنوان مثال:کتاب تعلیمات دینی پایه سوم درس

پنجم :

این درس دارای 5قسمت مستقل می باشد،1پیامبران،2

سه اصل اساسی،3ارتباط باخدا...،4عصمت...،5ایمان

به...

درنتیجه تعدادکلاس راتقسیم بر5نموده واگراحیانا

باقیمانده ای درکاربودبرای اوفعالیتی دیگرنظیریافتن پاسخ

 سوالات درنظربگیرید.

 

شیوه ی اجرا:

اعضای هرگروه 5تایی راشماره گذاری کنید.مثلا:گروه

بنفشه:

(.زهرا1،فاطمه2،ملیکا3،.هانیه4،اعظم5)و....

دانش آموزان شماره1قسمت مربوط به پیامبران را

مطالعه نمایند.دانش آموزان شماره2سه اصل اساسی

 والخ....

درمرحله بعد ازدانش آموزانی که دارای شماره مشترک

 هستند خواسته می شودکه پیش هم دریک گروه جمع

 شده بخش مربوط به خودرابرای هم توضیح دهند.(لازم

به ذکراست که اگرازهرگروه دانش آموزی برای نظارت

ونمره گذاری تعیین شودکارایی روش ارتقا می یابد)

پس ازپایان وقت تعیین شده از دانش آموزان خواسته

می شودکه سرجای قبل خودبازگشته تاآنچه راکه

آموخته اند برای سایراعضاتوضیح دهند.

دراین بخش کل درس به صورت بخش هایی که معلم

 تعیین کرده دریک گروه بیان می گردد.یعنی دانش آموز1

قسمت1،دانش آموز2قسمت2و...

جهت ارزشیابی درس سوالات 4گزینه ای

،صحیح/غلط،...باسطح دشواری متوسط دراختیاردانش

آموزان قرارداده می شودتاعلاوه برآزمون آموخته

ها،یادگیری درس جدیدتثبیت گردد.

 

ازمحاسن این روش :

به تمامی دانش آموزان فرصت ابرازوجود داده می شود.

به صورت غیرمستقیم فن سخنوری درمیان گروه آموزش

داده می شود.

به دانش آموز اجازه داده می شودکه درس رابه زبان خود

 بیان نماید،درحقیقت بیان موضوع باجملات کاملاشخصی

 یادگیری دانش آموز رابه سطوح بالای یادگیری

(بالاترازدانش)نظیردرک وفهم،کاربردو...ارتقامی دهد.

ودرآخراینکه این روش درست درزمانی که معلم حال

وحوصله تدریس نداشته باشدروش بسیارمناسبی است!

دلایل معاد


در بار ه معاد و امکان یا ضروت آن ونیز در مورد کیفیت معاد  همواره  ميان اندیشمندان بحث و گفتگو بوده است و سؤالات متعددی در این زمینه مطرح شده و پاسخ داده شده است. ازجملۀ این سؤالات، سؤالات زیر است:

1- آیا معاد ممکن است؟

2- امکان آن ذاتی است یا وقوعی؟

3-آیا علاوه بر دلایل امکان معاد، دلایل برضرورت آن می توان اقامه کرد؟

4- چه شبهاتی بر معاد واردشده و آیا شبهات وارده قابل دفاع هستند؟

ادامه نوشته

ارزشیابی وراهبردها

مقاله ارائه شده درکمیسیون ارزشیابی مدرسه راهنمایی آیین روشن:

تاریخچه ارزشیابی

قدمت اندازه گیری، Test، آزمون یا امتحان کمابیش با تعلیم و تعلم همراه است. از گذشته های دور معلمان و افرادی که با تعلیم و تدریس سرو کار داشته اند، برای پی بردن به میزان موفقیت فراگیران خود از مطالب آموزش داده شده به صور مختلف از امتحان استفاده می کرده اند.

با توجه به منابع موجود، مقامات چینی نزدیک 4000 سال پیش برای انتخاب پرسنل اداری خود از امتحان استفاده می کردند.(پاپهام، 1975) 1

مدارک زیادی وجود دارد که در ایران باستان، یونان و روم از امتحان استفاده می شده است مثلاً سقراط و سایر معلمان یونانی در کلاس های درس خود از سئوالات امتحانی استفاده می کردند.

ادامه نوشته

عیدتان مبارک

غدیر،تکرارمنظومه بعثت وحادثه پرشکوه انتخاب وانتصاب یک پدربرای امتی یتیم بود.

غدیرتکرارعاشقانه «الیوم اکملت لکم دینکم»درکناربرکه ای گمنام بود که شهرتش رااز«علی»دارد.

1421سال پیش ازاین ازفوج نوری که دستهای ولایت ونبوت رابه هم پیوند می دادجمله ای شنیده شد:من کنت مولاه فهذا علی مولاه

گوینده پیامبربودوشنونده هزاران حاجی تازه ازحج برگشته .

آری برفرازجهازاشتران دستان علی همراه دستان مهربان آخرین پیامبربرفرازشدوآنروزحجت بالغه الهی ،نورسرمدی وپرتوسبزسیادت برجبین مولادرخشید.....

عیدسعید غدیرخم تهنیت باد.

علی ،امیرغدیر

سیل توحیدیان محرم راز

ازصفاسوی دشت جاری شد

خاک سوزان سرزمین حجاز

درقدم هایشان بهاری شد

 

رفته بودند خسته وغمگین

نفس مروه شستشوشان داد

رفته بودند،تشنه وتبدار

زمزم عاطفه سبوشان داد

 

گرچه کوبیده اندهروله را

بازهم آهوان این دشتند

آسمانی ترازپرنده،رها

سبزوروشن زکعبه برگشتند

 

ملتهب درکناریک برکه

روح تاریخ پیرمنتظراست

دست خورشید تا نهد دردست

آسمان درغدیرمنتظراست

 

برسرآسمانی آن ظهر

آیه های شکوه نازل شد

مژده دادندآیه های خدا

دین احمدتمام وکامل شد

 

میلاد فرخنده امام هادی

 

(علیه السلام) مبارک باد.

نامه آبراهام لینکلن به معلم پسرش

به پسرم درس بدهید.
او باید بداند که همه مردم عادل و همه آن ها صادق نیستند، اما به پسرم بیاموزید که به ازای هر شیاد، انسان صدیقی هم وجود دارد. به او بگوییدبه ازای هر سیاستمدار خودخواه، رهبر جوانمردی هم یافت می شود. به او بیاموزید، که در ازای هر دشمن، دوستی هم هست. می دانم که وقت می گیرد، اما به او بیاموزید اگر با کار و زحمت خویش، یک دلار کاسبی کند بهتر از آن است که جایی روی زمین پنج دلار بیابد. به او بیاموزید که از باختن پند بگیرد. از پیروز شدن لذت ببرد. او را از غبطه خوردن بر حذر دارید. به او نقش و تاثیر مهم خندیدن را یادآور شوید.
....

اگر می توانید، به او نقش موثر کتاب در زندگی را آموزش دهید. به او بگویید تعمق کند، به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقیق شود. به گل های درون باغچه و زنبورها که در هوا پرواز می کنند، دقیق شود. به پسرم بیاموزید که در مدرسه بهتر این است که مردود شود اما با تقلب به قبولی نرسد. به پسرم یاد بدهید با ملایم ها، ملایم و با گردن کش ها، گردن کش باشد. به او بگویید به عقایدش ایمان داشته باشد حتی اگر همه بر خلاف او حرف بزنند. به پسرم یاد بدهید که همه حرف ها را بشنود و سخنی را که به نظرش درست می رسد انتخاب کند.

ارزش های زندگی را به پسرم آموزش دهید. اگر می توانید به پسرم یاد بدهید که در اوج اندوه تبسم کند.  به او بیاموزید که از اشک ریختن خجالت نکشد. به او بیاموزید که می تواند برای فکر و شعورش مبلغی تعیین کند، اما قیمت گذاری برای دل بی معناست. به او بگویید که تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را بر حق می داند پای سخنش بایستد و با تمام قوا بجنگد. در کار تدریس به پسرم ملایمت به خرج دهید اما از او یک نازپرورده نسازید. بگذارید که او شجاع باشد، به او بیاموزید که به مردم اعتقاد داشته باشد توقع زیادی است اما ببینید که چه می توانید بکنید. پسرم کودک کم سال بسیار خوبی است.

جملاتی از بزرگان

 

" محبت همه چیز را شکست می دهد و خود شکست نمیخورد  "  .   تولستوی
 
 
" آنکه می تواند ، انجام می دهد،آنکه نمی تواند انتقاد می کند "  . جرج برنارد شاو
....

" لحظه ها را گذراندیم که به خوشبختی برسیم؛ غافل از آنکه لحظه ها همان خوشبختی بودند "  . علی شریعتی
 
" تمدن، تنها زاییده اقتصاد برتر نیست، در هنر و ادب و اخلاق هم باید متمدن بود و برتری داشت "  .  لویی پاستور
 
" باید دنبال شادی ها گشت ولی غمها خودشان ما را پیدا می کنند   "  . فردریش نیچه
 
" اگر در اولین قدم، موفقیت نصیب ما می شد، سعی و عمل دیگر معنی نداشت." موریس مترلینگ
 
 "بهترین چیزها زمانی رخ می دهد که انتظارش را نداری." گابریل گارسیا مارکز
 
 " لازم نیست گوش کنید، فقط منتظر شوید . حتی لازم نیست منتظر شوید ، فقط بیاموزید آرام و ساکن و تنها باشید. جهان آزادانه خود را به شما پیشکش خواهد کرد تا نقاب از چهره‌اش بردارید انتخاب دیگری ندارد؛ مسرور به پای شما در خواهد غلطید " . فرانتس کافکا
 
 " گنجی که در اعماق نامحدود شما حبس شده است ، در لحظه ای که خود نمی دانید ، کشف خواهد شد "  . جبران خلیل جبران

 
"اگر جانت در خطر بود بجای پنهان شدن بکوش همگان را از گرفتاری خویش آگاه سازی." ارد بزرگ
 
 " کسی که دارای عزمی راسخ است ،جهان را مطابق میل خویش عوض می کند "  . گوته
 
 " پیروزی آن نیست که هرگز زمین نخوری، آنست که بعد از هر زمین خوردنی برخیزی"  . مهاتما گاندی
 
 " کسی به فرجام زندگی آگاه نیست ، خداوند هم نیازی به عبادت بنده ندارد  "  .  فردوسی  
 " تکامل و حرکت، مبنا و پیش فرض کل وجود است " . انگلس
 
 " بیشترین تأثیر افراد خوب زمانى احساس مى شود که از میان ما رفته باشند "  .  امرسون
 
 " از دیروز بیاموز. برای امروز زندگی کن و امید به فردا داشته باش"  . آلبرت انیشتن
 
 " برای اداره کردن خویش ، از سرت استفاده کن . برای اداره کردن دیگران ، از قلبت "  . دالایی لاما
 
  " تمام افکار خود را روی کاری که دارید انجام می دهید متمرکز کنید . پرتوهای خورشید تا متمرکز نشوند نمی سوزانند "  . گراهام بل

فلسفه و حکومت

آیت الله سیدمحمد خامنه ای

افلاطون بر اين باور بود كه تنها فيلسوف سلطان مي‌تواند و بايد حكومت كند زيرا حكومت امري فراتر از سامان‌دهي صرف سياسي تلقي مي‌شود. از همان هنگام تاكنون همواره در بين انديشمندان و فلاسفه رابطه بين فلسفه و حكومت موضوعي حساس و مناقشه برانگيز بود. عده‌اي از فلاسفه در استخدام قدرت در مي‌آمدند و عده‌اي هم بدان تن در نمي‌دادند با اين حال حكومت‌ها در تلاش بودند از حكومت و خرد اين فلاسفه براي ارتقاي جايگاه و بهينه‌سازي ساختارهاي حكومتي بهره بگيرند. 



ادامه نوشته

شوق و امید

 

روزی تصمیم گرفتم که دیگر همه چیز را رها کنم .
شغلم را........دوستانم را.........زندگی ام را !
به جنگلی رفتم تا برای آخرین بار با خدا صحبت کنم .
به خدا گفتم : آیا می توانی دلیلی برای ادامه زندگی برایم بیاوری ؟
و جواب او مرا شگفت زده کرد.
او گفت : آیا درخت سرخس و بامبو را می بینی؟
پاسخ دادم : بلی .

فرمود :

هنگامی که درخت بامبو و سرخس راآفریدم، به خوبی ازآنها مراقبت نمودم .
به آنها نور و غذای کافی دادم . دیر زمانی نپایید که سرخس سر از خاک برآورد و
تمام زمین را فرا گرفت اما از بامبو خبری نبود .
من از او قطع امید نکردم .
در دومین سال سرخسها بیشتر رشد کردند و زیبایی خیره کننده ای به زمین بخشیدند
اما همچنان از بامبوها خبری نبود .من بامبوها را رها نکردم.
در سالهای سوم و چهارم نیز بامبوها رشد نکردند .
اما من باز از آنها قطع امید نکردم.
در سال پنجم جوانه کوچکی از بامبو نمایان شد.
در مقایسه با سرخس کوچک و کوتاه بود اما با گذشت 6 ماه ارتفاع آن به بیش از 100 فوت رسید.
5 سال طول کشیده بود تا ریشه های بامبو به اندازه کافی قوی شوند.
ریشه هایی که بامبو را قوی می ساختند و آنچه را برای زندگی به آن نیاز داشت را فراهم می کرد.

خداوند در ادامه فرمود : آیا می دانی در تمامی این سالها که تو درگیر مبارزه با سختیها و

مشکلات بودی در حقیقت ریشه هایت را مستحکم می ساختی .
من در تمامی این مدت تو را رها نکردم همانگونه که بامبو ها را رها نکردم .
هرگز خودت را با دیگران مقایسه نکن و بامبو و سرخس دو گیاه متفاوتند
اما هر دو به زیبایی جنگل کمک می کنند.
زمان تو نیز فرا خواهد رسید تو نیز رشد می کنی و قد می کشی !

از او پرسیدم : من چقدر قد می کشم .
در پاسخ از من پرسید : بامبو چقدر رشد می کند؟
جواب دادم : هر چقدر که بتواند .
گفت : تو نیز باید رشد کنی و قد بکشی ، هر اندازه که بتوانی!

سیری در عرفان  اسلامی

عرفان در لغت به معنی «شناخت» است و اصطلاحا به «شناخت خدا» در صورتی که عاشقانه باشد، گفته می‌شود.عارف محبوس شناخت‏های استدلالی خشک درباره خدا و صفات او نیست، بلکه خدا را روح حاکم بر سراسر وجود و همه هستی میبیند. عارف در صدد است همچون قطب عارفان و امیر مؤمنان که فرمود:«ما رأیت شیئا الاّ رأیت الله قبله و بعده و معه» همیشه شاهد حق تعالی باشد و گاه فریاد بر می‌آورد که:

به دریا بنگرم دریا ته وینم (تو بینم)

 به صحرا بنگرم صحرا ته وینم

به هر جا بنگرم کوه و در و دشت

نشان از قامت رعنا ته ونیم.


ادامه نوشته

سیری در  تصوف اسلامی

تصوف ( یا صوفی‌گری( فرقه‌ای اسلامی است و طریقه عملی عرفان یا همان خدا شناسی می‌باشد. صوفیان آفریننده هستی را دارای هیچیک از صفاتی که ما می‌شناسیم نمی‌دانند و او را بالاتر از هر پندار و توصیفی می‌دانند. تصوف در معنی لغت به روش و طریق طی کردن راه جستجوی حق را گویند. و فردی را که در این راه قدم می‌گذارد صوفی می‌گویند.

ادامه نوشته

جوینده یابنده است....

زماني دانش آموز مشتاقي كه مي خواست به خرد و بصيرت دست يابدبه نزد خردمند ترين انسان شهر , سقراط رفت , تا از او مشورت جويد .
سقراط فردي كهنسال بود و در باره بسياري مسائل آگاهي زيادي داشت .پسر از پير شهر پرسيد چگونه او نيز مي تواند به چنين مهارتي دست پيدا كند .
سقراط كه زياد اهل حرف زدن نبود , تصميم گرفت صحبت نكند و به جايش عملاً براي او توضيح دهد .
او پسر را به كنار دريا برد و خودش در حالي كه لباس به تن داشت , مستقيماً به درون آب رفت
او دوست داشت چنين كار عجيب و غريبي انجام دهد و مخصوصاً وقتي سعي داشت نكته اي را ثابت كند .
شاگرد با احتياط دستور او را دنبال كرد و به درون دريا قدم برداشت و نزد سقراط به جايي رفت كه آب تا زير چانه اش مي رسيد سقراط بدون گفتن كلمه اي دستش را دراز كرد و بر روي شانه پسر گذاشت سپس عميقاً در چشمان شاگردش خيره شد و با تمام توانش سر او را به زير آب فرو برد .
تلاش و تقلايي از پي آمد و پيش از آنكه زندگي پسر پايان يابد , سقراط اسيرش را آزاد كرد . پسر به سرعت به روي آب آمد و در حالي كه نفس نفس مي زد و به دليل بلعيدن آب شور به حال خفگي افتاده بود ، به دنبال سقراط گشت تا انتقامش را از پير خردمند بگيرد . در نهايت تعجب دانش آموز , پيرمرد صبورانه در ساحل منتظر ايستاده بود . دانش آموز وقتي به ساحل رسيد , با عصبانيت داد زد : ((چرا خواستي مرا بكشي ؟)) مرد خردمند با آرامش سئوال او را با سئوالي جواب داد : پسر وقتي زير آب بودي و مطمئن نبودي كه روز ديگر را خواهي ديد يا نه چه چيز را در دنيا بيش از همه مي خواستي ؟
دانش آموز لحظا تي انديشيد سپس به آرامي گفت مي خواستم نفس بكشم .
سقراط چهره اش گشاده شد و گفت : آري پسرم هر وقت براي خرد و بصيرت همينقدر به اندازه اين نفس كشيدن مشتاق بودي آنوقت به آن دست مي يابي .
" هر چیز را با تمام وجود بطلبيد تا بيابيد "

عیدتان مبارک



گویی که زصخره ها صدا می آید

آوای خوش خدا   خدا   می   آید


ای خسته دلان منتظر، گوش کنید

آوای محمد  از  حرا    می     آید



عید پیروزی

10 ذیحجه ، عید قربان است، عیدی که همواره از آن به عنوان عید پیروزی وظیفه بر غریزه و اوج تجلی شکوفایی روح ایثار یاد می شود . 
هرگاه انسان بر سر دو راهی غریزه و وظیفه قرار گرفت و غریزه را انتخاب کرد، به سوی حیوانات گرویده بلکه از حیوانات هم پست تر شده است، چون از عقل و فکر و رهنمودهای انبیا استفاده نکرده است . اما همین که انسان در این دو راهی خطرناک وظیفه را انتخاب کرد و در خط ملائکه و پاکان قرار گرفت آنرا عید می گیرد، به عنوان مثال، غریزه گرسنگی و تشنگی انسان را به استفاده از آب و نان می کشاند، ولی وظیفه دستور می دهد که در ماه رمضان خودداری کن، کسانی که سی روز وظیفه را انتخاب کرده اند، روز عید فطر را باید عید بگیرند، زیرا وظیفه را بر غریزه ترجیح داده اند.

غریزه فرزند دوستی به ابراهیم (ع) می گوید: اسماعیل(ع) را ذبح نکن، اما وظیفه می گوید: او را ذبح نما. حضرت ابراهیم(ع) در این دو راهی، رضای خداوند و وظیفه را بر تمایلات شخصی خود و غریزه پیروز کرد، لذا باید آنرا عید بگیرد، اگر در حدیث می خوانیم: هر روز که در آن معصیت خدا نشود، عید است، به همین معنا است که در برابر جاذبه های هوای نفس در خط خدا قرار گرفته، هر گاه انسان بر خواسته همه شیطان های درونی و بیرونی پا می نهد آن روز را باید عید بگیرد.
 

ادامه نوشته

قربان

  قربان يعني: 

                   قرب و نزديكي به حق 

                             رهروي در كوي حق 

                                      بندگي و امر حق  

                                                انس با جانان حق 

                                                          نايل و واصل به حق  

   اي بهترين مخلوق 

   اي انسان، اي همراه، اي عزيز

   عيد قربان بر شما مبارك باد         

روز شناخت

تا بال به بال عشق بستی   


تا هست جهان همیشه هستی

روز عرفه، روز شناخت است. عرفه روزي است كه خداي سبحان بندگان خود را به عبادت و اطاعت خويش فرا مي خواند و خوان كرم و احسان و لطف خود را براي آنان مي گسترد و درهاي مغفرت و بخشش و رحمتش را بر روي آنان مي گشايد.


ادامه نوشته

حج و...

این روزها دلهای مشتاق حال وهوای دیگری دارند،این روزهانسیم دل انگیزوصل یادآورشمیم خوشبوی عطرمحمدی است،تجربه دوباره این روزهارابرایتان آرزومندیم.

 متناسب با این حال وهواتفسیرآیات125تا129سوره مبارکه بقره از

تفسير الميزان(علامه طباطبايى)راتقدیم می داریم:

ادامه نوشته

قوم سبأ

قوم سبأ جمعيتي بودند كه در جنوب جزيره عربستان زندگي مي‌كردند، و داراي حكومتي عالي و تمدني درخشان بودند.[1] سباء شهري در يمن بوده كه بلقيس ملكه آنها بود و نيز نام قبيله‌اي از اولاد سبأ بن يشحب است،[2] و دين آنها، آفتاب پرستي بوده و پرستش ماه و گوزن و گوساله نيز در آن سرزمين رونق و رواج داشته است،[3] و به دست حضرت سليمان ـ عليه السّلام ـ خداپرست شدند.[4] حضرت سليمان ـ عليه السّلام ـ دستور داده بود لشگريانش، خليجي را از درياي شيرين به سوي بلاد هند جاري كرده بودند و سد عظيمي از سنگ و آهك بسته بودند كه آب از آن سد بر شهرهاي قوم سبأ جاري مي‌شد و از آن خليج راهي چند به سوي آن سد گشوده بودند و آن سد سوراخ‌هاي متعددي داشت، هر وقت كه مي‌خواستند آن سوراخها را مي‌گشودند و آب به قدر نيازشان بر شهرها و مزارع آنها جاري مي‌شد. قوم سبأ با استفاده از آن آب فراوان، باغهاي بسيار وسيع و كشتزارهاي پربركت ايجاد كردند، از شاخسارهاي درختان آن قدر ميوه آشكار شد كه مي‌گويند: هر گاه كسي سبدي روي سر مي‌گذاشت و از زير آنها عبور مي‌كرد، پشت سر هم ميوه‌هاي درختان مي‌افتاد و در مدت كوتاهي پر مي‌شد.[5]
زيادي نعمت، آميخته با امنيت محيطي بسيار مرفه براي زندگي آنها آماده ساخته بود، اما آنها قدر اين همه نعمت را ندانستند، خدا را به دست فراموشي سپردند و به كفران نعمت مشغول شدند، تا اينكه موشهاي صحرايي دور از چشم مردم مغرور به ديوارة اين سد خاكي روي آوردند و آن را از درون سست كردند و ناگهان باران شديدي باريد و سيلاب عظيمي حركت كرد، ديواره‌هاي سد كه قادر به تحمل فشار سيلاب نبود يك مرتبه در هم شكست و آبهاي بسيار زيادي كه پشت سد جمع شده بود، ناگهان بيرون ريخت و تمام آباديها، باغها، كشتزارها، و خانه‌هاي آنها را ويران نمود و آن سرزمين آباد را به صحرائي خشك و بي آب و علف مبدل ساخت و از آن همه باغهاي خرم و درختان بارور، تنها چند درخت تلخ «اراك» و «شور گز» و اندكي درختان «سدر» به جاي ماند، مرغان غزل خوان از آنجا كوچ كردند و بوم‌ها و زاغان جاي آنها را گرفتند.[6]
و بعضي مي‌گويند كه قوم سبأ داراي دوازده شهر بودند كه در هر شهري پيامبري به ارشادشان مشغول بود و آنها را به سوي خدا دعوت مي‌كرد، اما همواره مورد تكذيب و اهانت آن مردمان واقع مي‌شدند و در نتيجه خداوند متعال تمامي نعمت‌هاي خود را از آنها گرفت.[7]
نتيجه اينكه؛ اولين پيامبر آنها حضرت سليمان بود كه به دست ايشان خداپرست شدند و با توجه به بعضي نقلها، قوم سبأ داراي دوازده شهر، كه در هر شهري پيامبري به ارشادشان مشغول بود، مي‌توان گفت كه قوم سبأ، داراي پيامبران متعددي بوده است كه نام آنها در تاريخ به غير از حضرت سليمان معلوم نيست.
معرفي منابع جهت مطالعه بيشتر:
1.
مجموعه قصه‌هاي قرآني، محمد جواد مهري.
2.
ابو اسحاق نيشابوري، قصص انبياء، ص 359.
3.
داستان‌هاي قرآن و تاريخ انبياء، الميزان، ج 2، ص 331.


[1] . جمعي از نويسندگان، تفسير نمونه، تهران، دار الكتب الاسلاميه، چاپ دوازدهم، 1374 ش، ج 18، ص 67.
[2] .
زاهدي گلپايگاني، علي قاضي، قصص شگفت‌انگيز قرآن، كتابفروشي اسلاميه، چاپ دوم، 1371ش، ص588.
[3] .
بلاغي، صدر الدين، قصص قرآن، تهران، انتشارات امير كبير، چاپ سيزدهم، 1366 ش، ص 379.
[4] .
مجلسي، محمدباقر، حيوة القلوب، تحقيق: سيد علي اماميان، قم، سرور، چاپ دوم، 1376 ش، ج 2، ص 997.
[5] .
جمعي از نويسندگان، پيشين، ج 18، ص 68.
[6] .
همان، ج 18، ص 68 ـ 69.
[7] .
نيشابوري، ابو اسحاق، قصص الانبياء، تهران، شركت انتشارات علمي و فرهنگي، چاپ سوم، 1382 ش، ص 359.